• بالاخره کار را تمام کردند! با ضربه اخری که بر وجه جمهوریت نظام وارد ساختند، انتخاباتی را که می توانست نه ازاد، بلکه نسبتا رقابتی باشد، به یک بازی مضحک تبدیل کردند. نتیجه این بازی مضحک هر چه باشد، بازی”انتخابات” ریاست جمهوری “ولی فقیه” از هم اکنون پایان یافته است و شرکت در ان حتی مضحک تر از خود ان خواهد نمود …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۱ خرداد ۱٣۹۲ –  ۱ ژوئن ۲۰۱٣

 

چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
حافظ

بالاخره کار را تمام کردند! شورای نگهبان برگزیده رهبر جمهوری اسلامی ضربه اخر و مهلکی را بر وجه بی جان جمهوریت نظام جمهوری اسلامی وارد ساخت و به هرگونه توهمی بر نرمش پذیری نهاد ولایت فقیه و حفظ حتی ظاهری “جمهوری” نظام ولایت مطلقه خامنه ای پایان بخشید. روندی که با خرابکاریهای برنامه ریزی شده و هدایت شونده در برنامه های دولت اصلاحات اقای خاتمی اغاز گردیده بود و با دستبرد به اراء مردم در انتخابات ٨٨ و سرکوب وحشیانه اعتراضات مردمی ادامه یافت، با رد صلاحیت دسته جمعی صدها نامزد ریاست جمهوری، از جمله یکی ازمهم ترین بنیانگذاران و شخصیتهای اصلی جمهوری اسلامی و نامزد مورد نظر دولت، به نقطه پایانی خود رسید. اقای خامنه ای به رژیم استبدادی مطلق و یکدست مورد نظرش دست یافت.

از همان زمانی که اقای خاتمی اشکارا اعلام کرد که نمی گذارند نامزد انتخابات گردد و اگرهم بشود ارای او را به حساب نخواهند اورد، سیاست و تصمیم رهبری در مورد انتخابات اشکار بود. با این حال تصور رد صلاحیت اقای هاشمی رفسنجانی، با توجه به نقش او در استقرار جمهوری اسلامی، موقعیت او در کل نظام، پایه های اجتماعی اش در جامعه و در میان بخشهای مهمی از روحانیت و مراجع مهم ایران و بخشی از اصولگرایان، رد صلاحیت او را دشوار می نمود. با این حال هنگامیکه پس از اعلام نامزدی ایشان یکباره و ناگهان شور و اشتیاق بی نظیر مردم و تحرک نهادها و فعالینی را که ازمیان رفته می پنداشتند مشاهده کردند و امار گیرانشان از پیروزی قطعی اقای هاشمی با فاصله بسیار زیاد نسبت به نامزدهای دستچین شده رهبری خبر دادند؛ و هنگامیکه دانستند که این تحرک به همبستگی میان کلیه نیروهای مخالف سیاستهای رهبر جمهور اسلامی می انجامد و تحرک وسیع اجتماعی پس از ان و عواقب غیر قابل پیش بینی انرا برای خامنه ای و باندهای نظامی امنیتی اطرافش از نظر گذراندند، رهبر هراسان از “سونامی” انتخاباتی را بر ان شد که علیرغم نتایج نامطلوب بسیاری که برای او در بر خواهد داشت، رد صلاحیت اقای هاشمی رفسنجانی را طلب کند.

روند غالب بر جمهوری اسلامی سالهاست که اشکارا از استبدادی تر شدن ان و بسته تر شدن فضای سیاسی جامعه حکایت می کند. یکی از تبارزات اشکار این روند را در همین روند انتخابات ریاست جمهوری در سالهای اخیر می توان به روشنی مشاهده کرد. اگر در سال ۱٣۷۶ و دوباره در ۱٣٨۰ به اقای خاتمی اجازه دادند که هم نامزد انتخابات گردد و هم به ریاست جمهوری انتخاب گردد؛ در سال ۱٣٨٨ به اقایان موسوی و کروبی فقط اجازه نامزد شدن را دادند و با ان تفلب اشکار و به قیمت سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت امیز مردم از انتخاب شدن انان جلوگیری کردند؛ و در سال ۱٣۹۲ حتی اجازه نامزد شدن به هیچ نامزد جدی انتخاباتی را ندادند.

میتوان انتظار داشت که این روند مستبدتر شدن از این پس سرعت بیشتری بگیرد. “ولی فقیه” دیگر نه فقط در میان مردم و نیروهای خواهان دمکراسی و جدائی دولت از دین واصلاح طلبان باورمند به جمهوری اسلامی هیچ پایگاهی ندارد، بلکه با رد صلاحیت رفسنجانی، مخالفت بخشهای مهمی ازاصولگرایان، مراجع و روحانیت؛ و با رد صلاحیت مشائی، مخالفت بخشهای محروم طرفدار احمدی نژاد را هم بر انگیخته است. در شرایط فقدان هر گونه مشروعیتی و تقلیل پایگاه اجتماعی اش به حداقل ممکن، رهبر جمهوری اسلامی هیچ چاره ای جز اتکاء بیش از پیش به نیروهای نظامی – امنیتی و توسل به سرکوب هر چه شدیدتر هر صدای مخالفی نخواهد داشت.

