در شرایطی که مبارزه با رژیم ولایت، توده ای می شود و کارگران به میدان مبارزه پا می گذارند و چالش های روز افزون از سوی واحد های ملی برای رسیدن به حقوق پایمال شده خود، همراه با طبقات و اقشار گوناگون اجتماعی گریبان رژیم را گرفته است، چرا ایالات متحده و ترامپ سپاه پاسداران اسلامی را به ناگهان در گروه های تروریستی قرار می دهد؟

با انتخابات ۱۳۸۴ که تیم احمدی نژاد و شرکاء با همراهی و همکاری نزدیک سپاه زمام امور و قدرت اجرایی کشور را در دست گرفت، سپاه پاسداران نفرات خود را در همه ارگان ها و نهاد های حکومتی نفوذ داد، در مرحله نخست مجلس شورای اسلامی، دیپلوماسی، استانداری ها و فرمانداری های کشور را در دست گرفت تا قدرت اقتصادی خود را که از زمان سازندگی هاشمی رفسنجانی تقویت کرده بود با قدرت سیاسی درهم آمیزد، در سال ۱۳۸۸ با مدیریت انتخابات بار دیگر قدرت خود را تثبیت و با معترضین به نوع انتخابات و دخالت نیرو های نظامی و امنیتی برخورد شدید و خشنی کرد تا کودتای خزنده و پر رمز و راز خود را تکمیل کند، در این پروسه رهبری از عملکرد سپاه و نیرو های امنیتی حمایت کرد که از سوی فرمانده سپاه محمد علی جعفری بار ها بیان شد و در نشریات مختلف و سایت ها منتشر شد.

در این مدت اقتصاد با همه درآمد های نفتی و میعانات گازی که تا آن روز بی سابقه بود به گل نشست و از مسیر رشد منحرف شد، نقدینگی به سرعت افزایش یافت، مراکز تولیدی یکی بعد از دیگری تعطیل شدند، بیکاری به اوج خود رسید، میزان تورم از ۴۰ درصد گذشت و قطعنامه های پی در پی شورای امنیت سازمان ملل متحد شیرازه اقتصاد و سیاست را از هم گسست، در همه این مدت سپاه پاسداران به فعالیت های اقتصادی خود ادامه داد و قدرت اقتصادی خود را با همکاری شرکاء فربه تر کرد ولی این روند تحمل جامعه را به شدت کاهش داد و زمینه های خیزش همگانی را فراهم کرد

رژیم برای برون رفت از بحران و پیشگیری از خیزش عمومی «حسن روحانی» امنیتی سابقه دار خود را به میدان آورد تا از یک سو با وعده و وعید های دروغین آرامش را در درون کشور برقرار سازد و از سوی دیگر با ژست های دیپلوماتیک به مذاکره با کشور های دیگر (۵ به اضافه ۱) بپردازد که در پی آن توافق برجام برقرار شد.ولی انتظار و آرزوها از برجام تحقق نیافت و سرمایه مهمی به کشور وارد نشد، از سوی دیگر نهاد ها و گروه هایی که از تحریم سود برده و خواستار ادامه آن بودند به کارشکنی خود ادامه دادند

