مقدمه:

بعد از تبانی رقت آور بین حکومت اکوادور و انگلیس سرانجام جولیان اسانژ از سفارت اکوادور در لندن که نزدیک به ۶ سال در انجا محبوس بود ، بیرون کشیده شد و به زندان پلیس انگلیس منتقل شد.

این صحنه سازی کثیف با تلاشهای پشت پرده بین حکومت انگلیس ، حکومت اکوادور و حکومت امریکا انجام شد.مذاکراتی که می گویند نزدیک به یکسال ادامه داشت تا بعد از پس گرفتن موقعیت پناهندگی اکوادور توسط رئیس جمهوری شارلاتان و فاسدی بنام مورنو ، پلیس انگلیس توانست به داخل سفارت بریزد و اسانژ را بر خلاف قوانین بین المللی حکومتهای سرمایه داری دستگیر کند و به زندان بفرستد.

اسانژ در طی این دستگیری مرتب تاکیید داشت که این عمل پلیس انگلیس و حکومت اکوادور غیر قانونی است و درست می گفت. برای دستگیری اسانژ هم باید قانون حمایت از پناهنده سیاسی شکسته شود و هم باید حکومت انگلیس بدون بررسی های مستقل از سر نوکر صفتی بنا به درخواست حکومت امریکا او را که از مهمترین پهرهای شاخص ژورنالیزم آزادیخواه دنیاست دستگیر گند. اما این ایا اولین بار است که حکومتهای سرمایه داری قوانین خودشانرا زیر پا می گذارند؟

در این مقاله تلاشم اینست که خواننده را بیشتر با اسانژ و فعالیتهایش اشنا کنم و توضیح دهم جایگاه او و کمپین جهانی برای آزادی بدون قید و شرط او چیست.

(۱)ویگیلیکس نهادی در بستر یک نیاز تاریخی

اینکه حکومتها هرگز پاسخگو به مردم نبوده اند و هر چا دستشان بیشتر باز بوده بیشتر “اسرار” خود را از مردم پنهان داشته اند به قدمت تاریخ حکومتهاست. قدرت متمرکز که نتیجه دسترنج مردمست و در مرحله ای از مردم بیگانه می شود و ابزاری می شود برای طبقه حاکمه تا سرکوب خود را “قانونی” کند . طبیعتا فساد ، جنایت بخشی از تاریخ همه حکومتهاست حتی انها که زمانی بنام مردم و بدست مردم به قدرت رسیده اند.

لذا یک حوزه “خودی” و حلقه های درونی برای پردازش اطلاعات درون حکومتی با حکومتها متولد می شود که این حوزه در دورانهای مختلف به اشکال مختلفی از دسترس مردم پنهان نگاه داشته می شده و برای حفظ این اسرار از مردم هم انواع دلایل و سفسطه ها آورده اند منجمله “مصلحت امنیتی” و غیره! بواقع دسترسی ازادانه مردمی که حکومت را می سازند و ازش جدا می شوند بسیار محدود می شود و مردم بواقع غیر خودی می شوند.این بخشی از روند بیگانه شدن مردم از حکومتهاست و استثناء هم در تاریخ نداشته.

از دید من یکی از دستاوردهای تکنولوژی ارتباطات و اینرنت این بوده که برای اولین بار در تاریخ بشر این حوزه حفاظتی حکومتها اسیب پذیر شده و امکان اینکه اسرار حکومتها به سرعت برق به دست حجم بسیار وسیعی از مردم در سطح بین المللی قرار گیرد فراهم شده.

اگر بپذیریم که اسرار حکومتها از نقاط ضعف انهاست و اطلاع مردم از این اسرار باعث برملا شدن دروغهای این حکومتها ، افشای فساد و جنایات این حکومتها و طرح های این حکومتها برای به توبره کشیدن جوامع است، لذا به اهمیت این بخش از مبارزه انسانیت ازادیخواه و برابری طلب بیشتر پی می بریم.

ویگیلیکس در سال ۲۰۰۶ توسط جولیان اسانژ در راستای چنین هدف مهمی پایه گذاری شد و به سرعت از طریق شبکه داوطلبین که توان هک کردن اطلاعات حکومتها را داشتند به یک سازمان بین المللی پرقدرت عروج کرد. در سال ۲۰۱۰ با انتشار وسیع جنایتهای حکومت امریکا در عراق و اقغانستان و افشای شمار واقعی تلفات غیر نظامی نتیجه حمله نظامی امریکا به منطقه خاورمیانه ، ویکیلیکس به یک سمبل جهانی تبدیل شد که کلیت حکومتهای دنیا را به چالش می کشید. از تاریخ تشکیل شدن ویگیلیکس این نهاد توانسته اسناد حکومتهای غربی و حکومتهای دست نشانده انها در اسیا افریقا و امریکای جنوبی را برملا کند و در مبارزه برای ازادیخواهی و برابری طلبی سهم مهمی بدست آورد.

