عفوبین الملل: ایران رکورد بالاترین آمار اعدام در خاورمیانه را شکستداد العربیه.نت فارسی
عفو بین‌الملل می‌گوید که ایران از نظر تعداد اعدام، در خاورمیانه رتبه نخست و در دنیا پس از چین، با بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون جمعیت، مقام دوم را دارد.
بنا بر این گزارش، ‌ ایران پس از چین بیشترین اعدام‌ها را داشته و عراق در رتبه سوم قرار گرفته است.
عفو بین‌الملل می‌گوید که حداقل ۳۱۴ نفر در سال میلادی گذشته در ایران اعدام شده‌اند.
این در حالیست که سازمان حقوق بشر در آخرین گزارش خود گفته بود: “حداقل ۵۸۰ نفر در سال ۲۰۱۲ در ایران اعدام شده‌اند که از این تعداد ۲۹۴ مورد (۵۱ درصد) توسط منابع رسمی ایران گزارش شده‌اند و ۲۸۶ مورد مربوط به گزارش‌های منابع غیر رسمی است.”
تعداد دقیق موارد اعدام‌ در ایران مشخص نیست، به خصوص که نام اعدامی‌ها در مواردی اعلام نمی‌شود و به گفته منتقدان، بعضی از اعدام‌ها هم به طور مخفیانه به اجرا گذاشته می‌شود.
احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، در گزارش اخیر خود نوشته بود که تعداد واقعی اعدام‌های سال ۲۰۱۲ ایران با احتساب حدود ۲۰۰ مورد که رسما اعلام نشده، احتمالا حداقل ۴۸۹ نفر بوده است.
عفو بین الملل می‌گوید در سال ۲۰۱۲، بدون احتساب چین، حداقل ۶۸۲ نفر در دنیا اعدام شده‌اند که نسبت به سال ۲۰۱۱، دو نفر بیشتر بوده است.
چین در دنیا از نظر اعدام رتبه نخست را دارد ولی به علت عدم شفافیت، تعداد دقیق اعدام‌هایش مشخص نیست و عفو بین‌الملل تعداد اعدام‌های این کشور را بیش از هزار مورد در سال تخمین زده است.
این سازمان می‌گوید که سال گذشته مجازات اعدام در عراق دو برابر شده و به ۱۲۹ مورد رسیده است. بیشتر اعدامی‌ها در عراق به قتل و فعالیت‌های تروریستی متهم بوده‌اند.
همچنین در هند، ژاپن، پاکستان و گامبیا، اجرای مجازات اعدام از سرگرفته شده است.
عفو بین‌الملل، می‌گوید حداقل ۱۴۰ کشور در دنیا مجازات اعدام را رسما منسوخ کرده‌اند یا از صدور و اجرای چنین احکامی خودداری می‌کنند. در همسایگی ایران، ترکیه نیز در سال ۲۰۰۴ مجازات اعدام را کنار گذاشت.
عفو بین‌الملل در گزارش خود نوشته است که یک دهه پیش در ۲۸ کشور مجازات اعدام انجام می‌شده اما سال گذشته، این نوع مجازات در ۲۱ کشور صورت گرفته است.
بنا بر این گزارش، در سال ۲۰۱۲ میلادی ایالات متحده تنها کشور در قاره آمریکا بوده که در آن مجازات اعدام به اجرا گذاشته شد.
بنا بر این گزارش، ۴۳ نفر سال پیش در آمریکا اعدام شدند که بیشتر آنها در ایالت تگزاس در جنوب این کشور بوده است.
در آمریکا سال گذشته مجازات اعدام در عمل در ۹ ایالت اجرا شده است. دست کم ۱۷ ایالت رسما اعدام را ممنوع کرده‌اند، مجازاتی که منتقدان می‌گویند به طور ناعادلانه علیه اقلیت‌های نژادی به ویژه سیاه پوستان بکار گرفته می‌شود.

http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/44875/

//////////////////////////////////////////////

«می‌خواهم زنده بمانم»

