گفتگویی داشتم با هادی شفیعی، دبیر هیات داوران بنیاد جایزه ژاله اصفهانی. بهانه این گفتگو وقتی به دستم آمد که اسامی برگزیدگان این جایزه را دیدم. همانطور که در ورودی نوشته ام نفر اول برگزیده، شاعری است که به واسطه شعرهای اجتماعی و اعتراضی شناخته می شود و نفر سوم، شاعری که تا به حال بیشتر شعرهایش در چارچوب و استانداردهای ادبیات مطلوب و مورد پذیرش جمهوری اسلامی منتشر شده اند. اگرچه پرسیدنی ها را پرسیدم از آقای شفیعی و اگرچه پاسخ های او را هم شنیدم اما هنوز دچار ابهام هستم از این روند انتخاب. این گفتگو در نشریه نواک منتشر شده و من اینجا بازنشرش می کنم.

 

چهارمین دوره شعر ژاله اصفهانی به تازگی با معرفی سه شاعر جوان به عنوان برگزیدگان این دوره به کار خود پایان داد. این سه شاعر از میان ۸۸ شاعر انتخاب شدند که هریک با ۱۰ شعر ارسالی در این دوره از جایزه شعر ژاله اصفهانی شرکت کرده بودند. اما آنچه که باعث شد به سراغ هادی شفیعی، دبیر هیات داوران بنیاد ژاله به گفتگو بنشینم تفاوت مشهودی بود که بین اشعار شاعران برگزیده این دوره از جایزه وجود داشت. نفر اول برگزیده، شاعری است که به واسطه شعرهای اجتماعی و اعتراضی شناخته می شود و نفر سوم، شاعری که تا به حال بیشتر شعرهایش در چارچوب و استانداردهای ادبیات مطلوب و مورد پذیرش جمهوری اسلامی منتشر شده اند.در همین رابطه گفتگوی مفصلی داشتم با هادی شفیعی که در ادامه آن را می خوانید.

امسال در فضای مجازی بحث های متعددی بر سر جایزه ژاله درگرفت. بر همین اساس مایلم بپرسم که هیات داوران برای انتخاب شاعران برگزیده چه بود؟

اتفاقا من به جستجو برآمده بودم اما در مجله های نقد ادبی هنوز چیزی نیافته ام البته شاید جستجوی کافی نکرده ام به هر روی سوال از معیارهای داوری است. به عنوان یکی از داوران من فقط از طرف خودم می توانم پاسخ دهم نه دیگر دوستان،ابتدا این جا لازم است کمی در مورد معیارهای داوری توضیح دهم. معیارهای داوری در بنیاد  سه بخش است :معیارهای عمومی، معیارهای فنی وتخصصی و معیارهای سلیقه ای.

–        معیار عمومی هر جایزه برای خود آن جایزه معتبر است مثلا شرط سنی یا شرط مضمونی یا شرط جنسی و…

–        معیارهای فنی که تقریبا در همه جایزه ها و داوری ها یکسان است:رعایت عروض و قافیه و آرایه های ادبی و…

–        معیار سلیقه ای که می تواند در داوری ها بحث انگیز شود.

خوش بختانه بنیاد ژاله با توجه به تنوع سلیقه ای که در هیات داوران دارد این چهار دوره توانسته با سیستم امتیاز دهی، هم داوران را مجاب کند و هم برنده را منصفانه معرفی نماید.

و تاکید می کنم هرگز و هرگز نتیجه هیچ داوری ادبی مطلق نیست و نسبی بودن آن به عوامل بسیاری بستگی دارد.

این جا برای معیارهای سلیقه ای پرانتزی باز می کنم آن را به عبارتی دیگر سبک شناسی داوران می نامم اینکه به تکنیک های شعری از چه دیدی امتیاز می دهند، اینکه مضمون شعر در کدامین درجه امتیاز دهی است، اینکه خلاقیت و آرایه های شعری را سنتی می پسندند یا مدرن و آخر اینکه بافت و ساخت اثر را چگونه می دانند. این نوع انتخاب و تنوع سلیقه ها و آرا است که منجر به گزینشی شایسته می شود.

 اجازه بدهید بار دیگر یاد آوری کنم که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی چنین بحث هایی در گرفت؛ منظورم مجله های ادبی نبودند. و اما معیارهای شما برای انتخاب هیات داوران چه بوده است؟

متاسفانه از این بحث ها بی خبر بودم.هسته اصلی هیات داوران از دوستان و شاعران نزدیک به ژاله اصفهانی هستند که داوطلبانه همکاری می کنند امسال اولین سالی بود که در جلسه همگانی بنیاد تصمیم گرفته شد تا برای پرهیز از تک سلیقگی و همچنین استفاده از تجربه های سایر دوستان و دادن فرصت به جوان تر ها از خانم سپیده جدیری و آقای محمد جواد آسمان -ایشان از ادامه همکاری در هیات داوران منصرف شدند- دعوت به همکاری شود. داشتن سلیقه های مختلف به هر حرکتی تنوع می دهد واز تک صدایی جلوگیری می کند که اگر محدود باشیم در تسلسلی باطل تکرار خواهیم شد.

