در اخبار – شاید هم برخی پیاز داغش زیاد کردند- که چین تغییر راهبرد در قبال حکومت ج.ا داده است!، مثلا اعترضات داخلی ایران، موجب تغییر یا سستی چینی‌ها در تعامل با حکومت ج.ا شده است. شاید باشد، امثالهم به جز آنالیز اخبار و رویدادهای دیده شده و منعکس شده در رسانه‌ها و تحلیل و نتیجه‌گیری نزدیک به درستی، کار بیشتری دیگر نمی‌توانیم بکنیم، چرا نه توانش داریم و نه حتی می‌خواهیم به منابع خاص طبقه‌بندی کشورها دسترسی داشته باشیم!، چرا که این خواست یعنی وارد حوزه‌هایی بشویم که آخر سر هم نتیجه بدست نمی‌آید جز دردسر!

امثالهم پیشگویانی مثل فال بین و ادعای کذایی نوستراداموس بودن و اینها نیستیم، امثالهم بر اساس تحلیل و آنالیز و سیگنال‌های موشکافانه و نکته‌سنجی‌ها، به نتایجی می‌رسیم اغلب هم با درصد خطا، کلماتی مانند احتمالا، شاید، و.. همیشه قید گزاره‌هایمان هست، اما بعضی مواقع آن قدر راه حل ساده و بدیهی است، که فقط کافی است طرف بخواهد انجام دهد، حتی هیچ هزینه خاصی هم ندارد، یکی از همین گزینه‌ها سر قضیه این روزهای سیاست چین است.

در حقیقت اصلا چین تغییر سیاست خارجی محسوسی درباره ایران و سایر جهان نداده است، این چیزی که احساس می‌کنید از زمان حکومت ج.ا (۱۹۷۹) تا اکنون چین درباره ایران و سایر کشورهای جهان اتخاذ کرده است، خلاصه و مفید در یک جمله است:

چین، از جمله کشورهای معقول عمل‌گرای جهان است که بعد از مائویسیم، از اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی تا اکنون، در همان دهه ۱۹۸۰ میلادی همزمان به ایران و عراق سلاح فروخت، همان دهه‌ای که بر اساس سیاست مهاردوجانبه ریگانیسم، همزمان قدرت‌های جهان طوری به ایران و عراق سلاح و تعامل اقتصادی داشتند که هیچکدام پیروز قطعی جنگ نشوند، دلخواه آنها تضعیف هر دو کشور بود، بویژه هنوز شوروی بود، سقوط ایران، یعنی راه‌یابی مستقیم شوروی به آبهای جنوبی اقیانوس هند بود، این چیزی نبود که بلوک غرب بخواهد و حتی چینی که شوروی ان زمان رقیب خودش می‌دید، اما متاسفانه ج.ا درک درستی از تغییر مناسبات بعد فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد نداشت، ج.ا چنان در تاروپود ایدئولوژیکش سردرگم و در دگم و جمود است، احتمالا هنوز نفهمیده در دهه ۱۹۹۰ چه گذشت! اگر اندکی خوش شانسی و سیاست‌ورزانی چون رفسنجانی نبودند معلوم نبود با بلاهتی این روزها ج.ا می‌کند اصلا از دهه ۱۹۹۰ جان سالم ایران به در می‌برد یا نه؟!

