اگر مقدمه‌ی کتاب «اقتصادی سیاسی مناقشه‌ی اتمی ایران» نوشته‌ی دکتر محسن رنانی و نامه‌ای را که در همین کتاب خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته است بخوانیم٬ آن‌وقت می‌توانیم ارزش «نرمش قهرمانانه‌» را درک کنیم. محسن رنانی از اقتصاددانان برجسته‌ی کشور است که البته همواره مسئله‌های جاری کشور در نگاه اقتصادی وی بازتاب قابل لمسی دارد. همین ویژگی او را از خیل گسترده‌ی اقتصاددان‌های آزمایشگاهی و پای‌تخته‌ای متمایز می‌کند.
متن اصلی این کتاب بین سال‌های ۱۳۸۴ تا ۸۶ تدوین و برای سران نظام فرستاده شده و سپس ـ شاید به این دلیل که پاسخی و واکنشی ندیده ـ به صورت محدود در سال ۱۳۸۷ ـ یک سال پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ۸۸ ـ نسخه‌ی کاغذی کتاب به‌دست محسن رنانی به صورت محدود منتشر می‌شود. سپس در اردیبهشت ۱۳۹۲ ـ درست پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ۹۲ ـ آن را به صورت الکترونیکی روی اینترنت منتشر می‌کند. گویا متن کامل این کتاب به تازگی در ایران منتشر شده است. از نگاه وی٬ آن دو انتخابات می‌توانستند به عنوان  فرصت‌های طلایی برای بیرون رفتن از بحران وحشتناکی که وی در کتاب به تصویر کشیده‌است٬ در نظر گرفته شوند.
از نظر وی٬ پرونده‌ی هسته‌ای ایران  بازی‌ای است که به‌دست جهان غرب ـ بویژه آمریکا ـ طراحی شده تا در این بازی ابتدا ایران را درگیر٬ ضعیف و مهار کند و سپس مسیر آینده‌ی انرژی خود و متهدانش را تغییر دهد و تضمین کند. البته او تاکید می‌کند که این یک تئوری توطئه‌ی پوچ و توخالی نیست. بلکه با داده‌های فراوانی که در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی در مورد عملکرد غرب ـ بویژه آمریکا ـ ارائه می‌دهد٬ هر ایرانیِ دلسوزی را دست‌کم به فکر فرو می‌برد. ـ البته من از همان سال ۸۵ که پای صحبت ایشان نشستم و سپس داده‌های ایشان را بررسی نمودم و خودم هم مقداری ماجرا را به صورت مستقل دنبال کردم٬ نظریه‌ی ایشان را دربست قبول کردم.
 از همین رو٬ محسن رنانی راهکاری را به سران کشور ارائه می‌دهد که طبق آن باید تحولی چشم‌گیر و بنیادی در سیاست‌های کشور صورت پذیرد. «اگر هم بخواهیم٬ دیگر نمی‌توانیم دست به توقف و تصحیح برخی فرایندهای مخرب بزنیم. در یک کلام٬ ما از مرحله‌ی «اصلاح» عبور کرده‌ایم و اکنون نوبت « تحول» است و اگر به سرعت به این نیاز پاسخ ندهیم٬ زودا که مرحله‌ی «درهم‌ریزی» آغاز شود» (صفحه‌ی ۱۷) چشم‌اندازی که وی بر پایه‌ی آمار رسمی از وضعیت اقتصادی و به طبع آن وضعیت اجتماعی کشور ارائه می‌دهد را چیزی نمی‌توان نامید جز «فلاکت و فاجعه». فلاکتی که البته هر روز ما آن را در زندگی روزمره‌ی خود می‌بینیم اما وقتی با آمار و رقم‌ها و جدول‌هایی روبرو می‌شویم که آن فلاکت و فاجعه را به صورت عریان رودرروی ما قرار می‌دهند٬ چاره‌ای جز پذیرفتن این واقعیت تلخ نداریم که «در هر صورت٬ برای ماندن به عنوان ملتی پایدار و تاثیرگذار٬ ما بیش از دو دهه فرصت نداریم.» (صفحه‌ی ۴۹)
در همین راستاست که او در نامه‌اش به آیت‌الله خامنه‌ای درخواست‌اش را به صورت صریح و شفاف بیان می‌کند:‌ «کوتاه سخن آن‌که تنها یک تغییر «راهبردی»٬ «سریع» و «آشکار» در سیاست‌های ما می‌تواند یک شوک معکوس به بازار نفت وارد آورد. (تغییر باید٬ راهبردی باشد٬ چون قبلا دنیا روش‌های تاکتیکی ما را آزمون کرده است  و به آن روش‌ها اعتماد نمی‌کند؛ سریع باشد! چون باید نقش شوک را داشته باشد؛ آشکار باشد٬ چون باید به سرعت همه‌ی بازیگران بازرهای انرژی از آن مطلع شوند و قبلا دیده‌ای که تغییر محرمانه‌ی سیاست‌های ما اثری نداشته است).» (صفحه‌ی ۵۰)  البته او در جای جای این نامه٬ سنگینیِ گرفتنِ چنین تصمیمی را یادآور می‌شود و گوشزد می‌کند که گرفتن و به‌کار بستنِ چنین تصمیمی نیازمند از خودگذشتگی و بزرگواری‌ست. زیراکه پای آینده‌ی یک ملت در میان است و بخش زیادی از این آینده در گرو تصمیم شخص آیت‌الله خامنه‌ای‌ست.