برخی انتقادها ناظر بر این مساله بودند که شعر نخستین شاعر برگزیده نسبت به سایر شعرها از قوت کمتری برخوردار بود. پاسخ شما به این نقد چیست؟

متاسفانه من به آن برخی انتقادها دسترسی ندارم  اما در پاسخ به سوال شما می گویم که خانم فاطمه شمس با ۱۰ شعر در فراخوان بنیاد ژاله شرکت کرده بودند ایشان از این ۱۰ نمونه فقط دو شعر را در برنامه بنیاد در لندن خواندند و دونمونه شعر دیگرشان اصولا در جریان داوری قرار نداشت حال آن که انتخاب های من از شاعران دیگر که با اجازه شان خواندم به زعم خودم قوی ترین و بارزترین نمونه کارهای ارسالی شان بود.

پرداختن به قوت و ضعف یک شاعر با یکی دو نمونه شعر، منصفانه نیست. لازم است اینجا به نحوه انتخاب نفرات اول تا سوم اشاره ای بکنم .هر داور سه انتخاب داشت که بر اساس نفر اول تا سوم نمره بندی می شد مجموع این امتیازها بود که خانم شمس را به رتبه اول رساند حال آنکه در لیست بعضی عزیزان ایشان رتبه سوم را داشت.

در پایان اینکه نقد سازنده، نقدی است که همه جانبه و منصفانه با ادبیات ویژه نقد باشد. در عین اینکه انتخاب ایشان را کاملا منصفانه می دانم و از آن دفاع می کنم کار خودمان را هم در این مجموعه عاری از خطا نمی بینم که همه چیز را همگان دانند وهمگان هنوز از مادر نزاده اند

از میان کدام شاعران این انتخاب صورت گرفته؟ لیست این هشتاد نفر را می توانید منتشر کنید؟

چکیده شرکت کنندگان هر دوره را می توان در لیست کوتاهی که هر سال به عنوان منتخبان مرحله اول معرفی می شوند پیدا کرد. این لیست معمولا ده تا پانزده نفره نماینده بارز شرکت کنندگان آن سال است.البته انتشار اسامی همه شرکت کنندگان با اجازه خودشان مقدوراست  حال اینکه در حال انتخاب نمونه  شعرهایی هستیم تا در آینده نزدیک در وب سایت بنیاد ژاله اصفهانی قابل دسترس باشد.

من به عنوان یک مخاطب شعر فارسی، شعر فاطمه شمس را از شعر علیرضا بدیع بسیار متفاوت و دور می دانم. این دو شاعر در دو فضای مختلف به فعالیت ادبی مشغولند. علیرضا بدیع در چارچوب معیارهای جمهوری اسلامی و فاطمه شمس درست در مقابل این معیارها شعر می سراید. چطور است که هیات داوران هر دو شاعر را به عنوان شاعران برگزیده معرفی کرده؟

تمرین برای حرفه ای شدن دقیقا یعنی همین، یعنی اینکه علیرضا بدیع با فاطمه شمس در یک لیست با هم انتخاب شوند. بر حسب اتفاق این جوان انتخاب اول من هم بود اما اینکه او مثلا شاعر بیت رهبری است یا فاطمه شمس مثلا شاعر دربار ملکه انگلیس است به من مربوط نمی شود. این وظیفه من نیست عقیده و مرام و دلبستگی و وابستگی این عزیزان را داوری کنم نگرش آن ها و رفتارها و انتخاب هایشان شخصی است. به من منتقد شعر چه دخلی دارد. معیار من تخصص ادبی آن هاست-صد البته مضمون شعر معیار مهمی است-  به گذشته و آینده وشغل مردم چه کار دارم؟

ما در ادبیاتمان محتشم کاشانی داریم، عبید زاکانی هم داریم. اختلاف فضا در فعالیت ادبی به شاعران مربوط است نه داوران شعر که اگر این گونه بود من هم همکار آن ممیزی خواهم بود که کارش حذف است و سانسور. کاش نقد ادبی ما به انسان بیندیشد ،نخواهیم همه مثل ما باشند و اگر نه این گونه است با هزاران حرف روا و ناروا حذف و طردش کنیم.

همین که شاعری اعتماد کرده در این وانفسا شعرش را برای ما فرستاده کافی است دیگر اینکه سنی است یا شیعه ،ترک است یا کرد سبز است یا آبی،در حیطه داوری من نیست.

