۱- ظهور اپیدمی کرونا

در چین از قدیم الایام مردم همه گونه حیوانات را جهت می خورند . بازارهای خیس در واقع قصابی های حیوانات زنده هستند. در این بازارها حیوانات را برای مصرف گوشت‌شان یا زنده می فروشند و یا همانجا برای مشتریان سلاخی می کنند.در بازارهای خیس می شود مرغ و ماهی و گوشت حیوانات اهلی خرید اما بعضا حیوانات وحشی و گونه های در حال انقراض نیز خرید و فروش می شوند. برخی از از این حیوانات شامل خفاش، مورچه‌خوار پولکدار (پانگولین)، مار، موش بامبو، تمساح، طاووس، گربه های وحشی و حتی سگ هم می شود.


گمان می رود که ویروس کرونا یا کووید-۱۹ از خفاش به مورچه‌خوار پولکدار و در نهایت به انسان منتقل شده باشد. خفاش و پانگولین هر دو مانند انسان پستان دار هستند.سازمان بهداشت جهانی می گوید که شیوع بیماری کرونا از بازار خیس ووهان و انتقال آن از یک حیوان زنده به انسان “محتمل ترین فرضیه” است.

به گفته محققان از ۴۱ نفر اولی که به دلیل ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان بستری شدند ۲۷ نفرشان با “بازار خیس ووهان در تماس بوده اند.این اولین باری نیست که نام بازارهای خیس با بیماری های همه‌گیر گره خورده است. احتمال می رود که بیماری سارس یا همان سندرم تنفسی حاد هم که در سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ همه‌گیر شد از این بازارها در چین شروع شده باشد. سارس جان حدود ۸۰۰ نفر را در ۲۹ کشور جهان گرفت.تحقیقات بهداشتی جهان نشان داده که منشاء بیش از ۷۰ درصد از بیماری های همه‌گیر انسانی، حیوانات به ویژه حیوانات وحشی است بطوریکه گمان می رود سارس (سندرم تنفسی حاد) و مِرس (سندرم تنفسی خاورمیانه) هم که نوعی ویروس کرونا بودند و همچنین ابولا از خفاش آمده باشند.اما بسیاری از ویروس ها مستقیم از خفاش به انسان قابل انتقال نیستند و نیاز به میزبان دوم دارند مثلا احتمال می رود در مرس از خفاش به شتر و سپس به انسان منتقل شده باشد و در کرونا حیوان رابط مورچه‌خوار پولکدار بوده است.

در بازارهای خیس حیوانات وحشی مختلف از نقاط مختلف جهان در یک جا جمع می شوند. بسیاری از آنها در قفس هایی که روی هم قرار می گیرند محبوس هستند. مثلا ممکن است فضولات و ترشحات خفاش به روی مورچه‌خوار پولک دار در قفس زیرین بریزد و از این طریق به انسان منتقل شود.کنار هم قرار دادن این همه حیوان زنده از زیستگاه های مختلف جهان در کنار هم و در مجاورت انسان بستر خطرناکی برای شیوع انواع بیماری های همه‌گیر می تواند باشد.صنعت حیوانات وحشی بخشی مهمی از اقتصاد چین است و متهم است که تعداد زیادی از گونه های حیوانی را به مرز انقراض کشانده است.در چین حیوانات وحشی نه تنها به عنوان خوراک اعیانی برای قشر مرفه، بلکه در طب سنتی و صنعت پوشاک هم استفاده می شوند.

مورچه‌خوار پولکدار که احتمال می رود حیوان میزبان در بیماری کووید-۱۹ باشد یکی از بیشترین حیواناتی است که در دنیا قاچاق می شود و به همین دلیل نسل آن در معرض انقراض است. در چین از پولک این حیوان در طب سنتی استفاده می شود و گوشت آن برای برخی لذیذ به حساب می آید.البته خوردن  حیوانات وحشی غذای سنتی چینی ها به حساب نمی آید بلکه تجارت های غذایی با ادعاهایی نظیر «تقویت سلامت و قوای جنسی» خوردن این حیوانات وحشی را رواج می دهند.بطور مثال در طب سنتی چین از شاخ کرگدن برای پایین آوردن تب و درمان مسمومیت غذایی و از استخوان پلنگ برای تقویت قوای جنسی مردها استفاده می شود. هر دوی این حیوانات در معرض انقراض هستند. البته تمام داروهای طب سنتی از حیوانات در حال انقراض نیست.مرکز آمار استاتیستا می گوید ارزش محصولات طب سنتی در چین از ۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ به ۱۱۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ رسیده است. این بازار ها منحصر به چین نبوده بلکه هزاران بازار خیس در سراسر چین و در کشورهای آسیای دور از جمله اندونزی و مالزی وجود دارند. این بازارها در غرب آفریقا هم رواج دارند. اما آنچه بازارهای آسیایی و حتی زمانی در ایران را متفاوت می کند فروش گونه های وحشی حیوانات است. دلیلی که حکومت چین تجارت حیوانات وحشی را کامل ممنوع نمی کند «مقاومت دولت های محلی»  است زیرا برای محروم ترین کارگران اشتغال‌زایی و درآمدی چند میلیارد دلاری ایجاد می کند.بعد از شیوع سارس که از بازار خیسی در شهر فوشان چین بود، این کشور تجارت حیوانات وحشی را ممنوع کرد. اما تنها بعد از چند ماه این ممنوعیت برداشته شد.در سال ۲۰۱۶ چین تجارت حیوانات در معرض انقراض مانند پلنگ و کرگدن را ممنوع کرد که مورد استقبال فعالان محیط زیست قرار گرفت. اما بعد از دو سال این ممنوعیت لغو شد.بعد از شیوع کرونا هم چین بسیاری بازارهای خیس را تعطیل کرد و تجارت حیوانات وحشی را ممنوع کرد. مشخص نیست که این بار ممنوعیت دائمی خواهد ماند یا این اقدام فقط منجر به ایجاد بازارهای سیاه می شود. حدود ۴۰ سال پیش قحطی در چین جان ۳۶ میلیون نفر را گرفت. در آن زمان تولید و پرورش گوشت تنها در دست حکومت بود که از پس ارتزاق ۹۰۰ میلیون نفر بر نمی آمد.در سال ۱۹۷۸ در پی قحطی و همچنین برای توسعه کشاورزی در مناطق روستایی، چین انحصار دولت در کشاورزی را لغو کرد. شرکت های بزرگ تولید غذاهای رایج مانند مرغ و خوک را به عهده گرفتند و برخی کشاورزان در دهات به حیواناتی مانند لاک‌پشت رو آوردند.در سال ۱۹۸۸ حکومت چین قانونی برای محافظت از حیوانات وحشی وضع کرد که در آن حیوانات وحشی سرمایه دولت محسوب شدند و توسعه و استفاده از آنها مورد حمایت و حفاظت قرار گرفت. گفته می شود این نقطه تولد صنعتی بود که حالا میلیاردها دلار ارزش دارد و بخشی از این صنعت که بازارهای خیس است خطر شیوع بیماری های همه گیر را ایجاد کرده است.در واقع با رشد سرمایه داری در چین همه جیز برای عرضه و فروش آزاد شده است از تن و جسم زنان و مردان گرفته ا هرگونه حیوان و درنده ایکه بتوان یافت؟!

۲-شیوع اپیدمی جهانی 

اینک شیوع جهانی بیماری کووید ۱۹، نه تنها اقتصاد و صنعت و گردشگری و حمل‌ونقل و هنر و سیاست، که در حال تغییر فرهنگ و حتی رفتار فردی و جمعی انسان‌هاست.اکنون موزه‌ها، تئاترها، سینماها و کنسرت‌ها در بسیاری کشورها تعطیل شده‌اند، پروازها کنسل و مرزها بسته شده‌اند، هتل‌ها خالی‌اند، قطارها از حرکت ایستاده‌اند، المپیک در آستانه لغو قطعی است، و میلیاردها دلار خسارت مالی به بار آمده است.در کنار همه این‌ها، اثرات روانی فاصله‌گیری فیزیکی، زندگی در قرنطینه و کاسته شدن از معاشرت اجتماعی به نگرانی‌های بسیاری دامن زده است. رفتارهای جمعی تامل‌برانگیز در هراس از قحطی مواد غذایی، هجوم به فروشگاه‌ها، و ذخیره مواد غذایی و مواد ضدعفونی‌کننده و دستمال توالت در سراسر جهان، از آغاز اعلام همه‌گیری جهانی کرونا تا امروز، موضوع بحث‌های داغ رسانه‌ای شده است.

