محکوم کردن کشتار مجاهدین خلق ایران در اشرف را نمی‌توان از دفاع از حق حفظ اشرف و دفاع از انتخاب مکان و شیوه‌ی مبارزه از سوی سازمان مجاهدین خلق تفکیک کرد. می‌توان با این مکان مشکل داشت، می‌توان با این شیوه مخالف بود اما هر دهان یاوه‌یی که از «حق دولت عراق برای حکمرانی بر سرزمین‌هایش» حرف بزند، دارد راه را برای سرکوب با توسل به حقوق بین‌الملل باز می‌کند. مجاهدین خلق به همان اندازه که نباید کشتار می‌شدند، حق داشتند در اشرف بمانند. حالا که تازه رهبران سازمان از این موضع هم عقب کشیده‌اند، چندین ماه است که عقب کشیده‌اند، چندین ماه است که می‌خواهند نیروهایشان به کشور دیگری منتقل شوند، حالا چرا مسئولند؟ بلد نیستید محکوم کنید و فحش ندهید؟ مگر اعضای سازمان آدامس خرسی‌اند که رهبران باید آنها را توی جیب‌هایشان می‌گذاشتند و منتقلشان می‌کردند؟
برای آنها دل نسوزانید، اصلن محکوم نکنید اما لااقل سکوت کنید، بگذارید چند روز بگذرد، بگذارید فرصتی برای دفن جنازه‌ها باشد، بگذارید خون‌ها را بشویند، بگذارید نام‌ها را پیدا کنند، مفقودها را پیدا کنند، زخم‌ها را ببندند بعد تا می‌توانید متن‌های داهیانه‌ی عظیمتان در باب فرقه‌ها را بنویسید، در باب خیانت‌های رهبران سازمان، در باب غیرت مهدی ابریشمچی و ساز و کار ایدئولوژی را، بروید برای دوست‌هایتان کامنت‌های گوگولی بگذارید، لبخند و بوس و ای جان، اما حالا به حرمت این جنازه‌های تازه سکوت کنید لااقل. بگذارید کسی برق خوشحالی دندان‌هایتان را نبیند، بگذارید بتوانید پشت آن صورتک‌های به دروغ ماتم‌زده پنهان شوید. نیش نزنید، تیغ نکشید، به اندازه‌ی کافی از خاک اشرف خون می‌رود این چند روز شما زحمت نکشید، تنها خفه شوید لطفن و دست‌کم به همین کلام مقدس بسنده کنید: إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)