روحانی تیم اقتصادی خود را از طرفداران سرسخت نئولیبرالیسم (سیف، نیلی، لیلاز، نوبخت، نهاوندیان و…) انتخاب کرد و به انتشار حقوق شهروندی مشغول شد تا زمینه بازار آزاد را بر اقتصاد فراهم آورد، دوره اول به وقت کشی رژیم و صبر و شکیبایی مردم بویژه محرومان و تهیدستان گذشت در نتیجه تکرار دروغها با سیستم بسته و غیر دمکراتیک رژیم بار دیگر حسن روحانی را در مسند اجرایی قرار داد. در سال ۹۶ بحران های اجتماعی و اقتصادی به اوج خود رسید.دزدی ها، اختلاس ها، حقوق های نجومی و غارت اموال عمومی به شیوه های گوناگون به شدت افزایش یافت.بار دیگر دایره فساد گسترده تر شد، مالباختگان به خیابان ها آمدند روحانی برای ساکت کردن آنان ۳۵ هزار میلیارد تومان از جیب مردم پرداخت، ولی دزدان به کار خود ادامه دادند. ۱۰ ها موسسه و بنگاه دولتی (اموال عمومی) زیر عنوان خصوصی سازی با قیمت بسیار ارزان وغیر واقعی به خودی ها واگذار شد، کارگران و زحمتکشان از حقوق دریافتی خود که با توجه به میزان تورم بسیار اندک بود ماه ها محروم ماندند و بار دیگر اوضاع سیاسی و اقتصادی که از بحران بیرون نیآمده بود رو به تیرگی و بحرانی عمیق تر گذاشت. روحانی زبان به گلایه گشود و گفت: اقتصاد از دست دولت بی سلاح به دست دولت با سلاح افتاده است. همسو با آن از عملکرد سپاه گفت که هم سلاح، هم سایت، هم خبرگزاری و.. دیگر دارد و کسی را قدرت برخورد با آن نیست. باردیگر نقدینگی به سرعت افزایش یافت (بیش از ۱۹۰۰ هزار میلیارد تومان که خیلی بیشتر از تولید ناخالص داخلی است)، ارزش پول ملی بطور بی سابقه ای کاهش یافت، تورم شتاب گرفت، همسو با آن تولید هم در سرازیری سقوط قرار گرفت، بیکاری بویژه در بین جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی به نقطه انفجاری رسید، در نتیجه رکود تورمی بیماری دیرینه بر اقتصاد حاکم شد، در این میان تیم اقتصادی روحانی از هم پاشید. روحانی ۴ لایحه اف ای تی اف را به مجلس برد ولی این لوایح در کریدور های مجلس و شورای نگهبان و مصلحت نظام گرفتار آمدند و زمینگیر شدند در نتیجه با بن بست اقتصاد سیاست هم قفل شد، برخی از افراد سیاسی که بیشتر پیشینه سپاهی داشتند راه خروج از بن بست را در مداخله نظامی ها دیدند و بر آن اصرار ورزیدند، در این میان تظاهرات خیابانی که از دیماه ۹۶ آغاز شده بود به میان کارگران و زحمتکشان راه یافت و رژیم را به وحشت انداخت. رژیم با همه توان از گسترش تظاهرات به صنایع نفت پیشگیری کرد ولی مشکلات رو به فزونی بود تا جائیکه رسول خضری نماینده مجلس و عضو کمسیون اجتماعی گفت: ۴۰ درصد مردم زیر خط فقر قرار گرفتند و علی خدایی نماینده کارگران اضافه کرد که ۸۰ درصد کارگران توانایی فراهم کردن مایحتاج روزانه خود را ندارند. در چنین شرایطی که دولت جمهوری اسلامی در بحران عمیقی فرو رفته و ناتوان از حل معضل های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است و برخی از اصلاح طلبان دیروز و منتقدان امروز هم آن را بر زبان می آورند مانند محمد رضا تاجیک در گفتگو با «اعتماد آنلاین» می گوید: سال ۹۸ باید بر سر هر کوی و برزن نوشت «دریغ از پارسال »… دولت دجار نوعی اختگی، اصلاح طلبان دچار نوعی نازایی و انفعال و اصولگرایان دچار بحران مقبولیت و مشروعیت و کارآمدی اند… شرایط برای ورود نیرو های نظامی و امنیتی به عرصه سیاست بیش از هر زمانی فراهم می شود، جامعه ایرانی در سال ۹۸ نوعی فروپاشی روحی و روانی و رفتاری را تجربه خواهد کرد. این گفتار لابه گونه نشانگر ترس و وحشت افرادی است که سال ها زحمتکشان را با شعار های تو خالی و بی محتوای اصلاح طلبی مشغول کردند و اینک از فروپاشی سخن می گویند و سال ۱۳۹۸ را سال سخت و سرنوشت می نامند.

