احمد زیدآبادی

طیف نیروهای اصلاح‌طلب در ماه‌های اخیر رو به افولی بی‌سابقه داشته‌اند؛ اینک اما چشم‌انداز فرصتی دوباره برای آنها پدیدار شده است.
این فرصت نتیجۀ هوش و ابتکار و تلاش خود اصلاح‌طلبان نیست؛ بلکه نیروی موسوم به “برانداز” آن را مفت و بی هزینه در اختیارشان گذاشته است! چگونه ممکن است؟ توضیح‌اش ساده است:
پس از اعتراضات خیابانی دی ما سال گذشته، لایه‌های خشمگین‌تر برخی اقشار اجتماعی با سرخوردگی و حتی بدبینی نسبت به اصلاح‌طلبان، گوشه چشمی به نیرویی در خارج از کشور نشان دادند که خود را “برانداز” معرفی می‌کرد. براندازان از طریق راه‌اندازی کمپین‌های پر سر و صدا در دنیای مجازی، در صدد طرح خود به عنوان آلترناتیو نظام برآمدند و همان اقشار خشمگین نیز منتظر ظهور و بروز آنها شدند.
ظهور و بروز براندازان اما به شکل‌گیری لشکری سایبری محدود شد؛ لشکری که گویی فقط با زبان هتاکی و فحاشی آشناست و از همان خرده مدنیت و فرهنگی که طی این سال‌ها در سطوح مختلف جامعۀ ایرانی شکل گرفته، به کلی بی بهره است.
آنها با زبان اهانت‌آمیز خود؛ به تر و خشک و حاضر و غایب و گناهکار و بی گناه رحم نمی‌کنند. تمام مواریث تاریخی و هویت‌بخش جامعۀ ایران و همۀ شخصیت‌های اصیل و شریف را با زبانی هرزه و فجیع به باد تمسخر و تهمت و هتاکی و بی ادبی می‌گیرند.
ظاهراً آنها گمان می‌کنند که با لجن مال کردن هر که اندک زاویه‌ای با راه و رسم آنها پیدا کند، می‌توانند همۀ شخصیت‌های تأثیرگذار را یا مرعوب کرده و از گردونه خارج کنند و یا اینکه در جهت تیز کردن بازار بددهنی و بی‌نزاکتی، آنان را به دنبال خود بکشانند و بدین ترتیب، به زعم خود یکه تاز میدان “مبارزه” و “سیاست” ایران شوند! ظاهراً برخی از فعالان خارج از کشور نیز مرعوب فضا‌سازی آنها شده‌اند و از بیم لجن‌مال شدن، سر به گریبان برده و سکوت کرده و یا اینکه در پی آنان به راه افتاده و برای ربودن گوی سبقت از آنان در بی ادبی، چهار نعل به پیش می‌تازند!
در واقع، ماجرا چنان فجیع و شرم‌آور شده است که برخی گمان می‌کنند شاید دست نیروهای امنیتی در پشت این لشکر فحاش باشد و آنها از این طریق می‌خواهند با یک تیر دو نشان بزنند. نخست آنکه براندازی را مترادف توحش و خشونت و لات‌بازی معرفی کنند و دوم اینکه از زبان آنها، همۀ چهره‌های اثرگذار داخلی را بدنام و بی اعتبار و منزوی سازند. چنین گمانی اما قابل اثبات نیست. آنچه قابل اثبات است؛ این است که تمام سطوح جامعۀ ایرانی بخصوص اهل دانش و فرهنگ از این جریان به وحشت افتاده‌اند و می‌گویند؛ کسانی که هنوز به پهنای چند قاره و اقیانوس از قدرت دورند و ابزاری جز زبان و قلم در اختیارشان نیست؛ اینگونه تر و خشک را در خشونت کلامی خود می‌سوزاند؛ وای به روزی که به ابزار قدرت هم دست یابند! در آن صورت جز اینکه زبان‌ منتقدان را از حلقوم بیرون بکشند و در این کشور فلاکت‌زده حمام خون به راه اندازند؛ کار دیگری هم از دست‌شان برمی‌آید؟
گویا دولت دونالد ترامپ نیز به نتیجۀ مشابهی رسیده است. از همین روست که ترامپ با بی اعتنایی به این جماعت فحاش و یا صرفاً استفادۀ ابزاری از آنان برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی، تمام قدرت خود را به کار گرفته است تا با جمهوری اسلامی مذاکره و معامله کند و آنها را به سمت و سوی دیگری بکشاند.
با این حساب، براندازان در قالب لشکر هتاک، هنوز ظهور نکرده، رو به افول و تباهی گذاشتند و این خود فرصتی طلایی در اختیار اصلاح‌طلبان به فساد نیالوده گذاشته است تا به بازسازی و اعادۀ اعتبار خود در جامعه بیاندیشند.
حالا لشکر سایبری برانداز تا جان در بدن دارد فحش و ناسزا دهد! به پیامبر و علی و حسین هتاکی کند! به فلسطینی‌های آواره و تحت اشغال ناسزا بگوید و پاچه‌خواری موجود نژادپرستِ متهم به فسادی چون نتانیاهو را کند! به همۀ شخصیت‌های تاریخی و چهره‌های امتحان پس داده و رنج‌کشیده بی ادبی و بی‌احترامی کند! تهدید به انتقام و خونریزی کند! دیگر کسی نگران فحاشی این جماعت نخواهد بود. از این پس، تعریف و تمجید و ستایش این عده، مایۀ ننگ و بدنامی و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندی خواهد بود. یعنی دقیقاً همان منطقی که در مورد کیهان شریعتمداری جاری و ساری است!
#براندازان
#اصلاح_طلبان
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)