فضای تعدیل شده ی پسا انتخاباتی قفل های زیادی را برایتان گشوده است؛ از تعدیل لحن دیپلماتیک مسئولان، تجدید روابط با غرب، ظهور استراتژی نرمش قهرمانانه،  آزادی زندانیان سیاسی و… گرفته تا زمزمه هایی درباره ی آزادی رهبران سبز از حصر، رفع محرومیت از دانشجویان مسئله دار و برقراری رابطه ی مستقیم با آمریکا. گویی همه مطالباتی که اپوزیسیون لیبرال؛ از اصلاح طلب تا لیبرال- جمهوری خواه سال ها برای تحقق شان دست و پا می زد به یکباره و بدون کمترین عاملیتی در حال برآورده شدن است. همه ی گام های کم ثمر و البته پر هزینه ی اصلاح طلبان به انضمام خرده نهادهای مدنی و … برای بیان خود و مطالبات خود، اکنون با شتابی سریع و بدون مداخله ی خودِ این نیروها در حال پیشروی است. کام اصلاح طلبان امروز شیرین شده؛ اما با طعم تلخ اصلاحاتِ بدون اصلاح طلبی. تقدیر اصلاح طلبی این بوده است که امروز صدای پای خود را از خانه ای دیگر بشنود. همین واقعیت گشایش های این روزها را به تراژدی بدل می کند. امروز آن که می گوید با آن چه می گوید چندان سنخیتی ندارد. اصلاحات امروز نه از بستر گفتمان تاریخی- سیاسی «اصلاح طلبی»، بلکه از رهگذر تدبیر استراتژیک کلید داران حاکمیت به جنب و جوش افتاده است.

این گشایش ها را چندان نمی توان دستاورد خواند، چرا که اراده ی حاکم در یک آن ممکن است در را به پاشنه ای دیگر بچرخاند. کافی است خطر بحران تحریم و فشار اقتصادی- دیپلماتیک رفع شود. فراموش نکنید تا روزی که حاکمان بخواهند، ماشین های گشت ارشاد به دلخواه خود، و بی اراده ی مردم، به گشت زنی خود ادامه می دهند.

شخصاً گمان می کنم «اصلاح طلبی» در روزهای حبس و حصر و فشار زنده تر بود، چرا که ما به ازای عینی رویدادها متعلق به صاحبان این گفتمان بود. همین مهم تناقضات و ضعف های اصلاح طلبی را بر ما آشکار کرد. اما اکنون با یک فرم خالی از محتوا مواجهیم؛ همچون نوشتاری که نویسنده اش هیچ دخل و تصرفی در آن نداشته است.

قفل های گشوده  شده ی پس از انتخابات بیش از آن که دستاورد گفتمان «اصلاح طلبی» باشد، محصول استیصال اقتصادی- سیاسی حاکمیت در مقابل فشارهای غرب است. حاکمیت با پذیرش گفتمان تعدیل شده ی کلید و فراخ تر کردن عرصه ی عمل آن، در عوض توان چانه زنی دیپلماتیک را افزوده است. این جامعه مدنی، نیروهای اجتماعی و «اصلاح طلبان» نباید چندان دلخوش این گشایش ها شوند، چرا که قفل این کلید به هر سو که بچرخد، به اراده ی حاکمان می چرخد. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)