راهکارهای نجات از واپسگرائی در ایران

(انقلاب درخود وانقلاب درجامعه)


پیشگفتار:

شرکت درمبارزه اجتماعی باید هدفمند باشد، و براسا س ” تحلیل مشخص از شرایط مشخص” صورت بگیرد.

بنابراین،ابتدا بایدبطور علمی و کارشناسانه مشخص کنیم که دلایل فقر و فلاکت مردم ایران، دلایل استقرار دیکتاتوری، دلایل واپسگرائی فرهنگی و سیطره نیروهای ارتجاعی وناهنجاریهای دیگر در ایران چیست؟ و دراین ارتباط، ریشه های تاریخی این عوامل و شرایطی که موجب ” باز تولید” (تجدید تولید) مناسبات نامطلوب و ناهنجارسیاسی- اجتماعی – فرهنگی در ایران شده اند و همچنان استمرار می یابند، کدامند؟

سپس، راهکارهای سیاسی- تشکیلاتی – مبارزاتی را در مراحل مختلف، مشخص کنیم.

بسهم خود کوشش بعمل می آورم که ضمن شرکت در مبارزه اجتماعی، و ضمن استفاده از تجربیات دیگران( ایرانیان و سایر ملل)،دیدگاههای خود را  در اینجا مطرح کنم.

 منجلابی که در آن بسرمی بریم کدامند؟

الف­ – نقش اسلام درتجدید تولید جهالت، جنایت و فاشیسم در ایران:

بررسی های تاریخی و ارزیابی های شکست و ناکامی های گذشته، نشان میدهند که مشکل جامعه ایران، تنها “حکومت دیکتاتوری” نیست ، و با برکناری یک دیکتاتور درهرم قدرت ، مشکلات جامعه برطرف نمیشوند. بلکه باید به عواملی که موجب شکل گیری و بازتولید فاشیسم اسلامی میشوند،مورد ارزیابی کارشناسانه قرار دهیم و آن عوامل را نه تنها از نظر سیاسی ،بلکه از نظر فرهنگی، بینش و منش اجتماعی، ریشه کن کنیم!

چندین قرن است که فرهنگ ” پندار زشت – گفتار زشت –کردار زشت ” اسلامی، جایگزین فرهنگ ایرانی ” پندار نیک- گفتار نیک – کردار نیک ” شده است.
در گذشته ،برخی گروههای اجتماعی – بدون داشتن یک چشم انداز دراز مدت- بمنظور کسب قدرت سیاسی، و بخاطر جلب رضایت توده های نا آگاه( پوپولیسم کاذب)،خرافات اسلامی را در مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه پذیرفتند وترویج دادند و این فرهنگ ارتجاعی دوران برده داری، بعنوان “دین” وباورهای مذهبی مردم،قرنها در ایران تجدید تولید شد و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافت. و نهایتاً، با بقدرت رسیدن خمینی و انحصار قدرت توسط آخوندها در ایران، خصلت فرهنگ جهالت و جنایت اسلامی بطورتمام عیار،عریان شد.
بنابراین،شکستها، ناکامی ها و فرصت طلبی های گذشته منجر به شکل گیری دین سالاری و فاشیسم اسلامی در ایران شد.
خوشبختانه،اکنون خصلت ریاکارانه،غارتگرانه وجنایتکارانه آخوندها ،در ایران بر ملا شده است. آخوندها با تکیه به اسلام و بنام ” ولایت فقیه” شرایطی بوجود آورده اند که اکثریت قریب باتفاق مردم، نه تنها از جماعت آخوند، بلکه از قوانین ومقررات ارتجاعی اسلامی متنفر شده اند و در سراسرایران، مردم علیه نظام جهالت و جنایت اسلامی بپا خاسته اند!!!
البته باید توجه داشت که قربانیان اصلی این رژیم، زنان هستند که براساس موازین و مقررات اسلام، بعنوان برده جنسیتی محسوب میشوند.
قوانین ومقررات اسلامی که درباره ازدواج وطلاق،ارث و وراثت،شغل و منزلت اجتماعی زنان در جوامع اسلامی حکمفرما است، بیانگرآنست که هنوز دراین کشورها بطور رسمی و ” قانونی” فرهنگ وحشیگری و برده داری رواج دارد.
فرهنگ تسلیم طلبی و خود آزاری( نارسیستی) بشکل بر گزاری مجالس عزا داری، گریه زاری ،سینه زنی و قمه زنی، ابعاد دیگر فاشیسم اسلامی میباشند.

