چند ماهی می‌شود که شاهد نوسان قیمت در بازار کالاهای مصرفی هستیم. بیشتر کالاها افزایش قیمت را تجربه کرده‌اند و این روند افزایش قیمت به علامت سوالی در ذهن مردم تبدیل شده است و آن‌ها به نوعی منتظر روزهای آینده نشسته‌اند تا ببینند قیمت کالاهای اساسی چه روندی را در پیش می‌گیرد. اما وقتی از کارشناسان و یا مسئولان در این‌باره سوالی پرسیده می‌شود می‌گویند که قیمت کالاها با کمترین نوسان روبه‌رو می‌شوند و دلیل آن‌هم این است که ارز دولتی به تمام کالاهای اساسی پرداخت می‌شود، قیمت کالاهای اساسی ثابت خواهد ماند و مردم بیشتر از نیاز خود کالایی را خریداری نکنند. چیزی که در بازار این روزها به چشم نمی‌آید.
خبرهای افزایش قیمت این روزها به امری عادی تبدیل شده است و دیگر جای تعجبی ندارد. سفره‌های مردم هر روز در حال کوچک‌تر شدن است و دیگر دخل‌شان با خرج‌شان هم‌خوانی ندارد و در این میان کسی هم پاسخگو نیست. یک روز قیمت لبنیات افزایش پیدا می‌کند و روز بعد گوشت و مرغ خط قرمزهای قیمتی را رد می‌کنند و با یک پرس‌و‌جو مشخص می‌شود که تقریبا روزانه این اتفاق برای تمام کالاهای مصرفی مورد نیاز مردم رخ می‌دهد.
مشکل چند بعدی افزایش قیمت‌ها
سیر صعودی قیمت اقلام مصرفی موضوع آزاردهنده‌ای است که هر قشری را درگیر خود کرده است و جریان پیش آمده مردم را نسبت به روزهای آینده نگران می‌کند. اما در این ‌آشفته بازار این سوال پیش می‌آید که علت اصلی افزایش قیمت‌ کالاهای مصرفی چه می‌‌تواند باشد؟ علی مزیکی، اقتصاددان در‌این‌باره به «ابتکار» می‌گوید: افزایش قیمت کالاهای اساسی ترکیبی از چند عامل است. یک بخشی به تولیدکنندگان مربوط می‌شود. این تولیدکنندگان بخشی از مواد اولیه خود را وارد می‌کنند و هزینه‌های‌شان افزایش پیدا کرده است و طبیعی است که افزایش قیمت را به برخی از کالاها بدهند. موضوع دیگر صادرات است، برخی از کالاهای تولیدی پتانسیل صادرات را داشته‌اند اما به دلیل اینکه ارزش پول داخلی کم شده است صادرکنندگان هم قیمت را بالا برده‌اند چون به هر حال جایگزین بهتری داشته‌اند و در این‌صورت کمتر متضرر می‌شوند. نکته‌ دیگری که وجود دارد این است در این شرایط کمی هیجان خرید پیش آمد و یک عامل مهمی شد که قیمت کالاهای مصرفی افزایش پیدا کند. به نظر من بنگاه‌های اقتصادی در قیمت‌هایی که به مشتریان پیشنهاد می‌دهند مختار هستند و مشتریان می‌توانند انتخاب کنند که خرید داشته باشند یا خیر!
مزیکی از قشر آسیب‌پذیر جامعه می‌گوید: افراد کارمند با توجه به اینکه درآمد ماهانه‌شان تغییری نکرده است ولی از آن طرف قیمت‌ها کالاها‌ی اساسی بالا رفته است آسیب‌پذیر می‌‌شوند. در چنین شرایطی سطح زندگی کارمندان و میزان تقاضای‌شان کاهش پیدا می‌کند و این وضعیت قطعا بر زندگی‌ آن‌ها اثر می‌گذارد. اما اگر بخواهیم بگوییم که کدام قشر بیشترین آسیب را دیده است، جوابش نیازمند مطالعات علمی است و به این آسانی قابل شناسایی نخواهد بود و با بررسی‌های دقیق باید دید که سبد کالای کدام قشر وابستگی بیشتری به کالاهای که گران شده را داشته است. معمولا در این شرایط که قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، حقوق بگیرانی که هر ماه حقوق ثابت دارند و یا اقشاری که کم درآمدتر هستند بیشتر در معرض آسیب قرار می‌گیرند. 
این اقتصاددان از بسته‌های حمایتی دولت و میزان کار‌آمدی آن می‌گوید: دولت در این اوضاع اقتصادی تلاش خود را می‌کند و به هرحال این از گذشته‌ها مطرح بوده که چقدر مکانیزم‌های کمکی دولت کارآمد است؟
وی می‌افزاید: کارآمدی مکانیزم‌های دولت به این بستگی دارد که چقدر می‌تواند گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه را شناسایی کند تا بتواند به‌ صورت موثری به آن‌ها کمک کند. اگر بخواهیم دقیق به این موضوع نگاه کنیم می‌بینیم که دولت به آسانی نمی‌تواند از اقشار جامعه حمایت کند. یکی از مهم‌ترین دلایل آن می‌تواند جمعیت بالا و بسیار متنوع جامعه باشد که شناسایی را بسیار دشوار می‌کند. در شرایط کنونی با اتفاق‌هایی که رخ داده و با توجه به شک شدیدی که به قیمت‌ها وارد شده است قطعا باید حمایتی صورت بگیرد تا دولت مجبور نشود قیمت‌ها را کنترل کند که در آن صورت آثار بسیار شدید‌تری خواهد داشت به‌گونه‌ای که وضعیت را برای همه بدتر خواهد کرد. از طرفی دیگر دولت برای آزادسازی قیمت‌ها توسط بنگاه‌ها مجبور است حمایت‌هایی هرچند ناکار‌آمد را انجام بدهد.
مزیکی از راهکارهایی برای تنظیم بازار کنونی و کاهش قیمت کالاهای اساسی می‌گوید: مشکل بازار چند بعدی است. بخش بزرگی از مسئله سیاسی است و مسلما هیجان‌های داخلی هم به آن دامن زده است. برای رفع مشکلات باید سیاست‌هایی که رفع هیجان می‌کند و تنش‌ها را کاهش می‌دهد اتخاذ شود. اما نکته‌ای را باید مورد توجه قرار بدهیم و آن این است که در شرایط کنونی اگر دولت بتواند حمایت موثر خود را از بنگاه‌ها انجام دهد، این بنگاه‌ها در این موقعیت پیش‌آمده که روزانه قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند انگیزه‌شان برای تولید بیشتر افزایش پیدا می‌کند. در چنین حالتی شاید تا حدی جلو افزایش قیمت‌ها گرفته شود. 
به عنوان مثال اگر قرار باشد که بخواهیم رشد قیمت‌ها را با یک‌سری مکانیزیم‌های قهری متوقف کنیم نتیجه‌اش این خواهد بود که تولیدکنندگان، تولید خودشان را کاهش بدهند و در آن‌صورت وضعیت از این حالتی که هست بدتر خواهد شد. من معتقدم برای بهبود باید آزادسازی قیمت‌ها وجود داشته باشد و در کنار آن حتما باید از برخی اقشار به‌صورت جدی حمایت شوند، تحت این شرایط شاید اثر هیجانی که قبلا ذکر کرده‌ام کمی آرام شود. در چنین اقتصادی باید به رفع تنش و اعتمادسازی مردم توجه خاصی شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)