***
می‌دانیم که تحول‌های یک ماه آخر متنهی به انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ۹۲ آنقدر پرشمار و پرشتاب بود که هنوز جنبه‌های ناپرداخته‌ی زیادی از آن ماجرا روی میز تحلیل‌گران و پژوهشگران مانده است. بی‌شک حضور گسترده٬ مسئولانه٬ پیگیرانه٬ امیدوارانه و آینده‌نگرانه‌ی بخش‌های زیادی از مردم٬ کلید اصلی حل این معمای پیچیده است. اما نباید فراموش کنیم که یک طرف قضیه هم شخصی نشسته بود ـ یک شخص با تمام عقبه‌ی سیاسی٬ اجتماعی و نظامی‌اش ـ که توانایی برهم زدنِ ـ هرچند موفتی ـ هر بازی‌ای را دارد. این شخص آیت‌الله خامنه‌ای‌ست و اینبار به نظر می‌رسد وی تصمیمی آینده نگرانه گرفته است که به منافع ملت و کشور نزدیکی بیشتری دارد.
کتاب صلح امام حسن
پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه‌ی
ترجمه‌ی آیت‌الله علی خامنه‌ای
در این چند روز٬ افزون بر تغییرهای محسوس در ادبیات دیپلماسی دولتمردان٬ تغییرهای چشم‌گیری نیز در صحنه‌ی سیاست داخلی کشور دیده می‌شود. حضور شخصی همچون دریادار علی شمخانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و شنیده‌هایی مبنی بر ارجاع پرونده‌ی حصر رهبران جنبش سبز به این شورا٬ سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در جمع فرماندهان سپاه مبنی بر عدم دخالت در امور سیاسی٬ و آزادی ـ هرچند قطره‌چکانی ـ شماری از زندانیان سیاسی مرتبط با رخدادهای ۸۸ ٬ بوی این تغییر‌های «راهبردی» «سریع» و آشکار را به مشام ما می‌رساند. باید چند روز منتظر بمانیم تا رد اصلی این تغییر راهبرد را در نحوه‌ی حضور حسن روحانی در نیویورک ببینیم. زیراکه آنجا صحنه‌ای‌ست برای پرده‌برداری علنی از راهبرد تازه‌ی جمهوری اسلامی ایران در سپهر بین‌المللی. چنانچه همه‌ی این تغییرها عملیاتی شود٬ باید آن را ارزشمند دانست و از آن پاسداری کرد. بعلاوه باید به شخصی که پشت این «نرمش قهرمانانه» است٬ احترام گذاشت. زیرا اگر داده‌های پژوهش محسن رنانی را جدی بگیریم٬ به تاثیر این تغییر سیاست بر زندگی حال و آینده‌ی ایرانیان پی خواهیم برد.
یکی از نقطه ضعف‌های تاریخی جامعه‌ی معاصر ما٬ ناتوانی در حل مناقشه‌های داخلی در سطح ملی‌ست. به طوری که تقریبن همه‌ی مناقشه‌های داخلی ما (به استثنای انقلاب مشروطه) به حذف یکی از دوطرف دعوا ختم شده است. مشکل فعلی ما نیز این است که اقتدارگرایان تا کنون حاضر به ‌به‌رسمیت شناختن طرف مقابل در صحنه‌ی سیاسی کشور نبوده‌اند. اما در انتخابات ۹۲ با ظرافت مثال زدنی‌ای این چرخه‌ی باطلْ بُریده  و ـ فعلن ـ متوقف گردیده است. به نظر من٬ در این انتخابات هر دو طرف مناقشه در آخرین لحظه‌ها بسیار عاقلانه و مسئولانه عمل کردند و امیدوارم این روند همچنان ادامه داشته باشند.
……..
«پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده‌است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.»
بیانیهٔ شمارهٔ ۹،  تاریخ ۱۰ تیرماه ۱۳۸۸.
«جنبش سبز، حرکتی نیست که در آن کسی برنده یا بازنده باشد. همه در قالب آن ـ اعم از اصلاح طلب و اصولگرا ـ می‌تواند برنده باشد.»
میرحسین موسوی، در دیدار موسوی با اعضای فراکسیون خط امام مجلس، ۸ مهرماه ۱۳۸۸.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)