وحشت و هراس عمومی، استرس و بی‌خوابی و تنهایی افراد بی‌تردید آثار روانی غیرقابل‌پیش‌بینی در آینده بر جای خواهد گذاشت. مبهم‌ترین نکته در تحلیل سناریوهای پیش رو این است که ما هیچ برآورد و تخمینی برای پایان این همه‌گیری هراسناک متصور نیستیم. هیچ مشخص نیست که چه زمانی واکسن برای پیشگیری یا داروی قطعی برای درمان این عفونت ویروسی ساخته خواهد شد. هیچ مشخص نیست که فصل گرما تأثیری بر کاهش و افول این ویروس عجیب بگذارد یا نه.به همان نسبت که ویروس جدید کرونا و مکانیسم اثر آن تا کنون عجیب بوده، رفتار و برنامه و سیاست‌های دولت‌ها نیز در مقابله با آن چندان روشن و یکدست نبوده است.

شبکه بهداشت و درمان اغلب کشورها، برخی زودتر برخی دیرتر، دو گزینه ایزولاسیون و قرنطینه را پیش گرفتند. در گزینه ایزولاسیون، افراد با حفظ مقررات فاصله‌گیری فیزیکی می‌توانند از خانه بیرون بروند و خرید کنند، اما در الگوی قرنطینه، افراد اجازه خروج از خانه ندارند.شاید دلیل قرنطینه نکردن در برخی کشورها این باشد که در این روش  دولت باید هزینه اقتصادی زندگی بخش بزرگی از جمعیت را تامین کند زیرا در غیر اینصورت با انفجار اجتماعی روبرو خواهد شد.  

گزینه سومی بنام ایمنی گله ای نیز  پیاده شده که مبنای آن این است که، کاملاً برعکس، اجازه داده شود آمار ابتلا هر چه سریع‌تر بالا رود و با ابتلای بیش از نیمی از جامعه، با دستیابی به نقطه پیک، روند کاهشی آغاز شود، که این روش به گواه برخی متخصصان هرچند سریع‌تر جواب می‌دهد، نرخ مرگ‌ومیر را نیز بالا می‌برد.

البته این روش شاید برای دولت‌های استبدادی و حکومت‌هایی که برای جان شهروندان ارزشی قائل نیستند چندان هم نامطلوب نباشد؛ روشی که همه‌گیری را با سرعت بیشتری پایان می‌دهد و در عین حال با حذف افراد بیمار، هزینه بیمه و درمان را از روی دوش حکومت برمی‌دارد.با وجود این، در زمان نوشتن این متن، در واپسین روزهای ماه مارس، هنوز هیچ نشانه‌ای از روند کاهشی این همه‌گیری جهانی دیده نمی‌شود.

ده‌ها مؤسسه تحقیقاتی در سراسر دنیا با کار شبانه‌روزی و بدون تعطیلیِ هزاران دانشمند، در تلاش برای تولید واکسن کرونا هستند. این فرایند در ظاهر می‌تواند امیدبخش باشد، اما اگر به این نکته دقت کنیم که تولید این واکسن ممکن است در عمل تا ۱۲ یا ۱۸ ماه یا حتی بیشتر طول بکشد، هراس بیشتری در خود حس خواهیم کرد. تا امروز کشورهای مختلفی از چینی ها ، روس‌ها، آلمانی‌ها، استرالیایی‌ها، فرانسوی‌ها، آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها، و ژاپنی‌ها هرکدام جداگانه خبرهایی از کشف واکسن اولیه کرونا منتشر کرده‌اند، اما تا امروز غیر از واکسیناسیون آزمایشی در سیاتل بر روی یک زن ۴۳ ساله آمریکایی، نشانه امیدبخش دیگری دیده نمی‌شود. ۴۵ داوطلب این واکسیناسیون اولیه همچنان تحت نظر خواهند بود و نتایج آن تازه باید برای سازمان غذا و داروی آمریکا ارسال شود و در صورت صدور مجوز برای مرحله دوم آزمایش، تعداد بیشتری از افراد واکسینه خواهند شد. این فرایند در خوشبینانه‌ترین حالتِ ممکن شاید یک سال به طول بیانجامد. 

ضرب المثل معروفی است که می گوید « اگر  چین عطسه کند، اقتصاد جهان سخت بیمار می‌شود». اما  این بار چین بیمار شده است. یک بیماری با پیامدهای گسترده جهانی. در آلمان از خطر رکود اقتصادی سخن می‌رود و در سطح جهان ممکن است نرخ رشد اقتصادی به ۱،۵ درصد کاهش یابد. پیامدهای احتمالی شیوع بیماری کرونا برای اقتصاد جهانی در کانون توجه رسانه‌ها و تحلیلگران مسائل اقتصادی قرار دارد. پیش بینی می‌شود که هرگاه شیوع این بیماری طی هفته‌های آینده کنترل و مهار نشود، اقتصاد جهان از نفس بیفتد.

آنجه مسلم است  الگوی کنونی انباشت سرمایه حامل مشکلات بسیاری منجمله معضلات سیستم درمانی خصوصی سازی شده کشورها بوده است بطوریکه  این الگوی نولیبرال به‌طور فزاینده‌ای به سرمایه‌ی موهومی و گسترش فزاینده‌ در عرضه‌ی پول و ایجاد بدهی متکی شده بود . این الگو ازپیش با مسئله‌ی تقاضای مؤثر ناکافی برای تحقق ارزش‌هایی روبه‌رو است که سرمایه می‌تواند ایجاد کند. بنابراین چه‌طور ممکن است الگوی اقتصادی غالب با مشروعیت سست و سلامت شکننده‌اش، آثار و نتایج اجتناب‌ناپذیر این بیماری همه‌گیر را تاب بیاورد و از آن جان سالم به در ببرد؟ پاسخ به این پرسش کاملاً به این‌ بستگی دارد که اختلال مزبور چقدر ادامه پیدا کند و گسترش یابد. زیرا همان گونه که مارکس خاطر نشان کرده است، ارزش‌زدایی نه به‌علت فروخته نشدن کالاها، بلکه به‌علت سرموقع فروخته نشدن آن‌ها رخ می‌دهد. اگر به مواضع اتحادیه های کارفرمائی و دولت های سرسپرده سرمایه توجه کنیم مشاهده میشود که اتحادیه سراسری صنایع آلمان از احتمال رکود اقتصادی این کشور سخن گفته‌ و تاکید دارد که  هرگاه شیوع بیماری در چین، ژاپن، کره جنوبی و ایتالیا در سه‌ ماهه دوم سال جاری میلادی کنترل نشود، احتمال دارد نرخ رشد اقتصادی آلمان به نیم درصد و حتی کمتر کاهش یابد.

از طرف دیگر سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) حتی بر این باور است که نرخ رشد اقتصادی آلمان در سال جاری می‌تواند به سه دهم درصد برسد.مسئولان این اتحادیه از دولت آلمان خواسته‌اند از سیاست بودجه بدون کسری فاصله بگیرد و برای مقابله با پیامدهای اقتصادی این بیماری اقدام به سرمایه‌گذاری کند. چنین سیاستی از سوی بسیاری از کشورها و از جمله چین و آمریکا اجرا شده است. اینکه چرا به اقتصاد آلان بیش از سایر کشورهائی اروپائی توصیه و پیشنهاد میشود از آن بابت است که اقتصاد آلمان موتور محرک اقتصاد اروپا و یکی از چهار چرخ  اقتصاد جهانی« امریکا، چین ، آلمان و ژاپن» است .مختصات اقتصادی جهان در سال ۲۰۱۹ شامل تولید ناخالص داخلی برابر ۸۷.۲ تریلیون دلار ، با جمعیت ۷.۷ میلیارد نفر بوده که در نمایه زیر نشان داده شده است . جالب است بدانیم در حالی که حجم بازارهای سرمایه جهان حدود ۸۷ تریلیون دلارست در مقابل حجم بازارهای مشتقات مالی معروف به بازارهای کاغذی درپایان سال ۲۰۱۹ به ۶۴۰ تریلیون دلار یا ۸ برابر بازارهای سرمایه بوده که این بازار های مبتنی بر اقتصاد غیر مولد یا ثروت کاغذی هستند؟! نمایه زیر نشان دهنده ان است که اقتصاد جهانی فارغ از نابرابری عظیمی که در جهان وجود دارد از سالهای بعد از چنگ دوم جهانی و بویژه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بسرعت توسعه و گسترش یافته ولی در قبال این همه دارائی و ثروت امروزه ثابت شده دولت های شرکت مدار امکانات درمانی بهداشتی متناسب با جمعیت کشورهایشان را پیش بینی نکرده و از مسئولیت های اجتماعی خود به نفع ثروتمندان گذشته اند.

