(پاسخی به رویکرد  شعاری نمایندگان تشکل‌های کارگری دولتی)

در ایامی بسر میبریم که ناهمگونی دریافتی های مزدبگیران با هزینه های سربه فلک کشیده زندگی بیش از پیش چهره ی فقر و فلاکت تحمیل شده را به نمایش گذاشته است و با اعلام هر رقم از گرانی ها ،ارزان تر شدن قیمت کارگریمان را به رخمان میکشد.

به راحتی میشود نتیجه گرفت  که بی ارزش شدن دستمزد دریافتی در قبال هزینه های زندگی معنایش بی ارزش شدن نیروی کارمان است.

آمار رشد گرانی های سرسام آور چند صد درصدی به گونه ایی است که مراکز اعلام آمار رسمی کشور نیز نمیتوانند به ارائه آمارهای نادرست خود ادامه دهند و مجبور میشوند لابه لای گزارش ها به گرانی

٢٩۶,٨ درصدی سیب زمینی و ۵۱۱ درصدی پیاز، ۲۲۸ درصدی رب گوجه، ۱۰۰ درصدی شکر و ۹۳ درصدی روغن در یک سال گذشته(  با وجود اینکه میزان افزایش واقعی قیمت ها بیش از این ارقام است ) اذعان کنند.

افزایش قیمت چند صد درصدی تمام اقلام ضروری و حیاتی زندگی در طی سال گذشته تا کنون و عدم چشم انداز توقفی در این وضعیت ،  باعث شده است تا مسئولانی که خود دست اندر کار چنین فلاکتی هستند بیش از پیش به فکر برون رفت از معضلات پیش رو برای حفظ منافعشان باشند.

طبق معمول اولین عکس العمل درخور شان مسئولان تشدید بگیر و ببند ها و تشکیل پرونده های قضایی برای چهره های شاخص کارگری است که در طی این سالها به کرّات این فقر و فلاکت کنونی را پیش بینی کرده بودند و نقد عمیقشان را نسبت به غارت دسترنج کارگران و ناهمگونی رشد قیمت ها و تعیین دستمزد کارگران و کارمندان اعلام می کردند.

چهره هایی که به عناوین مختلف (از طریق مقالات .طومار، تجمع و…) به دست اندرکاران چنین وضعیتی ،صدای اعتراض کارگران و مزدبگیران جامعه را فریاد زدند و اعلام کردند “انتظار نداشته باشید که هم نان ندهید و هم دهان را برای اعتراض ببندید “

اما اکنون اتفاقی که  تهوع آور جلوه میکند جولان دادن چهره هایی است که در نبود چهره های واقعی به بند کشیده شده کارگران و معلمان، به نام نماینده کارگر شروع به قلم فرسایی و نقد میزان دستمزد مزدبگیران می کنند. کسانی که با علم به این فلاکت، سالهاست امضای ننگینشان پای مصوبات مزدی هر ساله مزدبگیران قرار دارد. کسانی که یکی از اصلی ترین بانیان این فقر و فلاکت بوده و هستند.

با زندانی کردن چهره های واقعی نمایندگان کارگران و مزد بگیران ( همچون جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی،محمد حبیبی و …) این چهره های دست نشانده فضا را مناسب دیده و بعنوان سخنگویان درد و رنج کارگران شروع به سخنوری نموده اند. از فجایع حقوق یک میلیون و پانصد هزار تومانی دم میزنند و از غارت تامین اجتماعی سخن میگویند بدور از این واقعیت که خودشان دست در دست مسئولین سالهاست این فلاکت را به خانواده های میلیونی مزدبگیران تحمیل کرده اند.

آقایان هنوز مسئولیت شراکت در تحمیل دستمزدهای ننگین تعیین شده را بدوش میکشید و از دردهای ما سخن میگویید ؟!!!

کارگران و مزدبگیران قرن بیست و یک را با رعیتهای پدریتان اشتباه نگیرید. جنبش مطالبه گری کارگران در تقابل با فقر و فلاکت موجود سر باز ایستادن ندارد و

بزودی شما را در پشت میز محاکمه توسط کارگران ملاقات خواهیم کرد.

 

۱۴ تیر ۹۸

پروین محمدی

نماینده سابق کارگران صنایع فلزی ایران  و عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)