موضوع خشونت علیه زنان از کلیشه‌های جنسیتی یا بستری فرهنگی با نابرابری‌های جنسیتی نشات می‌گیرد که از اهمیت بالایی برخوردار بوده و باید برای رفع کامل آن تلاشهای زیادی انجام بگیرد.

خشونت علیه زنان موضوعی است با دامنه‌ای بسیار گسترده که می‌توان نمونه‌های آن را در هر قسمت از زندگی روزمره مشاهده کرد. از آزار و اذیت‌های خیابانی گرفته تا تجاوز یا حتی خشونت‌های کلامی، رفتاری، اجتماعی، فیزیکی و جنسی همگی جزو آن هستند. گستردگی این مسئله به قدری زیاد است که نمی‌توان از آن غافل شد.

خشونت به دلایل مختلفی ادامه پیدا می‌کند، که قصد داریم در این مقاله به بررسی آنها بپردازیم.

قطعا همه ما می‌دانیم که خشونت علیه زنان پسندیده و قابل پذیرش نیست و باید با آن مقابله کرد. اما سوال اصلی اینجاست که چرا خشونت علیه زنان ادامه پیدا می‌کند؟ بی شک یکی از دلایل این تداوم خشونت، فقدان قوانین منسجم برای مقابله با این نوع خشونت است. این قوانین باید خشونت‌ورز را در قبال عملی که انجام داده مسئول دانسته و از قربانی حمایت کنند. علاوه بر قوانین، هر فرد به عنوان عضوی از این جامعه که رفتارها و باورهای هر شخص بر روی رفتارها و باورهای دیگر افراد آن تاثیر می‌گذارد، می‌تواند در ادامه یافتن یا توقف خشونت‌ها، نقشی اساسی ایفا کند.

شاید این سوال برایتان پیش بیاید که چگونه افراد جامعه می‌توانند موجب ادامه یافتن چنین رفتارهایی شوند؟ در ادامه به پاسخ این سوال خواهیم پرداخت. به این نکته توجه کنید که فعلا به دنبال علت بروز چنین واکنش‌هایی از سوی افراد جامعه نیستیم و قصد داریم به مواردی که منجر به ادامه خشونت می‌گردد، اشاره کنیم.

۱. نادیده گرفتن خشونت:

گاهی اوقات افراد با دیدن خشونت سکوت می‌کنند و به اصطلاح به روی خودشان نمی‌آورند. مثلا می‌بینیم که مردی همسرش را تحقیر کرده، با لحن تحقیرآمیز با او صحبت می‌کند یا در حال تهدید کردن او است و ما طوری رفتار می‌کنیم که انگار مشغول کار دیگری هستیم و متوجه چیزی نشده‌ایم. زمانی که همسر خواهرمان با او در حال بدرفتاری است، از اتاق خارج می‌شویم. صدای داد و فریاد همسایه را می‌شنویم که به نظر می‌رسد در حال ضرب و شتم هستند اما صدای تلویزیون را زیادتر می‌کنیم تا این خشونت را ندید می‌گیریم. در خیابان مردی را می‌بینیم که به زور می‌خواهد زنی را سوار اتومبیل خود کند ما چه می‌کنیم؟ راهمان را کج می‌کنیم و به روز خودمان نمی‌آوریم. در مترو، اتوبوس یا فضاهای شلوغ و پر ازدحام چهره ناراحت زنی را می‌بینیم که می‌توان فهمید در حال آزار دیدن از مردی است که در کنارش ایستاده و رویمان را برمی‌گردانیم و به سمت دیگر نگاه می‌کنیم.

پیام این کار برای خشونت‌گر این نیست که «این بار چشم پوشی کردم و فرصت دیگری به تو می‌دهم»! بلکه در واقع با این کار به او می‌گوییم «آفرین، به کارت ادامه بده، خیالت تخت، من اصلا تو را نمی‌بینم!».

۲. سکوت در مقابل خشم:

