سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران – گزارش ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹

مقدمه:

گزارش جمعبندی سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران در ۶ ماه اول سال ۹۹ توسط جمعی از همکاران ما در کانون حقوق بشری نه به زندان نه به اعدام گردآوری، تنظیم و نگاشته شده است. این گزارش شامل موج گسترده اعدام در زندان‌ها و در ملاءعام، صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی و شرکت‌کنندگان در اعتراضات سراسری آبان۹۸، بازداشت‌های خودسرانه و شکنجه‌ زندانیان می باشد.

۱.صدور احکام اعدام برای بازداشت شدگان اعتراضات سراسری در ایران – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

یکم.صدور حکم اعدام۳تن از دستگیرشدگان آبان۹۸:

در تاریخ ۴تیر۹۹ برای امیرحسین مرادی، سعید  تمجیدی و محمد رجبی ۳تن از معترضین آبان۹۸ توسط دیوانعالی کشور، حکم اعدام صادر شد.

عفو بین‌الملل این احکام را «ظالمانه و غیر انسانی» خواند.

مورگان اورتگاس سخنگوی وزارتخارجه آمریکا روز ۵تیر۹۹در توئیتی نوشت: «آمریکا تصمیم ایران به محکوم کردن امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی به مرگ را به شدت محکوم می‌کند».

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل در ۲۶تیر۹۹ بیانیه‌ای صادر کرده و نوشتند: «این افراد برای اخذ اعترافات اجباری شکنجه شده‌اند و این اعترافات اجباری بعداً در طی محاکمه‌های ناعادلانه علیه آنها استفاده شده است».

اما مردم ایران و جامعه جهانی دست به کار شد و با ۱۱میلیون هشتگ #اعدام_نکنید قضاییه سرکوبگر ولایت فقیه را مجبور به قبول اعاده دادرسی و یک گام عقب‌نشینی کردند.

دوم.صدور حکم اعدام۵تن از دستگیرشدگان دی۹۶:

در تاریخ ۵مرداد۹۹ برای مهدی صالحی قلعه شاهرخی، محمد بسطامی، عباس محمدی، مجید نظری کندرهی و هادی کیانی، ۵تن از دستگیرشدگان اعتراضات سراسری دی ماه ۹۶ توسط دیوانعالی کشور، حکم اعدام صادر شد.

مردم ایران و جامعه جهانی، برای این زندانیان با هشتگ #آزادشان_کنید، موفق شدند دستگاه قضاییه را وادار به یک گام عقب‌نشینی بکنند.

۲.اعدام در ایران – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

در ۶ ماه نخست سال جاری، ۱۳۶ زندانی در زندان‌های مختلف ایران، اعدام شده‌اند. این آمار شامل: ۱۳۳مرد در زندان، ۲زن در زندان و ۱مرد در ملاءعام است. حاکمیت پوسیده ولایی، در وحشت از اعتراضات مردمی و برای سرکوب و ارعاب مردم، از ابزار نفرت انگیز اعدام، استفاده می‌کند.

یکم.اعدام‌ متهمین سیاسی:

در این پروسه زمانی، ۸ زندانی سیاسی به نامهای مصطفی سلیمی، عبدالباسط دهانی، شهرام بایگان، هدایت عبدالله پور، دیاکو رسول زاده، صابر شیخ عبدالله، مصطفی صالحی و نوید افکاری، در زندان‌های مختلف، به دار آویخته شدند.

مصطفی سلیمی: در زندان مرکزی سقز به اتهام محاربه در تاریخ ۲۳فروردین۹۹ (۱۱آوریل۲۰۲۰) اعدام شد. وی در شورش زندان مرکزی سقز از زندان فرار کرده بود که مجددا دستگیر شد.

عبدالباسط دهانی: در زندان مرکزی زاهدان به اتهام محاربه در تاریخ ۴اردیبهشت۹۹ (۲۳آوریل۲۰۲۰) اعدام شد.

شهرام بایگان: در زندان مرکزی تبریز در تاریخ ۴اردیبهشت۹۹ (۲۳آوریل۲۰۲۰) اعدام شد. وی در شورش زندان مرکزی تبریز توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و جرح شدید قرار گرفت و پایش شکست. در اثر شدت جراحات وی را به بیمارستان منتقل کردند. پس از چند روز مجدد وی را به زندان منتقل کرده و قبل از شروع وقت اداری، وی را اعدام نمودند.

هدایت عبدالله پور: در اشنویه به اتهام محاربه در تاریخ ۱خرداد۹۹ (۲۱می۲۰۲۰) اعدام شد.

دیاکو رسول زاده: در زندان مرکزی کرمانشاه به اتهام محاربه در تاریخ ۲۴تیر۹۹ (۱۴ژوئیه۲۰۲۰) اعدام شد.

صابر شیخ عبدالله: در زندان مرکزی کرمانشاه به اتهام محاربه در تاریخ ۲۴تیر۹۹ (۱۴ژوئیه۲۰۲۰) اعدام شد.

