Image result for ‫اعتراضات مردم ایران‬‎

 

نشریات اصلاح طلب و اصول گرا در روز ۲۱ بهمن یک روز پیش از تظاهرات اعلام شده به وسیله نهاد های دولتی، تظاهراتی بدون استرسِ و بدون درگیری، با لباس شخصی ها و دیگر نیروهای انتظامی. راهپیمایی گردش گونه ای که معمولا حافظ منافع شغلی و دریافت کننده امتیازات جانبی برای شرکت کنندگان در آن است. به بررسی وقایع دی ماه پرداختند وبزعم خود علل آن را کاویدند. رنگین نامه های مدافع ساختارنو لیبرالیستی موجود و بی خبر از وجود درون مایه قانون اساسی که نقض اصول آن، در واقع نقض اساس این حاکمیت است. ..
بدون درک عوارض این روند قانون زدایی که با دولت رفسنجانی کاربردی شده است، در جستجوی علل انفجار ده روزه دی ماه، به تجزیه تحلیل این پدیده اجتماعی پرداخته اند. ولی بی توجه به وجود اصل ۳ وماده ۳، ۶ و ۱۲ و اصل ۲۹ ،۳۰ و اصل ۴۳ و ۹ ماده اش و اصل ۴۴ در قانون اساسی کشور که وظایف دولت و حقوق مردم در آن بدون نیاز به تفسیری بیان شده است، معلول ها را به زیر شلاق نقد گرفته اند و در بی راهه های سرمایه داری مالی خود را هم، گم کرده اند. ما فشرده نتیجه گیری این ” نخبگان” دولتی در رسانه های زرد و نارنجی را مطرح می کنیم.

کیهان: ” . . . هدف انقلاب مردم نیز اقتصادی نبود. هدف استقلال،آزادی و جمهمری اسلامی بود.”

از نظر روزنامه نگاران این نشریه نولیبرالیستی، وابستگی اقتصادی به مناسبات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی همان نه شرقی، نه غربی . . . و استقلال نام دارد. و بدین گونه استقلال سیاسی را هم از استقلال اقتصادی جدا می کنند و در تصورات غیر واقعی شان به این باور رسیده اند که در مناسباتی مستقل زندگی می کنند!! در حالی که آن نیروی قدرت مندی که آنها را پای میز برجام کشاند، همین وابستگی مناسبات سیاسی به ارکان اقتصادی جامعه است.

آزادی را هم، همان آزادی برای اقلیت خودی هایی می دانند که هر روز یکی از آنها با گرین کارتهای مخفی کرده در آستر کت شان، راهی ینگه دنیا می شوند. البته با میلیاردها دلار نفتی. در واقع بزعم آقایان آزادی می شود همان آزادی در یونان باستان که ثروتمندان و اشراف انسان بودند و آزاد، مردمان کار و تولید هم تنها مشتی ابزار برای رفاه این اقلیت استثمارگر.

ولی جمهوری هم از نظر سرشت و درون مایه، همان ولایت مطلقه است. ولی ” دشمنان” نمی توانند معنا و پیچیدگی این پدیده ها را درک کنند.

ابتکار: ” باز شناسی خطاهای چهار دهه گذشته ضرورت دارد.”

از نظر این نشریه ندیده گرفتن برخی از اصول قانون اساسی آن هم به وسیله هرم قدرت حاکمیت، تنها مشتی خطا است. محروم کردن اکثریت قاطع مردم از حقوق مدنی – قانونی شان (کاربردی نشدن اصل های ۴۳-۴۴ وحذف قانون کار از بازار کار) تنها یک خطای کوچک است. نه ۱۸۰ درجه چرخش از اصول قانونی اساسی، همان قانونی که به این حاکمیت بابت اجرایی کردن این اصول، با ۹۸ در صد آرا به آنها مشروعیت داده و آنها را موظف به اجرایی کردن آن اصول نموده است. عدم اجرای اصول قانون اساسی در واقع یک کودتای پنهان بر علیه سرشت و بنیان های انقلاب ۲۲ بهمن مردم است.

