:هاشمی می تواند در پرونده هسته ای ایران تحولی به وجود آورد/او نه آن چنان سیاه بود که در دوره اصلاحات به تصویرش کشیدند و نه آن چنان سفید که امروز برخی در ستایشش اغراق می کنند…

۱٫ مسئله ما ایران است. مهندس سحابی همواره نسبت به خطر تجزیه ایران حساسیت داشت. اونسبت به بروز جنگ خانمان سوز علیه ایران نگرانی داشت. چند ماه قبل از انتخابات ۱۳۸۴ در یک ملاقات دانشجویی از سیطره نظامیان بر عرصه سیاست ابراز نگرانی می کرد. نگرانی های مهندس از سال ها پیش آغاز شده بود. امروز این نگرانی ها به وضوح قابل مشاهده هستند.جایی که گرانی و تورم مردم را در شدیدترین وضعیت ممکن قرار داده است. سایه سنگین تحریم های بین المللی همچنان استعداد و امکانات ملی ما را نابود می کند. سرعت این تحریم ها بیش از حد تصور بوده و با تداوم این تحریم ها اقتصاد ایران در آینده ای نه چندان دور فلج خواهد شد. دیگر کسی نیست که از بی تاثیری این تحریم های کمر شکن سخن بگوید. قطعنامه های کاغذپاره اکنون تاثیر خود را نشان داده اند.

وضعیت تحریم ها در ماههای آینده شدیدتر هم خواهد شد چرا که پرونده هسته ای ایران در موقعیت سخت تری قرار خواهد گرفت. همین چند روز پیش بود که وال استریت ژورنال فاش کرد چاک هاگل وزیر دفاع آمریکا در سفر به اسرائیل به مقامات تل آویو اطمینان داده در صورت شکست مذاکرات آمریکا بعد از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه به ایران حمله خواهد کرد. بحث بر سراین نیست این ادعای هاگل تا چه حد با واقعیت متناسب باشد. بحث بر سر سایه سنگین جنگ بر سر کشور است. تهدید جنگ و تحریم های سنگین وضعیت ایران را در عرصه بین المللی امنیتی کرده است. غربی ها هم در وعده های خود چندان صداقت ندارند.آنها هم به دنبال حل مسئله هسته ای ایران نیستند . اصلا بحث بر سر این پرونده نیست بحث بر سر برخورد دو سیاست متفاوت منطقه ای است جایی که آمریکا می خواهد در مقابل نفوذ منطقه ای ایران بایستد و ایران هم به دنبال افزایش توان منطقه ای خود است. این برخورد برای منافع ملی ما بسیار خطرناک است. نتایج ان هم از سه حالت خارج نیست یا ایران امتیازهای گزافی را خواهد داد و بعد از تحمیل هزینه های سنگین به ملت در برابر غرب تسلیم خواهد شد یا کشور در باتلاق تحریم های فلج کننده و یا جنگ خانمان سوز گرفتار خواهد شد. سناریوی سوم هم امتیاز دادن غرب به ایران است که چندان منطقی به نظر نمی رسد.

هاشمی می تواند در پرونده هسته ای ایران تحولی به وجود آورد. او می تواند حداقل سرعت تحریم ها را متوقف  و باب مذاکره جدی با غرب را باز کند. چرا که او در سخنان چند روز پیش خود هم بر رای مردم به عنوان فصل الخطاب تاکید کرد و هم تاکید کرد با اسرائیل سر جنگ نداریم. یعنی اینکه او در صورت رئیس جمهور شدن حاضر نیست ایران را فدای منازعه هسته ای کند.

۲٫ فعالان مدنی از سال ۸۸ قبل از انتخابات ریاست جمهوری به صورت جدی مطالبات خود را مطرح کردند. این مطالبه محوری هم با نگاه فانتزی به مقوله اصلاحات مرزبندی دارد و هم با براندازان. اینکه همه چیز از بنیان ویران شود تا از دل ویرانی وطن دوباره ساخته شود مورد قبول مطالبه محوران نیست همچنان که در نظر آنها اصلاحات صرفا به چانه زنی از بالا خلاصه نمی شود بلکه به بسیج نیروهای مدنی نیز نیاز است. از نظر مطالبه محوران باید در برابر هر وضعیتی که ایران را در معرض جنگ یا تجزیه قرار دهد ایستاد. مطالبه محوران تقویت جامعه مدنی را می خواهند. هر کس از مقامات حکومت به الزامات جامه مدنی تن دهد وظیفه اخلاقی آنها حمایت از اوست. برخی از گروه های اپوزیسیون تمایل دارند تحولات ازکانال انها جاری و ساری شود . آنها در گذشته خود غرق شده اند. این غرق شدگی باعث می شود که تحولات جامعه امروز ایران را نبینند. برای مردم مهم تر از هر چیز تحقق مطالباتشان است. این مطالبات به دست هر گروه و جریانی باشد فرقی ندارد.اکنون نمی توان گفت که در همان گفتمان مطالبه محوری به سر می بریم زیرا وضعیت اضطراری است و بیشتر نجات ایران مطرح است در نتیجه امکان طرح مطالبات مانند سال ۸۸ میسر نیست. اما فعالان مدنی می توانند هم برای جلوگیری از وضعیتی که ایران را در دو گانه تحریم و جنگ قرار دهد از هاشمی حمایت کنند زیرا وضعیت دو گانه تحریم و جنگ جامعه مدنی را به اغما می برد.