مصطفی صالحی: در زندان مرکزی اصفهان به اتهام محاربه در تاریخ ۱۵مرداد۹۹ (۵اوت۲۰۲۰) اعدام شد. او در اعتراضات سراسری دی ماه ۹۶ شرکت داشت. وی مدت‌ها زیرشکنجه بود که به کشتن یک بسیجی اعتراف کند. وی تا  آخرین لحظه حیات اتهامات وارده را نپذیرفت. وی در ۱۵مرداد۹۹ اعدام شد.

عفو بین‌الملل ضمن محکوم کردن اعدام مصطفی، در ۱۶مرداد۹۹ با صدور بیانیه‌ای نوشت: «این حکم در حالی اجرا شد که نگرانی ‌های جدی درخصوص دادرسی ناعادلانه ازجمله شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها و محرومیت از دسترسی به وکیل انتخابی در مرحله تحقیقات وجود داشت».

نوید افکاری: در زندان مرکزی شیراز به اتهام محاربه در تاریخ ۲۲شهریور۹۹ (۱۲سپتامبر۲۰۲۰) اعدام شد. او در اعتراضات مرداد۹۷ شرکت داشت.

برای ممانعت از اعدام نوید افکاری قهرمان کشتی که همراه با ۲برادر دیگرش در اعتراضات مرداد۹۷ در شیراز دستگیر شده بود، بسیاری از مردم و فعالان حقوق بشر در ایران و ورزشکاران و قهرمانان ورزشی در دنیا، در شبکه‌های اجتماعی، دست به کار شدند و میلیون‌ها توئیت، مصاحبه و … منتشر شد. اما در کمال ناباوری روز شنبه ۲۲شهریور۹۹ (۱۲سپتامبر۲۰۲۰) نوید را بدون اینکه بنا به پروسدورهای قضاییه همین نظام به وکیل و خانواده‌اش اطلاع داده شود و بدون اینکه حتی فرصت آخرین ملاقات را با خانواده‌اش پیدا کند، بصورت بسیار شتابزده‌ای اعدام کردند. خبر این اعدام، جامعه ایران و جامعه جهانی را در شوک فرو برد.

عفو بین الملل در توییتی نوشت: «ما بخاطر اعدام مخفیانه نوید افکاری، کاملاً در شوک، بهت و وحشت فرو رفتیم. اعدام جوانی که آینده‌ای روشن در انتظارش بود. این چنین قضاییه مسخره‌ای، واکنش فوری جامعه بین‌المللی را با دخالت‌های عمومی و خصوصی می‌طلبد».

خانم رها بحرینی حقوقدان و پژوهشگر عفو بین‌الملل گفت: «اعدام نوید افکاری مصداق قتل و براساس ادبیات حقوقی، یک اعدام فراقضایی به شمار می‌آید که جرم بین‌المللی قابل پیگیری است». وی در مصاحبه با تلویزیون اینترنشنال گفت: «مجازات اعدام برای نوید افکاری در شرایطی صادر شده که نظام قضایی به شکایات متهمان مبنی بر شکنجه‌های روحی و روانی رسیدگی نمی‌کند. قضاتی بر دادگاهها حکمرانی می‌کنند که هیچ توجهی به ابتدایی‌ترین اصول دادرسی منصفانه نمی‌کنند و دادستان‌هایی که از اعترافات گرفته‌شده، تحت شکنجه بعنوان سند و مدرک جرم استفاده می‌کنند».

کمیته بین‌المللی المپیک گزارش‌ها درباره اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، را «شوکه کننده» خواند.

کمیته جهانی المپیک نوشت: «اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، خبر بسیار غم‌انگیزی بود. کمیته جهانی المپیک از اعلام این خبر در شوک فرو رفت.

الکساندر کراس مشاور ارشد سیاسی پارلمان اروپا در توئیتی نوشت: «رژیم جنایتکار تهران نوید افکاری را به قصد گسترش ترس و مهار میلیون‌ها نفر اعدام کرد. در وحشت از آنهایی که روزانه با سرکوب این رژیم مستبد می‌جنگند».

وزرای خارجه بسیاری از کشورها از آمریکا و اروپا این اعدام را محکوم کرده و گفتند شوک شده‌ایم.

سفرای کشورهای اروپایی در ایران هم این اعدام را محکوم کردند.

حسن یونسی، وکیل نوید افکاری گفت: «آنقدر در اجرای حکم عجله داشتند که او را حتی از آخرین دیدار با خانواده‌اش محروم کردند».

دوم.اعدام کودک مجرم‌ها:

سه کودک مجرم نیز در ۶ ماه اول سال جاری به دار آویخته شدند.

شایان سعیدپور: در زندان مرکزی سقز به اتهام قتل در تاریخ ۲اردیبهشت۹۹ (۲۱آوریل۲۰۲۰) اعدام شد. وی در شورش زندان مرکزی سقر از زندان فرار کرده بود که مجدد دستگیر شد. وی بیماری حاد روانی داشت.