شهروند: “. . . در این میان جای یک مسیله خالی است. این که نیروهایی که در انقلاب بوده اند یک بار برای همیشه دور هم جمع شوند و ببینند کجای کار مشکل دارد و چگونه می توان از این مشکلات عبور کرد. ”

از نظر قلم به دستان این نشریه، مردم وجود خارجی ندارند. و اگر وجودشان را منکر نشوند مانند شاه به این حکم رسیده اند که مردم در آن مرحله از رشد فرهنگی نیستند که آنها را در محاسبات اجتماعی بگنجانند. به هر حال، از نظراین جماعت مردم صلاحیت ندارند در مورد سرنوشت خود و کشورشان نظر بدهند. بزعم این قلم به دستان مردم یک مشت مقلدند، که باید تنها اطاعت کنند، و دستان این آیت های آسمانی را ببوسند.

جوان: ” در راه پیمایی ۲۲ بهمن که فردا برگزار می شود حامیان دروغین مردم رسوا می شوند.”

روشنفکران این نشریه نه به خطایی باور دارند و نه به وجود یک مشکل. همه چیز راعالی عالی می بینند. زیرا نه بیکاری وجود داره نه فقر و نه گرانی، و قدرت خرید مردم هم، هر روز تحلیل نمی رود. روز ۲۵ بهمن ۹۶ یکی از نمایندگان مجلس در اعتراض به نرخ صعودی ارز گفتند: تا به امروز با این بی توجهی دولت به نرخ صعودی ارز، “ارزش پول کشور ۲۵ درصد سقوط کرده است “(نقل به مضمون) معنای ژرف تر این واقعیت یعنی دولت هر سال ده درصدی به حداقل حقوق کارگران می افزاید وبعد با یک ترفند ارزی ۲۵ درصد قدرت خرید زحمت کشان را پایین می آورد زیرا عمده ترین کمیت ارز تنها در انحصار دولت است. گرانی های آب و برق و گاز و . . .به جای خود. این است واقعیت حاکمیت مستضعفان. آن هم در حالی که اکثریت کارگران قرارداد موقت و کارگرانی که کارخانه هایشان ” خصوصی سازی ” شده است، همگی بیکار و آواره شده اند و از سوی دیگرگیوتین حاکمیت گردن دیگر حقوق بگیران دولتی را با طرح های کارآموزی و اصلاح قانون کار و . . . هدف قرار داده است. ولی روشنفکران این نشریه تصور می کنند اینجا علاوه بر بهترین دموکراسی دنیا بهشتی است بدون فقر و گور خوابی و. . .

نشریه . . . : ” . . . کسانی . . . با کلید واژه مردم و در حمایت از خواسته ها و مطالبات آنها، مستمسکی برای به تصویر سازی کاذب از خواست و مطالبات مردم پرداخته اند، و این ها قرار است فردا رسوا شوند.”

از نظر گردانندگان این نشریه این همه نیرویی که در بیش از ۶۰ شهر به خیابان ها ریختند مردم نبودند. پس باید نیرو های اسراییلی و امریکایی باشند. واقعا حیرت آوراست که دشمن چه توانی دارد که همه از آن بی خبر بودند. معلوم نیست این روشنفکران مرید منش، تا کی می خواهند سر در زیر برف داشته باشند و منکر کاستی ها شوند؟ گرداندگان این نشریه در مناسبات موجود هیچ ایراد و کاستی نمی بیند از این رو بزعم آنها هر انتقاد و اعتراضی یعنی یک حرکت از سوی بیگانه و دشمن و . . .