 

                   نمایه مقایسه ادواری تولید ناخالص داخلی ، سرانه تولید و جمعیت جهان ۲۰۱۹-۱۹۶۱ 

سال

% نرخ رشد

 

سرانه تولید

     دلار

تولید ناخالص داخلی میلیارد دلار

جمعیت -میلیون نفر 

۲۰۱۹

۳.۵

۱۱.۳۱۳

۸۷.۲۶۵

۷.۷۱۳

۲۰۱۸

۳.۷

۱۱.۱۲۹

۸۴.۹۴۰

۷.۶۳۱

۲۰۱۷

۳.۱۴

۱۰,۶۳۲

۸۰,۹۳۴

۷,۵۴۷

۲۰۱۶

۲.۵۱

۱۰,۴۲۳

۷۶,۱۴۶

۷,۴۶۴

۲۰۱۵

۲.۸۶

۱۰,۲۷۶

۷۵,۰۳۷

۷,۳۷۹

۲۰۱۴

۲.۸۶

۱۰,۱۰۶

۷۹,۳۱۹

۷,۲۹۵

۲۰۱۳

۲.۶۲

۹,۹۴۲

۷۷,۲۱۸

۷,۲۱۰

۲۰۱۲

۲.۵۱

۹,۸۰۰

۷۵,۰۶۱

۷,۱۲۵

۲۰۱۱

۳.۱۸

۹,۶۷۴

۷۳,۳۶۷

۷,۰۴۱

۲۰۱۰

۴.۳۲

۹,۴۹۲

۶۶,۰۳۶

۶,۹۵۶

۲۰۰۹

-۱.۷۳

۹,۲۰۷

۶۰,۲۸۵

۶,۸۷۲

۲۰۰۸

۱.۸۲

۹,۴۸۶

۶۳,۵۸۷

۶,۷۸۹

۲۰۰۷

۴.۲۲

۹,۴۳۳

۵۷,۹۶۹

۶,۷۰۵

۲۰۰۶

۴.۲۹

۹,۱۶۷

۵۱,۴۶۶

۶,۶۲۳

۲۰۰۵

۳.۸۴

۸,۹۰۱

۴۷,۵۰۰

۶,۵۴۱

۲۰۰۴

۴.۳۷

۸,۶۸۱

۴۳,۸۵۸

۶,۴۶۱

۲۰۰۳

۲.۹۰

۸,۴۲۱

۳۸,۹۳۸

۶,۳۸۱

۲۰۰۲

۲.۲۰

۸,۲۸۷

۳۴,۶۹۶

۶,۳۰۱

۲۰۰۱

۱.۹۲

۸,۲۱۱

۳۳,۴۱۰

۶,۲۲۲

۲۰۰۰

۴.۳۸

۸,۱۶۰

۳۳,۶۰۷

۶,۱۴۳

۱۹۹۹

۳.۲۵

۷,۹۱۹

۳۲,۵۴۹

۶,۰۶۴

۱۹۹۸

۲.۵۴

۷,۷۷۱

۳۱,۳۸۳

۵,۹۸۴

۱۹۹۷

۳.۷۰

۷,۶۸۰

۳۱,۴۵۹

۵,۹۰۵

۱۹۹۶

۳.۳۹

۷,۵۰۸

۳۱,۵۶۷

۵,۸۲۴

۱۹۹۵

۳.۰۳

۷,۳۶۴

۳۰,۸۷۵

۵,۷۴۴

۱۹۹۴

۳.۰۱

۷,۲۴۹

۲۷,۷۷۱

۵,۶۶۳

۱۹۹۳

۱.۵۳

۷,۱۴۰

۲۵,۸۵۶

۵,۵۸۱

۱۹۹۲

۱.۷۸

۷,۱۳۷

۲۵,۴۴۲

۵,۴۹۸

۱۹۹۱

۱.۴۳

۷,۱۲۲

۲۳,۹۵۴

۵,۴۱۴

۱۹۹۰

۲.۹۲

۷,۱۳۶

۲۲,۶۱۱

۵,۳۲۷

۱۹۸۹

۳.۶۸

۷,۰۵۳

۲۰,۱۰۸

۵,۲۳۷

۱۹۸۸

۴.۶۲

۶,۹۲۴

۱۹,۲۵۹

۵,۱۴۵

۱۹۸۷

۳.۶۹

۶,۷۳۹

۱۷,۲۱۳

۵,۰۵۲

۱۹۸۶

۳.۴۱

۶,۶۲۰

۱۵,۱۲۸

۴,۹۶۰

۱۹۸۵

۳.۷۳

۶,۵۲۰

۱۲,۸۰۰

۴,۸۷۰

۱۹۸۴

۴.۵۲

۶,۳۹۹

۱۲,۱۸۱

۴,۷۸۴

۱۹۸۳

۲.۴۲

۶,۲۳۲

۱۱,۷۴۰

۴,۶۹۹

۱۹۸۲

۰.۳۹

۶,۱۹۳

۱۱,۵۰۷

۴,۶۱۷

۱۹۸۱

۱.۹۴

۶,۲۷۸

۱۱,۶۱۹

۴,۵۳۶

۱۹۸۰

۱.۸۶

۶,۲۶۷

۱۱,۲۲۰

۴,۴۵۸

۱۹۷۹

۴.۱۶

۶,۲۶۲

۹,۹۵۸

۴,۳۸۰

۱۹۷۸

۳.۹۶

۶,۱۱۸

۸,۵۷۱

۴,۳۰۴

۱۹۷۷

۳.۹۵

۵,۹۹۰

۷,۲۸۰

۴,۲۲۹

۱۹۷۶

۵.۳۵

۵,۸۶۶

۶,۴۳۷

۴,۱۵۴

۱۹۷۵

۰.۷۴

۵,۶۷۰

۵,۹۱۷

۴,۰۷۹

۱۹۷۴

۲.۰۲

۵,۷۳۵

۵,۳۱۴

۴,۰۰۳

۱۹۷۳

۶.۵۷

۵,۷۳۰

۴,۶۰۸

۳,۹۲

۱۹۷۲

۵.۷۸

۵,۴۸۳

۳,۷۸۱

۳,۸۵۱

۱۹۷۱

۴.۳۴

۵,۲۸۸

۳,۲۷۹

۳,۷۷۵

۱۹۷۰

۳.۸۹

۵,۱۷۲

۲,۹۶۸

۳,۷۰۰

۱۹۶۹

۶.۱۲

۵,۰۸۱

۲,۶۹۸

۳,۶۲۵

۱۹۶۸

۶.۲۰

۴,۸۸۸

۲,۴۵۰

۳,۵۵۱

۱۹۶۷

۴.۴۱

۴,۶۹۹

۲,۲۷۱

۳,۴۷۸

۱۹۶۶

۵.۸۰

۴,۵۹۴

۲,۱۳۴

۳,۴۰۷

۱۹۶۵

۵.۵۸

۴,۴۳۱

۱,۹۶۷

۳,۳۳۹

۱۹۶۴

۶.۶۶

۴,۲۸۲

۱,۸۰۷

۳,۲۷۳

۱۹۶۳

۵.۲۱

۴,۰۹۳

۱,۶۴۹

۳,۲۱۱

۱۹۶۲

۵.۵۷

۳,۹۶۵

۱,۵۳۱

۳,۱۵۰

۱۹۶۱

۴.۳۲

۳,۸۲۷

۱,۴۲۶

۳,۰۹۱

 

نمایه زیرتولید ناخالص داخلی ۲۰ کشور برتر جهان را به قیمت جاری « سمت چپ» و قیمت های برابری قدرت خرید « سمت راست » نمایش می دهد. 