مجید اسماعیل زاده: در زندان مرکزی اردبیل به اتهام قتل در تاریخ ۳۰فروردین۹۹ (۱۸آوریل۲۰۲۰) اعدام شد.  وی بدون اینکه مرتکب قتلی شود، زیر شکنجه در اداره آگاهی برای اعتراف به قتل، شکنجه شده بود. وی از خانواده فقیری بود و خانواده‌اش نتوانستند برای او وکیلی استخدام کنند.

ارسلان یاسینی: در زندان مرکزی ارومیه به اتهام قتل در تاریخ ۲۷مرداد۹۹ (۱۷اوت۲۰۲۰) اعدام شد. وی بدون اینکه مرتکب قتل شده باشد، زیر شکنجه قتل را بعهده گرفته بود.

سوم.زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام:

اسامی شماری از زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام در زندانهای مختلف ایران، که تاکنون به بیرون از زندانها درز پیدا کرده به این قرار است:

۱- امیرحسین مرادی محبوس در زندان تهران بزرگ
۲- سعید تجمیدی محبوس در زندان تهران بزرگ
۳- محمد رجبی محبوس در زندان تهران بزرگ
۴- هادی کیانی محبوس در زندان دستگرد اصفهان
۵- مهدی صالحی قلعه شاهرخی محبوس در زندان دستگرد اصفهان
۶- محمد کشوری محبوس در زندان دستگرد اصفهان

۷- محمد بسطامی محبوس در زندان دستگرد اصفهان
۸- مجید نظری کندری محبوس در زندان دستگرد اصفهان
۹- عباس محمدی محبوس در زندان دستگرد اصفهان
۱۰- محی الدین ابراهیمی در اشنویه
۱۱- حیدر قربانی محبوس در زندان سنندج
۱۲- حمید راست بالا در زندان مرکزی مشهد
۱۳- فرهاد شاکری در زندان مرکزی مشهد
۱۴-کبیرسعادت جهانی در زندان مرکزی مشهد
۱۵-محمدعلی آرایش در زندان مرکزی مشهد
۱۶-عیسی عیدمحمدی در زندان مرکزی مشهد
۱۷-تاج‌محمد خرمالی در زندان مرکزی مشهد

۱۸-حکیم عظیم گرگیج در زندان مرکزی مشهد
۱۹-عبدالرحمن گرگیج در زندان مرکزی مشهد
۲۰-انور خضری در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۱-کامران شیخه در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۲-فرهاد سلیمی در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۳-قاسم آبسته در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۴-خسرو بشارت در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۵-ایوب کریمی در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۶-برزان نصرالله در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۷-داوود عبداللهی در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج)
۲۸- حسین سیلاوی در زندان شیبان اهواز
۲۹-علی خسرجی در زندان شیبان اهواز
۳۰-ناصر خفاجیان ( خفاجی) در زندان شیبان اهواز

چهارم.اعدام‌ متهمین جرائم عادی:

در بازه زمانی ۶ ماه نخست سال ۹۹، جمعا  ۱۲۸زندانی بعنوان متهمین جرائم عادی و اجتماعی اعدام شده‌اند. این زندانیان عموما در رسانه های حکومتی بعنوان قاتل، سارق، متجاوز، فروشنده مواد مخدر معرفی می‌شوند. اما دستگاه قضاییه پاسخی به چرایی این میزان از جرائم اجتماعی در ایران را نمی دهد. آنها به عمد انگشت اتهام را به سوی مردمی نشانه میروند که در بیکاری و فقر دست و پا می زنند. در میان زندانیان اعدام شده نام ۲ زن نیز دیده می شود.

مهری (نام فامیل نامشخص): در زندان مرکزی مشهد در تاریخ ۱۲مرداد۹۹ (۲اوت۲۰۲۰) اعدام شد.

فرشته «ح»: در زندان مرکزی مشهد در تاریخ ۲۸مرداد۹۹ (۱۸اوت۲۰۲۰)‌ اعدام شد.

در میان زندانیان اعدام شده، نام دو زندانی به اتهام جاسوسی و یک زندانی به اتهام شرب خمر نیز دیده می شود:

رضا عسگری: در تهران در محلی نامعلوم به اتهام جاسوسی در تاریخ ۲۰تیر۹۹ (۱۰ژوئیه۲۰۲۰) اعدام شد.

محمود موسوی مجد: در زندان گوهردشت به اتهام جاسوسی در تاریخ ۳۰تیر۹۹ (۲۰ژوئیه۲۰۲۰) اعدام شد.

مرتضی جمالی: در زندان مرکزی مشهد به اتهام شرب خمر در تاریخ ۱۸تیر۹۹ (۸ژويیه۲۰۲۰) اعدام شد. او ۵۵ساله و پدر ۲فرزند خردسال بود. وکیل این زندانی با تاسف در پست اینستاگرامی‌اش نوشت: «آنچه مرا بیشتر متاثر کرد برخورد سختگیرانه مرجع رسیدگی کننده به اتهام انتسابی بود. به طوری که گویا با اعدام موکل بنده تمامی مشکلات کشور حل خواهد شد. امروز شرمنده ۲فرزند خردسال و همسر موکلم شدم که علیرغم تلاش یکساله‌ام و بهره‌مندی از تمامی امکانات و مشورت با اساتید بزرگ و همکاران عزیزم این دفاع مفید فایده قرار نگرفت و امروز فرزندان موکلم دیگر دارای پدر نیستند».

