پنج شنبه هفتم دیماه سال 1396 در شهر مشهد برگی دیگر در تاریخ تحولات اجتماعی، سیاسی ایرانیان رقم خورد که زمینه ی تظاهرات و راه پیمائیهایی در سراسر کشور گشت. تظاهرات و راه پیمائیهایی که ریشه در انسداد سیاسی و اجتماعی نزدیک به چهار دهه در ایران را به همراه داشت. به زمان های 1357 برمی گردم، آن زمان که نوجوانی 13-14 ساله بودم و بخوبی فرآیند تحولات تا پیروزی انقلاب و بعد از آن جنگ و سپس شکل گیری جریانات سیاسی و جدال های پنهان بین جناحین حاکم برایران در نزدیک به چهاردهه را بیاد می آورم که چگونه آرام آرام بسوی مسیری حرکت کردیم که امروز پیامدش “خیزش اجتماعی” است.


خیزش اجتماعی مردم ایران، متاثر از عوامل مختلفی است که تلاش می شود، فهرست وار اشاره ای به انها شود.

1- تبدیل امر اجتماعی به امر سیاسی: در بررسی زمان هایی که بر این مردم درجامعه گذشت، همواره اراده ای قاهر و سلطه ای خودمحور در حکمرانی تلاش داشت که بر تن همه ی مسائل جامعه(اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و..) لباس سیاسی بپوشاند و از دید عینک سیاسی به تحلیل مباحث اجتماعی و فرهنگی و تکریم کرامت انسانی بپردازد.
2- این اراده ی مسلط طبیعتا به دنبال همنوایی با همگرایانش بود و در این مسیر ذره ای حاضر به عقب نشینی نبود و در سیاست های داخلی و خارجی در این مدار حرکت می کرد و دیده بانی می داد و تلاش داشت با نگاهی سراسربین، تعین ساختارها ی سیاسی را همه جا حاکم گرداند.
3- تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی و به گفته ی زیمل به فقرا و ثروتمندان: از ابتدای انقلاب مفاهیمی چون خودی، غیر خودی و غریبه را در تعاملات با گروههای رسمی در قدرت و حاکمیت ، همواره می شنیدیم که فلانی از ما نیست، پس حق حضور در جمع ما را ندارد، یا چون مثل ما فکر نمی کند بنابراین باید طرد شود، پس” طرد شدگی” هم یکی از درد های اجتماعی مردمان این جامعه است که در موارد بسیاری با گوش و پوست خود آن را حس کردند. طبیعتا این درد ها آرام آرام انباشته می شد، در اشتغال، در تحصیل، در گرفتن امکانات علمی و فرهنگی و … از ساختار های رسمی، می بایست حتما در حلقه ی خودی ها می بود و در غیر این صورت در هیچ کجا راهی برای رشد و تعالی نبود و باید گفت که ایران از آن همه ایرانیان نبود.
4- پیدایش طبقات و اقشار نوظهور که یک شبه راه صد ساله را پیمودند و بسیار شاهد افرادی بودیم که صرفا به دلیل دارا بودن وابستگی سببی و نسبی با فلان مقام، به موقعیت های بالایی می رسید که در خواب هم تصورش را نمی کرد!
5- این عضو قبیله ی نوظهور، که در میان مردم عادی زندگی می کرد، به تدریج مد نظر مردم عادی قرار می گرفت و در سکوت نظاره گر درآمدهای سرشار و افزایش امکانات آنها بوده که لیاقت ان را نداشتند و چون خود با تمام تلاش، فاقد توان و امکانات رابطه ای بودند ، می بایست شاهد زایش نابرابری و تبعیض اجتماعی و اقتصادی باشند، نابرابری که در مسیرش زن و مرد را نمی شناخت و هر دو را در نگاه بیرحم خود با نشان دادن امکاناتش تحقیر می کرد. در همین زمان ها بود که مفاهیمی چون آقازاده و حاجی زاده وارد ادبیات سیاسی گردید و این آقا زاده ها و حاجی زاده ها و بعدها ژن های خوب، با کسب ثروت های بیکران و باد آورده ی پدرانشان و یا اقوامی در قدرت، در مواردی به خارج کوچ کرده و در کشورهایی چون آمریکا، کانادا، انگلیس و.. به گذرعمر مشغول شدند و تن آسا ترین زندگی را به یمن غارت پول مردم به دست آوردند.
این مباحث بتدریج جامعه را به سمت از هم گسیختگی پیش می برد و امروز این خیزش اجتماعی جامعه ی ایران، ماحصل گذر از این دوران است و در تمام این دوران ها، بعضا جامعه شناسان هشدارهایی دادند، اما دریغ از گوش شنوا!
