جـــرس: زندانی سیاسی، محمدامین هادوی، در نامه ای خطاب به احمد خاتمی، با اشاره به سخنان وی در نماز جمعه تهران نوشت: اظهاراتی از سوی امام جمعه تهران در مطبوعات منعکس شد که مطالعه آن به ویژه برای فردی چون من به عنوان زندانی سیاسی جمهوری اسلامی و منتقد سیاست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حکومت، جای بسی تاسف و البته عبرت از آن باب داشت که آیا ممکن است شهوت پست و مقام و قدرت بتواند انسان ها را هر چند در لباس ظاهری پیامبر خدا به چنین سرنوشت رقت بار و مرتبه ای فرسنگ ها دور از ارزش های دینی، اخلاقی و انسانی برساند.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ی خود آورده است: اینجانب بعنوان یک زندانی سیاسی حکومتی که خطیب جمعه و عضو مجلس خبرگانش جناب احمد خاتمی است آمادگی دارم تا با ایشان تعدادی از پرونده های زندانیان سیاسی از جمله پرونده خود را بررسی کرده و انشاالله اینجانب و ایشان طبق همین اظهار نظر اخیرشان با یکدیگر هم قول و هم اعتقاد شویم که حکومتی که افرادی را تنها به دلیل انتقادات و اعتراضات به زندان می اندازد و حتی برای آنان حقوق یک زندانی عادی را به رسمیت نمی شناسد، نه اسلامی است و نه پیرو سیره امامان معصوم (ع).

محمد امین هادوی در مهرماه ٨٩ به اتهام فعالیت هایی از جمله مراجعه به منزل شهدای جنبش سبز و ارتباط و ملاقات با فعالان و رهبران جنبش سبز بازداشت و از سوی قاضی پیرعباسی به تحمل ۶سال حبس محکوم شد.

فرزند هادوی اولین دادستان کل انقلاب پس از پیروزی انقلاب در دوران بازداشت به مدت ۶٠ روز دست به اعتصاب غذای تر زد زیرا ماموران امنیتی جهت تحت فشار قرار نهادن وی فرزندش را نیز بازداشت کرده بودند.

