تصاویری از بالا از شهر تهران گرفتە شدە کە در وبسایت دویچەولە( پرواز بر فراز آسمان تهران با پاراگلایدر) منتشر شدە است. آنها را کە دیدم دلم هوای تهران کرد و به سایت تصاویر گیگاپیکسل از تهران رفتم و کلی شهر را گشتم.  این تصاویر را که دیدم حس غریبی به من روی آورد. حس تعلق به این شهر و خواستن، حس همشهری بودن و سکونت در آن. ٢١ سال بیشتر است که من این شهر را دیگر ندیدەام و خاطراتم کهنە و قدیمی شدەاند، با این وصف دیدن این تصاویر حس ورود و بازگشتن به تهران را در دوران جوانیم برایم دوبارە کرد.

تهران پایتخت ایران و مرکز قدرت است. اما این شهر بواسطە مهاجرتها و مسافرتها از هر گوشە ایران دارای رنگارنگی نمایانی از همە تنوعهای موجود در ایران شدە است. در یک کلام تهران بنوعی متعلق به همه ملل و فرهنگهای ساکن در ایران است. تهران مرکزی بودە که بە حق و ناحق از همە چیز و همە امکانات ایران برخوردار بودە و هنوز هست. بهترینهای ایران را در تهران می توان تهیە کرد و بهترینها را می توان خورد و آشامید و یا تجربە کرد، از این لحاظ این شهر یک شهر منحصر بفرد در ایران است. تمرکز این امکانات بدون اینکە تقصیر ساکنان آن باشد در عین حال ناشی از تقسیم ناعادلانە این امکانات توسط حاکمین است که به قیمت تبعیض و زیر پا گذاشتن منافع و رشد در بقیە شهرها بودە و این قابل دفاع نیست.

تهران پیش از انقلاب، تهران هنگام انقلاب ۵٧ و تهران کشتارهای دهە  ۶٠ را زندگی کردەام. هر کدام را که بنظر میاورم، تهران همان تهران ماندە است. تهران با خونهای ریختە شدە بر تپەهای اوین و جسدهای روی هم تلنبار شدە در دل خاک خاوران، تهران با همه خونهای ریختە بر کف خیابانهایش با جنگهای نابرابر حکومت با مردم در کوچەها و پس کوچەهایش و با همە تراکم و تنوع خشم و سرکوبگری قدارەبندان حاکم در این شهر باز هم تهران است و برای من یک شهر زیبا.

باید اذعان کنم همە کلان شهرها را دوست دارم و از زیستن در میان جمعیت متفاوت در این  مجتمعهای مدنی عظیم سکونت و زندگی جمعی، لذت می برم. بهرحال در میان همە کلان شهرهای بزرگ دنیا هنوز تهران  برایم متفاوت است، چون سالهایی از دوران تحصیل و جوانیم را در آنجا گذراندەام. شاید چون در آنجا جوانیم شکوفا شدە است و خاطراتی از هیجانات زندگیم را در آنجا دوباره پیدا می کنم. تهران رفتن و تهران ماندن همیشە حال دیگری بمن دادە است. علیرغم اینکە از ترافیک، دود و بدی هوایش بسیار گفتە می شود اما دلم برای آن فضاها و زندگی در آن شهر هنوز تنگ می شود.

شاید کلان شهر تهران برای خیلیها حس متفاوتی بیاورد. ناخواستە و ناگزیر تهران به عنوان مرکزیت و قدرت سیاسی ایران نوعی دشمنی در دل ایجاد می کند. اما تهران برای من دشمن نبودە و نیست. تهران زیبا و خاطرە انگیز است زیرا تهران قبل از اینکە متعلق به خانوادە پهلوی، خمینی، خامنەای و رفسنجانی و یا هر مرد سیاسی دیگری باشد متعلق به زنان و مردان تولید کنندە و زحمت کش و صاحبان مغازە و دکەهای آن است، متعلق به ساکنین خرد و کلان کوچە و بازارش است و تعلق به ١٠٠ها هزار دانشجو و محصل آن دارد. این روزها کە به تهران فکر می کنم، ساکنین تهران در نظرم جمع و تفریق می شوند، و در نهایت خانوادەهای مانند نسرین ستودە، کبودوند یا خانە دائی و یا خواهر و دیگر فامیلی که در آنجا دارم و زندگی می کنند، ساکنین اصلی در این شهر را برایم  می سازند و تداعی می کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)