6- همزمان با انتخابات ریاست جمهوری در جامعه و شکل گیری مناظره های انتخاباتی، کاندیداهای تعیین صلاحیت شده، گاه برای رسیدن به قدرت، تمام پرونده ی یکدیگر را جلوی چشم میلیون ها ایرانی عیان و آشکار می کردند و مردم انگشت تعجب برلب که چگونه ما چنین انسان هایی را انتخاب کرده ایم، در واقع مناظرات انتخاباتی یکی از راههایی بود که مردم به عمق اختلافات مسئولان خود پی بردند و همین طور به ویژگیهای رفتاری بعضی از کاندیداها که تنها به واسطه ی پیوند با امر سیاسی می توانست به قدرت برسد.
7- فروپاشی اجتماعی: همراه با فرسایش معیشت اقتصادی مردم، بتدریج گروههایی از افراد در جامعه و در خانواده ها، دچار مشکلات بیشماری به لحاظ اجتماعی در این راستا گردیدند، به عنوان مثال، جوانی که دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس بود و آماده برای ورود به بازار کار و ازدواج، با درهای بسته روبرو می شد و هر چه تلاش می کرد ، نتیجه ای به دست نمی آورد و تقاضاهای سرکوب شده ی جوانان دهه ی 60، 70 زمینه سازآسیب های اجتماعی ای چون بیکاری، کاهش ازدواج و انتخاب شیوه های جدید برای زندگی مشترک “ازدواج سفید” گشت. در میان افرادی که امروز در این راه پیمائیها شرکت می کنند بعضا در مصاحبه های پخش شده از کانال های مختلف خبری با افرادی روبرو می شویم که می گوید من یک جوان بیکارم، آینده ای ندارم و کسی نیست که آینده را برایم هموار سازد! آمدم توی خیابان با فریاد مسئولان را متوجه خواسته های خود کنم و هیچ هدف دیگری ندارم! بنابراین مسئولانی که نزدیک به چهار دهه در سمت های مختلف مدیریتی از این سازمان به آن سازمان و از این ارتباط به آن ارتباط و بدون کوچکترین دلسوزی برای این جوانان در منصب قدرت بودند، امروز باید پاسخگوی این از هم گسیختگی و بحران و فرو پاشی اجتماعی باشند. این بحران ها یک شبه پدید نیامدند که یک شبه بروند ، زدایش آنها نیازمند زمان است زمان در برنامه ریزی و آینده نگری و داشتن تعهد و مسئولیت در برابر ملت است.
8- توجه به وضعیت خطیر ایران در منطقه: سرزمین ایران همواره به لحاظ تاریخی مورد هجوم بیگانگان بوده است و هنوز هم در خطر می باشد، و این خطر باید مورد توجه جوانان عزیز ایران زمین باشد، قدرت سیاسی هم تا دیر نشده باید بیاید پای درددل جوانانی بنشیند که خواهان یک رفاه حداقلی در زندگیشان می باشند.
9- پیدایش جریان سومی از مطالبه گری در فضای سیاسی- اجتماعی ایران : بررسی شعارهای 6 روزه افراد شرکت کننده در راه پیمائیها در سراسر کشور حکایت از گذر از جناح های مشخص در فضای سیاسی کشور دارد و گویای تمام شدن صبر مردم در برابر این جناح ها است، انتخابات ریاست جمهوری آقای روحانی در فضایی که بحران زا بود و حمایت میلیونی از ایشان، توقعاتی در مردم برانگیخت ، علی الخصوص باید به حدود 15 میلیون نفری که پای صندوق های رای نیامدند(آرای خاموش) هم توجه کرد، ضمن اینکه مردم به امانتی(رایی) که به آقای روحانی داده بودند ، نظر داشتند و الان وقت پاسخ دادن به توقعات مردم بود، اما آقای روحانی یک دفعه کنش ها و صحبت هایش با پیش از انتخابات عوض شد و مردم احساس بی پناهی و یاس کردند، نقطه ی عطف ناامیدی مردم انتخاب اعضای کابینه و “کلیات بودجه سال 97 “ایشان به مجلس بود و مردم هم در جریان بودجه ریزی رئیس جمهور منتخب شان قرار گرفتند و دریغا و دردا که آقای روحانی در این بودجه ریزی به همه کس و همه چیز توجه کرده بود، الا به حقوق جوانان، زنان و مردم.مردم بخوبی این نکته را دریافتند ضمن اینکه متوجه شدند که آقای روحانی سیاست شفافی در امور مختلف که قبل از انتخابات بر آان تاکید داشت، در پیش نگرفت.