با استقرار این حاکمیت میتوان انتظار داشت که در مناسبات بین المللی شاهد ادامه ی سیاستهای تشنج زای
گذشته، مقاومت سرسختانه در برابر خواسته های حتی منطقی و معقول جامعه بین المللی و تشدید بحران
هسته ای و ادامه سیاستهای ماجراجویانه رژیم در منطقه باشیم. ادامه بحران هسته ای و وسیاستهای تشنج زای جمهوری اسلامی خطر جنگ و حمله نظامی به ایران را به شدت بالا خواهد برد و تشدید تحریمهای اقتصادی را بدنبال خواهد داشت که باعث نزول بیشتر درامدهای ارزی ایران خواهد شد و اثر تخریبی شدیدی بر اقتصاد ایران و معیشت مردم خواهد داشت.

اقتصاد ایران که به علت سیاستهای اقتصادی رژیم به بحران شدید و مضاعف رکود و تورم توامان دچار گردیده و فلج شده است، در اثر تحریمهای شدیدتر و نزول بیشتر درامدهای ارزی، همراه با تورم افسار گسیخته ای که می تواند حتی شدت بیشتری بگیرد، از یکسو تولیدات داخلی را با رکود بیشتر و ورشکستگی گسترده تر و جامعه را با بیکاری فزاینده تری روبرو خواهد کرد و از سوی دیگر، ادامه برنامه های پاپولیستی رایانه های نقدی را برای دولت مشکل تر خواهد نمود.

این شرایط که زندگی روزمره مردم را بیش از پیش دشوار و شاید بتوان گفت برای اقشار بسیار وسیعی از مردم غیرممکن می کند، همراه با تشدید بحران در مناسبات بین المللی، بحران تشدید یابنده اقتصادی، نارضایتی شدید سیاسی مردم، بحران مشروعیت رژیم و رشد تضادهای درون حاکمیت، ریزش بزرگ در پایه های اجتماعی رژیم و رهبری جمهوری اسلامی، نطفه های بحرانهای اجتماعی و سیاسی عمیقی را می پروراند که به اسانی می توانند به انفجارهای بزرگ اجتماعی و سیاسی غیرقابل کنترلی بیانجامند.

بالاخره کار را تمام کردند! با ضربه اخری که بر وجه جمهوریت نظام وارد ساختند، انتخاباتی را که می توانست نه ازاد، بلکه نسبتا رقابتی باشد، به یک بازی مضحک تبدیل کردند. نتیجه این بازی مضحک هر چه باشد، بازی”انتخابات” ریاست جمهوری “ولی فقیه” از هم اکنون پایان یافته است و شرکت در ان حتی مضحک تر از خود ان خواهد نمود. باید از همین امروز به فکر سازماندادن مقاومت در برابر انان بود.”ولی فقیه” مکررا نشان داده است که کوچکترین نرمشی در برابر خواسته های مردم نشان نخواهد داد و شایستگی برگزاری یک انتخابات ازاد که هیچ، حتی شایستگی تن دادن به یک انتخابات نسبتا رقابتی را هم دارا نیست. در نظام
ولایی – نظامی – امنیتی حاضر پیش شرط انتخابات ازاد، نظارت مراجع بین المللی است و پیش شرط انتخابات رقابتی، لغو نظارت استصوابی است. خشم مردم از مضحکه انتخاباتی پیش روی را می توان به یک مقاومت اجتماعی وسیع و همگانی به دور این خواسته ها مبدل ساخت.

اقای خامنه ای به رژیم استبدادی مطلق و بکدست موردتظر خود دست یافت. اما این بکدست بودن، تناقضات خودش را خواهد داشت. هر چند ممکن است تضاد ماهوی نهاد ریاست جمهوری و نهاد ولایت فقیه تبارز نسبتا خفیف تری بیابد، اما کاملا از بین نخواهد رفت و در صورت بروز بحرانهای اجتماعی تجلی اشکارتری خواهد یافت. تضادهای درون قدرت سیاسی حاکم نیز از این پس در حلقه بسیار تنگ “ولی فقیه”، باندهای نظامی – امنیتی اطرافش و اصولگرایان تندرو تمرکز خواهد یافت و با تشدید اجتناب ناپذیر بحرانهای همه جانبه و تشدید بسیار زیاد خطر جنگ، وحدت انان را بسیار شکننده خواهد نمود. حاکمیت مطلق و یکدست اقای خامنه ای و باند نظامی – امنیتی اطرافش چنان متزلزل است که حتی حضور مهمترین بنیانگذار زنده جمهوری اسلامی را هم تاب نیاورد. نظام ولایی – نظامی – امنیتی حاکم سخت متزلزل است، می توان و باید به ان ضربه زد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)