در دوران بعد از انتخابات و روی کار آمدن دولت آقای روحانی، به نظر می رسید که امید به تغییر در شرایط و بحران های اجتماعی سال های گذشته، لااقل در میان فعالان مدنی و اجتماعی داخل ایران، افزایش بیشتری یافته است. در حوزه ی زنان هم با وجود قوانین سخت جنسیتی و تبعیض همه جانبه علیه زنان، نشست ها و «بیانیه ی هم اندیشی زنان برای طرح معیار انتخاب وزرای آینده» نشان داد که بسیاری از فعالان زنان پس از پشت سر گذاشتن دوران سخت هشت ساله چشم به تغییر در داخل بافت سیاسی ایران دوخته اند. آنچه که مسلم است تاکید بر زدودن قوانین نابرابر از سوی آقای روحانی افق های تازه ای را لااقل در میان اکثریت فعالان زنان باز کرده است، گرچه این تغییرات مسلما نمی تواند یک شبه  و در کوتاه مدت به دست آید و نیازمند زمان است، اما بیش از هر چیز امید به باز شدن فضای فعالیت های اجتماعی است که سبب ایجاد چنین امیدی در میان بسیاری از فعالان جنبش زنان شده است.

 

با این حال، از همان زمان معرفی کابینه توسط آقای روحانی، به دلیل عدم معرفی وزیری زن، نقدهای بسیاری به ایشان از سوی فعالان جنبش زنان وارد شد. بسیاری از این نقدها به این مهم معطوف بود که عدم حضور وزیر زن با توجه به قول های آقای روحانی در حوزه ی زنان، می تواند به ادامه ی رفتار تبعیض آمیز علیه زنان بینجامد و جدی نگرفتن مشارکت زنان چه در اجتماع و چه در ساختار سیاسی سبب تداوم روند در حاشیه ماندن زنان شود. به هرحال تا آنجا که در مقاله های گذشته[1] اشاره شد[2]، دغدغه ی اکثریت زنان، عدم جدی گرفتن زنان در حوزه های اجرایی و ساختار نظام سیاسی است. بسیاری از آن هایی که از همان ابتدا اعتقادی به اصلاح و تغییر در ساختار نظام سیاسی ایران از راه غیرخشونت آمیز نداشتند،  بلافاصله شروع به حمله به کسانی کردند که با مشارکت در انتخابات به این تغییر رای داده بود. در این میان بسیاری از فعالان حقوق زنان در ایران در «بیانیه ی هم اندیشی»[3] شان بر حضور وزیران زن و یا مدیران اجرایی تاکید کردند. اولین عکس العمل آقای روحانی در برابر این درخواست جمعی و منسجم از سوی بخشی از فعالان جنبش زنان در ایران، تاکید وی بر انتخاب معاونان و مدیران در پست های کلیدی سیاسی  از میان زنان بود که البته باز با مخالفت عده ای، عمدتا از همان بخشی که عموما دید منفی نسبت به اغلب تغییرات مثبت در ساختار سیاسی موجود دارند، مواجه شد.

 

به هرحال این نقدها تاکنون به قوت خود باقی است. اما در این میان شاید یکی از انتصابات اخیر یعنی انتخاب خانم مرضیه افخم به عنوان سخنگوی وزرات خارجه را بتوان یکی از حرکت های مثبت در جهت مشارکت زنان در بافت سیاسی دانست. گرچه که انتخاب یا عدم انتخاب زنان در حوزه های کلیدی و پست های حساس سیاسی آن هم در جامعه ی مردسالار و سنتی ایران نمی تواند متضمن ایفای حقوق زنان و یا زدون نابرابری های جنسیتی باشد، اما انتخاب یک زن در یک پست سیاسی در هر صورت می تواند کلیشه های جنسیتی را علیه عدم حضور زنان برهم زند. از سوی دیگر انتخاب زنان در این پست ها می تواند به عنوان مشوق و محرکی برای حضور بیشتر زنان در بافت سیاسی باشد و نظر بسیاری از سیاستمداران را به این فکر معطوف کند که چه قدر حضور زنان در یک پست سیاسی می تواند کارآمد و برهم زننده نظم ایدئولوژیک مردسالاری علیه حضور زنان در فعالیت های اجتماعی باشد. این رویکرد و عکس العمل را به وضوح می توان در گزارش صدا و سیما از انتخاب خانم افخم دید.[4]

 

 

 

مسلم است که روی کار آمدن تنها یک زن در بدنه ی یک نظام سیاسی به تنهایی و به سادگی نمی تواند راه را برای فعالیت های دیگر زنان در سطح اجتماع  هموار کند،  چرا که حضور نیروهایی افراطی در همین بدنه که مدام در تلاشند در برابر کارآمدی و تلاش زنان بایستند و از آنها تصویر متفاوت و منفی بسازند نیز خود مانعی جدی است. همین نیروهای افراطی هستند که به بهانه های مختلف و حتی با باز شدن اندک فضای سیاسی، باز هم بخش بزرگی از قدرت را در دست دارند و از آن علیه زنان استفاده می کنند. بسیاری از این نیروها برای اشاعه ی قدرت خود و بسط آن به دیگر نهادهای جامعه مدام در تلاشند تا تلاش زنان را مرتب نادیده بگیرند و علیه آن بایستند.

