چون هیچ‌کس از غول خوشش نمی‌آید، چون هنوز نمرده‌ام، زنده‌ام مثل تراکتور کار می‌کنم می‌نویسم. چون جز کلمه به احدی وابستگی ندارم، با کسی تعارف نمی‌کنم. از نوک پا تا فرق سر سلول به سلول فقط خودمم! و این‌ها همه در قاموس روشنفکری شعاریِ ایرانی گناهی نابخشودنی‌ست! در سرزمین قدکوتاهان، سروها را تکه تکه کردند؛ زرافه‌ها را تبعید؛ سنگریزه نشانده‌اند جای کوه تا همه با هم برابر شوند. من نیستم! این روزها دور، دور متوسط‌ها و میان مایه‌هاست. بگذار همه سنگسارم کنند باکی نیست! من از فردا به حالا تبعید شده‌ام.

مارس 2016

ویدیوی این متن را در یوتیوب کالج شعر ببینید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)