صندوق بین‌المللی پول نیز میلیاردها دلار برای مقابله با پیامدهای این بیماری در نظر گرفته است. صندوق بین‌المللی پول می‌گوید هنوز معلوم نیست شیوع کرونا در اروپا تا کی ادامه یابد، اما تاثیر آن بر اقتصاد اروپا «شدید» خواهد بود.این نهاد بین‌المللی روز سه‌شنبه ۱۲ فروردین با انتشار گزارشی اعلام کرد بخش خدمات غیرحیاتی در اروپا که یک سوم تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد، به دستور دولت‌ها فعالیت خود را متوقف کرده است و هر ماه که این تعطیلی‌ها ادامه یابد، تولید ناخالص داخلی اروپا سه درصد کاهش می‌یابد.این گزارش می‌گوید که فقط بخش خدمات غیرحیاتی سه درصد اقتصاد اروپا را کوچک‌تر خواهد کرد و اگر وضعیت بخش‌های دیگر را هم در نظر بگیریم، تاثیر کرونا بر اقتصاد اروپا بسیار بیشتر خواهد بود.منظور از بخش غیر حیاتی یعنی خدماتی که مربوط به دارو، پزشکی و فروش مواد غذایی نیست.اعضای اتحادیه اروپا ۲۰۰ میلیارد یورو بسته‌های محرک اقتصادی برای کاهش تاثیر کرونا بر اقتصادهایشان تصویب کرده‌اند که معادل ۱.۵ درصد از کل اقتصاد این مجموعه است.بانک مرکزی اروپا نیز یک بسته ۷۵۰ میلیارد یورویی را تصویب کرده است.صندوق بین‌المللی پول می‌گوید کشورهای پیشرفته اروپایی تدابیر مناسبی برای مواجهه با تبعات اقتصادی کرونا اتخاذ کرده‌اند، اما دیگر کشورها با چالش مواجه هستند. با توجه باینکه در بحران  اقتصادی سال ۲۰۰۹، اقتصاد کشورهای اروپایی ۴.۸ درصد کوچک‌تر شد و از آنجا که سیطره این بحران بسی سهمگین تراز بحران سال ۲۰۰۹-۲۰۰۸ بوده پیش بینی می شود اقتصاد آلمان بعنوان قدرتمندترین اقتصاد اروپا در سال جاری حداقل پنج تا شش درصد کوچک‌تر شود.دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا نیز برای مقابله با پیامدهای بیماری کرونا بودجه‌ای معادل هشت میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار پیش بینی کرده‌اند. علیرغم تصویب این بودجه بدلیل رسوخ تاثیرات کرونا در شبکه های اقتصادی امریکا و سقوط سهمگین شاخص بورس مجددا یک بسته حمایتی ۲۲۰۰ میلیارد دلار یعنی بالاترین رقم اختصاصی تاریخ امریکا در قالب یک برنامه نگهداشت اقتصاد تصویب و در مرحله اجرا قرار گرفته اما هنوز نشانه ای از برون رفت رکود  مشاهده نمی شود .دولت چین نیز درآغاز ۱۶ میلیارد دلار به مقابله با این بیماری و مهار شیوع آن اختصاص داده است. به‌رغم همه این تلاش‌ها هنوز چشم‌انداز روشنی درباره احتمال کنترل شیوع این بیماری در دست نیست.

  1. بیماری کرونا، چالشی بزرگ برای اقتصاد جهان

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی پیامدهای ناشی از بیماری کرونا را بزرگترین چالش اقتصادی جهان پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ اعلام کرده است. حتی گفته می‌شود که نرخ رشد اقتصادی جهان می‌تواند به نصف کاهش یابد.حدت و شدت تاثیرات مخرب بیماری کرونا خود را به طور مشخص در چین نشان می‌دهد. چرخه تولید در این کشور مختل شده است، شمار سفارش‌ها و در نتیجه شمار شاغلان در ماه فوریه در چین چنان کاهش داشته که ظرف ۱۶ سال گذشته و از زمان شروع همه‌پرسی ماهانه سابقه نداشته است.

پیامدهای اقتصادی مخرب بیماری کرونا تنها به استان هوبئی و شهر ووهان محدود نمی‌شود و کل چین را در بر می‌گیرد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی از دولت چین خواسته است تا همه توان خود را برای کنترل و مهار این بیماری به کار گرفته و از شرکت‌ها و واحدهای تولید و اقتصادی حمایت مالی بکند.

نرخ رشد اقتصادی چین برای سال جاری به کمتر از پنج درصد (۴،۹) خواهد رسید. این در حالی است که نرخ رشد اقتصادی این کشور در سال گذشته میلادی ۶،۱ درصد بوده است. وزیران دارایی کشورهای صنعتی وابسته به گروه هفت (G7) برای هماهنگ کردن سیاست‌های خود در امر مقابله با پیامدهای مخرب این بیماری تشکیل جلسه خواهند داد.

صندوق بین‌المللی پول هفته گذشته اعلام کرد که جهان وارد رکودی شده است که احتمالا بدتر از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۹ است. در بحران قبلی، اقتصاد جهانی حدود یک‌دهم درصد کوچکتر شد.

اما اکنون موسسه مالی بین‌المللی می‌گوید، انتظار می‌رود که اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۰ در خوشبینانه‌ترین حالت حدود ۵/ ۱ درصد کوچکتر شود.بنظر می رسد حتی در صورت خروج از رکود شاهد رشد منفی  یا رشد های با نرخ پائین در سال هلی ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ باشیم. چین در دو ماهه ابتدایی سال جاری که درگیر بحران کرونا بود، با رشد اقتصادی منفی ۷/ ۶ درصدی مواجه شد که برای دهه‌ها بی‌سابقه بود، اما به نظر می‌رسد که شتاب گسترش کرونا در این کشور به خاطر تدابیر بسیار سخت‌گیرانه فروکش کرده و در ماه‌های پیش رو رشد اقتصادی چین دوباره مثبت خواهد شد و در کل انتظار می‌رود که تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۲۰ حدود ۸/ ۲ درصد باشد.چین طی سه دهه گذشته، به استثنای سال ۱۹۹۰ که رشد اقتصادی ۴ درصدی داشت، در همه سال‌ها رشدی بالای ۵ درصد را تجربه کرده و در این مدت حتی چندین سال متوالی رشد بالای ۱۰ درصدی را نیز رقم زد.درواقع کرونا ویروس بیاد جوامع را مورد تعرض قرارداده و نه تنها جان مردم که امرار معاش آنان را مختل و تا کنون موجب بیکاری ۲۵ میلیون نفر شده که پیش بینی می شود این رقم در صورت عدم مهار مرونا ویروس تا پایان ماه ژوئن  به ۵۰ میلیون نفر برسد. 

  1. بحران برای شرکت‌ها و دولت‌ها

از نیمه فوریه تا نیمه ماه مارس سال جاری یعنی حدود یکماه ویروس کرونا زیانی ۱۶ تریلیون دلاری بر بازارهای جهانی سهام وارد کرد. دولت‌های  آمریکا و اروپا بیش از سه تریلیون دلار برای مهار آسیب‌های کرونا بر اقتصاد و شهروندان تخصیص داده و بنا بر ارزیابی سازمان ملل، کشورهای در حال توسعه نیز نیاز به تخصیص ۵/ ۲ تریلیون دلار دارند. در این میان کشورهای فقیرتر مانند ایران با کمبودهای مالی مواجه هستند.

اخیرا صندوق بین‌المللی پول اعلام کرد که ۸۱ کشور از این نهاد مالی درخواست کمک کرده‌اند. صندوق قبلا اعلام کرده بود که آماده اعطای ۴۰ میلیارد دلار وام کم‌بهره و ۱۰ میلیارد دلار وام بدون بهره به کشورهای محتاج است. ایران نیز خواستار دریافت ۵ میلیارد دلار وام از این نهاد شده است.

در این میان بر اساس گفته‌های فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌‌المللی انرژی، تقاضای جهانی نفت احتمالا در سال جاری میلادی روزانه ۲۰ میلیون بشکه، معادل ۲۰ درصد از کل مصرف جهانی نفت، کاهش یابد؛ موضوعی که در بازارهای نفت نیز خود را نشان داده و قیمت نفت برنت روز دوشنبه به زیر ۲۳ دلار سقوط کرد. بیرول می‌گوید احتمالا قیمت نفت به ۲۰ دلار برسد.

این موضوع برای کشورهای وابسته به درآمدهای نفتی، مانند ایران، اعضای اوپک، روسیه و بسیاری دیگر از تولیدکننده‌ها، یک فاجعه تمام‌عیار خواهد بودو بسیاری از شرکت‌های نفتی، حمل‌ونقل و غیره با خطر ورشکستگی روبه‌رو هستند؛ دولت‌ها هم با کسری هنگفت بودجه.در این میان بدلیل بیکاری انبوه عظیمی از مردم ، پرداخت دیون و افقساط بدهی آنان امکان پذیر نخواهد بود و بحران بدهی‌های مردمی در حال ظهور است .موسسه مالی بین‌المللی می‌گوید بدهی‌های شهروندان به بانک‌ها در جهان به ۴۷ تریلیون دلار رسیده که نسبت به ۱۲ سال پیش حدود ۱۲ تریلیون دلار افزایش نشان می‌دهد. این رقم معادل ۶۰ درصد از کل تولید ناخالص داخلی جهان در سال گذشته است.

نکته جالب اینکه، نسبت بدهی‌های مالی شهروندان به کل اقتصاد کشور در جوامع در حال توسعه طی ۲۰ سال گذشته از ۵۵ درصد به نزدیک ۸۰ درصد رسیده است. شهروندان این کشورها ۲۰ تریلیون دلار به بانکها و موسسات مالی بدهکارند.این در حالی است که یک سوم جمعیت جهان هم‌اکنون به‌خاطر شیوع کرونا خانه‌نشین شده و بخش قابل توجه آنها شغل و درآمد خود را از دست داده‌اند.