سیاست درست ارجحیت منافع ملی در ارتباط با سایر کشورهای جهان دارد. برای همین با همه کشورهای جهان (به جز تایوان) رابطه دیپلماتیک دارد، در مورد تایوان هم، قضیه را داخلی می‌داند، تا حدی شبیه داستان جزایر سه‌گانه ایران است، اتفاقا اینجا شاید چینی‌ها سوتی دادند، اگر این کار چینی‌ها را یک تغیر سیاست بدانیم درباره تمامیت ارضی کشورهای عضو سازمان ملل، قطعا به زیان منافع ملی چین تمام خواهدف این صریح می‌گویم اگر چین دنبال اعاده مالکیت بر تایوان است، هرگونه خدشه به تمامیت کشورهای دیگر، بویزه کشورهای کهن و دورتر از حوزه همسایگی چین که طبیعتا نابید اصلا مشکل اختلافمرزی داشته باشدف مانند اختلافت چین با هند و غیره، چین هرگز نباید وارد اختلافات ایران و همسایگانش بشود، اما ما نمی‌توانیم چینی‌ها مرا جبور کنیم، اگر چینی‌ها این قدر ساده لوح شده اند که گمان می‌کنند در قضیه ایران، حکومت ج.ا به این راحتی سرنگون و ایران تجزیه می‌شود و از الان دارند برای کشورهای جنوب خلیج فارس خود شیرینی می‌کنند سخت در اشتباه راهبردی هستند، این رفتار چینی‌ها در نهایت آینده به زیان خودشان تمام می‌شود، چرا که رفتار آنها با ایرانی که حکومتش تا این حد با آنها دوستانه رفتار کرده و عملا حتی جاهایی باج می‌دهد، چنین غیر دوستانه و یا شبهه ضدیت پیش بیاد، چین به سرعت در بازه زمانی چند سال دوستان بسیاری را از دست خواهد داد، و کشورهای جهان به شدت محتاط خواهند شد در کاربست اتحاد یا قراردادهای راهبردی با چین، چین و ایران و هر کشوری اعم از اینکه چه نوع حکومتی دارند، ناچارند طبق طبیعت منافع ملی‌شان عمل کنند، تردید ایجاد کردن در اعتقاد به احترام تمامیت ارضی کشورهای جهان، نوعی مشروعیت بخشی به ضد خودشان است.

بگذریم، این رویدادها باز برای چندمین بار سیلی حقیقتی می‌زند به سران ایدئولوژیک زده ج.ا و باز هم آنها از خواب ایدئولوژیکی‌شان بیدار نمی‌شوند.

از باب گفتن است وگرنه من نوعی چندان امیدی ندارم این حکومت مافیایی زده ج.ا، گوش و چشمی برای انتقادپذیری داشته باشد، اما بهترین سیاست در قبال این شبهات، اتخاذ تغییر راهبردی سیاست خارجی از ایدئلوژیکی به علمل‌گرایی بر اساس منافع ملی است، که بارها گفتم، در حقیقت اینجا باز هم راهبرد تغییر سیاست خارجی حکومت ج.ا و یا هر حکومتی در ایران است، بازگشت به اصل بنیادین ارجحیت منافع ملی.
اینجا باز ترمیم سیاست اشتباه عدم موازنه مثبت روابط خارجی، یعنی اعلام سریع آمادگی برای برقراری رابطه دیپلماتیک عادی و باز گشایی سفارت‌خانه‌های ایران و امریکا در پایتخت‌هایشان است، بودن اشاره به کشور ثالثی دیگر، بگوید برای اقتضای منافع ملی و تمام.

این مهم، حتی از احیای برجام نیز اولویت بیشتری دارد، اگر ده تا اولویت در سیاست خارجی باشد، قطعا یکی‌اش همین است.

فقط سوال پیش می‌آید بر فرض بعید، حکومت مافیایی زده ج.ا، اعلام آمادگی کند، با توجه سیاست‌های فعلی امریکا، این کشور نخواست این اعلام آمادگی پاسخ مثبت بدهد، مثل همین سیاست‌های تعلل در احیای برجام، پس از شروع اعتراضات، چه می‌شود؟