حجاب اسلامی، نماد فرهنگ ارتجاعی است که توسط حکومتهای اسلامی ودر جامعه مرد سالار، برای تحقیر زنان باجرا در می آورند.
از آنجائی که فرهنگ و مقررات ارتجاعی اسلامی، چندین قرن در ایران حکمفرما بوده و تجدید تولید شده اند، درشکل گیری بینش و منش انسانها، هنوز نقش تعین کننده ای ایفا میکنند. یعنی بسیاری از مردم در اثر فرهنگ رایج، ونظام آموزش و پرورش اسلامی،آگاهانه و یا ناخود آگاه،مرتکب اعمال ارتجاعی میشوند ویا واپسگرایانه می اندیشند.
بنابراین، این فرهنگ ومناسبات ارتجاعی، تنها با برچیدن قدرت سیا سی حاکم، ریشه کن نمی شوند، بلکه ضروریست با همکاری کارشناسان آزموده، کلیت نظام آموزش و پرورش و فرهنگ ارتجاعی حاکم در جامعه تغییرکنند وطی روندی،فرهنگ وموازین انسانی نوینی در جامعه حکمفرما گردند.

ب – تحول و تکامل (انقلاب) در بینش ومنش خویشتن:

چندین قرن است که دراثرحکمرانی قدرتهای ارتجاعی و سیطره فرهنگ خرافات پرور اسلامی، اکثریت مردم ایران از نظر فرهنگی سقوط کرده اند و پندار زشت، گفتار زشت و کردار زشت  به یک ” عادت فرهنگی و اجتماعی” تبدیل شده است.

 بنابراین،ضروریست که ابتدا تحولی بنیادی در بینش و منش پیشتازان وپیشقراولان مبارزه روی دهد و طی روندی فرهنگ نوین اجتماعی در میان توده مردم نهادینه شوند.

بنابراین، تکامل بخشیدن مناسبات اجتماعی و فرهنگی جامعه،بدون تحول و تکامل بخشیدن بینش و منش مبارزین و پیشقراولان جامعه،و بدون تحول و تکامل در احزاب سیاسی ، امکانپذیر نخواهد بود.

راهکارهای نجات مردم و کشوراز فقر،تبعیض، دیکتاتوری و فرهنگ ارتجاعی کدامند؟

باتوجه به مناسبات واپسگرایانه وارتجاعی که مردم ایران درابعاد مختلف درآن بسر میبرند ؛ باتوجه به فرهنگ و”عادت های ارتجاعی” رایج در جامعه ،این پرسش اساسی مطرح است که آیا کافی است که عده ای ازقدرتمداران درهرم قدرت برکنار شوند؟
یا اینکه باید مناسبات سیاسی،فرهنگی واجتماعی ترقیخواهانه نوینی جایگزین مناسبات فاشیسم اسلامی  در ایران شوند؟
بنا براین،چشم اندازوبرنامه ما برای برچیدن نظام جهالت،جنایت و فاشیستی اسلامی کدامند؟
آیا باید مثل گذشته خرافات عصر حجراسلامی را تحت لوای  “احترام به اعتقادات مردم” بطوررسمی پذیرفت ودرقوانین و مقررات سیاسی، قضائی، اقتصادی، فرهنگی، مناسبات اجتماعی … دخالت داد؟
یا اینکه باید فرهنگ و مناسبات علمی و انسانی و رفع تبعیض را جایگزین فرهنگ تزویرو ارتجاعی اسلامی کرد؟
چشم انداز و راهکار های کارشناسانه ما برای آموزش و پروش و شکوفا سازی فرهنگ و مناسبات اجتماعی آینده ایران کدامند؟ تا بمنا سبات و سیاست بازیهای جهالت پرورانه، جنایتکارانه و غارتگرانه بطور بنیادی خاتمه داده شود؟

مرحله نخست

 بعنوان یک فرد و یا بعنوان یک گروه که میخواهیم در مبارزه شرکت کنیم، ضروری است که ابتدا نگرشی به بینش و منش خود بکنیم و ببینیم تاچه اندازه در فرهنگ قبیله ای و مردسا لاری غوطه ور هستیم وچقدر نا خود آگاه و یا آگاهانه براسا س موازین و مقررات اسلامی عمل میکنیم ؟

همچنین ، باید توجه داشته باشیم که هم پیمانان سیاسی ونیروهای ائتلافی شرکت کننده درمبارزات اجتماعی ، باید از فرهنگ آزادیخواهی، برابری طلبی و رفع تبعیض برخوردار باشند تا بتوانند همبستگی خودرا بطور دراز مدت (استراتژیک) حفظ کنند و جبهه ائتلافی قدرتمندی بوجود بیاورند.