10- بیش از دو ماه است که شاهد نارضایتی سپرده گذاران از عملکرد بانک های خصوصی هستیم و مردم علنا علیه سیاست های آقای روحانی در کنترل این موسسات خصوصی آشکارا شعار می دادند و جو پشیمانی از رای به آقای روحانی در میان اقشاری از جامعه شکل گرفت و طبیعتا دراین میان مخالفان آقای روحانی در انتخابات بیکار ننشسته بودند و علیه او مشغول جو سازی بودند. این عوامل دست به دست هم داد و بی تردید در شکل گیری اوضاع بحران زای سیاسی و اجتماعی امروز تاثیر گذار بودند. در این میان، جوانان، مردم فقیر جامعه و اقشار طبقه ی پایین و متوسط به برنامه های آقای روحانی چشم داشتند و متاسفانه آقای روحانی انگار با عوامل قدرت بیشتر کنار آمد تا با توده ی مردم که نونی در سفره هایشان ندارند و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند!
11- زبان زور و خشونت، زبان موفقی در کنترل مسائل اجتماعی جامعه نیست: برای برقراری آرامش در جامعه، زبانی که امروز مشاهده می کنیم، زبان موفقی نمی تواند باشد، ممکن است به طور مقطعی خواسته ها نادیده گرفته شود و به ظاهر آرامش به جامعه برگردد، اما مطمئنا در زمان دیگری و با قدرت بیشتری این نارضایتی در دیگی بزرگ به نام جامعه به جوشش در می آید و در دیگ را به شدت به کناری پرتاب می کند، در این زمان پیامدهایش بسیار سخت است و جبران ناپذیر و به مانند سیلی خانمان سوز، همه چیز را با خود می برد.
12- فضای امنیتی که امروز در جامعه و در رویارویی با مردمی که در آن زندگی می کنند، فضای مناسبی نیست و باید هر چه زودتر “زبان گفتگو و مدارا” با این مردم بزرگ و صبور و شریف را پیش گرفت.
13- برای برقراری ارتباطی اعتماد زا، آقای روحانی، باید، شفاف همه ی گزینه ها را روی میز بگزارد و در جایی که مشکل وجود دارد از آنان کمک بطلبد، و همانگونه که آقای روحانی در مناظرات انتخاباتی خود عنوان کرد، از حقوق این ملت عزیز و بزرگ دفاع کند، و اگر محضوراتی هست، با مردم در میان بگذارد و با آنها زبانی مبتنی بر صداقت، گفتگو و احترام به حقوق شهروندی پیش بگیرد، همانطوری که خودش بارها و بارها در سخنرانی هایش گفته است: او سرمایه اجتماعی مردم باشد تا مردم هم سرمایه ی اجتماعی او باشند، اگر غیر از این در سیاست هایش پیش گیرد، مطمئنا ما شاهد اعتراضات بیشتری در جامعه خواهیم بود و منتصب کردن این مردم به بیگانگان نمی تواند او را در پیشبرد برنامه هایش در آینده موفق سازد.
14- در این اعتراضات که در دور افتاده ترین نقاط کشور رخ داده است گویای حرکتی از اقشار پایین جامعه است و برخلاف جنبش های دیگری که در تاریخ این سرزمین به وقوع پیوسته، این بار اعتراضات از شهرستان ها به تهران سرایت کرد. پای شکم مردم و سیر کردن خانواده و فرزندانشان در میان است و اگر پاسخی درست نگیرند، این اعتراضات ممکن است همچنان تا رسیدن به یک پاسخ نهایی از سوی دولتمردان، ادامه یابد، مسائلی مانند آلودگی هوا، مسائل زیست محیطی، مشکلات معیشتی، تبعیض و نابرابری، بیکاری، نداشتن امنیت شغلی و.. دهها عامل دیگر از عوامل زمینه ساز اعتراضات در روزهای اخیر در شهرهای مختلف بوده است.
15- نکته ی بسیار مهمی که باید مسئولان ما در رویارویی با این حرکتهای اجتماعی پیش بگیرند، صداقت در رفتار و پندار و گفتار است و هر گونه برچسب (خارجی بودن) برآنها باعث ناامیدی بیشتر اقشار ستمدیده خواهد شد و ممکن است در رسیدن به خواسته هایشان از ابزارهای دیگری استفاده کنند، ضمن اینکه همواره برای حرکتهای اجتماعی درداخل یک جامعه، ممکن است دولت ها و جوامعی از آنان حمایت کنند و این نباید باعث نادیده گرفتن حق مردم شود.
16- و درپایان ،آقای روحانی برای نشان دادن حسن نیت خود در تعامل با مردمی که در تظاهرات اخیر شرکت کرده بودند و هم اکنون در بازداشتگاهها به سر می برند، و وضعیت آنان مشخص نیست، سریعا دستور آزادی دانشجویان، مردم ستمدیده و مطالبه گررا صادر کند و آن گاه به گفتگو در بستری اعتماد زا با مردم بپردازد.

عالیه شکربیگی
دانش آموخته‌ی جامعه شناسی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)