هنوز هم دردهای یتیمان از دیوان اعتصامی به گوش می رسد، فقط جای «تاج»، «گوهر» و…عوض شده!
شاید امروز این شاعر عزیز ما زنده بود به جای این واژه ها از «فیش حقوقی»، «ماشین ضد گلوله»، «صندلی ضد گلوله»، «یقه سفید ها»، «آقا زاده ها» و… استفاده می کرد….

نسل کنونی برای نخستین بار در کتاب فارسی پنجم ابتدایی با پروین اعتصامی، آشنا شد.
همه شعر«شاه و گدا» را خوب به یاد دارند و برخی آنرا از بر هستند؛ همان شعری که پروین، سیاسی ترین سخنان خود را در آن بازگو کرده و عامل بدبختی فقر را ستم پادشاهان و سران ظالم می داند.
در این شعر، پروین از زبان پیرزن سخن می گوید:
/آن پادشاه که مال رعیت خورد گداست/
اما، همه شعر پروین در ظلم ستیزی، خلاصه نمی شود. شعر پروین، مجموعه کاملی از اخلاقیات و اصول انسانی است.
اخلاق، یکی از اهرم های شعری اعتصامی است.
از دیگر عناصر شعری پروین اعتصامی، «خرد» است. بانوی شاعر ما در این راه، آنچنان پیش رفته که برخی اشعار او، بوی شعر فردوسی را می دهد.
ادیبان ایران زمین، فردوسی را خداوندگار حماسه و خرد می دانند، اما، کمتر به اشعاری که اعتصامی با محور«خرد» سروده، پرداخته اند.
خرد، هم دستاویز ناصر خسرو قبادیانی بوده و هم در شاهنامه به اوج خود می رسد.
پروین نیز در اشعار خود، همواره برای خرد و عقل، نقش بی بدیلی، قائل است. همو در جایی سروده است:
صرف باطل نکند عمر گرامی، پروین//
آنکه چون پیر خرد راهنمایی دارد.
این بانوی شاعر، عقل را بسان پیر راه و عامل هدایت می داند.
از ظرافت های دیگر اشعار این شاعر، می توان به اشعاری اشاره کرد، که امروزه با عنوان مناظره می شناسیم.
مناظره نخ و سوزن، مناظره سیر و پیاز و….
در مناظره«سیر و پیاز» بسیار زیبا، انسان را از عیب جویی و طعنه به دیگران، باز می دارد و از طعنه زنندگان، می خواهد، نخست به عیب خود بپردازند. در این جا، اوج اخلاقیات در شعرهای این بانو، هویدا می شود.
سیر، یک روز طعنه زد به پیاز//
که تو مسکین چقدر بدبویی
و همچنین در هر مناظره ای، شاهد ارائه بهترین اخلاقیات از سوی شاعر، هستیم.
به راستی که جامعه آرمانی پروین، همان «اتوپیا» ، «ابر شهر» و«مدینه ی فاضله» ای است که فلاسفه و عرفا در پی آنند و مجموعه کاملی از آرمانخواهی در جای.جای دیوان
اعتصامی، جلوه گری می کند.
دنیای پروین، دنیایی است که با همه زیبایی ها، دنیای ظالم و مظلوم است.
…و اگر خوب گوش فرا دهیم، هنوز هم صدای پروین به گوش می رسد که در حال اعتراض به پادشاهان ظالم است؛ همان پادشاهی که شاعر بزرگوار ما، روشنی گوهر پادشاهان را نتیجه، خوردن مال یتیمان می داند:
بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن//
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
…هنوز هم دردهای یتیمان از دیوان اعتصامی به گوش می رسد، فقط جای «تاج»، «گوهر» و…عوض شده!
شاید امروز این شاعر عزیز ما زنده بود به جای این واژه ها از «فیش حقوقی»، «ماشین ضد گلوله»، «صندلی ضد گلوله»، «یقه سفید ها»، «آقا زاده ها» و… استفاده می کرد.
اشعار این بزرگ زن ایران اگر چه ساده و روان است، اما درک مضامین عالی او همت می خواهد.
آری اگر چه درخت پربار شعر پروین، شیرین است، اما برای رسیدن به درک آن، باید قد کشید و بزرگ شد.
این درخت به راحتی میوه های شبرینش را در اختیار هرکسی نمی گذارد؛ باید قد کشید؛ باید بزرگ بود و بزرگ شد.

مهرشاد قرباندوست – بر گرفته از فیسبوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)