نادر بکتاش

ده اکتبر دوهزارودوازده
فکر می‌کنم کمتر از ده سال داشتم که این فیلم را دیدم
. آن زمان ها کسی چندان توجه نمی‌کرد که نمی‌شود اجازه داد در هر سنی هر نوع فیلمی را دید. سینِما جزو معدود تفریحات بود در شهرستان ها. در جنوب شرکت نفتی همه در و همسایه خبر داشتند که روزهای آخر هفته چه فیلمی به اکران می رود، آیا معروف است یا نه، به دیدن می‌ارزد یا نه.
این روزها که مینا احدی و بسیاری دیگر علیه اعدام فعالیت‌های گسترده داشتند، اسم فیلم و حتی صحنه‌هایی از آن به ذهنم هجوم آوردند: بعد از نیم قرن. حتی اسم سوزان هیوارد هم بلافاصله با یاد تیتر فیلم زنده شد. در توضیح مختصر آمده است که شاید زنی که اعدام شد، واقعآ قاتل بوده است. اهمیتی هم دارد؟ عده‌ای جمع شدند و طی مراسمی یک قتل عمد دولتی را سازماندهی کردند: به جزئیات رسیدگی کردند، جمع شدند و تماشا کردند.
درجه توحش و بی رحمی این عمل یک کودک چند ساله را هنوز بعد از نیم قرن می لرزاند.
http://balatarin.com/permlink/2012/5/11/3021448

کلینت ایستوود همین اواخر از کاندیدای جمهوریخواهان حمایت کرد و خودش را شخصآ مضحکه و در سیاست برای بسیاری بی‌اعتبار کرد. اما، این مانع نشد که فیلمی را که ۱۹۹۹ علیه اعدام درست کرد، فریاد «می خواهم زنده بمانم» را بیش از نیم قرن بعد طنین دهد.
http://en.wikipedia.org/wiki/True_Crime_1999_film

سایت‌های فعال و مطلع سینمایی در ایران کم نیستند، اما من نتوانستم نوشته و توصیحی در رابطه با این فیلم پیدا کنم.
چطور می‌شود فیلمی علیه اعدام را در کشوری مانند جمهوری اسلامی آزاد گذاشت؟

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعدام، فرانسه، ایران

جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۲۷

مقالات رسیده نادر بکتاش

۲۲/۱۰/۲۰۱۲

امروز در کانال‌های تلویزیونی خبری فرانسه تمام مدت صحبت از این می‌کردند که شاید در این کشور مراکزی برای مصرف قانونی موادمخدر ایجاد شود. در این اماکن هم ملزومات عملی سالم برای مصرف مواد مخدر از قبیل سرنگ بهداشتی و غیره وجود خواهد داشت، و هم کارشناسانی در حیطه تربیت و آموزش برای مراقبت پزشکی و کمک فکری و روانی برای ترک اعتیاد.

همین امروز صبح در جمهوری اسلامی سیزده نفر را اعدام کردند که طبق ادعای مطروحه توسط مقامات دولتی، بخش عمده آن‌ها متعلق به باندهای سازمان یافته واردات مواد مخدر و توزیع آن در کشور بوده اند. به غیر از این عده، که صحت خبرش به هیچ وجه قابل اعتماد نیست، نظام اسلامی ایران مرتب در حال اعدام «معتادین» است. طبعأ موقعیت واقعی و جنحه ـ جزایی این دو کاتگوری کاملأ متفاوت است، مصرف مواد مخدر که باید نوعی بیماری و بلیه اجتماعی به حساب بیاید و جامعه روی آن خم شود چیزی است، و سازمان دهی خرید و فروش و توزیع آن چیز دیگری. اما در هر دو صورت دولت مرتکب قتل عمد، سازمان یافته و فکرشده می شود.

فرانسه به هیچ وجه اولین کشور برای انتخاب این راه حل نیست، در ده کشور دیگر اروپا مدت هاست که این انتخاب عملی می شود. طبق آمار ارائه شده، این نوع اقدام‌ها باعث شده که تعداد قربانیان مصرف بالا overdose ، جوانانی که تازه وسوسه می‌شوند و می‌خواهند صرفأ «امتحان» کنند، مبتلایان به بیماری ایدز ناشی از استفاده از سرنگ های مصرف شده و نتیجتأ غیر بهداشتی شده، و حتی نفس اعتیاد کاهش یابد. در برخی محلات که تعداد معتادین زیاد است، چنین اقدامی باعث جمع کردن آن‌ها از ملاء عام و گردآوردن شان در یک مکان قانونی می‌شود و در نتیجه ساکنین محله و کودکان احساس امنیت پیدا میکنند و پلیس کنترل بیشتری بر بازار مخدرات پیدا می کند.