برای مقابله و مبارزه با رژیم حاکم و برچیدن تمام عیار قوانین و مقررات ارتجاعی اسلامی ،وانحلال همه نهادهای خرافات پرور، و خلع لبا س آخوندهای دزد، ریاکار و جنایتکار، ضروری است که جبهه ائتلافی قدرتمندی با مشارکت نیروهای لائیک ،سکولار ، بطور دراز مدت تشکیل شود.
ضروری است که پیشاپیش همه نیروهای شرکت کننده در ائتلاف ،منشور برچیدن نهادهای خرافات پرور وعدم دخالت مذهب در امور سیاسی، اجتماعی،قضائی را بپذیرند.
ضروری است که همه نیروهای مدعی آزادیخواهی در جبهه ائتلافی، پیشاپیش بپذیرند که تمام قوانین ومقرراتی که موجب تبعیض زنان وپایمال شدن حقوق زنان در مناسبت اقتصادی ، سیاسی ، قضائی، فرهنگی و جنسیتی میشوند، با ید لغو گردند.
ضروری است که جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه زنان نقش فعالی در جبهه ائتلافی و در قدرت سیاسی آینده کشور داشته باشند.

چنین جبهه ای، پس از بر چیدن تمام عیار رژیم جهالت و جنایت اسلامی، حکومت ائتلافی موقت و دوران گذار را تشکیل میدهند ومشترکاً تلاش خواهند کرد که شرایط انجام انتخابات آزاد و تشکیل مجلس موسسان را برای تدوین و تصویب قانون اساسی جدید،و انتقال قدرت به حکومت منتخب مردم، براساس قانون اساسی جدید و منشور رفع تبعیض را فراهم کنند.
مردان آزاد اندیش ایران وظیفه دارند که در همه سطوح از مبارزات آزادیخواها نه زنا ن حمایت کنند.

بنا براین، کسانی که قصد دارند همچنان ازفرهنگ اسلامی ومناسبات ارتجاعی ارتزاق کنند، یا نوکرمنشی قدرتهای چپاولگر خارجی را می پذیرند، نمیتوانند نقش سازنده ای در جبهه ائتلافی و درتحولات رهائیبخش فرهنگی و اجتماعی آینده ایران ایفا کنند.

مرحله دوم

پس از استقرار حکومت ملی ، دمکراتیک ، لائیک و غیر متمرکز در ایران ، با همکاری کارشناسان مختلف، طرح های مربوط به: عدم تبعیض اقوام و ملیت های ایران، عدم تبعیض زنان، شکوفا سازی فرهنگ ،هنر اقوام و ملیتهای ایران؛ واگذاری اداره امور محلی و منطقه ای به کارگزاران و کاردانان منتخب محلی و منطقه ای. همچنین باجرا در آوردن طرح های نوسازی وجبران ویرانی ها گذشته، تامین آب و برق و درمان ، و فراهم کردن رفاه اجتماعی دردمندان سراسر کشور، باید تحقق یابند.

مرحله سوم

از آنجائی که فرهنگ خرافات و جهالت اسلامی و استقرار حکومتهای چپاولگر و جنایتکار، چندین  قرن در ایران باز تولید شده اند، ضروری است که حکومت برگزیده مردم وجبهه ائتلافی، با آینده نگری،تمام مراکز خرافات پرور را منحل کند، مسا جد را به اقامتگاه و اسا یشگاه دردمندان تبدیل کند وبرنامه های کارشناسانه نوینی برای نظام آموزش و پروش، برای ترویج فرهنگ نوین، برای  تربیت کادر بمنظور اداره دستگاه اداری- سیاسی – نظامی کشور، و همچنین اتخاذ سیاستهای دوستانه و صلح طلبانه در رواط خارجی، طراحی و باجرا در آورد تا تمام آثار شوم و نکبت بار حاکم ،طی روندی برچیده شوند.

حسن ( ذانیچ ) ما سا لی

دهم اکتبر 2019

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)