ایران در دیپلماسی خود تجدید نظر کرده و با آمریکا مذاکره میکند. این رویداد در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است و بیانگر شکست تبلیغات  تعرضی اسلامی رژیم ایران است. مجازاتهای بین المللی و فشار سنگین روی اقتصاد و جامعه ایران ونیز درماندگی حکومت ولایت فقیه، برای پرونده اتمی  مسئولان سیاسی را پای میزمذاکره  کشاند. دولت ایران علیرغم اصرار همیشگی خود برای ادامه غنی سازی اورانیوم و ادامه سیاست غیر شفاف در زمینه اهداف نظامی خود، از تغییر ریاست جمهوری وآمدن حسن روحانی استفاده کرده ودر چارچوب استراتژی جدید هیات حاکمه، آمادگی برای مذاکرات با غرب را می پذیرد. رژیمی که بیش از 35 سال با امریکا خصومت نمود امروز از پایان قهرکردن حرف میزند. در این جدال دولت ایران روی حق خود در استفاده صلح آمیز از فعالیت اتمی تاکید میکند. در دیپلماسی جهانی در این مورد اختلافی نیست، تمام نگرانی غرب و بخصوص آمریکا در مورد اهداف نظامی فعالیت اتمی ایران است. تمام نگرانی غرب ناشی از پنهانکاری سالیان متمادی و نیز توسعه موشکهای نظامی و حضور و کنترل نظامیان پاسدار در صنایع اتمی است.

غرب از پیش اعلام کرده بود که راه دیپلوماتیک باز است وامروز میداند که ایران در موضع ضعف است و بنابراین رئیس جمهور امریکا و نیز فرانسه در جلسه سالانه سپتامبر 2013 سازمان ملل پیام دادند که بحث بر سر تغییر رژیم در ایران نیست، ولی موضع ایران در مورد سوریه باید تغییر کند و ایران باید در زمینه اتمی کاملن شفاف سازی نماید ودوران مذاکرات تکراری و بی فایده به پایان رسیده است. دولت آقای روحانی با توجه به خواست و سیاست آیت الله خامنه ای، تا کجا عقب نشینی خواهد کرد؟ بنظر میرسد که تصمیم گیران حاکم به این نتیجه رسیده اند که برای حفظ نظام امتیازاتی باید به غرب بدهند. تناقض بزرگی در مقابل حکومت اسلامی است: چگونه سیاست اتمی را ادامه دهد بدون آنکه امتیازات بزرگی به غرب بدهد؟ جمهوری اسلامی اهداف اتمی خودرا کنار نخواهد گذاشت، ولی در کوتاه مدت راهی جز عقب نشینی ندارد و با اقدامات واقعی باید نشان دهد که برنامه نظامی اتمی ندارد. در غیر اینصورت در آتیه با خطر حمله نظامی ویا جنبش های مردمی مواجه خواهد بود. در سازمان ملل آقای روحانی اعلام کرد که ایران خواهان صلح وهمکاری برای حل مناقشه اتمی است. این گفته برای غرب کافی نیست وقابل اعتماد نمی باشد، زیرا جامعه جهانی تعهد عملی میخواهد.

از زاویه منافع مردم ایران، تمام فعالیتهای حکومت دینی در زمینه سیاست غنی سازی  جز هزینه بسیار سنگین و بحران بیسابقه و سرکوب مردم و خطر برای سلامتی وزندگی شهروندان نتیجه دیگری بوجود نیاورده است. در واقع منافع کشورایران در نفی سیاست اتمی واستفاده از تمامی منابع و ثروتها در راه آبادانی اقتصادی و رفاه مردم و توسعه انرژیهای پاک است. جمهوری اسلامی با استبداد خود در طول حیاتش نگذاشت مردم درباره پروژه های گوناگون و از جمله طرح اتمی و غنی سازی  ابراز نظر کنند و قضاوت کنند. در هیچ رسانه ای بحثی صورت نگرفت، هزینه های کلان اتمی همیشه مخفی ماندند، حوادث در مراکز اتمی پنهان نگه داشته شد، هیچ روزنامه نگاری جرات نکرد تا در مورد مراکز اتمی ایران گزارشی تهیه کند، مرکز اتمی بوشهر بعداز سی سال هنوز تولید برق نمیکند و توضیح روشن و صادقانه ای وجود ندارد. اتم یعنی عدم شفافیت برای مردم و حفظ منافع سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیک روحانیون سوار بر قدرت و سران سپاه.

چه نتایجی از نزدیکی آمریکا و ایران و گام اول در یک قرارداد احتمالی حداقل، حاصل میشود؟

کاهش بحران دیپلوماتیک و جنجالهای دروغپردازانه حکومتی، سرآغاز احتمالی دیپلوماسی متعارف و کاهش فشار روی مردم و تولیدکنندگانی که با بازارخارج ارتباط دارند.

کاهش خصومت ایدئولوژیک ضدآمریکائی و شکست کارزار استراتژیک اسلامی علیه “شیطان بزرگ” و تغییر خط بسیج کننده طرفداران حکومتی در میدانها و رسانه ها.

احتمال عقب نشینی ایران جهت معلق نمودن غنی سازی 20 درصدی و شفاف سازی بیشتر برای آژانس بین المللی انرژی اتمی از یکسو واز سوی دیگر شل شدن مجازاتها در مبادلات ارزی و نفتی ایران در جهان.

تلاش برای تحکیم درونی رژیم اسلامی وآرام کردن تضادهای درونی جناحها و نیز تلاش برمهار زدن به اعتراضات مردمی و تلاش در تضعیف اپوزیسیون.

بطور مسلم از هرعقب نشینی و هر شکافی که در درون استبداد باز میشود باید بهره جست و هرفرصتی را تبدیل به تجربه برای انکشاف اجتماعی دمکراسی تبدیل نمود، ولی از یاد نباید برد که خواست اساسی جامعه ایران، دمکراسی و نظام سکولارمتکی بر حقوق بشر است. جمهوری اسلامی در تضاد با قدرت سیاسی سکولار دمکراتیک و در تضاد با آزادی اندیشه و آزادی انسان است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)