علی اصغر رمضانپور

تحولات هفته های اخیر نشان می دهد که دو رهبر عمده جمهوری اسلامی، شاید برای نخستین بار پس از تصمیم ایران مبنی بر پایان دادن به جنگ با عراق، به یک توافق عمده استرانژیک برای آینده ایران دست یافته اند.

سخنان و موضع گیری های هماهنگ آقایان خامنه ای و روحانی در باره مذاکرات اتمی و رابطه با آمریکا و اتخاذ نرمش در سیاست داخلی و خارجی، صرف نظر  از زبان متفاوت این دو نشان می دهد که هر دو رهبر و مشاوران استراتژیک آنان و عمدتا آقایان هاشمی رفسنجانی و محمدخاتمی به این نتیجه رسیده اند که باید در برابر خواسته های روشن مردم ایران واکنشی مثبت نشان دهند.

آقای روحانی در آستانه سفر به آمریکا گفت که سخنان او تکرار صدای مردم ایران است. این عبارت نه فقط توضیح دهنده مواضع دیپلماتیک اخیر ایران و محتوای مذاکرات پیشِ رو در سازمان ملل، بلکه تا حدی توضیح دهنده تحولاتی ست که در هفته های گذشته نشان دهنده توجه مقام های سطوح بالای قدرت در ایران به صدای مردم است. صدایی که پژواک آن را در انتخایات ریاست جمهوری شنیدیم. به این ترتیب به نظر می رسد حمایت از توافق های در سطح عالی بیش از آنکه حمایت از رهبران ایران باشد حمایت از صدای رای دهندگان در ایران است.

صدای رای دهندگان را نه تنها در انتخابات که در فضای نسبتا آزاد تری می توان شنید که در یک ماه گذشته در رسانه های ایران به چشم می خورد. فضایی که در هفته های اخیر بر ایران حاکم شده،به رغم ناباوری و تردید ها و نگرانی های مخالفان جمهوری اسلامی و کسانی که از دور ناظر تحولات ایران هستند،  بازتابی از توجه به حرف های مردم است.

دلیلی ندارد برای خوشحال بودن از این فضای تازه، آن را به معنای تغییر ماهیت جمهوری اسلامی یا حل و فصل یک باره همه مشکلاتی بدانیم که محدودیت های ساختاری و سیاسی و مدنی را برای مردم ایران به بار آورده است. اما مهم این است که درک کنیم  در صدای مردم به رغم خشنودی و امیدواری، ساده انگاری دیده نمی شود. آنچه بازتاب صدای مردم دانسته می شود توجهی واقع بینانه تر به حل معصلات پیش روی کشور است:

حل مساله رابطه با امریکا و پیش از آن برداشتن بن بست از سر راه رسیدن به یک توافق معقول بر سر مساله برنامه اتمی ایران نه فقط یک گام مهم در راه حل مشکلات معیشتی و زندگی مردم در ایران، که گامی ست در راه منافع درازمدت مردم ایران. به این دلیل باید گفت که آقای روحانی شاه کلید حل مشکلات را به درستی تشخیص داده است. پس از حل این مشکلات است که می توان به دیگر اموری پرداخت که مردم به خاطر آن به آقای روحانی رای دادند.

در چنین شرایطی حمایت مردمی از برنامه ای که آقای روحانی دنبال می کند و تاکنون از حمایت آقای خامنه ای برخوردار بوده است راهی ست برای رسیدن به سرانجامی که به منافع درازمدت مردم ایران نزدیک تر است. در این راه دومانع وجود دارد که باید با هوشیاری از آن گذشت.یکی سایه بدبینی و تردیدی که در میان مردم و به ویژه نیروهای سیاسی نسبت به حکومت ایران  دیده می شود و دیگر تمایلی که در بخش هایی از حکومت برای حل و فصل ماجرا بدون شنیدن صدای مردم وجود دارد.

مانع اول را هوشیاری همه نیروهای سیاسی و مدنی تحول خواه از سر راه بر می دارد. به تمسخر گرفتن سیاستی که آقای خامنه ای به عنوان نرمش قهرمانانه آن را توصیف کرده است، نادیده گرفتن فرصتی است برای گفت وگو در باره دنبال کردن اصلاحات اساسی در حکومت ایران. این شاید خوشایند کسانی باشد که به هیچ چیز کمتر از براندازی حکومت ایران راضی نیستد و از تحولات اخیر با این استدلال که عمر حکومت را افزایش می دهد ناخرسند هستند اما به نفع مردمی نیست که نه برای وارد شدن در مناقشه مشروعیت یا عدم مشروعیت حکومت ایران که به امید حل مشکلات پیش روی شان در زندگی و به امید افزایش کارآمدی حکومت در حل مشکلات مردم در انتخابات شرکت کرده اند. آن هم در شرایطی که نزدیک به ۵۰ درصد از رای دهندگان به آقای روحانی رای نداده اند. در چنین شرایطی واقع بینی حکم می کند که به جای نادیده گرفتن فرصت ها به خاطر امید ها و آرزوهای مبهم از واقع بینی که در رهبری حکومت ایران به وجود آمده است به نفع پیشبرد خواسته های رای دهندگان بهره ببریم.

مانع دوم وجود بقایای تفکر تندروانه ای است که در لایه هایی از حکومت همچنان صاحب قدرت است و از این تغییرات خشنود نیست.  این گروه که روزنامه کیهان و کسانی مانند سردار نقدی همچنان سخنگوی آنان هستند، می کوشند تا با ترساندن آقای خامنه ای از دامنه تغییرات، او را به عقب نشینی از مواضعی که اتخاذ کرده است وادارند.

هوشیاری نیروهای سیاسی تحول خواه در عین وجود تنوع آرا و باورها این امکان را فراهم می سازد تا دولت آقای روحانی که تاکنون نشان داده دولت هوشیاری است و سنجیده عمل می کند بتواند مسیر گفت و گو ها را، هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی بهتر  پیش ببرد. آقای روحانی باید حس کند که در ملاقات های پیشِ رو در نیویورک چه در دیدار احتمالی با آقای اوباما نه تنها دارای اختیارات تام از جانب رهبر جمهوری اسلامی است که باید همزمان خود را نماینده رای دهندگان ایرانی و همه نیروهای تحول خواهی بداند که در داخل یا خارج از ایران به بهروزی ایران چشم دارند.

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)