تا سال ۲۰۱۵ نزدیک به ۱۰ میلیون سند حکومتی توسط ویکیلیکس بطور ازادانه در دسترس مردم دنیا قرار گرفت! موارد بسیاری از اختلاسها دزدیها فساد حکومتی جنایتهای حکومتها به شبکه عمومی اطلاعات پیوست و طبیعتا خشم حکومتها خصوصا حکومت امریکا را بر انگیخت!

اینست ریشه واقعی تنفر حکومتهای دنیا از ویکیلیکس و سنتی که در تاریخ دارد می سازد.به لرزه در آوردن دیوار اسرار حکومتها و رسوا کردن انها در مقابل مردم. و دستگیری اسانژ طبیعتا اخر کار نیست! غولی است که دیگر از بطری بیرون زده و مهار کردنش محال شده!

(۲)چگونه آسانژ به ویکیلیکس رسید؟

زندگی شخصی ادمها در پایه ریزی زندگی اجتماعی و سیاسیشان بسیار اهمیت دارد. دانش رفتار شناسی حتی تاثیرات ژنتیک رفتارها را تایید می کند. نوع معینی از گرایشلت رفتاری لازمست که انسانها دغدغه های وسیعتری از حدود زندگی شخصی داشته باشند. این نوع معین انسانها شاید ۱۰ تا ۱۵ در صد جامعه هستند اما نقششان در تاریخ تعیین کننده است.

جولیان اسانژ از دید من از این نوع معین انسانهاست. مادر او هم یک اکتیویست و هنرمند بود که بر علیه توسعه سلاح های اتمی در استرالیا مبارزه می کرد و بارها توسط حکومت استرالیا تهدید شد .

جولیان اسانژ قبل از بدنیا آمدن کانون خانوادگیش را از دست داد و فقط ۹ سال داشت که دوباره پدر خوانده اش از مادرش چدا شد.او بواقع توسط مادرش بزرگ شد و طی دوران نوجوانی بیش از ۳۰ بار خانه و زندگیش تغییر کرد .

او از سن ۱۶ سالگی به هک کردن سیستمهای اطلاعاتی جلب شد و به سرعت دریاقت که می تواند از این استعداد خود برای رشد افکار عمومی استفاده کند. بیشتر از ایجاد در امد برای خودش به کارهای عام المنفعه علاقه داشت و تلاشهای فردیش را بتدریج به سازماندهی توسعه داد. اوج فعالیت او با سازماندهی ویکیلیکس مشخص است .

او در طی این دوران موفق شد که ۱۴ جایزه بین المللی ژورنالیزم را در سطح جهان بدست آورد و چندین بار کاندید چایزه نوبل شد. نقش او در توسعه افکار عمومی بسیار ویژه است و نهادهای بین المللی بسیاری منجمله نهادهای دفاع از حقوق انسانی همواره از او حمایت کرده اند.

هم اکنون حدود ۳ هزار نفر هکر در سراسر جهان توسط یک شبکه مخفی با ویکیلیکس ارتباط منظم دارند و این نهاد که دارای سازماندهی اداری و بین المللی است قادر است براحتی بدون اسانژ به فعالیتهای خود ادامه دهد. این نهاد از جهت مالی هم توسط حامیان خود در سراسر جهان حمایت می شود .

(۳)ترس حکومتهای دنیا از اسانژ و ویکیلیکس چیست؟(نگرانی از انفجار اطلاعاتی )

دستگیری اسانژ به دلایل مختلفی کابوس حکومتهای دنیا را پایان نمی دهد. هم از این جهت که نهاد ویکیلیکس به یک فرد وابسته نیست هم از این جهت که این مسیر را براحتی سایرین می توانند کپی کنند . هم از اینرو که کمپینهای حمایتی از اسانژ و فراخوان برای دادن پناهندگی به او در فرانسه در المان در انگلستان و سایر کشورها ادامه دارد و…

اما یک کابوس دیگری هم موجود است !

اسانژ در یکی از مصاحبه هایش با مدیای امریکا مدتی پیش اعلام کرد که اطلاعات بسیاری از افراد و رهبران حکومتهای دنیا دارد که در صورت دستگیری وسیع زندانی شدن یا ترور شدن رهبران ویکیلیکس این اطلاعات بطور اتوماتیک در سطح دنیا پخش خواهد شد! اینهم کابوس دیگریست که حکومتهای دنیا قادر به مهارش نیستند!

