روزهای آخر قبل از انتخابات است. روزهایی که به طور شرایطِ آخر زمانی تصویر شدند که خب هر نوع کنش هیجان زده ای را باید توجیه کنند…سوال های زیادی هست از آنها که شرکت می کنند و یا به اسم تحریم انتخابات شرکت نمی کنند. سوال های زیادی هست. فی الواقع سوال اصلی اینست: « شما که می دانید سیاست مردمی یا مردمی شدن سیاست ولو به شکل های کوچک و در فرصت های اندک تاثیری چنین به سزا در روشن شدن افق های دور دارند. چرا کنش سیاسی را به زمان قبل و بعد از انتخابات محدود می کنید؟ چرا در سه سال گذشته آرام آرام ایده ی انفعال را مطرح کردید و ترویج دادید؟ چرا نسخه ها نوشتید که فعلن بهترین کاری که می شود کرد «هیچ کردن» است؟»
راستش خیلی از ماها آنقدر بخیل نیستیم که این روزنه ها و افق های باز شده در این روزهای اندک را برای شما و ما آرزو نکنیم. خیلی از ماها این بحث ها را نه با شما که با اعضای خانواده ی خودمان نیز می کنیم. حرف اصلی اینست محدود کردن هر کنشی به دوره ی انتخابات قبل یا بعد از آن چه تصویری برای آینده برای شما/ما می سازد؟…خوب فکر کنید. خوب…..این حرف ها برای این نیستند که عده ای را از رای دادن بازدارند یا ندارند…راستش اصلن مساله در این نیست. من به شخصه رای نمی دهم و از لحاظ قانونی اگر می خواستم اجازه اش را هم ندارم و به شخصه اصلن برای من اهمیتی ندارد که کدام از شما رای می دهید و رای نمی دهید. این همه زجه؛ این همه تحلیل های به قول شما ضعیف از شرایط روز در مورد شرکت نکردن در انتخابات از طرف طیف خاصی فقط ادعای تحریم و مشارکت فعالانه در نه به انتخابات یا آن چیزی که امروز ورد زبان شما شده «مخالفت با مشروعیت دادن به نظام » نبوده و نیست. طیف خاصی هر چند کوچک هم هست در این میان که می پرسد: « آیا سیاستی که چهار سال یکبار به سراغ مردم می آید سیاست مردمیست؟ سیاست به مثابه امر مردم است؟…صرف شلوغ کردن در جریان دوتا همایش انتخاباتی یعنی سیاسی شدن مردم؟ این مدت قبل از انتخابات برای شما که خارج نشین هم نیستید و خیلی هم نبض جامعه دستتان است و خیلی هم بلدید هیچ راه و روش دیگری غیر از نظاره کردن به روند سیاست های داخلی و خارجی نبود؟ همین؟ منتظر ماندید که دوباره انتخابات شود و از فضای آن به شکلی که قدرت اجازه بدهد یا ندهد استفاده کنید؟ پس خلاقیت در امر مبارزه؛ استقامت؛ امیدی که از آن این روزها حرف می زنید روزهای دیگر کجا بودند و مهم تر از آن روزهای بعد از انتخابات فارغ از نتیجه ی آن کجا خواهند رفت؟
شاید شما داخل نشینان نسبت به ما این مزیت را دارید که می دانید چه در ایران می گذرد. ما به خاطر دوری طبیعیتن نمی توانیم کاملا به شرایط واقف باشیم اما اولن چرا در این مدت به شکل خیلی مداوم ما را از شرایط داخل آگاه نکردید؟ این کنش نیست؟ دعوت به مشارکت و همکاری داخل و خارج نکردید؟…دومن: همانطور که شما به شرایط ایران واقف ترید ما نیز به خطرهایی که از بیرون ما را؛ شما را؛ خانواده های ما را تهدید می کنند واقف تریم. ما به افکار عمومی جهان در مورد ایران واقف تریم. ما به انواع و اقسام مبارزه هایی که در جهان در حال رخ دادن است واقف تریم…ما هم زاویه ی دیدی داریم که اگر می خواستید و اگر قرار به همکاری و همدلی ای بود که این روزها انقدر از آن حرف می زنید می توانستیم با کمال میل در اختبار شما قرار بدهیم…شاید اگر شما باور می کردید که ایران همانقدر که دغدغه ی شماست دغدغه ی ما هم هست این اتفاق رخ می داد یا حداقل دریچه ای برایش باز می شد.مشارکت…امید…اشتراک…اتفاق…رخداد….سیاست مردم….اینها عباراتی تو خالی نیستند در هر کدام از این واژه ها می توان روزها و تن ها و جان ها آمیخت….با هر کدام از این ها می توان عشق بازی کرد…عاشقانه دوستش داشت …با او زندگی کرد…یا که مثل دستمال کاغذی مصرفش کرد….ارزش ها اینطور مصرف نکنید فردای انتخابات قطعن که دنیا به آخر نمی رسد…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)