۳.دستگیری‌ها در ایران – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

براساس اخبار و آمار ثبت شده توسط کانون حقوق بشری نه به زندان نه به اعدام، طی ۶ ماه اول سال حدود ۱۲هزار نفر از مردم و جوانان در شهرهای سراسر ایران به بهانه های مختلف دستگیر شده‌اند. طیف بازداشتی‌ها از تمامی اقشار اجتماعی از کارگران، فرهنگیان، دانشجویان، خبرنگاران، فعالان مدنی، بازنشستگان و … تشکل شده است.

یکم.بازداشتهای سیاسی:

۹۵۹مورد نفر تحت عناوین مختلف مثل، همکاری با گروه‌های ضدنظام و اپوزیسیون، ارتباط با گروه‌های خارج از کشور، هواداری از سازمان مجاهدین، همکاری با احزاب کردی، شرکت در اعتراضات بهبهان، شرکت در تحصن سراسری معلمین، شرکت در اعتراضات کارگری، شرکت در اعتراضات دانشجویی، امضای بیانیه استعفای خامنه‌ای،  انتشار فراخوان در شبکه های اجتماعی برای تجمع، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی، اجرای مراسم نوحه برای شهدای بهبهان، خبررسانی تخریب خانه‌های روستای ابوالفضل، انتشار گزارش انتقادی از عملکرد کارگزاران نظام، توهین به مقدسات، درگیری با بسیج، چاپ و انتشار کتاب‌های غیرمجاز و ممنوعه، خروج غیرقانونی از کشور، ساخت یک فیلم اعتراضی، نشر اکاذیب، انتشار کلیپ علیه نمایندگان سابق مجلس، جهت اجرای حکم زندان و … صورت گرفته است.

دوم.دستگیری‌های خودسرانه:

۴۰۰۳مورد دستگیری تحت عناوینی مثل، فعالیت در شبکه های اجتماعی، شرکت در میهمانی مختلط، ارازل و اوباش، داشتن سلاح غیرمجاز، شکار غیرمجاز، قاچاق چوب، فعالیت در کار مدلینگ، تبلیغ ماساژ در اینترنت، ترویج مسائل غیراخلاقی در تلگرام، انتشار تصاویر میهمانی‌های شبانه، انتشار فیلم ورزش صبحگاهی مختلط، روزه‌خواری و … صورت گرفته استو

سوم.بازداشت معتقدان به سایر ادیان و مذاهب:

۴۰مورد دستگیری بهاییان و نوکیشان مسیحی صورت گرفته است. بهاییان از حق تحصیل و اشتغال محروم هستند. به بهانه‌های مختلف آنها را دستگیر کرده و اماکن کسب و کار آنها را پلمپ می‌کنند. بهاییان برای ادامه تحصیل به دانشگاه‌های مخفی روی آوردند. بهاییان حتی برای دفن فوت شدگانشان هم با مشکل روبرو می‌شوند. گاهی هم دستجات مختلف وابسته به نظام، اقدام به نبش قبر بهاییان می‌کنند. نوکشیان مسیحی هم به اتهامات امنیتی دستگیر شده و از به جا آوردن آئین مذهبی خود به صورت علنی، محروم هستند.

چهارم.بازداشت‌های اجتماعی:

۶۲۰۶ نفر بدلایل و اتهامات مختلف بازداشت شده اند. از  این تعداد ۶۰۹۵مورد سارق در طرح‌های دستگیر‌ی که توسط نیروی انتظامی صورت می‌گیرد، دستگیر شده‌اند. سایر بازداشتی‌ها به کارگزاران رده پایین دستگاه اداری وابسته به دولت و سایر نهادهای حاکمیت است که به اتهام رشوه، اختلاس، اخلال در نظام توزیع، فساد اداری و مالی، تخریب اراضی ملی، کلاهبرداری، فساد در حوزه خودرو و تخریب منازل مردم محروم، مربوط است.

روشن است که بازداشت بیش از ۶ هزار نفر طی ۶ ماه، نشانگر وضعیت خراب اقتصادی، بیکاری و فقر توده مردمی است که با گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کنند.

۴.شکنجه در ایران – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

شکنجه ضدانسانی‌ترین روشی است که در زندان‌های ایران علیه جسم و جان و روح زندانی بکار گرفته می‌شود. شکنجه‌های وحشیانه‌ای که علیه زندانیان در ایران بکار گرفته می‌شود، یکی از مهمترین ابزار حاکمیت پلیدی است که برای به زانو درآوردن زندانیان از یکسو و سرکوب و با انفعال کشاندن، جامعه از سوی دیگر، به کار گرفته می شود.

