اگـر ز بـاغ رعـیت ملـک خـورد سـیبـی / بـرآورند غـلامان او درخـت از بـیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد / زنند لشکریانش هزار مرغ بسیخ

سعدی

ضرب سکه‌های طلا و نقره، به خوبی موجب تسهیل در تجارت و گسترش فعالیت اقتصادی شد. مردم، ماحصل و دست‌آورد کار اقتصادی‌شان می‌توانستند، برای مدت دل‌خواه نگه‌داری و پس انداز کنند. هرگاه نیازمند بودند آن را هزینه کنند، و یا آن را به دیگری قرض/وام دهند.

تا آن‌که در یکی-دو سدۀ اخیر انتشار اسکناس کاغذی و ضرب مسکوکات با استفاده از مَتریال کم‌بها مانند مس و غیره رواج یافت. که در واقع ارزش آنها نه به خود مَتریال سکه و اسکناس، بلکه به ارزش درج شده روی آن‌ها بستگی داشت.
در ابتدای امر، اسکناس، در واقع، حواله‌ای بود که معادل مقدار معنی از سکه طلا یا نقره را تضمین می‌کرد. شبیه یک چک یا سفته بود. این نوع اسکناس، یک ابتکار یا اختراع خوبی بود، چون در امر نقل و انتقال پول و امنیت سهولت ایجاد کرد. لازم نبود کیسه یا صندق بزرگی برای وجوح بالا، اشخاص با خود حمل کنند.
مثلاً اسکناس 100 واحدی برابر با فلان مقدار طلا است! این ادعا تا زمانی که واقعاً نهاد (مثلاً بانک مرکزی) منتشرکنندۀ اسکناس و سکه، توانایی عرضه طلا و نقره داشت معادل این نوع پول، خیلی کاهش ارزش واحد پول نمی‌یافت؛ ولی رفته‌رفته مردم آگاه شدند که داستان چیز دیگر است؛ در واقع چاپ اسکناس، به هدف جبران کمبود طلا و نقره، و سرپوش گذاشتن بر هزینه‌های فراتر از درآمد حاکمیت‌ها شد!، پس ارتباط مستقیم ارزش درج شده روی واحد پول با فلزات گران‌بها وجد نداشت، و در نتیجه هر ساله شاهد کاهش ارزش واحد پول چاپی/ضربی با عین المثل کالاهای باارزش و با قابلیت حفظ سرمایه بودند، مانند طلا و نقره!؛ این یک سوءاستفاده از سوی اغلب حاکمیت‌ها، از این نوع پول بود، در عمل آن‌ها (جامیت و…)، کالا و خدمات مردم به هیچ و مفت می‌خریدند!
این معضل، وقتی اتفاق افتاد، که ارزش مندرج روی پول کاغذی (و سکه از فلزات کم ارزش)، دیگر مقدار ثابت تضمین شده با طلا و نقره نداشتن.
گرانی ناشی از “دِگرش بَد در ماهیت و کارکرد پول”، مصنوعی و غیرمنطقی بوده است. عملاً پول‌های امروزی، ماهیت کارکردی‌اش برای سهولت فعالیت اقتصادی از دست داده، و خود عامل ایجاد دشواری برای فعالیت اقتصادی شده است!
هر چند از نگرش برخی، این توضیح واضحات است، اما باز مثالی می‌زنم؛ می‌دانیم برای اندازه‌گیری طول، واحد سنجه یعنی متر است. در واقع یک متر، یک سَنجۀ تسمه مانند از فلز آلیاژی خاص است، که سازمان هانی اندازه‌ها، آن را در جای امن، تحت شرایط استاندارد و حفاظت شده، نگه‌داری می‌کند. تمامی ابزارهای متری بر اساس همان متر استاندارد هستند. حال اگر کسی، به‌خواهد سوءاستفاده کند، این مقدار استاندارد را کم یا بیش‌تر کند، ممکن است حتی منجر به فاجعه ختم شود!

پول هم، در واقع یک واحد سَنجش برای ارزش کالا و خدمات است، حال اگر واحد پول، خودش متغیر و نامعتبر باشد؛ مثلاً دائم، تحت تاثیر عوامل متعدد، از سنجه‌گری‌اش، کم و یا بیش‌تر شود، دیگر نمی‌شود ارزش سایر کالا و خدمات را با آن سنجید!

 

این معضل وقتی شدت یافت، که بعد از جنگ جهانی دوم، کشوری مثل ایالات متحدۀ آمریکا، واحد پولش (دلار) ارز بین الملی عمده شد؛ و مقامات این کشور اعلام کردند، مبنای پشتوانه و ارزش واحد پول ملی‌اش را بر اساس تولید ناخالص است!

اساساً تولید ناخالص یک مقولۀ پیچیده و آسیب‌پذیر است، تحت تأثیر پارامترها و عوامل مختلفی است، گاه شناخت و کنترل دشوار است. حال چه به رسد به اقتصاد آمریکا که دائما مقروض است و اسکناس بدون پشتوانه چاپ می‌کند!، حتی بودن پشتوانه تولید ناخالص ملی! چرا که تقریباً همه ساله آمریکا با کسری تراز تجاری خارجی مواجه است، پس سالانه و دائما از پشتوانه دلار کاسته می‌شود. مجموع بدهی حاکمیت آمریکا اکنون نزدیک به کل تولید ناخالص سالانه این کشور رسیده است! نقش دلار جهان، همراه با کاهش ارزش دائمی اش، در نهایت موجب کاهش قدرت خرید افراد با درآمد ثابت، یعنی مزدبیگران در همۀ جهان می‌شود.

اصل مفصل مقابله:

دِگرش بَد در ماهیت و کارکرد پول (تبدیل شدن پول واقعی به کاذب)

بزرگ‌ترین دزدان تاریخ را بشناسید!، بازار ارز: در برنامه «رو در رو» شبکه چهار سیما عنوان شد: تحول بازار ارز از امروز سه شنبه کلید خورد/دولت بازار غیر رسمی دلار را پذیرفت

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)