برای نمونه، در سه ماهه ابتدایی سال، حدود پنج تا هفت میلیون چینی کار خود را از دست داده‌اند. این در حالی است که بدهی شهروندان چینی به سیستم بانکی از زیر ۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۰ به بیش از ۷.۷ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۹ اوج گرفته است.موسسه مالی بین‌المللی می‌گوید که وضعیت بدهی‌های مردمی به بانک‌ها تحت تاثیر ویروس کرونا بدتر خواهد شد.همچنین کل وام‌هایی که دولت‌ها، شرکت‌ها و مردم از بانک‌ها گرفته‌اند به ۲۵۳ تریلیون دلار رسیده که سه برابر کل تولید ناخالص داخلی جهان است.

  1. وضعیت بغرنج ایران

بر اساس آمارهای بانک مرکزی ایران، میزان بدهی‌های دولتی در این کشور به بانک‌ها در آذرماه ۱۳۹۸ به حدود ۳۸۸ تریلیون تومان رسیده که نسبت به آذر سال ۹۷ افزایشی ۲۸ درصدی نشان می‌دهد.بدهی دولت ایران به بانک‌ها نسبت به آذرماه ۱۳۹۳- سالی که دولت حسن روحانی سر کار آمد – تا آذرماه ۱۳۹۸ تقریبا سه برابر شده است. مضافا  میزان بدهی‌های غیردولتی به بانک‌ها در آذرماه ۱۳۹۸ نسبت به ماه مشابه سال ۹۷ با افزایشی ۱۹ درصدی به ۱۱۴۱ تریلیون تومان رسیده است.بدین ترتیب بدهی‌های دولتی و غیردولتی به سیستم بانکی در آذرماه ۱۳۸۹ به حدود ۱۵۲۹ تریلیون تومان رسیده است. این رقم معادل بیش از دو برابر تولید ناخالص داخلی ایران است.بانک مرکزی دقیقا اعلام نکرده که میزان بدهی‌های معوقه به بانک‌ها در آذرماه به چه رقمی رسیده، اما مقامات ایران این رقم را برای شهریور پارسال ۱۷۰ تریلیون تومان اعلام کرده بودند که نسبت به شهریور سال ۹۷ حدود ۱۳ درصد افزایش نشان می‌دهد.عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ۹ فروردین ماه اعلام کرد که برای کمک به واحدهای تولیدی و خدماتی، همچنین کسب و کارها قرار است ۷۵ تریلیون تومان تسهیلات بانکی با نرخ ۱۲ درصد ارائه شود.

به گفته او، بازپرداخت اقساط این تسهیلات دو ساله است و برای شروع بازپرداخت اقساط، تنفس چند ماهه در نظر گرفته خواهد شد.بحران کرونا برای ایران موضوع بغرنج‌تری است. هم نسبت بدهی‌های معوق به کل تسهیلات ارائه شده به بخش غیردولتی بسیار بالاست، هم ارزش پول ایران در حال سقوط است و هم کشور با تحریم‌ها و فساد گسترده مالی مواجه و انتظار می‌رود که دولت ایران نیز با کسری هنگفت بودجه مواجه شود.

دولت ایران صادرات روزانه یک میلیون بشکه نفت با قیمت هر بشکه ۵۰ دلار را در بودجه سال آینده گنجانده است که ارزش آن ۱۸ میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار است. اما صادرات روزانه نفت ایران بر اساس آمارهای شرکت اطلاعات انرژی “کپلر” در ماه مارس به ۱۶۰ هزار بشکه سقوط کرده و قیمت نفت ایران نیز هم اکنون حدود ۲۰ دلار است. اگر وضعیت کنونی ادامه یابد، درآمدهای نفتی ایران در سال ۹۹ حتی به ۲ میلیارد دلار نیز نخواهد رسید. بدیهی است چنین بی‌مبالاتی در تنظیم بودجه، دولت ایران را با کسری شدید درگیر کرده و دولت مجبور خواهد بود دوباره دست با دامن صندوق توسعه ملی، بانک مرکزی و بانک‌های کشور شود و میزان بدهی‌های خود را افزایش دهد.علاوه برآ« دولت ایران برای اولین بار پس از انقلاب دست یاری به صندوق بین المللی پول برای دریاف ۵ میلیارد دلار دراز کرده که در شرایط فعلی بعید بنظر می رسد چنین رقمی به ایران پرداخت شود.

 ۶- پیامدهای پساکرو نائی

در طول تاریخ کم نبوده‌اند رخدادها و حوادثی که دنیا را به دوران قبل و بعد از خود تقسیم کرده‌اند.انقلاب صنعتی، جنگ جهانی دوم، کشف پنی‌سیلین، اختراع اینترنت و بسیاری رخدادهای دیگر، به قدری چهره جهان را تغییر دادند که می‌توان هرکدام را یک خط مرزی برای تقسیم تاریخ به قبل و بعد آن رخداد در نظر گرفت.

۶.۱- تغییر نگاه به علم در دوران پسا کرونا

زنجیره تحولات اجتماعی به‌ندرت به یک حوزه محدود می‌ماند. اقتصاد و بورس با فرهنگ و هنر یا با سیاست بی‌ارتباط نیست. مذهب نیز از این دایره بیرون نخواهد ماند و چه بسا افراد مذهبی و باورمند با مشاهده عینی بی‌اثر بودن دعا و توسل، به این پرسش رهنمون شوند که چرا خداوند از بروز چنین فجایعی در جهان جلوگیری نمی‌کند. فرد مذهبی ممکن است از خود بپرسد چگونه ممکن است فلان روحانی که در منبر خود برای درمان این عفونت ویروسی، خواندن زیارت عاشورا و سوره حمد و آیت‌الکرسی یا حدیث کساء را توصیه می‌کرد، بر اثر این بیماری جان خود را از دست داده باشد. بیرون از مرزهای ایران نیز مذهب با یک چالش بزرگ روبه‌رو شده است. کشف واکسن به‌سادگی میسر نخواهد شد، اما برخلاف دعا و اعمال مذهبی، کم‌وبیش، قطعیتی در آن می‌توان یافت. حتی اندیشیدن به امکان کشف یک واکسن یا دارو برای این بیماری، کورسوی امیدی برای میلیاردها انسان نگران در سراسر جهان ایجاد کرده است.جهان ما همه‌گیری‌های مرگ‌باری را در قرن‌های گذشته از سر گذرانده است: طاعون؛ وبا؛ سیاه‌زخم؛ آنفلوآنزای اسپانیایی؛ و بسیاری عفونت‌های ویروسی و باکتریایی دیگر که برخی از آن‌ها میلیون‌ها نفر از جمعیت جهان را به کام مرگ فرستاده‌اند.بیش از یک قرن از شیوع آنفلوآنزای اسپانیایی می‌گذرد و بحران کرونا نشان داد که با وجود پیشرفت‌های خیره‌کننده ویروس‌شناسی، پزشکی، ژنتیک و بهداشت، هنوز بشر در برابر چنین بیماری‌هایی آسیب‌پذیر است. اما نکته‌ای که نباید از یاد برد این است که اینک بخش بزرگی از جمعیت جهان، با دسترسی به اینترنت، هراس‌ها و امیدها و احساسات و مسائل خود در روزهای قرنطینه را با سایر مردم جهان به اشتراک می‌گذارد. از این منظر، کرونا نخستین تجربه جهانی مشترک همه ما در عصر اینترنت است.البته بحران‌های پیشین مانند سارس و مرس نیز در عصر اینترنت شیوع پیدا کرده بودند، اما همه‌گیری اخیر، یعنی پاندمی بیماری کووید ۱۹، هم به لحاظ ابعاد و هم تلفات جانی، به‌مراتب گسترده‌تر از آن‌هاست. دیگر آن‌که شبکه‌های اجتماعی، در همین دهه اخیر، بسیار گسترش پیدا کرده‌اند و ارتباطات اینترنتی امروز قابل‌مقایسه با شرایط همه‌گیری سارس در سال ۲۰۰۳ نیست.نکته ای که کمتر بدان پرداخته میشود آن است که با وجود جهان دارای حجم عظیمی از ثروت « ۲۴۵ هزار میلیارد دلار» ،چرا بودجه تخصیصی برای مطالعات پزشکی درمانی اصلا قابل مقایسه با  لوازم مصنوعی جنسی و یا لوازم زیبائی  نیست ؟! آیا اساس آن سیستی که همه چیز را در سود و سود بیشتر خلاصه می کند معیوب نیست ؟!

