داغ هجران 

 

به سفر می روی و باز هوا دل گیر است

چشم خورشید به شب،ناله عالم گیر است

 

تو به عشق دگری،،او به تمنّای دگر

من، اسیرِ تو ،و، این مفسده تقدیر است

 

مرغ مینا که نداری خبر از این دل زار

روزگاری است که در حسرت تو،،دل،،گیر است

 

تو چه می دانی از این عاشق ژولیده مست

که به پهنای زمین بر نگهت پاگیر است

 

شب و روزم همه در حسرت دیدار تو شد

باز عاشق شدم،،هر چند،که دیگر دیر است

 

تا که صیّاد شد آن زلف گناه آلودت

از همان روز دلم در سفر نخجیر است

 

ای صمیمانه ترین خاطره نوشینم

عشق تو ناب ترین آیه بی تفسیر است

 

از غم دوری تو خواب دو چندان کردم

لا اقل خواب تو بینم که نکو تعبیر است

 

تا زمانی که به آخر نرسد درد فراغ

دل و دینم همه در حصر قل و زنجیر است

 

روی این قلب پر از زخم نویسم این راه

بی تو در حال مَرّمَت شدن و تعمیر است

 

تقدیم به شمیم عطر تو ….حادثه


 

علی احمدی

 


دمای عشق

 

 

تقدیم به آنکه باید نه آنکه شاید

 

 

 

وقتی که دمای عشق تو سرد می شود

حال و هوای خانه پر از درد می شود

 

وقتی تو رنج می کشی،بهار مَهمِل است

گُل هی شکوفه کند،،و،،زرد می شود

 

در کوچه باغ دلم با شک قدم نزن

جز تو هر آنکه از این سرا گُذَرَد،طرد می شود

۰

آنگه که بغض می کنی ،زمان ثابت است

کوه از نفیر ناله تو ،گرد می شود

 

خورشید کز ازل سوخت و آواره مَه بود

از غمزه ات دور مدار رها کند و دوره گرد می شود

 

یک آن اگر عارف به غمیش تو بر خورد

حق را کند انکار وهمی هرزه گرد می شود

 

نام آورم افشا نما راز جمال خویش

کز ناز تو حور جنان دلسرد می شود

 

تکلیف بنده هم که هماره غاز چرانی است

تاس دل لیلاج ما همیشه فرد می شود

 

حادثه….

 

مشاهده شعر در سایت شعرنو  http://shereno.com/file.php?id=507669

 

این شعر دارای فایلی صوتی می باشد که در سایت قابل شنیدن است.

www.shereno.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)