به نمونه‌های از گزارشهای دریافتی از شکنجه زندانیان سیاسی اشاره می کنیم:

یکم.شکنجه مصطفی صالحی:

مصطفی صالحی را قبل از اعدام به قدری شکنجه کرده بودند که دست و هر دو پایش شکسته بود. در اثر شکنجه، گردن و ستون فقراتش به شدت آسیب دیده بود. این زندانی مدت‌های طولانی در انفرادی نگه داشته می شد که از حداقل‌های امکاناتی برخوردار نبود و وعده غذایی‌اش تنها یک مشت نان خشک بود.

دوم. شکنجه نوید، وحید و حبیب افکاری:

 ۳برادری که در اعتراضات مرداد۹۷ در شیراز بازداشت شدند، به شدت شکنجه شدند. از آنها می‌خواستند که علیه هم و بطور خاص علیه نوید، اعتراف بگیرند. شدت شکنجه‌ها بقدری زیاد بود که وحید ۳بار دست به خودکشی زد. در حالی که غل و زنجیر به دست و پایش بود، با شوکر به همه بدنش زده و سر و ته آویزانش کرده و ساعت‌ها با باتوم به کف پایش می‌زدند. به او گفته بودند اگر چیزی که می‌خواهند را اعتراف نکند، مادر و خواهرش را بازداشت می‌کنند. روی صورت نوید پلاستیک می‌کشیدند و تا مرز خفگی و مرگ وی پیش می‌رفتند. به دست‌ها، شکم و پاهایش با باتوم و اجسام سخت، ضربه می‌زدند و در بینی وی الکل می‌ریختند.

سوم. ۱۱زن زندانی سیاسی در زندان سپیدار اهواز:

۱۱ زن زندانی سیاسی در زندان سپیدار اهواز در شرایط بسیار نامناسب و وخیمی محبوس هستند. اغلب این زندانیان متاهل و دارای چند فرزند می‌باشند و تعدادی نیز هنگام دستگیری باردار بودند. یکی از این زنان زندانی به نام الهه درویشی، فرزندش را در زندان بدنیا آورد. سکینه صگور پس از شکنجه‌های وحشیانه در اداره اطلاعات با جسمی خونین، در حالی که که دستبند به دست و زنجیر به پا داشت، جهت وضع حمل به بیمارستان منتقل شد و فرزندش را در چنین شرایطی به دنیا آورد.

یکی دیگر از این زندانیان مریم زبیدی که مادر ۴ فرزند، است همراه با ۲پسر ۲۶ و ۲۹ساله خود به نام‌های محمد و بنیامین آلبوغبیش بازداشت شده است. بنیامین در ۵تیر۹۸ زیر شکنجه جانباخت.

چهارم. حسین سیلاوی:

حسین سیلاوی زندانی زیر حکم اعدام،در زندان شیبان اهواز در اثر شکنجه‌های بسیار از زخم عمیق و درد شدید در ناحیه شکم رنج می‌برد.

پنجم. شکنجه ها در بند عبرت زندان عادل آباد شیراز:

زندانبانان در بند عبرت زندان عادل آباد شیراز، از بین بی‌رحم‌ترین افراد، انتخاب می‌شوند. زندانبان همدیگر را با القابی مثل «جلال چپ دست»، «مجید کافر»، «حسین بی‌ناموس» و … صدا می‌کنند. «حسین بی‌ناموس» مقابل سردر بند با رنگ قرمز نوشته است: «اینجا خدا، وجود ندارد». ۴۰۰دوربین مداربسته برای کنترل زندانیان در بند است.

حدود ۳۵۰ الی ۴۰۰زندانی در ۱۰۰سلول که شامل سلول‌های کثیف ۲۰متری (۴در۵متر) است، حبس هستند. در هر سلول برای هر زندانی تنها یک متر فضا است. دستشویی یک حفره چاه مانند، در هر سلول است.

زندانیان هر روز از ساعت ۹صبح تا ۱۲ظهر برای بازجویی برده می‌شوند.زندانیان حق صحبت‌کردن با همدیگر را نداند. حتی اگر کلمه‌ای بین زندانیان تبادل شود، جریمه زندانی محروم شدن از جیره غذایی برای یک هفته است.

پس از اعتراضات سراسری آبان۹۸ کلیه بازداشتی‌های مجروح از بیمارستان‌های استان فارس به این بند منتقل شدند. از شهرهای تهران، اصفهان، بهبهان، سنندج، کرج و شهرهای استان گیلان هم بازداشتی های آبان۹۸ را به این زندان تبعید کردند.

زندانیان با انواع روشها مثل مشت و لگد، ضربات کابل بر دست و پاها، جوجه کباب، لخت کردن زندانی و گذاشتن او زیر آفتاب سوزان برای ساعتهای متمادی در تابستان و یا آویزان کردن زندانی از تانکر در سرمای زمستان، مورد شکنجه قرار می‌گیرند.

۱۵نفر از معترضین آبان ۹۸ را با طناب از سقف آویزان کرده و با کابل می‌زدند. ناخن‌هایشان را می‌کشیدند تا اعتراف کنند «وابسته به ضدانقلاب هستند و از خارج از کشور دستور گرفتند».

۳زندانی از بازداشتی‌های آبان۹۸ زیر شکنجه کشته شدند که نام کوچک یکی از آنها میثم بود.