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ.

تنوع آرا و عقاید است که موجب خلاقیت است. اختلاف آرا همراه با رعایت حقوق دیگران و احترام زیباتر است. اگر همین قدم ها را کج برداریم به منزل نمی رسیم. اگر در همین بنیاد ها و تشکل ها و جلسات و کارگاه های ادبی به حقوق شخصی و انسانی هم احترام نگذاریم به قول دوستی جزایر منفصلی خواهیم بود در جغرافیای بیگانگی و متاسفانه گاه اینگونه است.

 این در صورتی است که معیار شما کاملا منطبق بر شعریت و زیبایی شناسی هنری باشند. اما آنچه باعث شد این سوال را مطرح کنم سخنان خانم جدیری در ویدئوی کوتاهی بود که در وبسایت بنیاد ژاله نیز منتشر شد. ایشان در این ویدئو گفتند “هیات داوران بنیاد ژاله اصفهانی نیز پس از بررسی دقیق اشعار رسیده شاعران منتخب این دوره را بر اساس معیارهای شعریت برگزیده است با این امید که برگزیدگان جوایز شعری خود در رعایت انسان نیز برگزیده ترین ها باشند”… این سخنان یعنی برای هیات داوران بنیاد ژاله “رعایت انسان” نیز اهمیت دارد. حال اگر این معیار در انتخاب شعرها رعایت شده یا نشده؛ به نظر می رسد خواسته اید این مساله و این ادعا را در لفافه پنهان کنید . در عین حال از اشاره به آن هم غافل نشوید.به هر حال خانم جدیری هم از اعضای هیات داوران هستند. و به نظرم باید توافق نظری بین هیات داوران وجود داشته باشد.

ببینید،  در پاسخی به هر دو سوال آخر شما ،چهار چوب معیارهای جمهوری اسلامی یک حرف کلی است .آن بازرگانی که مالیات می دهد ،معلمی که در مدارس دولتی تدریس می کند، شاعری که در فرهنگ سراهای معاونت شهرداری شعر می خواند، آن دانشجو ومیلیون ها آدم دیگر که خانواده و دوستان من و شما هم از آنهایند مگر بجز چهار چوب جمهوری اسلامی زندگی می کنند .تشخیص عملکرد دیگران و سنجش عیارموافقت یا مخالفت شان کار ما نیست من دیگران را به صرف شنیده ها و تعریف و تعارف ها قضاوت نمی کنم.

آرمان خواهی خوب است اما تعمیم دادن آن به هر حرکتی توقع آدم را به بیراهه می برد آن وقت رنج می بریم که چرا همه اتفاق ها بر حسب خواسته ما نمی افتد. رعایت انسان حتما برای من نوعی مهم بوده تا با سنجه های دیگر از جمله شعریت به علیرضا بدیع و فاطمه شمس و دیگران عزیزان رای بدهم .

 از خانم جدیری گفتید ،که خوشوقتی من پس از سالیانی آشنایی با ایشان است. پیشنهادهای اجرایی ایشان کمک مان بود، اما این به آن معنی نیست که به گفته شما توافق نظری بین هیات داوران وجود داشته باشد. این که می شود کدخدا منشی و ریش سفید بازی.

همه داوران بنیاد با تفاوت های بارز سنی و عقیدتی با اختیار مساوی انتخاب شان را انجام دادند.بر این اساس است که شما می بینید آدم های مختلف با سلیقه ها و عقاید متفاوت در این مجموعه دور هم جمع شده اند که ماحصل آن برگزیدگان امسال هستند.این اتفاق دیر یا زود باید در عرصه های سیاسی، ورزشی،فرهنگی،هنری و… هم بیفتد.

قضاوت اصلی را بسپاریم به صاحبان واقعی آن یعنی مخاطبان ، تا با گذشت زمان رای به ماندگاری یا حذف اشخاص بدهند.

گاه می اندیشم که انسان ها آنی نیستند که من به صرف حرکتی یا اثری می بینم و می شنوم زمان می خواهد تا به معرفت کسی برسیم در این روزها که نهان روشی روزگار غالب هم وطنان ماست قضاوت سخت ترین کاری است که می توان کرد.

اگر قرار باشد من هم به مبنای سفارشی یا خوش آیند بنیادی یا ترس از نهادی شاعری را برنده اعلام کنم یا لایقی را به ناحق خط بزنم وای بر من، که بر چنین قاضی، صلواتی باید فرستاد!

در پایان ضمن سپاس از شما خانم باقری شاد بابت این گفتگو دوباره تاکید می کنم گفته های من(به جز توضیحاتی که در مورد داوری دادم) از سوی خودم بود نه بنیاد ژاله اصفهانی و اینکه هنوز زود است عملکرد چنین جایزه ای را بررسی کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)