چنین روزی در چند سال پیش
۱۶بهمن۱۳۶۰
روح اسلام؟!!
محمد یزدی(خطبه نمازجمعه):
در روز اول این دهه،یعنی دوازده بهمن دانشگاه باز شد.و انقلاب فرهنگی ایران اولین تجربه خود را به آزمایش گذاشت. انقلاب فرهنگی چیزی نیست که در زمان کوتاهی بتوان به آن رسید. راه این انقلاب طولانی است. اما شروع کرده است. مقدماتی را فراهم کرده است و اولین تجربه را به کارگرفته است.اسلامی شدن دانشگاه ها و انقلاب فرهنگی تنها این نیست که چند کتاب درسی تغییر چهره دهد. یا چند برنامه دانشگاهی جایش را عوض کند. و یا چند استاد روحانی در دانشگاه بیاید. یا چند استاد دانشگاهی درحوزه شرکت کند و یک مقدار اطلاعات تبادل پبداکند. انفلاب فرهنگی یعنی انقلابی که روح اسلام را در دانشگاه بدمد وردر تمام رشته های مختلف دانشگاه و در تمام کلاس ها و در تمام اساتید و دانشجویان روح اسلام و گرمی حرارت اسلام احساس شود… مساله این نیست که تنها علوم انسانی،اسلامی باشد.مساله این نیست که رشته خاصی از رشته های دانشگاهی به نام علوم انسانی -آن هم با تفسیرخاصی که بعضی از اساتید دارند-اسلامی باشد. مساله این نیست که گفته شود علومی چون روانشناسی، جامعه شناسی، آمار، جغرافیای انسانی و بعضی از علوم دیگر رنگ اسلامی پیدا کند.مساله این است که باید روح اسلام درتمام مراحل دانشگاه احساس شود.
[کتاب درمکتب جمعه،ج۴،ص ۲۲۶]
پاورقی؛
روح اسلام همان تئوری ولایت فقیه است؛که ۴۱سال است در تمامی شئون زندگی مردم احساس می شود و دخالت می کند!!
روحانیون حاکم بر انقلاب خود به خوبی می دانستند که از دین و اسلام و قرآن قرائت هایی گاه متضاد و متناقض و تفسیرهای مختلف می شود. و می دانستند با این تنوع نمی شود اسلام را به جمهوربت پبوند زد و حکومت را اداره کرد. لذا با بدعت ولایت فقیه (که جایگاهش را در اداره و مدیربت کشور، همطراز پیامبر معنا کرده و آن را از احکام اولیه و بالاتر از نماز و روزه )تمام قرائت ها را ملغی و منسوخ کرده و تنها قرائت ولی فقیه،که با ۶ نماینده اش در شورای نگهبان اجرایی و مدیریت می شود، روح اسلام تجلی پیدا کرد. و در جامعه جاری و ساری شد.
در این ۴۱ سال روحانیت منصوب ولی فقیه همه جا حضور دارد. و در هر کاری دخالت کرده و برای هر موردی اوامری صادر می کند.حتی در دوره ای روحانیت طیف محمد یزدی با تفسیرانحرافی از سیاست که عین دیانت است، بدلیل تخصصی بودن درک احکام دین که آن هم فقط در حوزه تحصیل می شود، دخالت در سیاست را به دلیل آن که یک عمل تخصصی است،حق خود و در انحصار خود دانستند.تا جایی که آش آنقدر شور شد که صدای خمینی را هم درآورد و به آن اعتراض کرد!
شانزدهم بهمن نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)