حال پرسش اینجاست!، در شرایطی که مبارزه با رژیم ولایت، توده ای می شود و کارگران به میدان مبارزه پا می گذارند و چالش های روز افزون از سوی واحد های ملی برای رسیدن به حقوق پایمال شده خود، همراه با طبقات و اقشار گوناگون اجتماعی گریبان رژیم را گرفته است، چرا ایالات متحده و ترامپ سپاه پاسداران اسلامی را به ناگهان در گروه های تروریستی قرار می دهد؟ هدف کمک و یاری به سپاه است که سال ها است از سوی مردم طرد شده و جایگاهی در میان مردم ندارد؟ هدف زمینه سازی برای ادغام ارتش با سپاه است؟ که بعد از پایان جنگ بار ها مطرح شده بود، آنچه مسلم است ایالات متحده از سال ها پیش به فعالیت سپاه در درون و برون مرز آگاهی داشت، انتخاب امروز در شرایط ویژه و بحرانی رژیم پرسش های فراوانی بدنبال دارد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روز های نخستین انقلاب از سوی برخی که از آمریکا (ابراهیم یزدی، محسن سازگارا و…) و برخی دیگر که از مناطق دیگر آمده و آموزش دیده بودند شکل گرفت، هنگامیکه سخن از صدور انقلاب پیش آمد ضرورت تشکیل آن چندین برابر شد، در اصل ۱۵۰ از قانون اساسی به آن اشاره شده در بخشی از آن آمده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستآورد های آن تشکیل شده، مسئولیت و همکاری آن با قانون تعیین می شود.

با آغاز جنگ این تشکل تازه تاسیس با استفاده از جوانان پر شور که به شدت تحت تاثیر تبلیغات مذهبی همراه با خرافات قرار گرفته بودند و گاهی خود را به کشتن می دادند، موقعیت خود را تحکیم کرد تا در آینده کشور بازی های سیاسی خود را پیش ببرد. در پایان جنگ ویرانگر و خانمانسوز این نیرو به پشت جبهه ها برگشت و خواستار سهم خود از انقلاب شد، برخی از افراد صادق آن سرخورده از شرایط به انزوا خزیدند، برخی دیگر برای شرکت در مدیریت کشور به دانشگاه های داخلی و خارجی (بیشتر آمریکایی و انگلیسی) اعزام شدند و گروه دیگری در سپاه به درجات بالاتر رسیدند.

رفسنجانی با توجه به آموخته های سپاه در جنگ برخی از پروژه های ساخت و ساز را به آنها داد که این خود زمینه ساز تشکیل ۱۰۰ ها شرکت دیگر در نهاد سپاه با نام های گوناگون شد، در این میان سپاه نیرو های خود را (زمینی، هوایی، دریایی، نیرو های ویژه با نام قدس و بسیج)تشکیل داد و سازمان های اطلاعاتی خود (سازمان اطلاعات سپاه، سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، حفاظت) پایه گذاری کرد، در نتیجه در هر سه قوه نفوذ کرد و بگونه ای دولت سایه تشکیل داد. با اینکه تعداد نفراتش (۱۲۵ هزار) از ارتش (بیش از ۳۵۰ هزار) کمتر است ولی سهم بیشتری از بودجه گرفت، همراه با آن به یکی از هلدینگ های مهم در اقتصاد کشور تبدیل شد، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء چندین پروژه را در دست گرفت. سپاه در همه حوزه های اقتصادی (نفت، گاز، راه، تونل، سد، کشاورزی، مخابرات، ساختمان، خودرو، تجارت، بهداشت، بندر، بانکداری و موسسه های مالی، صنایع نظامی، هواپیمایی، الکتریکی، موشک سازی، فعالیت های هسته ای که درآمد آن در سال بیش از ۲۱ میلیارد دلار تخمین زده می شود، و…) فعالیت خود را گسترش داد، هرچند شفافیتی در فعالیت های اقتصادی سپاه مشاهده نمی شود ولی به نظر می رسد که ۲۰ تا ۴۰ درصد از اقتصاد کشور در ارتباط با سپاه است، قرارگاه خاتم ۱۳۰ هزار کارمند و بیش از ۵۰۰ هزار نفر در ارتباط با آن مشغول بکارند.