۳٫ واقعیت این است هاشمی رفسنجانی نه آن چنان سیاه بود که در دوره اصلاحات به تصویرش کشیدند و نه آن چنان سفید است که امروز برخی در ستایشش اغراق می کنند. او در سال های نخست انقلاب اشتباهات اساسی داشته است. برخی از اشتباهات او در دوران ریاست جمهوری اش نیزادامه داشته است. او در همان سال ها نقاط مثبت هم داشته است و در دوران دولتش کارنامه ای پر از نقاط منفی و مثبت به جای گذاشته است. اگر پوپولیست ها با تکیه بر فساد بروکراتیک او در همان سال های دولتش در سال ۸۴ بر مسند قدرت نشستند فراموش نکنیم که برامدن گفتمان اصلاح طلبی در سال ۷۶ تا حدودی نتیجه سیاست های توسعه محور وی و به خصوص گسترش دانشگاه ها و اموزش عالی بود. اگر مهندسی آرا وجایجایی در انتخابات بعد از ۸۸ برای بسیاری از ایرانی ها نگرانی بزرگی تبدیل شد فراموش نکنیم که در سال ۷۶ دولت او از آرای مردم پاسداری کرد. اگر در دوران او تورم ۵۰ درصدی تجربه شد و فاصله طبقاتی تا حدودی گسترش یافت فراموش نکنیم در همان زمان صنعت و کشاورزی ایران نیز پیشرفت کرد.

همین نقاط سیاه و سفید هاشمی و جایگاه وی در حاکمیت بود که مهندس سحابی را وادار کرد از هجمه دوران اصلاحات به هاشمی انتقاد کند چرا که وی اعتقاد داشت این هجمه می تواند هاشمی را به اردوگاه محافظه کاران هل دهد . سحابی با نگاه استراتژیک خود به خوبی از توان و جایگاه هاشمی در خنثی کردن حملات محافظه کاران علیه اصلاح طلبان اگاهی داشت . این در حالی بود که او خود یکی از منتقدان جدی فضای بسته سیاسی و سیاست تعدیل اقتصادی دوران هاشمی بود. چرا که نمی توان از اشتباهات هاشمی در همان دوران نیز چشم پوشی کرد . او در فضای بسته سیاسی و برخی رویکردهای امنیتی و نقش دادن به امنیتی ها در سیاست و اقتصاد کشور نقش داشت اما همان گونه که سید محمد خاتمی هم اشاره کرده است زیرساخت های دوران دولت او کمک کرد تا دوران اصلاحات در ایران تحقق یابد. فقدان این نگاه استراتژیک در میان اصلاح طلبان باعث شد از وزنه هاشمی در حاکمیت که ان زمان هم بسیار سنگین بود استفاده درستی نشود. می توان با همین نگاه انتقادی از هاشمی حمایت کرد.

۴٫ اما اکنون بحث از اینکه هاشمی چه نقاط قوت و ضعفی دارد گذشته است. بحث از اینکه هاشمی در دوران انقلاب چه اشتباهاتی داشته و شاید اکنون چوب برخی از اشتباهتش را می خورد هم گذشته است. بحث امروز حمایت از هاشمی به عنوان تنها گزینه ممکنی است که می تواند فضای تنفسی را برای جامعه مدنی به وجود اورد . به خصوص اینکه ادبیات رئیس جمهور اسبق ایران نسبت به قبل هم تفاوت های معناداری کرده است. او از پایان ناخوش حکومت های دیکتاتوری و لزوم احترام به رای و نظر مردم سخن می گوید. خواسته های او در آخرین نماز جمعه اش که در اوج تحولات جنبش سبز برگزار شد تا حدودی همان خواسته هایی است که سبزها به رهبری کروبی و موسوی دنبال کردند. هاشمی شاید با زندانی شدن فائزه و مهدی اکنون بیشتر درد خانواده های سیاسی را درک کرده باشد.

