سلام آقای قالیباف

بدون مقدمه می رم سر اصل مطلب
من از شما بدم میاد ، بله من خیلی از شما بدم میاد…
نه بخاطر اینکه ده سال پیش پشت موتور هزار می شستین و دانشجوها رو لوله می کردین
من از شما بدم میاد چون تمام شهر را به زشت‌ترین شکل ممکن چراغونی می کنید
من از شما بدم میاد چون هر چند وقت یک بار برای رسید سود بیشتر به برادران وارد کننده ، این چراغونی‌ها رو عوض می کنید و زشت تر و زشت تر می کنید
بهتر بگم من از شما متنفرم ، چون چند سال پیش نخل‌های ده ، یازده ساله وسط بلوار اسفندیار را کندین و چراغ‌های صورتی نصب کردین که هر کدامشان یه رنگ دارند ، نخل هایی که می توانست خاطره‌ای باشد برای ما که برای فرزندانمان تعریف کنیم
من از شما و مشاوران شما متنفرم به خاطر گلدون بامبویی که سر خروجی حقانی در مدرس نصب کردین ، گلدونی با طرحی مکزیکی و بامبوی شرق آسیایی به ارتفاع پانزده متر وسط تهران ، پایتخت کشوری که به اندازه صادرات به کل جهان طرح و نماد داره
من از شما متنفرم ، با غلظت بخوانید
به خاطره این مجسمه‌های چینی وارداتی ، این گوی‌های فلزی زیر پل میرداماد ، این دلفین هایی که از دهنشان آب بیرون می ریزد
من حالم از شما بهم می خورد به خاطر قطع شبانه کاج‌های لویزان
من هیچ وقت تنفرم از شما کم نخواهد شد وقتی چند سال پیش به ۱۳۷ تان زنگ زدم و گفتم حد فاصل میرداماد تا اسفندیار ۲۰ تا چنار بریدید و این‌ها هویت و نماد این خیابان و این شهر هستند ، و کارمندتان در جواب گفت ما مسول خاطرات شما نیستیم
آقای قالیباف من از شما متنفرم چون هنوز چنارهای ولی عصر را قطع می کنید
چنارهایی که آدم‌های این شهر از زیرشان رد شدند ، این چنارها بسیار خاطره دارند از آدم‌ها ، زن‌ها و مردها دیده اند ، شادی کودکان را دیده اند، این درختان خاطره دارند از عشاق این شهر ، در تمام فصل‌ها در بهار ، تابستان ، پاییز بله پاییز و زمستان
از پیرمردها و پیر زن‌های این شهر وقتی پا به پای هم پیاده روهای ولی عصر را راه می روند
از گریه و بغض این شهر خاطره دارند ، از شادی و خنده آدم ها
مردم این شهر هم تمام خاطراتشان را با این چنارها و برگ‌هایشان تقسیم کردند برای همیشه
دوست دارم روزی به خاطر قطع خاطرات مردم این شهر محاکمه شوید
دوست دارم اون روز نزدیک باشه

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)