حال پرسش اینجاست که فعالیت های اقتصادی سپاه بعد از این چگونه رقم خواهد خورد، این نهاد نظامی_ امنیتی قدرتمند رقبایی مانند آستان قدس، بنیاد مستضعفان، ستاد فرمان امام، ۱۵ خرداد و… دارد که اداره آنها در دست روحانیت است! و اغلب آنها در حوزه هایی مانند سپاه فعالیت می کنند، روحانیت از یک سو به اقتدار و قدرت سپاه برای حفظ خود نیاز دارد و از دیگر سو از قدرت روز افزون آن وحشت می کند. حال این سپاه از سوی مقامات آمریکایی در فهرست گروه های تروریستی قرار گرفته و از ۱۵ آوریل ۲۰۱۹ به اجرا در آمده است هر چند ایران حق دارد در مدت یک ماه به دادگاه فدرال آمریکا مراجعه کند و رد و لغو آن را درخواست نماید که به نظر می رسد این کار را انجام خواهد داد. ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده در بیانیه خود در این رابطه نوشت: امروز من رسما برنامه دولتم را برای معرفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی قدس را در ذیل بخش ۲۱۹ قانون مهاجرت و امنیت به عنوان سازمان تروریستی قرار می دهم، البته کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۷ قانون مقابله با دشمنان آمریکا را از طریق تحریم های موسوم به «کاتسا» به تصویب رسانده و سپاه پاسداران در شمول دستور اجرایی ۱۳۲۲۴ (بوش پسر)رئیس جمهور قرار گرفته بود و وزارت خزانه داری هم در سال ۲۰۰۷ نیروی قدس را تحریم کرده بود.

معرفی سپاه بعنوان گروه تروریستی با واکنش های تندی در داخل کشور روبرو شد، سخن از مقابله به مثل پیش آمد، خبرگزاری «فارس» نزدیک به سپاه نوشت: ایالات متحده دولت حامی تروریسم و فرماندهی مرکزی آمریکا و تمامی نیرو های وابسته به آن گروه تروریستی است، همسو با آن قانون مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه آمریکا در منطقه مطرح شد که در شهریور ۱۳۹۶ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود، همزمان محمد علی جعفری فرمانده سپاه گفت: نیرو های آمریکایی در غرب آسیا آرامش امروز را نخواهند داشت در این میان تبلیغات وسیع و گسترده ای در حمایت از سپاه آغاز شده که در همه نشریات، صدا و سیما و دیگر ارگان های خبری وابسته به رژیم ادامه دارد. حسن روحانی اقدام آمریکا را تحریک آمیز، خطرناک، بی سابقه در روابط بین الملل خواند.

آنچه مسلم است با تروریست خوانده شدن سپاه از سوی ایالات متحده تغییراتی در ساختار آن بوجود خواهد آمد، یا به پادگان ها برگشته شرایط و زمینه ادغام با ارتش فراهم خواهد آمد که آرزوی دیرینه برخی از مقامات نظام است و یا برای دست یابی به قدرت بیشتر همراه با زدو بند های پنهانی به کار و تلاش خود ادامه خواهد داد که آثار این روش و رفتار در عملکرد برخی از فرماندهان سپاه دیده می شود، آنان بدون توجه به قوانین و پروتکل های مرسوم در کشور، نیرو های مختلف (حشد الشعبی، فاطمیون، حزب اله) خارجی و بیگانه را به بهانه کمک به سیل زدگان با همه تجهیزات نظامی وارد کشور می کنند تا تاثیر و نیروی خود را به رخ بکشند، از آن رو به نظر می رسد نمایشنامه دیگری در حال اجراست…

محمد حسین یحیایی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)