شاید این اتفاق برای خیلی از زنان رخ داده‌باشد که در حین تجربه آزار و اذیت و مزاحمت خیابانی، درست لحظه‌ای که تمام عزم خود را جمع کرده و به کارش اعتراض کرده‌ایم، با سکوت اطرافیانی روبرو شده‌ایم که شاهد این اتفاقات هستند. این رفتار واقعا ناراحت کننده و آزار دهنده است. دقیقا در آن وقت حساس که قربانی نیاز به حمایت دیگران دارد، حاضرین در صحنه سکوت اختیار کرده و منجر به گستاخ‌تر شدن خشونت‌ورز شده‌اند. در اغلب مواردی که خشونت رخ می‌دهد، خصوصا در شکل خشونت‌های خانگی، که در برخی خانواده‌ها عرف بوده و عادیست، مثل کنترل رفت و آمد زن، کنترل نحوه پوشش یا کنترل مالی او، خشونت گر با سکوت دیگران، رفتار خود را موجه و قابل قبول تلقی می‌کند. اگر به هر دلیلی یک رفتار خشونت آمیز در جمع رخ دهد، رفتار قربانی و خشونت‌گر به شدت به رفتار اطرافیان بستگی دارد. زنی که مدام مورد خشونت واقع شده و با سکوت خانوده مواجه می‌شود، دیگر خود را لایق احترام و محبت نخواهد دانست. مردی که در مقابل رفتارهای خشونت‌آمیز خود سکوت را ببیند، مطمئن می‌شود که رفتارش درست بوده و در برابر رفتار قربانی، ناچار به بروز چنین واکنشی شده‌است.

تداوم یا توقف رفتارهای افراد به تشویق و تنبیه شدن بستگی دارد. سکوت در مقابل رفتار نادرست می‌تواند نوعی تشویق به حساب بیاید. سکوت در مقابل رفتار بد هیچ تفاوتی با این ندارد که به او بگوییم «آفرین حق با تو است به رفتارت ادامه بده».

۳. باورهای نادرست نسبت به خشونت گر:

گاهی اوقات هم وقتی خشونتی می‌بینیم یا ماجرای خشونتی را می‌شنویم، مداخله کرده و نسبت به آن واکنش هم نشان می‌دهیم. اما چطور؟ با توجیه رفتار خشونتگر!

یکی از باورهای غلطی که نسبت به خشونت‌گر داریم این است که او آدم بدی نیست فقط هر از گاهی کنترلش را از دست می‌دهد. یا قربانی را دلداری می‌دهیم که او روز بدی داشته، زیر فشار زیادی قرار دارد، خودش هم در کودکی مورد خشونت واقع شده یا از همه بد تر اینکه به قربانی می‌گوییم او دوستت دارد! همین عشق زیاد او است که باعث می‌شود برخی اوقات از کوره در رود، اگر بیشتر محبت ببیند از کارش دست می‌کشد.

باید بدانید هرجا خشونتی رخ داد یعنی یک جای کار ایراد دارد و باید با آن مقابله کرد نه سازش. در واقع نباید اجازه دهیم که خشونت به یک روال عادی در زندگی ما تبدیل شود.

این را بدانید اگر خشونت یکبار رخ دهد، بازهم رخ خواهد داد. پس اگر فردی به ما پناه آورد و در مورد خشونتی که علیه او رخ داده با ما درد و دل کرد، اگر به توجیه رفتار خشونت‌گر بپردازیم راه را برای عادی سازی خشونت باز کرده‌ایم.

۴. قربانی نکوهی:

یکی از اصلی ترین دلایل تداوم خشونت، مقصر دانستن و سرزنش قربانی است. وقتی به جای بازخواست خشونت‌گر، قربانی را بازخواست می‌کنیم، حق و فرصت اعتراض را از قربانی سلب کرده و به خاطر مقصر دانستن قربانی، خشونت‌گر را در یک حاشیه امن قرار می‌دهیم. با این کار در واقع خشونت موجه جلوه داده می‌شود.

چی پوشیده‌بودی؟ توی اون کوچه خلوت چیکار می‌کردی؟ چی گفتی که عصبانیش کردی؟ چیکار کردی که اینطوری کنترلت می‌کنه؟ الکی که کسی رو کتک نمی‌زنن حتما یه کاری کردی! همه این جملات انگشت تقصیر را به سمت قربانی دراز می‌کنند و خشونت‌گر را آزاد می‌گذارد تا به رفتار خود ادامه دهد.

نوع دیگری از قربانی نکوهی زمانی رخ می‌دهد که به قربانی می‌گوییم مگر بار اولش است؟ مگر قبلا از او خشونت ندیده بودی؟ پس چرا هنوز پیشش مانده‌ای؟ باید از او جدا شوی! حالا که نمی‌توانی پس لیاقتت همین رفتارها است. به خاطر داشته باشید که عدم همدلی با قربانی نوعی سرزنش است.