این گونه پرداختن به معلول ها به جای علت اصلی، گم شدن در بینهایت چزییاتی است که در روز مرگی زندگی اجتماعی شبانه روز با آن مواجه هستیم. نگرش هایی که حتی پس از تجربه ی ۳۹ سال گذر از روز های اول انقلاب و کم و بیش، گذرِ ۳۰ ساله از حاکمیت تعدیل ساختار و خصوصی سازی در ایران و برآیندش سقوط روزانه قدرت خرید اکثریت قاطع مردم، این روشنفکران هرم قدرت را نتوانسته از خواب نا آگاهی بیدارکند و به شناخت عینی برساند. این جماعت و دولت مردان تنها چشم امید به سرمایه گذاری سرمایه داران غربی دوخته اند که حتی پس از برجام هم وعده های آنها کاربردی نشده است. این روشنفکران حاکمیت همان کودکانی هستند که برای ایستادن برپای خود، یاری دیگری را طلب می کنند. از این رو قادر به درک علت وقایع روی داده هم نیستند. البته با تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی و منکر وجود یک نظام کاملا وابسته به سرمایه داری امپریالیستی که منافع کارگران و حقوق بگیران ایران را برای وارد شدن در تجارت جهانی قربانی می کند و با سیاست های تعدیل ساختاری و خصوصی سازی مناسباتی را در ایران کاربردی کرده که از همان روز های اول آن با اعتراضات شدید مردم روبرو شد. ولی حاکمیت آن زمان به رهبری سردارسرمایه داری دلالی وطنی رفسنجانی برای پیش گیری از سرایت تظاهرات به نقاط دیگر، سرعت روند مناسبات نولیبرالی را کند کردند و با سرکوب مردم در ظاهر مشکل را حل نمودند. ولی در واقع تنها صورت مسیله را پاک کردند وبس. ولی روند وابستگی اقتصادی به آرامی پیش می رفت تا اولین شعار انقلاب استقلال در زمینه اقتصاد به گور سپرده شود. این جماعت بی خبر نمی دانستند که وابستگی اقتصادی چنان عوارضی را ایجاد می کند که در نهایت آنها را رو در روی مردم قرار می دهد. هرچند در رنگین نامه های بی ارزش موجود تلاش می کنند وجود مردم را منکر شوند. ولی واقعیت با خواست آنها تغیر نمی کند. از سوی دیگر نگرش و تحلیل پدیده های اجتماعی با ایدیولوژی ایدآلیستی از فرد که ساخته و پردازش شده ی جمع است یک بُت می سازد بدون نقص، اشتباه و ایرادی که می باید او را مقدس گونه پرستید و تنها بدون انتقاد گوش به فرمان او بود. این نگرش اگر در زمانه سده های میانه امکان کاربردی داشت، امروزه پاسخ گوی مسایل پیچیده اجتماعی نیست. در هر صورت این رنگین نامه ها حتی به هشدار اخطار گونه ی مشاور ارشد اقتصادی رییس جمهور هم توجه نکردند. که بحران اجتماعی را با وجود ادامه این روند نولیبرالیستی پیش بینی کرده بود واز همه دست اندر کاران و نهاد های دولتی خواسته بود، بحران را جدی بگیرند و مانند مسیله برجام همگی برای برون رفت از بحران به رایزنی بپردازند. (برجام دوم ) البته جناب نیلی اعلام نکردند، که ایشان وباند نولیبرالیستی وطنی هم چون غنی نژاد و داد خواه و . . . ۳۰ سال این مناسبات را تبلیغ کرده اند وتنها انتقادشان در نوع خصوصی سازی بوده نه درون مایه ویران گر آن. این استادان اقتصاد دانشگاه ها با مدارک دکترا تنها کارگزاران حقیر و فراماسیونر سرمایه داری جهانی هستند که وظیفه اشان را در ایران به خوبی کاربردی کردند. ولی به هر حال روزی، می باید به مردم ایران پاسخ گو باشند. حتی اگر به وطن اصلی شان آن سوی آب فرار کنند، مردم ایران در آنجا هم آنها را رها نخواهند کرد و مورد پرسش قرار خواهند داد. و این فاشیسمت های مناسبات اقتصادی را افشا خواهند کرد.