چنگیز مرادی‌نژاد ۲۵ساله اهل تهران، یکی از بازداشتی‌ها است. که پایش تیرخورده و بدون رسیدگی رها شده است.

انگشت دستان بازداشتی‌هایی که در فضای اینترنت فعال بودند، زیر شکنجه می‌شکستند. زندانی را از سقف آویزان می‌کنند. با کابل روی دست و پا و انگشتان زندانی می‌زنند تا زمانی که انگشتان وی بشکند. شب‌ها زیر زندانیان آب می‌ریزند که نتوانند بخوابند. فحش‌های رکیک به زندانیان می‌دهند.

زندانیان به حمام دسترسی ندارند. زندانی در زمستان بایستی با آب سرد در حیاط زندان استحمام کند. در حین استحمام هم او را با شلنگ بارها می‌زنند و شکنجه می‌کنند. در تابستان در حد یک دقیقه با شلنگ آب بر سر و روی زندانی می‌گیرند. خارج از این زندانی به آب دسترسی ندارد.

در این بند تماس تلفنی زندانیان با خارج از زندان، وجود ندارد.

زندانیان اعدامی را  شب قبل از اجرای حکم از بند عبرت به سلول انفرادی به نام «ارشاد» منتقل می‌کنند.

پهلوان نوید افکاری از همین زندان و از بند عبرت برای اعدام منتقل شد.

ششم.پرونده‌سازی برای زندانیان سیاسی:

یکی دیگر از شکنجه‌های روحی و روانی که برای زندانیان و بطور خاص زندانیان سیاسی پرونده سازی‌های متعدد است. در حالی که زندانی به پایان محکومیت قبلی خود نزدیک می‌شود برای ممانعت از آزادی او، پرونده جدیدی را علیه وی به راه می اندازند. در این رابطه از جمله می‌توان به پرونده‌سازی برای زندانیان سیاسی آتنا دائمی، پیام شکیبا، زینب جلالیان،  مریم اکبری منفرد، پریسا رفیعی، مجید اسدی، محمد بنازاده امیرخیزی، جعفر عظیم‌زاده و حمزه درویش اشاره کرد.

۵.کرونا در زندان‌های ایران – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

از زمانی که ویروس کرونا در سراسر ایران گسترش پیدا کرد، مشخص بود که در زندان‌های نیز شرایط و وضعیت فاجعه‌باری پیش خواهد آمد. در عموم کشورها تحت شرایط فوق العاده‌ای برای نجات جان زندانیان، اقدام به آزاد کردن آنان نمودند. اما در ایران براثر فشارهای بین المللی، تنها به تعداد اندکی از زندانیان مرخصی داده شد. در این گزارش به گوشه کوچکی از وضعیت زندان‌های ایران در شرایط کرونا می پردازیم:

یکم.زندان اوین:

روز۲۰فروردین۹۹ یک زندانی مبتلا به کرونا در اتاق۳ بند۴ به بیمارستان منتقل شد.

سام رجبی فعال مدنی در بند۴ به کرونا مبتلا شد.

در مرداد۹۹ زندانیان سیاسی اسماعیل عبدی، جعفر عظیم زاده، امیرسالار داوودی و تعداد دیگری مبتلا به کرونا شدند.

دوم.زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج):

در اوایل اردیبهشت۹۹ حسین نگهدار زندانی عادی در اثر کرونا جانسپرد. مرگ او را سکته مغزی اعلام کردند.

روز ۱۷اردیبهشت۹۹ مصطفی خزایی از سالن۲۰ بند۷ در اثر کرونا به بیمارستان منتقل شد. در تست کرونا از زندانیان این بند، ۱۶زندانی تست‌شان مثبت بود.

ایرج حاتمی زندانی سیاسی سالن۴ بند۱۰پس از بازگشت از مرخصی بدون قرنطینه به بند منتقل شد. پس از یک هفته مشخص شد که به کرونا مبتلاست.

سوم.زندان مرکزی کرج:

دست‌کم ۱۱تن از زندانیان بر اثر ابتلا به کرونا به بیمارستان منقل شدند. محسن منصوری، محمد دارابی و محمد زمان پور ۶۲ساله از سالن۶ در اثر کرونا جان باختند. بهداری زندان مرگ آنها بیماری حاد ریوی اعلام کرد.

در اردیبهشت۹۹ نزدیک به ۶۰۰نفر از زندانیان بند سوله در وضعیت فجیع بهداشتی قرار گرفتند. این سوله به قرنطینه (محل زندانیان جدیدالورود و افرادی که از مرخصی بازمی‌گردند) تبدیل شد. زندانیان قدیمی‌تر هم در این بند نگهداری می‌شوند.

چهارم.زندان تهران بزرگ:

کرونا در تیپ۵ زندان تهران بزرگ بطور گسترده شیوع پیدا کرد. در مرداد۹۹ یکی از سالن‌های شرقی تیپ۵ با ۱۹۰زندانی بطور کامل قرنطینه شد.