بررسی علل تداوم خشونت آنلاین علیه زنان:

طبق تحقیقاتی که توسط سازمان جهانی بهداشت صورت گرفته، در حال حاضر از هر ۱۰ زن (جوان یا نوجوان) یک زن تجربه نوعی از خشونت آنلاین را داشته است. با توجه به پیشرفت تکنولوژی انتظار می‌رود که طی چند سال آینده از هر سه زن، یکی دچار نوعی از خشونت آنلاین شود. بروز و تداوم این قبیل رفتارها به دلایل مختلفی بستگی دارد که رد اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

– یکی از بهترین قابلیت‌های تکنولوژی اینترنت، به بزرگترین نقطه ضعف آن و سلاحی برای حمله به زنان تبدیل شده‌است. درست حدس زدید، ناشناس ماندن! اغلب روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر، فمنیست‌ها و … برای اینکه بتوانند بدون سانسور حرف‌هایشان را به گوش همگان برسانند از همین قابلیت ناشناس ماندن استفاده می‌کنند. اما مشکل اینجاست که مزاحمان اینترنتی هم می‌توانند با همان تکنیک‌ها هویت خود را مخفی کنند. این امر موجب شده که خشونت‌های فضای آنلاین نسبت به خشونت‌های عادی از شدت و تکرر بیشتری برخوردار باشد. خشونت کلامی، جنسیتی، آزار و اذیت جنسی از طریق ارسال تصاویر مستهجن و پیام‌های رکیک و غیر اخلاقی، در فضای مجازی بدون هیچ ترس و خجالتی مطرح می‌شوند.

– یکی دیگر از امکانات خوب فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، امکان ایجاد چندین حساب کاربری با نام‌های مختلف است. همین امر به اغلب افراد کمک می‌کنند تا بتوانند فضای خصوصی خود را از حریم عمومی، شغلی یا حساب مخصوص فعالیت‌های خطرناک، جدا کنند. در این مورد هم یک مهاجم یا خشونت‌گر می‌تواند با استفاده از چندین حساب، به طور مداوم قربانی را مورد آزار و اذیت قرار دهد. با بلاک شدن یک حساب، حساب جدیدی ایجاد شده و مزاحمت تداوم می‌یابد.

– هنجارهای فرهنگی اجتماعی، یکی دیگر از علل بروز و تداوم خشونت آنلاین علیه زنان است. در برخی کشورها و خانواده‌ها، زنان اجازه برخورداری از تلفن همراه را ندارند. در برخی دیگر استفاده از تکنولوژی منجر به پیدایش نگرش نامناسب در اعضای جامعه و خانواده می‌شود. برای مثال زنی که عکس خود را در فضای مجازی منتشر کرده به بی بند و باری، حتی خیانت هم متهم می‌شوند. همین انتشار عکس در یک خانواده کاملا مذهبی می‌تواند به ترد شدن دختر از خانه و خانواده نیز منجر شود. زنانی که بی‌پرده نظرات خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند همیشه هدف ترول و آزار و اذیت بوده‌اند. که ریشه تمامی این مسائل را باید در هنجارهای فرهنگی و اجتماعی جستجو کرد.

– عدم حمایت دستگاه قضایی و حتی پلیس از شکایت کننده یا به عبارت دیگر نبود قوانین و مکانیزم‌های دفاعی برای محافظت از زنان در صورت بروز رفتارهای خشونت آمیز، یکی دیگر از این دلایل است. همین اشکال در مورد پلتفرم‌های محبوب نیز وجود دارد. فیسبوک، توییتر، یوتوب، همیشه به خاطر بی پاسخ ماندن شکایات و عدم اتخاذ تدابیر لازم، مورد سرزنش قرار گرفته‌اند.

– احتمال وقوع خشونت علیه زنان روزنامه‌نگار، سلبریتی‌ها، بلاگرها و سیاستمداران، بسیار بیشتر از مردان می‌باشد. به خاطر رفتارها و خشونت‌هایی که با ابراز آزادانه نظرات زنان بر علیه آنها صورت می‌گیرد، اغلب تصمیم می‌گیرند که از فضای مجازی خارج شده یا دیگر نظراتشان را بیان نکنند. تحقیقات نشان داده که زنان ۵۲% کمتر از مردان نظرات خود را در فضای مجازی مطرح می کنند. این یعنی زنان نمی‌توانند همانند مردان آزادانه از اینترنت استفاده کرده و از فواید آن بهره‌مند شوند. علاوه بر این، هرچه زنان کمتری به ابراز خود بپردازند در نتیجه توازن قدرت در استفاده از دنیای مجازی نیز به صورت نا متعادلی بین زنان و مردان تقسیم می‌شود. همین امر خود منجر به تداوم خشونت‌ها می‌گردد.

اگر شما هم جزو قربانیان چنین خشونت‌هایی بودید می‌توانید برای دریافت کمک، راهنمایی و حمایت از اپلیکیشن فارسی ترنج استفاده کنید.

معرفی اپلیکیشن ترنج


در همین زمینه:

ارتقای توانایی امنیتی زنان در فضای مجازی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)