(۴) جناح های حکومت امریکا و اسانژ

حکومت امریکا شاکی اصلی آسانژ است. انتشار جنایات این حکومت کلید معمای فشار سیاسی امنیتی و جانی روی آسانژ است. نوعی بلوک بندی سیاسی جهانی هم بین حکومتها سر آسانژ در جریانست.

گفته می شود آسانژ از سال پیش زمانی که رئیس جمهور فاسد اکوادور سرکار آمد اسنادی در مورد فساد او ، زمانی که در سفارت اکوادور اسیر بود منتشر کرده که موجب خشم بیشتر این حاکم فاسد شده. اما بطور واقعی پشت فشار برای استرداد آسانژ به امریکا کلیت حکومت امریکا ایستاده:

جناح کلینتون و حزب دموکرات امریکا مدتهاست دو شکایت اصلی بر علیه آسانژ داشته.یکی برای انتشار ایمیلهای کلینتون و دیگری برای افشای اسناد حزب دموکرات برای زدن برنی سندرز در مرحله اول انتخابات امریکا

حزب دموکرات امریکا هم اکنون هم تلاش دارد برنی سندرز را پس بزند و نگذارد به عنوان کاندید نهائی حزب دموکرات به دور نهائی انتخابات ریاست جمهوری دست یابد.

جناح ترامپ و حزب جمهوریخواه:

ترامپ در دوران انتخابات امریکا مرتب از ویکیلیکس تعریف می کرد و “عاشقش ” شده بود! اما چند روز پیش اعلام کرد که او “ویکیلیکس و اسانژ را نمی شناسد و مسئله او نیست”! خوب این شارلاتان به کنار، جمهوریخواهان امریکا در جنایات حکومت امریکا منجمله حمله به خاورمیانه نقش اول داشته اند و طبیعتا بخاطر انتشار اسناد جنایات امریکا هرگز اسانژ را نخواهند بخشید!

بواقع هر دو جناح حکومت امریکا الان بدنبال استرداد اسانژ به امریکا هستند و جالبست که حتی برنی سندرز هم تا بحال در مورد دستگیری اسانژ سکوت معنی داری کرده که نشان از ناپیگیریهای مزمن اوست.

(۵) افق اینده اسانژ و ویکیلیکس

همانطور که گفتم از دید من ویکیلیکس و اسانژ لغمه بسیار بزرگی برای نظام غرب است و براحتی نمی توانند انرا فرو دهند و خنثی کنند.هم مبارزات مردم در پائین هم کشاکشهای حکومتهای اروپا با حکومت امریکا  هم ترس و نگرانی همه حاکمان از انتشار بسته انفجاری اطلاعاتی ویکیلیکس هم قوانین خود حکومتهای سرمایه داری …همه و همه موانع مهمی هستند که توان تحرک را بر دستگیر کنندگان اسانژ بسیار سخت کرده.

حکومت امریکا موقعیت جهانی ۲۰ سال پیش خود را ندارد و حتی توان دخالتگریش در ونزوئلا به وضع مضحکی تنزل داده.

از سوی دیگر ویکیلیکس الان یک موسسیه بین المللی است و براحتی می شود هکرهای دنیا موسسات دیگر بسازند و لایه های مخفی تری از فعالیت را بکار گیرند که حتی توسط حکومتهای کنونی کنترلش مشکل باشد.

لذا من شخصا فکر می کنم کارزار حمایت از اسانژ نه فقط از جهت ارزشی بلکه از جهت عملی می تواند به موفقیت برسد و ضربه ای بزرگ به دینامیزم حکومتهای غربی بزند.

شرکت در کارزار دفاع از اسانژ ابعاد بسیاری دارد و بیش از حمایت معمولی از یک زندانی سیاسی است. امیدوارم ازادی اسانژ نقطه  مهم دیگری در چرخش جهان معاصر بسوی ازادیخواهی و برابری طلبی باشد.

منابع دیگر:

(۱)”زنده باد ویکیلیکس!” سعید صالحی نیا -۲۰۱۰

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٠/۹-زنده-باد-ویکی-لیکس-زنده-باد-آزادی-انتقال-اطلاعات-بدور-از-دخالت-حکومتها-در-حاشیه-دست-و-پا-زدنهای-اربابان-دنیا-در-برابر-ویکی-لیکس

(۲)خلاصه ای در مورد جولیان اسانژ

https://en.wikipedia.org/wiki/Julian_Assange

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)