دولت ها و مسئولین کشورها سعی می‌کنند نقش خودشان را بازی کنند، این‌ها زلزله می‌آید خبرش را هم سعی می‌کنند لاپوشانی کنند، اتوبوسی با چند ده دختر جوان به دره مرگ سقوط می‌کند کسی مسئولیتی به عهده نمی گیرد، فقط سرگرم الُدرم بُلدرم کردن علیه تمام دنیا هستند.

آیا جمهوری اسلامی می‌داند که رسمأ و در انظار مردم ایران و جهان، به هر حال روی کاغذ هم که شده، مسئول یک کشور بزرگ با هفتاد و اندی میلیون ساکن است؟

آیا می‌داند که حداقل همان دویست نفری را که در مقابل بیت رهبری و زندان تجمع کردند، تبدیل به دشمن خونی خودش کرده است؟ خودش حساب کند که چند نفر را کشته و بدبخت کرده و چند نفر دشمن برای خودش تراشیده؟ البته، اگر احتیاجی باشد، خودشان بهتر از همه می‌دانند که در وسط چه اقیانوسی از نفرت مردم تنها مانده اند.

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

مینا احدی، اعدام ها، انسان ها

نادر بکتاش

نوزده اکتبر دوهزارودوازده

ویدئو سخنرانی ۱۴ اکتبر مینا احدی در یوتبوری سوئد را امروز در کنار فعالیت‌های دیگر او و بسیاری دیگر برای لغو اعدام دیدم.

https://www.box.com/shared/s6r9kjsn31xtcinwa601

در‌واقع مینا با حرف هایش، با حرکاتش و با صداقت و صمیمیتی که ازش می بارد، اعدام و مرگ را هم تبدیل به اعدام ها ، و هم تبدیل به تقدیس انسان‌ها و زندگی ها می کند. «لغو مجازات اعدام» را از قالب فرمول و جمله و انتزاع بیرون می‌آورد و همان‌طور که خودش می‌گوید چهره ای انسانی، چهره‌های انسان‌ها را به آن می دهد. کسی این انسان ها، زندگی های آنان، و مرگ شان را فراموش نمی کند. کسی جمله‌هایی را که به او گفته‌اند فراموش نمی کند. کسی خانواده‌های آنان را که مینا قلب و زبان شان می‌شود فراموش نمی کند.

در تماسی تلفنی به او گفتم که هیچ کار هنری در رابطه با اعدام این چنین تأثیری روی فکر و احساسم نگذاشته بود. این نه تقلیل ارزش این جنبش واقعی جهانی علیه اعدام با یکی از حساس ترین و مؤثرترین پرچم داران آن مینا احدی و آدم‌هایی که زنده ماندند، که بالا بردن ارج و مقام هنر است. کافی نیست که شعار علیه اعدام داده شود و باندرول نوشته شود، باید و لازم است که این نگاه جزیی بین و این قدرت و حساسیت انسانی برای ضبط صداها و حرف‌ها و تصاویر را داشت تا مینا احدی شد. باید با محکوم به اعدام و نزدیکانش یکی شد تا عمیقأ به نفرت از آن و چنین پشتکار و پیگیری ای برای مبارزه ده‌ها ساله علیه اعدام رسید.

مینا از اعدام ها و انسان‌هایی که رفتند حرف می‌زند تا آن‌هایی را که نجات یافتند و ماندند، تا زندگی و زندگی ها را، تقدیس کند. مدعیان دفاع ازحقوق بشر باید فروتن شوند و بسیاری از او بیاموزند.

انسانی، تکان دهنده، فراموش نشدنی و مشوق ادامه مبارزه علیه اعدام است وقتی که روایت می‌کند که یک زن جوان آمریکایی با تبار آفریقایی که برادرش اعدام شده است، او را به خواهری انتخاب می‌کند و آن را با لیوانی شراب جشن می‌گیرد تا قدردانی خود را از مبارزه او برای لغو اعدام و همبستگی برای ادامه را نشان دهد. وقتی می‌گوید که در آخرین تماس تلفنی آن زن جوانی که دارند چوبه دار را برایش آماده می‌کنند کسی که دلداری می‌دهد و دعوت به شجاعت می کند آن زن جوان است.

تلفنی که ازدستش می‌افتد و سری که بر یخچال تکیه داده می‌شود زیرا چیز دیگری برای جلوگیری از بردن آدمی دیگر به طرف چوبه دار نمانده است. و باز در انتهای حرف هایش، این اوست که حاضرین در نشست را آرام می کند: دعوت به مبارزه.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)