من نوعی صرفا می‌توانم چند احتمال بدهم، مثلا مثبت یارد و سیاست تعلل از فرضیات متحمل است، اما هیچ فرقی در اثر مثبت اعلام آمادگی ج.ا برای برقراری رابطه دیپلماتک نیست.
منظور اثر مثبت، خود تغییر رویکرد از ایدئولوژیک دیگرستیزی (مشخصا امریکاسیتزی) سیاست خارجی ج.ا است به سمت علم‌گرایی ترجیح منافع ملی، اینکه به جز موراد کوتاه مقطعی، هرگز حکومت‌های معقول جهان، رابطه دیپلماتکیشان نباید قطع کنند، این سیاست عجیب و شبه کودکانه و ابلهانه برخی از عوامل ارکانی ج.ا در واسطه سازی سایر دولت‌ها برای گفتگو، تنها باج دادن و فضا برای قمار زدن منافع ملی ایران به دست سایر دولت‌ها است! این نشانه ضعف قدرت سیاست خارجی ایران است که نتواند یا نمی‌خواهد با امریکا مستقیما گفتگو یا رابطه دیپلماتیک کند! اینکه امریکا بخواهد یا نخواهد چیز دیگری است، اینکه ایران نخواهد اشتباه است.
در عمل، این وسطه سازی جز زیان برای ایران نداشته است!، آن هیستیریک رابطه با امریکا، موجب فرصت سوزی برجام شد و همین عدم احیای برجام، به قدری که تاثیر روی حتی فضای داخلی دارد، اثر روانی و فکری روی داخل، اینکه بت شکنی بزرگی در ایدئولوژی پرخسارت و ضد منافع ملی ایران صورت بگیرد.

در مورد بخش مهمی از اپوزیسیون و حکومت‌های متخاصم منطقه‌ای (متاسفانه خود ج.ا اغلب آنها ساخته مانند دشمنی با اسرائیل)، احتمالا آنها استقبال از تغییر سیاست ج.ا نخواهند کرد، آن بخش اپوزیسیون عقده‌ای و معاند روان‌شناختی قدرت‌طلب، که خواهان نابودی حکومت ج.ا و بر تخت نشستن خود بر اریکه حکومت ایران هستند (کل این داستان ملی گرایی و مردم دوستی شان بهانه است، آنها نیز مانند بخش دنیاپرست ج.ات طالب قدرت و دست‌یابی به منابع ثروت ایران هستند) و کشورهای متخاصم هم به تجزیه و نابودی و تضعیف ایران رضایت کمتر نمی‌دهند!
یعنی اگر چیزی شبیه معجزتی رخ دهد و سران ج.ا در ایران، یکهویی سکولار دمکراسی در ایران برقرار کنند و به همه کشورهای جهان رابطه خوب برقرار کنند، بخشی از اپوزیسیون احتملا حتی سکته بزنند که دیگر بهانه‌ای برای کاسبی اپوزیسیون نمایی و یا اقدام برای سرنگونی حکومت فعلی ج.ا ندارند!

این وسط، باز مافیای فاسد نفوذی در حاکمیت- که عملا در حال حاضر افسار حکومت ج.ا در دست گرفته- تمام تلاشش می‌کند روباط خارجی ایران با غرب بویژه با امریکا خوب و یا لااقل عادی و غیر خصمانه نشود! مافیای پلشت ضد ایرانی داخلی چند دهه سالست دارد با این دشمن‌سازی، کاسبی پلشت و حرامش می‌کند!

این تغییر سیاست خارجی حکومت ایران است که شرایط بهتر یا برعکس وضع بد امروز می‌کند. بر هم زدن بازی که می‌خواهد بازنده اش ایران باشد، با بازی دادن مهره‌ها و برگ‌های پنهان و آشکار، بازی را به نفع ایران و یا برد-برد طرفین تغییر داد.

 

 

درباره فرمانروایی مردمی (سکولار دمکراسی)؟، اسیرکُشی (امثال محسن شکاری)، نمونه‌ای دیگری بر نانظامی ج.ا؟!

 

 

برای روشن اندیشی درباره سری مطالب جنگ های اباطیلی بایگانی را مرور کنید

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/korooshbotshekane

نمونه دیگر نوشتارهای مشابه

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/botshekan

 

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)