یک نظامِ دیکتاتوری می کوشد، ابتدا تعریفِ کُلّی ای هر چه گـُنگ تر از هویّتِ ملّیِ مردمی که بر آنها حُکم می راند، طرح کند، درباره ی آن افسانه پردازی کند، باور-پذیرش  کند و در نهایت آن را تردید-ناپذیر در گستره ی جامعه نَشر دهد تا آن مردم خود را آنچنان ببینند و بیان کنند و سپس با برجسته کردن یا حتّا برَساختنِ گروه هایی از مردم با عنوان های گوناگون، اقلّیت هایی را تعیین کند تا انسان هایِ آن سرزمین را،از یکپارچگی انسان هایِ آن جامعه به گونه ای واقعی که براساسِ سرگذشتِ و انتخابِ آگاهانه ی آن مردم است و با تعریفی که دیکتاتوری از ملّت داشته است، یکسان نیست، باز دارد. نظامِ دیکتاتوریِ جمهوریِ اسلامی هم با ساختن و بَرساختنِ گروه های اقلّیت،با تمامِ نیرو، کوشیده  از وحدتِ مردم ایران، جلوگیری کند.

حکومتِ جمهوریِ اسلامی، ابتدا برایِ گروه هایِ گوناگونِ مردم ایران با تعیین وحقوقی ویژه برای شیعه،سُنّی،مسیحی،یهودی،خودی،غیرِخودی،آخوند،ناآخوند، هوادار یا دشمن و گونه های دیگری از دسته بندی، با جدا کردن مردم، هم مرزهایِ وابسته گان یا نا وابسته گان به نظام را روشن تر کند، که هم بتواند مردم را بهتر کنترل کند و هم  یکپارچه گی و اتّحادِ مردم را به صورتی واقعی و بر پایه ی تاریخ، فرهنگ و منافع مردم ایران، ناممکن کند. جمهوریِ اسلامی با تعیین شرایطِ  وجودیِ خاص حتّا، از نیمی از مردم ایران یعنی زنان، اقلّیت ساخته است. که با نگاهی دقیق تر می توان پِی برد که هر کسی در ایران، با هویّتی که دیکتاتوری جمهوری اسلامی، برای او تعیین کرده، در تنهاییِ اقلّیت زندگی می کند که تا جایی که ممکن است اتّحادی با درکِ رفاهِ عمومیِ جامعه و اتّحادی برایِ خواست های انسانی و بهبودِ زندگی،شکل نگیرد. که اگر به روالِ آنچه که ملّتی به نام ایران، در همه ی تاریخ  شناخته بوده و به ویژه امروزه، در روزهایِ پایانیِ 1397 خورشیدی، در روحِ اجتماعیِ مردمِ ایران و انتخاب ها و باورهای و دیدگاه هایِ واقعیِ مردم ایران جاری است، وحدتِ واقعیِ مردم ایران ، شکل بگیرد، دیگر دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی با نیرنگ ها ودزدی ها و ستم هایش ، وجود نخواهد داشت.

امیر سارم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)