وی هفته ی گذشته نیز در نامه ای دیگر با اشاره به اجلاس غیرمتعهد ها در تهران و آنچه درباره ی این اجلاس از سوی تلویزیون دولتی رخ داد نوشته بود: حکومتی که با وجود ادعاهای مذهبی‌اش، و آن همه هشدار منابع دینی نسبت به ناروا بودن دروغگویی، به مردم خود بی‌پروا دروغ بگوید، طبیعی است که براحتی به مردم جهان هم دروغ خواهد گفت.
متن کامل نامه محمدامین هادوی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
کَلِمَهً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن یَقُولُونَ إِلَّا کَذِباً ‏
سخنی که از دهانشان برمی آید ناهنجار است، آنان جز دروغ نمی گویند
سوره کهف آیه ۵
هفته گذشته اظهاراتی از سوی آقای احمد خاتمی امام جمعه تهران در مطبوعات منعکس شد که مطالعه آن به ویژه برای فردی چون من به عنوان زندانی سیاسی جمهوری اسلامی و منتقد سیاست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حکومت، جای بسی تاسف و البته عبرت از آن باب داشت که آیا ممکن است شهوت پست و مقام و قدرت بتواند انسان ها را هر چند در لباس ظاهری پیامبر خدا (ص) به چنین سرنوشت رقت بار و مرتبه ای فرسنگ ها دور از ارزش های دینی، اخلاقی و انسانی برساند.
امام جمعه تهران در سخنانی گفته بود که: “زندانیان سیاسی که در زندان هستند به خاطر انتقاد یا اعتراض آنها نیست و اگر تظاهرات مسالمت آمیز داشتند مطمئن باشید زندانی نمی شدند”. یا “آنچه از این افراد شاهد بودیم تیراندازی و اقداماتی نظیر خلع سلاح پاسگاه و آتش زدن مسجد بود….” وی همچنین زندانیان جنبش سبز را به اقدام برای براندازی متهم کرده و این را علت اصلی زندانی بودن آنها دانسته بود.
در پاسخ باید گفت که در حکومتی که بر خلاف دستورات قرآن، پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) دروغ سکه رایج آن گردیده است البته بایستی واعظ و خطیب شهر از بر آمدن جنبش سبزی که شعار خود را “دروغ ممنوع” و مبارزه با جهل و فریب قرار داده است وحشت و هراس داشته و جهاد علیه دروغ و کذب را براندازی و واژگونی خود و هم قطارانش تلقی کند.
جناب آقای احمد خاتمی اگر ذره ای انصاف و تقوا داشت دستکم برای آنان که او را به بی اطلاعی از موضوعی که در باب آن سخن می گوید و یا تلاش برای بی اعتباری حتی احکام و آراء دادگاه های غیر قانونی انقلاب متهم نکنند مناسب بود مراجعه ای به پرونده ها و آراء محکومیت همین زندانیان به رغم ایشان عامل تیراندازی و آتش سوزی می داشت تا متوجه شود که بر اساس همین اسناد رسمی حکومتی، مدارک و آلات جرمی که در پرونده چنین زندانیان مضبوط است چیزی نیست جز اوراقی مشتمل بر بیانیه ها، مقالات و مصاحبه هایی که بطور علنی انجام شده و یا شرح مکتوب شنود تماس های تلفنی و یا اینترنتی که حتی علنی نبوده و حاوی انتقاد و اعتراض و بیان مخالفت با سیاست های جاری حکومت بوده که الحمدالله امروز در هر مجلس و محفل رسمی و غیر رسمی فریاد زده می شود و یا اعتراضاتی بر پایه اجبار و تهدید و یا … و این در حالیست که جنبش سبز و اعتراضات میلیونی مردم در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ برغم سرکوب سازمان یافته، خشونت ها، بازداشت ها و حتی شهادت ده ها تن از مردم خداجو و حق طلب معترض در این تجمعات، هرگز از رویکرد و رفتار مدنی مسالمت جویانه خود خارج نشده و همچنان پس از گذشت بیش از سه سال بر اعتراض های عاری از خشونت برای گذار مسالمت به دمکراسی و اصلاح طلبی تاکید دارد.
ایشان در فرازی دیگر از سخنان خود چنان تعجیل و تفریط کرده که با منتقدان هم صدا شده و بی محابا حکومت فعلی را در تضاد با موازین اسلامی و سیره امامان (ع) تصویر کرده و گفته است: “مخالفانی که مخالف سیاسی هستند، انتقادات سیاسی هستند، انتقادات و اعتراضاتی دارند که باید با آنها با سیره امامان یعنی سیره اقناعی برخورد شود، یعنی تلاش کنیم تا مخالفان را قانع کنیم…”
اینجانب بعنوان یک زندانی سیاسی حکومتی که خطیب جمعه و عضو مجلس خبرگانش جناب احمد خاتمی است و تجربه تلخ حبس در بازداشتگاه های امنیتی و چندین ماه حبس در سلول انفرادی و بازداشت فرزند و پرونده سازی برای دیگر اعضاء خانواده ام را نوعی سندسازی برای تسویه حساب سیاسی با والد بزرگوارم که اولین دادستان کل انقلاب ایران بوده است قلمداد کرده ام و آمادگی دارم تا با ایشان تعدادی از پرونده های زندانیان سیاسی از جمله پرونده خود را بررسی کرده و انشاالله اینجانب و ایشان طبق همین اظهار نظر اخیرشان با یکدیگر هم قول و هم اعتقاد شویم که حکومتی که افرادی را تنها به دلیل انتقادات و اعتراضات به زندان می اندازد و حتی برای آنان حقوق یک زندانی عادی را به رسمیت نمی شناسد “نه اسلامی است و نه پیرو سیره امامان معصوم (ع)، آیا واعظ و خطیبانی که بدون اطلاع از موضوعات و یا بر اساس نوشته بولتن ها مسایلی را به خلاف مطرح می کنند خود آشکارترین سند انحراف انقلاب و نظام برآمده از آن نیستند؟ هنگامی که همزمان با سی و سومین سالگرد وفات مرحوم آیت الله طالقانی فقیه آزاد و مبارزی نستوه که اولین امام جمعه انقلاب و ابوذر زمان بود جایگاه او را در تصرف افرادی می بینیم که نه تنها لیاقت و شان آن جایگاه را بلکه عدالت لازم را برای تصدی آن نداشته که با سخنان خود در آن مقام دوست و دشمن رابه تعجب واداشته آنگاه معنای عمیق “انحراف انقلاب” و لزوم ریشه کنی پدیده دروغ و دروغ گویی از ایران اسلامی را بیش از پیش در می یابیم.”فاین تذهبون”
محمدامین هادوی
شهریور ماه ۱۳۹۱
زندان اوین، بند ۳۵۰

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)