پنجم.زندان مرکزی زاهدان:

در شهریور۹۹در تمامی بندهای این زندان ویروس کرونا شیوع پیدا کرد. ناصر شاهوزهی، حسن ذوقی ۴۰ساله و پوریا سرحدی ۲۰ساله در اثر کرونا جان باختند.

ششم.زندان مرکزی بیرجند:

هیچگونه امکانات بهداشتی اعم از ماسک، دستکش و مواد بهداشتی وجود ندارد و یا به قیمت خیلی بالا به زندانیان فروخته می‌شود.

هفتم.زندان کامیاران:

در ۱۷تیر۹۹ رستم قربانی زندانی عادی در اثر کرونا جان سپرد. وی از سوم تیر۹۹ حالش وخیم بود.

هشتم.دستگرد اصفهان:

در تیر۹۹ تست کرونا بیش از ۵۰درصد زندانیان مثبت بود. طبق آمار پزشک زندان، ۴۰زندانی در اثر کرونا جان باختند. پرسنل و پزشک زندان از ترس ابتلا به ویروس کرونا وارد بند نمی‌شوند.

نهم.زندان مرکزی ارومیه:

در بند زنان، محبت محمودی، فاطمه میرابی، سیمین صیدی و دنیا پیری به کرونا مبتلا شدند. نزدیک به ۲۰۰زن زندانی این بند در تاریخ ۲۸مرداد۹۹ در اعتراض به این وضعیت دست به اعتصاب غذا زدند. از روز ۲۶مرداد۹۹ حال دنیا پیری رو به وخامت گذاشت و سرانجام وی را به بیمارستان خارج از زندان منتقل کردند. در این بند تعدادی کودک هم همراه مادرانشان بسر می‌برند.

دهم.زندان قرچک ورامین:

وضعیت بهداشتی این زندان بسیار فاجعه‌بار است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تمامی زندانیان بیمار و سالم ، با هم در سلول‌ها نگهداری می‌شوند. مایع دستشویی بین ۷۵ تا ۱۰۰هزار تومان فروخته می‌شوند. وسایل ضدعفونی، ماسک و دستکش وجود ندارد. تعدای از زندانیان با علائم تب به زندانبانان مراجعه کرده و به آنها گفته شده به تخت‌هایتان بروید و از روسری‌تان به‌عنوان ماسک استفاده کنید. پزشکان زندان، هر ۲ یا ۳ماه یکبار به زندان سر می‌زنند و در همین سرکشی‌ها هم کاری برای بیماران انجام نمی‌شود. در خرداد۹۹ زندانی سیاسی زینب جلالیان به کرونا مبتلا شد.

یازدهم.بند زنان زندان سپیدار اهواز:

در اردیبهشت۹۹ بیش از ۵۰تن از زندانیان زن با علائم تب و لرز به قرنطینه منتقل شدند. پزشک زندان نیز بیمار بود و زندانیان بدون دارو و درمان رها شدند. بندی که بعنوان قرنطینه، زندانیان مبتلا به کرونا را در خود جای داده بود، فقط با چند میله از بند زندانیان دیگر تفکیک می‌شد و هواخوری مبتلایان با دیگر زندانیان مشترک بود.

۶.واکنشهای بین‌المللی – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

در این خصوص جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، از وضعیت زندان‌های ایران در شیوع کرونا ابراز تأسف کرد و گفت: «همه زندانیان بدون توجه به این که زندانی سیاسی هستند یا نه و زندانیانی که به خاطر ارتکاب جرائم جدی محکوم شناخته شده‌اند، همگی باید مستحق آزادی (موقت) باشند. دولت باید پیش از آزادی موقت این زندانیان، آنها مورد آزمایش کرونا قرار بدهد».

در تاریخ ۷فروردین۹۹ سازمان حقوق بشری به قابیل دست نزنید طی نامه‌ای به میشل باشله کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد نوشت: «شیوع این بیماری در ایران به یک فاجعه انسانی تبدیل شده‌ است».

در تاریخ ۲۹فروردین۹۹ کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد با صدور بیانیه‌ای از ایران خواستند تمامی کسانی را که خودسرانه بازداشت شده‌اند، فورا آزاد کند.

در تاریخ ۴اردیبهشت۹۹ مرکز حقوق بشر رائول والنبرگ در نامه‌ای که به امضای ۲۰سازمان حقوق بشری بین‌المللی رسیده و نایب رئیس پارلمان اروپا از طرف انجمن برندگان جایزه حقوق بشر پارلمان اروپا، ساخاروف، امضا کرده، خواستار آزادی فوری زندانیان زن ایرانی شد. در این نامه آمده است: «این بخشی از سیاستی است که به نظر می‌رسد برای شکنجه بیشتر زندانیان سیاسی از طریق نگهداشتن آنها در شرایط خطرناک زندان اتخاذ شده است».