هاشمی را با نقاط ضعف و قوتش به رسمیت بشناسیم اما به این نکته هم توجه داشته باشیم  اگر هاشمی نتواند در لایه های حکومت به نفع جامعه مدنی کاری کند این کاردر حال حاضر از دست کسی در حاکمیت ساخته نیست چون اصولا بعد از حذف اصلاح طلبان در میان مقامات انگیزه ای برای تقویت جامعه مدنی نه تنها نیست بلکه اراده فعلی بر تضعیف و محدود کردن جامعه مدنی استوار شده است. تقویت جامعه مدنی هم مستلزم جنبش قدرتمند اجتماعی است و هم نیازمند فشار و چانه زنی با مقامات عالی نظام است. تقابل طبقه متوسط و حاکمیت در ایران تاریخی بوده ، هزینه های فراوان با دستاوردهای اندک داشته است. شاید از این تقابل گریزی هم نباشد اما باید توجه داشت این تنها هاشمی در قامت رئیس جمهور است که می تواند تا حدودی جامه مدنی را در حاکمیت یاری کند.

۵٫ واقعیت این است که جامعه ما زیر سایه تحریم ها و فضای امنیتی حاکم بر کشور پژمرده شده است. حیف است این همه استعداد در این وضعیت نابسامان هدر رود. منزلت بین المللی ما کاهش یافته ، مدت هاست از همبستگی ملی خبری نیست، شادی های ایرانی ها زیر سایه مشکلات متعدی معیشتی و بحران های اجتماعی نابود شده است. ما در انبوهی از بحران گرفتار شده ایم. از آلودگی هوا گرفته تا رشد سرطان. از گسترش فقر وبیکاری گرفته تا سیطره فرهنگ نفاق و ریا. شاید تداوم این وضعیت حتی یک روز آن خسارت های سنگین جانی و مالی بیشتری به کشور وارد کند. چه کسی پاسخ گوی هزینه های سنگینی است که بر ملت ایران تحمیل می شود؟ حیف است که رشد اقتصادی ایران با وجود این همه ثروت ملی و این همه نیروی کار به مرز صفر درصد برسد. حیف است که به رغم پتانسیل هایمان برای توسعه شاهد پیشرفت برق آسای ترکیه در منطقه باشیم.  با وجود مایه های فرهنگی و جایگاه ژئوپلیتیک ایران و جامعه جوان و تحصیلکرده لیاقت ایران بسیار بیشتر از این جایگاه امروزی است. فراموش نکنیم در یک انتخابات نیمه ازاد هم این تحول خواهان هستند که پیروز میدان خواهند شد. جامعه ایران به رغم همه بحران هایش قدم های جدی را برداشته است. جامعه جوان و تحصیلکرده ما در صورت بروز شرایط مناسب این توان را دارد به صورت چشمگیری پیشرفت کند. ما فقط نیازمند فضا هستیم. این فضا با مچاله شدن جامعه مدنی به وجود نمی اید.

۶٫ امروز حمایت از هاشمی نه حرکتی احساسی است که امری ضروری به نظر می رسد. نیاز نیست از هاشمی چهره ای غیر واقعی ترسیم کنیم. بهتر است تغییرات فکری و منشی او را به رسمیت بشناسیم. ضعف های گذشته اش را در زمان و مکان مناسب نقد کنیم. می توان با استناد به دفاع از منافع ملی از حضور هاشمی حمایت کنیم. این حمایت هم بهتر است اسمی نباشد اگر واقعا معتقد به تخفیف بحران های داخلی و سیاست خارجی هستم بهتر است فایده های ریاست جمهوری هاشمی را برای مردم شهرستان های کوچک تبیین کنیم. برای انها تبیین شود که نفت با شعار بر سرسفره های مردم اورده نمی شود با اشتغال است که مردم از درامدهای نفت بهره می برند. بهتر است برای آنها توضیح داده شود سیاست تنش زا در عرصه بین الملی تا چه میزان می تواند معیشت مردم را تحت تاثیر قرار دهد. بهتر است توضیح داده شود فساد زمانی در این کشور تخفیف می باید که نهادهای مدنی گسترش یابند و رسانه ها آزاد شوند. با استناد به دفاع از منافع ملی می توان در چند هفته اینده همت کرد و شرایط خطیر بین المللی و داخلی را به خصوص برای مردم شهرستان های کوچک تر توضیح داد.

۷٫ فراموش نکنیم فعالان مدنی و هاشمی در یک کشتی قرار گرفته اند. شاید در حال حاضر میان هاشمی و فعالان مدنی همگرایی در منافع ایجاد شده است. با تداوم وضعیت فعلی این کشتی می تواند غرق شود پس بهتر است کشتی بان را برای تغییر جهت و نجات از این طوفان سهمگین یاری دهیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)