به همین علت ملت ها در خواهندیافت که سرمایه گذاری در موارد علم و دانش و درمان و سلامت بسیار مهم تر ازسرمایه های کازینوئی بوده و دیدگاه عمومی به علم نیز دستخوش این تغییر خواهد شد و چه بسا نهادهای تصمیم‌گیری و شهروندان دریابند که سرمایه‌گذاری در توسعه علم و فناوری باید در اولویت قرار بگیرد و اگر دانشمندان واکسن و یا دارویی برای بیماری‌های عصر جدید پیدا نکنند، نه از توریسم و تفریح و شادی چیزی می‌ماند و نه راهی برای کسب درآمد ورزشکاران و سوپراستارها و سلبریتی‌ها و بازیگران و خوانندگان مشهور وجود خواهد داشت.جهان پس از کشف واکسن کرونا، احتمالاً، دیدگاه متفاوتی به همه‌چیز خواهد داشت و در خواهد یافت که پیشرفت‌های علمی امروز با وجود حیرت‌انگیز بودن همچنان ناچیز است.ما با تمام تکنولوژی و تمدن پیشرفته امروز، هنوز در برابر یک ویروس با قطر ۱۲۵ نانومتر آسیب‌پذیریم و جهان امروز همان‌قدر از تأثیر یک ویروس متوقف شده است که یکصد سال پیش بر اثر آنفلوآنزای اسپانیایی مستأصل شده بود.پایگاه قدرت این ویروس ۱۲۵ نانومتری ان قدر مهیب بود که تاریخ هزاران ساله مقدس و کتب مقدس را به سخره گرفت بطوریکه راهبان و کشیشان و مردان خدا را نیز الوده کرد و آّب و شربت و دعای  مقدس نتواست حتی جان مقدس مابان را حفظ کند جه رسد به مردم عادی ؟!

اگر روزگاری حضرت آقای بوش در صدد تغییر نقشه خاورمیانه وبرقراری نظم نوین سیاسی قتصادی بود که موفق نشد بدون شک کروناویروس  قطعا نظم جهانی فعلی را تغییر خواهدداد . کرونا ویروس نشان داد قدرت واقعی در جهان  علم (بیولوژیک) است . در واقع اولین درس کرونا ویروس « پیروزی علم بر ثروت و قدرت های هسته ای » بود . بدون شک اگر این سلاح علمی در دست نابخردان و نامردمان بیفتد انرا بر علیه بشریت بکار خواهندبرد لذا درس دوم کرونا مهار قدرت علمی از طریق نهادهای مرمسالاری است . همین طلعه پیروزی علم است که هر کشوری که نخستین بار به واکسن کرونا دست یابد در جابجائی قدرت سهیم خواهدشد. بسیاری بر این عقیده هستند که شبح کرونا بر فراز جهان در حرکت بوده و در پساکرونا بسیاری نطم های کنونی و حاکمیت ها مورد تعرض قرار خواهند گرفت . 

۶.۲ جهان بعد از ویروس کرونا 

شیوع جهانی ویروس کرونا نیز مانند فروپاشی دیوار برلین یا ورشکستگی بانک برادران لمان، تبعاتی در پی خواهد داشت که امروز تنها میتوانیم بخشی از آن را تصویر سازی و پیش بینی کنیم. آنچه مسلم است این است که ویروس کرونا همانقدر که جانها را میگیرد، بازارها را مختل میکند و صلاحیت دولتها را به چالش میکشد، به یک تغییر دائمی در قدرت اقتصادی و سیاسی خواهد انجامید که در آینده نزدیک یا دور جلوهگر خواهد شد.تصویر جهان پسا کرونا یکی از مسائلی است که این روزها دغدغه همه کشورهای دنیاست و مردم تمام دنیا به این موضوع فکر میکنند که پس از گذراندن بحران ویروس کرونا چه خواهد شد؟ ذیلا نقطه نطرات برخی از صاحب نطران در این ارتباط درج شده است:

۱- ویروس کرونا و تقویت ناسیونالیسم 

 به گزارش رویداد۲۴ استیون والت استاد روابط بین الملل دانشگاه هاروارد و نویسنده دو کتاب معروف «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» و «نخبگان سیاست خارجی آمریکا و افول برتری ایالات متحده» در فارین پالیسی نوشته شیوع ویروس کرونا به زودی دولتها را تقویت کرده و ناسیونالیسم را افزایش میدهد. دولتهایی که برای مقابله با این ویروس شرایط اضطراری اعلام کرده اند قدرت جدیدی به دست خواهند آورد.ویروس کرونا تغییراتی در قدرت و نفوذ در عرصه جهانی از غرب به شرق را ایجاد خواهد کرد. کره جنوبی و سنگاپور به خوبی به این ویروس واکنش نشان داده اند و چین نیز با اینکه ابتدا اشتباهاتی داشت، اما از پس آن بر آمد. واکنش اروپا و آمریکا با کندی همراه بوده و برند غربی را لکه دار کرده است.والت نوشته آنچه تغییر نخواهد کرد، ماهیت تقابلی نظام سیاسی جهانی است. شیوعهای دیگر از جمله شیوع ویروس آنفلوانزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۹ تاثیری بر رقابتهای میان قدرتهای بزرگ جهان نگذاشت و ویروس کرونا نیز چنین تاثیری نخواهد داشت. ما شاهد عقبنشینی بیش از پیش از جهانی شدن خواهیم بود و دولتهای ملی با هدف کاهش آسیب پذیری در آینده تقویت خواهند شد. به این ترتیب ویروس کرونا جهانی با آزادی و کامیابی کمتر را به همراه خواهد داشت

۲- پایان جهانی شدن 

 رابین نیبلت مدیر اندیشکده چتم هاوس درباره تاثیر ویروس کرونا بر جهان میگوید: شیوع جهانی ویروس کرونا کمر اقتصاد جهانی شده را خواهد شکست. رشد اقتصاد چین و قدرت نظامی این کشور همین الان هم اجماعی را در آمریکا علیه چین میان هر دو حزب ایجاد کرده است. ویروس کرونا ،دولتها، کمپانیها و جوامع را به سمت تقویت ظرفیتهای خودشان برای مقابله با اقتصاد خود بسنده آتی سوق میدهد.به نظر بسیار بعید است که جهان بار دیگر به سمت سودهای مشترک زیر پرچم جهانی شدن تمایلی پیدا کند. بدون مشوق هایی برای ایجاد اقتصاد یکپارچه جهانی، معماری حکمرانی اقتصادی جهانی که در قرن ۱۹ پایه گذاری شده تضعیف خواهد شد

۳- جهانی با مرکزیت چین 

 کیشور محبوبانی از نخبگان جهان و دانش آموخته فلسفه و تاریخ که چندین منصب دیپلماتیک مهم در سنگاپور داشته، درباره نتیجه شیوع ویروس کرونا بر جهان میگوید: پندمی کرونا به صورت بنیادین سویه های اقتصادی جهان را متوقف نخواهد کرد بلکه تغییراتی که همین الان به وجود آمده را تشدید میکند: حرکت جهانی شدن با مرکزیت آمریکا به سمت جهانی شدن با مرکزیت چین .چرا این روند ادامه مییابد؟ جمعیت آمریکا همین الان ایمانشان را به تجارت جهانی و بین المللی از دست دادهاند. توافق تجارت آزاد چه با ترامپ چه بی ترامپ، فاسد شده بود. در عوض چین ایمانش را از دست نداده است. چرا؟ دلایل تاریخی عمیقی برای این منظور وجود دارد. در دهه های اخیر چین یک احیای حضور در عرصه جهانی را تجربه کرده و مردم آن معتقدند در هر جایی از جهان میتوانند رقابت کنند.در نتیجه همان طور که در کتاب «آیا چین پیروز خواهد شد؟» توضیح داده اند آمریکا دو گزینه دارد: اگر هدف اولیه اش حفظ اولیت در جهان است باید با چین وارد رقابت با حاصل حمع صفر در عرصه های سیاسی، اقتصادی و ژئوپلتیک شود. اگر هدف آمریکا بهبود وضع مردم آمریکاست باید با چین همکاری کند. یک مشاور خردمند پیشنهاد همکاری را گزینه بهتری میداند. با این حال با فسادی که در محیط سیاسی آمریکا در قبال چین شاهد آن هستیم، احتمالا مشاورهای خردمند راه به جایی نمی برند

