آزادی بیان- یاشار دارالشفاء دانشجوی چپ که در تابستان  ۱۳۸۸بازداشت و اخیرا به پنج سال زندان محکوم شده است، با انتشار نامه سرگشاده از زندان اوین شرکت در نمایش انتخابات گذشته را اشتباه خواند.

«من ایستادهام تا رأی دهم، بعد پس بگیرم»
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
همراه درین راه درازم کس نیست
در قعر دلم جواهر راز بسی است
اما چه کنم محرم رازم کس نیست…
چهار سال پیش بود که توی سر و کله مان میزدیم که “این تو بمیری دیگر از تو بمیریها نیست” و شرکت در انتخابات را تنها شکل راستین سیاست ورزی در سال ۸۸ قلمداد کردیم. از خاطره آن روزها، در زندان هر از چندی سرودِ دزدیده شده ی آفتابکاران توسط متولیان اصلاح طلبِ جریان سبز با تیکه ی معروف “من ایستادهام تا رأی خود را پس بگیرم” شنیده می شود.
شور و شعف سبزها از کاندیداتوری هاشمی از یک سو و حمایت قاطعانه اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات از سوی دیگر، گواهی است بر اینکه رفرمیستهای ایرانی به واقع دفرمیست هستند
متولیانِ گفتمانی که اگرچه همچنان مدعی تقلب در انتخابات قبلی هستند و از برای سرگرمی دوست دارند ایستاده رأیشان را پس بگیرند، اما تمامی این حرفها هم نمی تواند مانع از شور و شعفشان به هنگام دیدن تصویر و عکس و خبر ثبت نام هاشمی رفسنجانی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری باشد (چه در زندان، چه در غربت)!
دست آخر آنکه رأیی پس گرفته شود، حصر خانگی برداشته شود و یا تغییری در وضعیت زندانیان سیاسی بوجود آید، آنانی که خود را سبزِ اصلاح طلب یا اصلاح طلبِ سبز می خواندند، چشم به انتظار یک منجی دیگر شدند. عباس عبدی پیشتر، در جریان شرکت سید محمد خاتمی در انتخابات مجلس (و البته با کمال تأسف رأی باطل شده در آب سرد دماوند) به درستی بر تناقض میان سبز بودن و اصلاح طلب بودن دست گذاشت و با ستودن حرکت خاتمی، چنین رویهای را اصلاح طلبانه خواند و نه پیش شرط تعیین کردن و غیره.
غرض اینکه اگر چند لحظه به ۴ سال پیش برگردیم، متوجه می شویم که شرکت در انتخابات آن موقع یک اشتباه بود. اینکه موسوی و کروبی امروز همچنان در حصر به سر می برند، هیچ حقانیتی را برأی موضع شرکت در انتخابات ۸۸ به ارمغان نمیآورد.
شور و شعف سبزها از کاندیداتوری هاشمی از یک سو و حمایت قاطعانه اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات از سوی دیگر، گواهی است بر اینکه رفرمیستهای ایرانی به واقع دفرمیست هستند. اگر در دل «رفرم» ما میتوانیم رگه هایی از «تغییر» را مشاهده کنیم در «دفرم» ما شاهد کژ و مژ شدن اوضاعیم تا با وجود همخوانی موضع اصلاح طلبان در خصوص شرکت در انتخابات و حمایت از هاشمی با مجموعهی مواضع و رفتارهای قبلیشان، اما همچنان مایلند تا با منتسب کردن خود به جریان ۸۸ از آن هویت بگیرند و نزد افکار عمومی طبقه متوسط سرخورده از جنبش سبز، اعتبار کسب کند.
اینکه چیزی به نام جنبش سبز خیلی پیش از این تمام شده بود، حرف جدیدی نیست که نیاز به اقامه دلیل و برهان خاصی داشته باشد، تنها اتفاق جدید شاید این باشد که اکنون که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هستیم، بد نیست اگر نخبگان طبقه متوسطه زحمت بکشند و لاشه ی بوگرفته ی مرحوم سبز را هرچه زودتر دفن کنند.
حالا وقتش است تا این حرفها را کنار بگذاریم و به یاد بیاوریم خانواده هاشمی چه ایثارهایی در طی ۴ سال گذشته برای مردم کرده است:
یک فرزند در زندان، دیگری حبس کشیده و دیگری رد صلاحیت شده انتخابات شوراها، محرومیت ۴ ساله ی آیت الله از حضور در صدا و سیما و نماز جمعه و …
لازم است باز هم برشماریم؟ لازم است تا اثبات کنیم که تداوم مدیریت اجرایی کنونی بر کشور هر شکلی از امکان بالفعلی امید به بهبود را دود می کند و به هوا می فرستد؟ لازم است تا دلیل آورده شود که سیاست چیزی نیست مگر قدرت تشخیص اینکه کِی باید «بد» را به «بدتر» ترجیح داد؟ آیا لازم است؟ لازم است؟ لازم است؟!
کسی دارد از زندان آزاد می شود، دارند برایش سرود میخوانند:
من آروم نگیرم، اگر هم بمیرم / من ایستاده ام تا رأی خود را پس بگیرم
اما خوب که دقت میکنم به گمانم این جمله شنیده میشود:
من آروم نگیرم، اگر هم بمیرم / من ایستادهام تا رای دهم،بعد پس بگیرم”

یاشار دارالشفاء – ۲۳ اردیبهشت۹۲ – زندان اوین – بند ۳۵۰

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)