این ده روز دی ماه، انرژی واپس زده شده ی جامعه را تخلیه کرد. ولی بازتابِ حاکمیت به این انفجار اجتماعی همان شیوه مستبدانه گذشته بود. با این جوانان معترض چه کردند که آنها ترجیح دادند به زندگی خود خاتمه دهند؟! باز دستگیری، محکومیت، زندان و عواقب اجتماعی. . . در این مقطع تاریخی بخشی از انرژی خفته و پنهان قاعده جامعه تخلیه شد؛ بدون این که حاکمیت متوجه شده باشد، دیگر دارد دیر می شود ومی باید این قطار نولیبرالی را متوقف نمایند و یا، مردم بتوانند به بخشی از خواست هایشان رسیده باشند. از این رو، روند انباشت کمیت کاستی های ادامه دارد و به گونه ی تصاعدی تر، ژرفای قاعده جامعه را متاثر می کند. دانش دیالکتیک بر خلاف نگرش های ایدآلیستی حاکمیت، باور دارد، این انباشت زمانی که به مرز خاصی برسد دیگر امکان کنترل اجتماعی آن غیر ممکن می شود و تغیر کیفی غیر قابل اجتناب خواهد شد. همان گونه که بزرگتری سازمان امنیتی شاه، ساواک که پس از سیا و موساد در جهان کم نظیر ترین سازمان امنیتی در سرکوب مردم بود، با رسیدن به مقطع چنین چرخش های تاریخی نتوانست نیروی سیل گونه انقلاب را مهار و کنترل کند. ارتش قدرت مند شاه هم پس از کشتارو قتل عام های خیابانی عاقبت مجبور شد تسلیم شود وعقب نشینی کند. فراموش نکنید هرچه این روند ضد مردمی نولیبرالی شما بیشتر در جامعه باقی بماند خشم مردم، با کینه و نفرت بزرگ تری منفجر خواهد شد. با کمال تاسف در ساختار های دیکتاتوری به دلیل سرگوب های خونین، برآیند مبارزات مردم چندان امیدوار کننده نیست. زیرا از میان طبقه متوسط همیشه یک رهبر فریز شده ی امپریالیسم ساخته، پیدا می شود که در نهایت کشور را به دنباله ی سرمایه داری جهانی گره بزند. باور واپس گرای مراد ومریدی این مرده ریگ جهان بینی ایدآلیسم آن چنان در توده عقب رانده شده رسوخ کرده که فراموش کرده اند آنها نیز دارای همان ظرفیت مغزی هستند و می توانند خود اهرم های قدرت را به دست بگیرند. این گونه نگرش بر گرفته از باور های خرافی است، که از کودکی در گوش مردم خوانده اند، و درمغز آنها فرو کرده اند، که حتی برای بر پا ایستادن می باید از توان و قدرت اسطوره ای – تخیلی فرد دیگری کمک بگیرند. به آنها آموزش نداده اند که بدون نیاز به یاری گرفتن از دیگری باید خود بر پای خود بایستند و با هر مشکل کوچک و بزرگی روبرو شوند. از این رو به جای اندیشیدن و پوییدن دست به سوی آسمان ها می برند. چنین نگرش هایی تنها می توانند در جامعه ویران کننده باشد وسپس سر رشته کارها را به دست دیگری بسپارند تا دور باطل دیگری آغاز گردد. البته اگر روشن اندیشان دانش گرا، نتوانند با وجود اختلافات در نگرش ها، به خانواده خود بپیوندند. و جبهه آزادی خواهی را بر مبنا عدالت اجتماعی تشکیل دهند.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران

سخنگو ناصر آقاجری

۲۷ بهمن ماه ۱۳۹۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)