۴- دموکراسی ها از صدفشان بیرون خواهند آمد 

 جان ایکنبری نویسنده کتاب «ابرقدرت، هژمونی آمریکا در قرن ۲۱» و نظریه پرداز روابط بین الملل و سیاست خارجی آمریکا میگوید در کوتاه مدت بحران ویروس کرونا مباحث مختلفی را در استراتژیهای کلان غربی به وجود خواهد آورد.جریانهای مخالف جهانی شدن و ملی گراها و دشمنان چین و حتی 

انترناسیونال های لیبرال شواهدی برای اضطراری اعلام کردن اجرای دیدگاههایشان ارائه خواهند داد. با توجه به فروپاشیهای اجتماعی و خسارتهای اقتصادی ناشی از بحران ویروس کرونا، به سختی می توان پیش بینی ای به جز تقویت ملی گرایی داشت، اما درست مانند دهه   های ۳۰ و ۴۰ میلادی، شاید نوعی انترناسیونالیسم سرسخت مانند آنچه روزولت یا چند دولتمرد دیگر قبل از دوران جنگ آغاز کردند را شاهد باشیم. در دهه ۳۰ و با فروپاشی اقتصادی نشان داد جوامع مدرت چقدر میتوانند به هم متصل باشند. آمریکا به نسبت کمتر از دیگر نیروها مورد تهدید قرار گرفته بود. کاری که روزولت و دیگر انترناسیونالیستها انجام دادند ایجاد نظمی برای دوران پسا جنگ بود که میتوانست سیستم بازتر را به همراه داشته باشد.در نتیجه آمریکا و سایر دموکراسیهای غربی ممکن است همین روش را در پیش بگیرند. شاید واکنش آنها در وهله نخست جنبه های ناسیونالیستی بیشتری داشته باشد، اما در بلند مدت دموکراسیها از پوسته خود بیرون آمده و نوع جدیدی از عملگرایی سازنده بین المللی را ایجاد خواهد کرد

  1. سود کمتر، ثبات بیشتر 

 شنون اونیل نویسنده کتاب «آمریکا شمالی» درباره تاثیر شیوع ویروس کرونا بر روندهای جهانی میگوید: ویروس کرونا رویکردهای اولیه ساز و کار جهانی را تضعیف خواهد کرد. کمپانیها باید در روشهایشان بازبینی کنند و زنجیره های توزیع جهانی شان را کوچک سازی کنند.زنجیره توزیع جهانی از نظر اقتصادی با رشد هزینه های کارگری در چین، جنگ اقتصادی آمریکا و چین و توسعه روباتیک ،اتوماسیون و پرینت ۳ بعدی و از نظر سیاسی با کاهش سطح اشتغال داخلی به ویژه در اقتصادهای بزرگ همین الان هم تضعیف شده است. ویروس کرونا امروز بسیاری از لینکهای باقیمانده را نیز از هم گسسته است.روی دیگر شیوع ویروس کرونا این است که دولتها نفوذ بیشتری بر زنجیره توزیع خواهند داشت و صنایعی را که به نظرشان استراتژیک است را تقویت میکنند. سوددهی کمتر خواهد شد، اما ثبات افزایش مییابد

  1. شیوع ویروس کرونا میتواند در خدمت اهداف مفیدی قرار بگیرد 

 شیو شانکار منون مشاور پیشین امنیت ملی دولت هند در این باره میگوید: شاید خیلی زود باشد، اما سه چیز محتمل به نظر میرسد: اول اینکه پندمی ویروس کرونا سیاست ما را تغییر خواهد داد، چه درون دولتها چه در ارتباط بین آنها. تغییر جوامع، حتی لیبرالترین آنها نیز به دست دولتها صورت میگیرد. موفقیت نسبی برخی دولتها در غلبه بر ویروس کرونا و تاثیرات اقتصادی آن میتواند برخی معضلات امنیتی و قطبی شدن درون جوامع را در برخی موارد تضعیف و برخی موارد تقویت کند.تجربه نشان میدهد که پوپولیستها و اقتدارگرایان لزوما این ویروس را بهتر کنترل نکرده اند. در واقع کشورهایی کهکه دموکراسی های قویتری نظیر کره جنوبی و تایوان موفقتر بوده اند.  

مساله دوم اینکه خیلی زود است که پایان جهان در هم تنیده را اعلام کنیم. این پندمی نیاز ما به ارتباط با یکدیگر را بیش از گذشته ثابت کرد، اما همه سیاستها به سمت داخل معطوف شده است. ما به سمت جهانی فقیر تر، کوچکتر و خسیس تر پیش می رویم.در نهایت اینکه نشانهایی از امید نیز دیده میشود. هند ابتکار عمل ویدئو کنفرانس با سران کشورهای آسیابی جنوبی را در دست گرفته است. شاید این شیوع سبب شود کشورها به سمت درک بهتر از منافع واقعی شان پیش بروند و این یعنی حرکت به سمت اهدافی سودمندتر از گذشته 

  1. قدرت آمریکایی نیاز به یک استراتژی جدید دارد 

 جوزف نای تئوریسن «قدرت نرم» و نویسنده آمریکایی در پیش بینی جهان پس از کرونا میگوید: در سال ۲۰۱۷ ترامپ یک استراتژی امنیت ملی جدید را معرفی کرد بر قدرت رقابت بالای آمریکا تمرکز داشت. کوید ۱۹ نشان داد این استراتژی تا چه حد فاقد صلاحیت است. حتی اگر آمریکا قدرت جهانی باقی بماند نمیتواند به تنهایی امنیتش را تامین کند؛ همانطور که ریچارد دانزیگ در سال ۲۰۱۸ این مشکل را خلاصه کرده، قرن ۲۱ و فناوریهای آن جهانی اند، نه تنها در توزیع بلکه در تبعات.در تهدیدهای فراسرزمینی  نظیر ویروس کرونا و تغییرات اقلیمی، تنها کافی نیست که به سیطره آمریکا بر دیگر ملتها بیندیشیم. کلید موفقیت در یادگیری اهمیت قدرت دیگران است. همه کشورها منافع ملی را اولویتشان میدانند، سوال مهم این است که این منافع چه دامنهای از تعریف دارند .

ویروس کرونا نشان داد ما در تطبیق استراتژی های مان با جهان جدید چقدر ناتوانیم

  1. تاریخ ویروس کرونا توسط فاتحان آن نوشته خواهد شد! 

 جان الن رییس موسسه بروکینگز و ژنرال بازنشسته نیروی تفنگداران دریایی آمریکا در این باره میگوید: 

مانند همیشه تاریخ توسط فاتحان بحران ویروس کرونا نوشته خواهد شد. همه ملتها و همه افراد امروز فشار اجتماعی ناشی از این بیماری را حس میکنند. در نهایت ملتهایی که چه در ماهیت منحصر به فرد سیاسی و اقتصادی نظامهایشان چه در فرم حمایتهای بهداشتی شان استقامت بیشتری از خودشان نشان دهند، پیروز خواهند شد.برای برخی این پیروزی قاطع دموکراسی و چندجانبه گرایی تفسیر میشود و برای برخی فواید قوانین اقتدارگرایانه و قاطع. در هر صورت این بحران ساختار بین المللی را در مسیری که تنها می توانیم آن را حدس بزنیم تغییر خواهد داد .ویروس کرونا فعالیتهای اقتصادی را با رکود مواجه میکند و تنشها بین کشورها را افزایش میدهد. در طولانی مدت؛ این شیوع جهانی ظرفیت سازنده اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده و تضعیف میکند به ویژه در کسب و کارهایی که به نیروی کار خارجی وابسته بودند. این خطر برای کشورهای در حال توسعه و اقتصادهایی که کارگران آسیب پذیر زیادی دارند بیشتر خواهد بود. نظام بین المللی تحت فشار قرار میگیرد و درگیری بین کشورها افزایش مییابد

  1. مرحله جدیدی از کاپیتالیسم جهانی 

 لوری گرت نویسنده کتاب «طاعون بعدی» در این باره میگوید: شوک بنیادین برای نظامهای مالی و اقتصادی جهان، شناخت آسیب پذیری شبکههای توزیع جهانی در برابر هر گونه عامل اختلالی بوده است.ویروس کرونا نه تنها تاثیرات بلند مدت اقتصادی خواهد داشت بلکه تغییرات بنیادینی را به همراه میآورد. جهانی سازی به کمپانیها اجازه داده بود شبکه تولیدشان را در سراسر جهان بسط بدهند و محصولاتشان را به همه بازارها به طور همزمان برسانند و هزینههای انبارداری را دور بزنند. خالی شدن قفسه ها ظرف چند روز نشان دهنده شکست این شبکه بود. کرونا نشان داد ویروسها نه تنها مردم بلکه همه سیستمهای «همزمانی» )تولید و توزیع همزمان( را تحت تاثیر قرار میدهند.با توجه به خسارتهای بازارهای مالی ناشی از شیوع ویروس کرونا ،کمپانیها باید در روشهایشان تجدید نظر کنند. نتیجه شاید یک مرحله جدیدی از کاپیتالیسم جهانی باشد که در آن شبکه توزیع به خانههای مردم نزدیکتر شوند و در مقابل هر بحرانی در آینده مصون بمانند. شاید این اتقاق در کوتاه مدت سود کمپانیها را کم کند، اما در بلند مدت مقاومت بیشتری خواهد داشت

۱۰- دولت های شکست خورده بیشتر 

 ریچارد هاس رییس شورای روابط خارجی آمریکا میگوید: ویروس کروتا دست کم در سالهای آتی منجر به نگاه دروننگر بیشتر دولتها خواهد شد. دولتها مجبورند به داخل تمرکز بیشتری داشته باشند. من پیش بینی میکنم حرکتها به سمت خودبسندگی بیشتر خواهد شد چرا که آسیب پذیری شبکه توزیع را تجربه کردهاند .

