نوروزانه

نمی‌ترسد،
نمی‌ترسد از این تهدیدِ یخبندان
بهار و تازگی‌ در باغ
و هر سال از پی هر سال می‌آید
خرامان و امیدآجین
شکوفه برتن و خورشید بر دوش و سرودِ زندگی بر لب.
منو تو وای اما در زمستان‌ها گرفتاریم
هراس افتاده در بطن نگاهامان
و عزمِ رد شدن از فوج سرما توی رگ‌هامان نمی‌جوشد
همه اندیشه‌های کهنه در سرها
همه ترسیده و واخورده از رویا و فرداها
اسیر یأس و سرگردان
به گِرد خویش می‌گردیم بی‌باور
منو تو باید این نوروز را در ذهن‌های خود به پا داریم
تمام دانه‌های تازه تازه را
درون کشتزاران وسیع فکرهای اهل امروزی
بکاریم و نگه‌داریم
بهار قلب ما هم عاقبت از راه می‌آید
اگر این زمهریز پرده‌های تلخِ تاریکی و یک‌جا ماندگی‌هامان
به دستان پر از عزم من و تو پاره گردد سخت،
و نوروزانه اهل تازه‌ی این زندگی گَردیم
منو تو می‌توانیم این‌چنین باشیم
منو تو می‌توانیم این‌چنین باشیم
منو تو می‌توانیم این‌چنین باشیم

پویان مقدسی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر می‌کنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و می‌خواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com