 

این گونه تحرکات تنها در ساختار سیاسی نیست، قدرت گیری این نیروها در نهادهای اجرایی نیز از دیگر عوامل موثر است. نمونه ی آن را می توان در حمله های مختلف نیروهای افراطی به فرم و پوشش زنان و یا حمایت این نیروها از برخورد نیروهای انتطامی و گشت های ارشاد در خیابان ها دید. حضور همین نیروهای افراطی است که علیه هرگونه فعالیت زنان می ایستد، آنها را وارونه جلوه می دهد و سعی در برقراری و تقویت گفتمان ایدئولوژیک و زن ستیزانه دارد. از این منظر است که هر اقدامی حتا کوچک که بتواند رفتار ایدئولوژیک این نیروها را برهم زد و به آرایش جدیدی از تعریف جنسیت زن در سطوح مختلف اجتماعی و سیاسی منتج شود، برای پیشبرد حقوق زنان حائز اهمیت است.

 

می توان این گونه فرض کرد در شرایطی که این نیروها هرچه بیشتر قدرت گرفته اند و هرچه بیشتر در تلاشند تا جامعه و زنان را به همان سمت و سوی تعاریف ایدئولوژیک بازگردانند، انتخاب  زنان در پست های مدیریتی به نوعی کمرنگ کردن تلاش افراطیون و نیروهای تندرو علیه زنان است، چرا که مطابق نظر این نیروها اصلا حضور زن در جامعه و فعالیش خطری جدی برای معیارها و ارزش های جامعه ی سنتی مردسالار تلقی می شود.

 

هرچند که مسلما آن سوی قضیه هم وجود دارد، یعنی برخی از گروه هایی که عموما در خارج از ایران هستند نیز ظاهر مذهبی زنان را برای پست های مدیریتی نمی پذیرند و از این رو آنان را نفی می کنند. در واقع انتقادهایی که از سوی این بخش که دیدگاهی ایده آل گرا و غیر منطقی نسبت به مسائل زنان دارند، همچون مخالفان افراطی شان در حاکمیت، عمدتا بر پوشش شخص انتخاب شده متمرکز شده و نه به نقشی که این زنان می توانند در رابطه با گشایس مسائل زنان در کشور ما بازی کنند. از این رو از این افراد باید پرسید که آیا این امکان وجود دارد که در بدنه ی نظام سیاسی تماما مردسالار، که خط مشی های ایدئولوژیک آن حتی نمی پذیرد که  زنان به پست های مهم سیاسی برسند کسی انتخاب شود که از لحاظ پوشش بسیار متفاوت باشد؟ یا مثلا حجاب این شخص آن گونه باشد که این دوستان انتظار دارند؟ متاسفانه این دیدگاه ها، گاه مانند طرف مخالف شان در درون حاکمیت، آنچنان ایدئولوژیک است که «مرضیه افخم» را که به مقامی مهم در وزارت خارجه منصوب شده، به دلیل پوشش اش مورد تمسخر و تحقیر قرار می دهند. حال باید از این افراد پرسید که آیا چنین موضع گیری های تمسخرآمیزی، تغییری در نظام مردسالار ایران، آن هم به نفع زنان ایجاد خواهد کرد یا این که به کلیشه های جنسیتی حالا از نوع دیگرش دامن می زند؟

 

کسانی که انتخاب یک زن از نیروهای مذهبی را به نوعی عقبگرد می خوانند و یا مثلا پوشش مذهبی او را ایراد می شمارند و انتقاد می کنند از قضا همان کسانی هستند که تندترین  انتقادها را علیه آقای روحانی به دلیل عدم حضور زن در کابینه شان داشتند و حالا که وزرای دولت به نوعی می خواهند تلاش کنند تا زنان را در پست های مدیریتی جدی بگیرند، باز هم به نوعی دیگر به مخالفت خوانی می پردازند.

 

در پایان باید گفت با اینکه حضور زنان در دولت آقای روحانی با توجه به وعده های ایشان هنوز کمرنگ است و جای انتقاد دارد، اما هر حرکتی از سوی ایشان (همچون برگزیدن سخنگویی از میان زنان برای وزارت امور خارجه) که منجر به حضور زنان در پست های سیاسی شود و بتواند علیه کلیشه سازی جنسیتی در نهادهای سیاسی الگوسازی کند، شایسته است که  مورد توجه و تشویق قرار بگیرد. در شرایطی که سایه ی جنگ و تحریم بر اوضاع کشور ایران سایه افکنده است و زنان بسیاری همانند مردان از تمامی این فشارها رنج می برند آنچه که اهمیت دارد تلاش برای تقویت مشارکت های برابر  زنان در سطح اجتماع است تا هرچه بیشتر بتواند به حضور زنان در تغییر شرایط نابسامان یاری رساند،  چه بسا همین شکستن تابوهای حضور زنان بتواند در برابر تعریف ایدئولوژیک از زنان بایستد و نیروهای تندروی زن ستیز را به عقب نشینی وادارد و یا حداقل تسلیم عقاید ایدئولوژیک آن ها از زن نشود.

 

پانوشت ها:

 

 

[1] http://www.feministschool.com/spip.php?article7360

 

 

[2] http://www.feministschool.com/spip.php?article7349

 

 

[3] http://www.feministschool.com/spip.php?article7343

 

 

[4] http://www.youtube.com/watch?v=MNO4IcOb9wc

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)