تمایل برای شرکت در معضلات منطقهای و جهانی نظیر تغییرات اقلیمی کمتر میشود.به اعتقاد من کشورها دچار مشکلاتی برای ریکاوری این بحران خواهند داشت و دولتهای ضعیف و شکست خورده به تصویر جهان در سالهای آتی بدل خواهد شد. بحران کرونا روابط چین و آمریکا رو به زوال خواهد برد و یکپارچگی اروپا نیز تضعیف خواهد شد.اما از جنبه مثبت، ما شاهد تقویت نظام هایدرمانی کشورها خواهیم بود. اما در مجموع این بحران ریشه در جهانی شدن داشته و آن را تضعیف میکند

۱۱- آمریکا در آزمون رهبری شکست خورد 

 کوری معاون موسسه مطالعات استراتژیک بین المللی در این باره میگوید: دولت آمریکا با خودیاری محدود و بی لیاقتی دیگر یک رهبر جهانی نخواهد بود. تاثیرات جهانی این همه گیری می توانست با فراهم کردن شبکه اطلاعات بین المللی از طریق سازمانهای جهانی محدود شود. به این ترتیب دولتها وقت داشتند خودشان را برای آن آماده کنند. این چیزی است که آمریکا می توانست سازماندهی کند و نشان دهد با اینکه به خودیاری اعتقاد دارد، اما تنها به فکر خودیاری نیست. واشنگتن از این آزمون موفق بیرون نیامده است

۱۲- در همه کشورها ما شاهد قدرت روح انسانی هستیم 

 نیکولاس برنز استاد دانشگاه هاروارد و معاون سابق وزارت خارجه آمریکا میگوید: کوید ۱۹ بزرگترین بحران جهانی قرن اخیر است. بحران درمان عمومی همه ۷.۸ میلیارد نفر جمعیت زمین را تهدید کرده است. بحران اقتصادی و مالی میتواند تاثیراتی بسیار عمیقتر از بحران و رکود بزرگ ۰۹-۲۰۰۸ داشته باشد. هر بحرانی به تنهایی شوک بزرگی به همراه دارد که تغییرات دائمی بر نظام بین المللی و توازن قدرت میگذارد.تا این لحظه همکاریهای بین المللی کافی نبوده است. اگر آمریکا و چین که قدرتهای جهان  نتوانند جنگ لفظی را کنار بگذارند مسئول این بحران خواهند بود. اگر اتحادیه اروپا نتواند کمکهای بیشتری برای شهروندانش که جمعیتی بالغ بر پانصد میلیون را در بر میگیرد فراهم کند باید در آینده در این اتحادیه شاهد قدرت در کشورهائی باشیم که  تا امروز قدرت روح انسانی بویژه در پزشکان و پرستاران و مقامات دولتی و مردم عادی که سعی میکنند در برابر این ویروس مقاومت کنند، در آن کشورها حاکم است. بررسی مشکلات کروناویروس جامعه جهانی را بعه این نتیجه رسانده که در حال حاضر اقدامات زیر بعنوان حداقل اقدامات دروه کرونائی و تحت عنوان « اقدامات امنیت ملی» باید صورت گیرد تا شاهد هر هزودتر ریشه کن شدن این اپیدمی مهلک باشیم : 


  1. فعالیت های اقتصادی در شکل سنتی فیزیکی  متوقف و کار از طریق دورکاری با حداقل حضور فیزیکی «مگر کارکنان نظام بهداشت و آنانی که دربخش تدارکات کار می‌کنند و کارشان برای تولید و توزیع غذا و دیگر ضروریات ضروری است» . انجام شود بدون اینکه  حقوق‌ کارکنان قطع شود، دولت باید در طول مدت قرنطینه پرداخت مزدها را تضمین کند.و بکلیه بیکاران معادل حداقل مزد پرداخت شود.
  2. بهداشت، عرضه‌ی مواد غذایی و امنیت عمومی باید به شیوه‌ای سازمان‌یافته تأمین شود. 
  3. همه‌ی مراگز آموزشی بطور موقت تعطیل و آموزش های آنلاین و از راه دور توسعه یابند.
  4. با توجه به شراطی فوق العاده کلیه مراکز درمانی بهداشتی و شرکت‌های داروسازی باید  تحت مدیریت و نطرات جدی دولت درآیند تا  همزمان با گسترش بحران نگران انگیزه‌های سود جوئی سهاداران قرار نگرفته و نگرانی مردم از بابت بهداشت و درمان عممی مرتفع گردد. 
  5. آزمایشات تست کرونائی بدون تبعیض از همه مردم وفق برنامه با اولویت تست اولیه از کسانی که در بخش خدمات بهداشتی درمانی و در خط مقدم جبهه‌ این بیماری کار کی کنند صورت گیرد
  6. خط تولید کارخانجات داروئی که قادر به تهیه و تولید ابزارهای لازم برای آزمایش، ماسک، و دستگاه‌های کمک‌تنفسی هستند ، با سه شیفت و تحت نظارت دولت سرعت بگیرد.
  7. برای جلوگیری از ورشکستگی دولت‌ها، باید همه‌ی منابع مالی موجود در اختیار دولت‌ها باشد.
  8. بدهی کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی تا زمان مرتفع شدن مشکلات ناشی از ویروس کرونا تنفس داده شدهو در دوران تنفس نیز هیچگونه جریمه و سودی به بدهی های مذکور تعلق 
  9. تا زمان مرتفع شدن آسیب رونا همه‌ی اجاره‌ها، و همه‌ی اقساط وام مسکن متوقف شود و هم‌چنین اخراج مستأجران باید متوقف شود. 
  10. دولت باید از اسفندماه  پرداخت هزینه‌ی آب، برق، و اینترنت را به‌عنوان بخشی از حقوق انسانی شهروندان تامین نماید. 
  11. لغو کلیه تحریم های اقتصادی که علیه کشورها انجام گرفته به ویژه تحریم های داروئی پزشکی 
  12. حمایت‌های فوری و جدی از بخش کشاورزی و  کشاورزان برای افزایش تولید مایحتاج ضروری مردم و عرضه‌ی آن‌ها به دولت برای توزیع مستقیم در میان نیازمندان.

نگارنده اعتقاد دارد  دوران پسا کرونایی شاهد شکست جهانی سازی و اتحادیه های فعلی اقتصادی و تشکیل قطب بندیهای جدید سیاسی اقتصادی باظهور مجدد چین ،   گسترش هوش مصنوعی ، دوران تغییر شبکه کار از طریق توسعه دورکاری ، برآمدن دولت های اجتماعی ، گسترش روابط انسانی ، حفاظت بیشتر از محیط زیست و حمایت از حیوانات ، تعرض به سرمایه داری افسار گسیخته نئولیبرالیسم ، جابجائی قدرت های صنعتی در کشورهای با جمعیت جوان ،توسعه زنجیره تامین کالا و خدمات الکترونیکی ، علم باوری به جای خرافه باوری و ظهور پیامبران علم و دانش رباطیک به جای پیامبران مذهبی ، گسست جوامع سنتی و نقش پررنگ زنان در پساکرونا خواهیم بود. همینجا باید تاکید نمایم اقتصاد امریکا جنان اقتصاد جهانی را بخود وابسته کرده « از طریق  بدهی های دلاری ، اوراق قرضه دولتی و انباشت چاپ دلاربی پشتوانه» که امکان سقوط اقتصاد امریکا بدون سقوط اقتصاد جهانی متصور نیست ؟! 


منابع : 

  1. بی بی سی فارسی
  2. یورونیوز
  3. خبرکزاری فرانسه
  4. تارنمای رادیوفردا 
  5. تارنمای رادیو زمانه
  6. یافته ای متفرقه نگارنده

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)