در تاریخ ۱۰مرداد۹۹ سازمان عفو بین‌الملل تصویر ۴نامه از مقامات سازمان زندان‌های ایران خطاب به وزارت بهداشت را منتشر کرد که در آنها نسبت به «کمبود شدید تجهیزات حفاظتی شخصی، مواد ضدعفونی‌کننده و تجهیزات و لوازم پزشکی کلیدی» هشدار داده‌اند. در بیانیه این سازمان آمده است: «وزارت بهداشت این درخواست‌ها را بی‌پاسخ گذاشته و زندان‌های ایران همچنان در مقابل شیوع بیماری‌های واگیردار به شکلی فاجعه‌بار فاقد تجهیزات لازم هستند».

در تاریخ ۵شهریور۹۹ سازمان گزارشگران بدون مرز از گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد خواست از زندانهای ایران که روزنامه‌نگاران در آن زندانی هستند، هر چه زودتر بازدید کند. سازمان گزارشگران بدون مرز نوشت: «اکنون که مخفی‌‌کاری در رابطه با آمار کشته‌های کرونا ویروس در ایران افشا شده، نگرانی درباره تمامی زندانیان عقیدتی از جمله روزنامه‌‌نگاران و اینکه به چه میزانی در معرض ویروس کرونا در زندانهای پر جمعیت رژیم قرار دارند، افزایش یافته است».

۷.گزارش های عفو بین الملل – ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹:

یکم.انتشار اسناد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۶۷:

یکی از مهمترین تحولات در این بازه زمانی، افشای اسنادی درباره قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۶۷ توسط عفو بین‌الملل در ۲۹مرداد۹۹ است.

در این اسناد آمده است: «ملاقات زندانیان از اوایل مرداد۶۷ قطع شده و خانواده‌های قربانیان با عفو بین‌الملل تماس گرفته و ابراز نگرانی می‌کنند. از این رو عفو، در ۲۵مرداد۶۷ و ۱۱شهریور۶۷، با انتشار دو اقدام فوری خطاب به دولت و قوه قضاییه از احتمال آغاز «موج جدیدی از اعدام‌های سیاسی» اعلام نگرانی می‌کند. از تاریخ ۲۵مرداد۶۷، فعالان عفو در سراسر جهان با ارسال هزاران تلگراف، تلکس و نامه به وزیر دادگستری دولت موسوی و سفرای کشورهای مختلف در ایران، خواهان «توقف فوری اعدام‌های سیاسی» می‌شوند. اما در بیش از ۳۲زندان در شهرهای ایران ناپدید شدن قهری و اعدامهای فراقضایی توسط هیأت‌های مرگ آغاز می‌شود».این سند حائز اهمیت است، زیرا سال‌ها مقامات رژیم آخوندی، اعدام‌های گروهی در سال۶۷ را انکار کرده و بارها محل دفن قربانیان را چون آرامگاه خاوران، ویران کردند.

دوم.گزارش درباره بازداشت‌های اعتراضات آبان۹۸:

روز ۱۲شهریور۹۹، عفو بین‌الملل، با انتشار گزارشی به جزییات بازداشت و محکومیت‌های مربوط به بازداشتی‌های اعتراضات سراسری آبان‌ماه۹۸ پرداخت. در این گزارش آمده است: «زندانیان برای ارعاب و تحقیر و همچنین تن‌ دادن به اعترافات اجباری شکنجه جسمی و جنسی شده‌اند. نیروهای امنیتی و قضایی رژیم ایران بازداشت‌شدگان را علاوه بر تعرض جنسی با شلنگ، لوله، چوب و کابل برق به شکل گسترده مورد شکنجه قرار داده‌اند. بازجویان و مسئولان زندانها بازداشت‌شدگان مرد را مورد خشونت جنسی، قرار داده‌اند. آنها در این زمینه دست به برهنه‌سازی اجباری، دشنام‌های جنسی، پاشیدن اسپری فلفل به … زده‌اند».

آقای جاوید رحمان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، در گزارش خود نوشت: «نیروهای امنیتی در اعتراضات آبان۹۸، صدها تن را کشته، زخمی و بازداشت کرده‌اند. به دستور خامنه‌ای برای اینکه به هر قیمت تظاهرات پایان پذیرد، از مأموران سپاه، بسیج و سایر ارگان‌های سرکوبگر، استفاه شده است». (۱۳شهریور۹۹)

مردم ایران از ۴۰ سال درد و محنت و شکنجه و اعدام و زندانهای طویل المدت و احکام کینه‌جویانه بی تاب هستند. روشن است که ریختن خون بیگناهانی همچون مصطفی صالحی و نوید افکاری، راهی برای ادامه بقای این نظام سراسر فساد باز نخواهد کرد. آنچه از شکنجه و اعدام نصیب این دیکتاتوری خواهد شد،‌ موج های پی در پی اعتراضات سراسری است. خون مصطفی و نوید در رگان این جامعه و جوانانش که در جستجوی آزادی هستند، جاری است.

همه نهادها و فعالان حقوق بشری، همراه مردم ایران در تلاشند تا این سران این دیکتاتوری نفرت انگیز را در برابر عدالت قرار بدهند.

پایان گزارش ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹

گزارش سه ماه اول سال ۱۳۹۹ را اینجا بخوانید

سند PDF گزارش ۶ ماه اول سال ۱۳۹۹ را اینجا دانلود کنید:

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)