شرایط شرکت در مسابقه
زمانبندی و مهلت ارسال داستان
مهلت ارسال داستان برای جایزهی ادبی نبشت تا سیام مهر/میزان ۱۳۹۶ (برابر با ۲۲ اکتبر ۲۰۱۷) تمدید شده است. نتایج مسابقه نیز روز ۳۰ بهمن/دلو (برابر با ۱۹ فوریه/فبروری ۲۰۱۸) اعلام خواهد شد.

از این جا درخواست بفرستید: سایت نبشت
جوایز مسابقهی هزار دلار برای برندهی اول، پانصد دلار برای برنده دوم و ۲۵۰ دلار برای برنده سوم و یک تقدیرنامه خواهد بود.
داستانهای چهارم تا دهم نیز تقدیرنامهی ویژه جایزه ادبی نبشت را دریافت خواهند کرد. ده داستان برتر توسط نشر نبشت به شکل یک کتاب الکترونیکی تولید شده و به صورت رایگان عرضه خواهد شد. کتاب کاغذی این مجموعه از طریق کتابفروشیهای معتبر انلاین مثل آمازون برای فروش عرضه میشود.
بقیه آثار در صورت توافق نویسندگان آنها در صفحهی ویژه جایزهی ادبی نبشت در وبسایت مجله به نوبت منتشر خواهد شد.

شرایط شرکت در مسابقه
۱) این مسابقه برای نویسندگانیست که به زبان فارسی مینویسند (فارغ از ملیت و محل زندگی آنها) و تا بحال رمان یا مجموعه داستان به شکل رسمی منتشر نکردهاند.
۲) از هر نویسنده فقط دو داستان و به زبان فارسی پذیرفته میشود.
۳) داستانها باید از طریق فرم ویژهی ارسال داستان از روی وبسایت نبشت فرستاده شوند. داستانهایی که با ایمیل ارسال میشوند، در مسابقه شرکت داده نخواهند شد. (این شرط شامل داستانهایی که قبلا فرستاده شده، نمیشود.) بعد از دریافت آثار یک ایمیل خودکار به نویسنده ارسال شده و تایید میکند که آثارشان دریافت شده. لطفا توجه داشته باشید که فقط در صورت نیاز با شما تماس گرفته خواهد شد. اگر سوالی دارید میتوانید فقط از طریق فرم تماس با ما مطرح کنید.
۴) حجم داستانهای باید حداقل ۱۰۰۰ کلمه و حداکثر ۵۰۰۰ کلمه باشد. داستانهایی که قبلا فرستاده شده، شامل این شرط نمیشود و به همان شکل قبلی پذیرفته میشود.
۵) داستانهای که قبلا در مجلات ادبی منتشر شده و یا در مسابقات داستاننویسی و جشنوارههای ادبی مطرح شدهاند، واجد شرایط شرکت در مسابقهی داستاننویسی نبشت نیستند.
۶) قبل از ارسال آثار، لطفا مطمئن شوید که نسخهی نهایی و ویرایش شده را برای مسابقه ارسال میکنید. بعد از ارسال داستان، امکان جایگزینی، و ویرایش دیگر وجود نخواهد داشت. افزون بر این، نگارش صحیح در امتیازدهی داوران تاثیر دارد. از این رو توصیه میشود که متن خود را چند بار پیش از ارسال مرور کنید و اشتباهات املایی یا دستورزبانی را اصلاح کنید.
۷) با ارسال اثر جهت شرکت در مسابقه شما توافق میکنید که نبشت برای مدت سه سال حق انحصاری نشر و ترجمه، و بازتولید اثر یا آثار خود را به شکل کتاب الکترونیک، کاغذی، صوتی و یا دیگر اشکال رسانهای را خواهد داشت. اما این توافق به این معنا نیست که نبشت ملزم به بازنشر یا ترجمه اثر شما و یا تولید آن به اشکال مختلف رسانهایست. تصمیم در مورد اینکه کدام آثار و به چه اشکال دیگر رسانهای بازتولید شوند، مسئولیت نبشت است. در صورتی که بازتولید یک اثر یا مجموعهای از آثار به کسب سود مالی منجر شود، نبشت ده درصد از درآمد را به عنوان حقالتالیف به پدیدآورنده و یا پدیدآورندگان آن اثر یا آثار میپردازد.
مراحل مسابقه
تمام داستانهای رسیده بررسی شده و براساس معیارهای مشخص امتیاز داده میشود. بعد از پایان مهلت ارسال داستان در تاریخ سیام مهر ۱۳۹۶، سی داستانی که بیشترین امتیاز را کسب کردهاند به مرحله نهایی راه خواهند یافت و متن داستان، بدون نام نویسنده به داوران مسابقه ارسال خواهد شد.
تیم داوران که متشکل از نویسندگان شناختهشدهی ایرانی و افغان هستند، داستانها را بررسی کرده و به آن امتیاز میدهند. در پایان امتیازهای هر داستان محاسبه شده و به این ترتیب ده داستان برتر مشخص میشود. برای حفظ شفافیت رقابت، نام داوران بعد از پایان مرحله نهایی امتیازدهی آنها اعلام خواهد شد.
با آرزوی موفقیت برای همه
پروانه مقام
مدیر برنامهی جایزهی ادبی نبشت
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

نظرات
این اسلحه این فشنگ این ماشه این گلو و ذهن من
فشنگ در آغوش گرم فشنگ های دیگر از سرما می لرزد او میخواهد آتش بگیرد رسالت او انفجار ونابودی است ، حبس وزندگانی در ذات اونیست ، فشنگ به رؤیای مرگ متولد می شود
او وحشی شده میخواهد از خانه ی تنگ و سرد خود رها شود بمیرد وبمیراند
تلخی ذهن هر آهنی را بخار می کند ، او نام گذاری وتعریف می کند وحالا همه ترسیده اند ذهن مچاله شذه ویخ بسته وبوی تعفنش رهایی را سرسبز می کند
ذهن دیگر چاره ای ندارد ، او ناراحت است در رسالتش زندگانیست امااو رهایی را میخواهد
گلو یخ زده دیگر نسخ هیچ هوایی نیست
وحالا اسلحه ای به نام حقیقت داوری می کند
آیا باید به پیوند همه ی ان ها اری بگوید؟آیا باید در جشن آن ها سوگواری کند؟یا ان ها را حبس کند و به ان ها زندگی بخشد؟
حقیقت با ذهن حرف میزند
آیا نمیخواهی زیبایی هارا ببینی؟آیا نمیخواهی من را نادیده بگیری؟عشق را به تو می دهم ، ثروت را به تو می دهم ، هر آنچه میخواهی مال تو ، به من نگاه نکن
ذهن حقیقت را دیده شروع زیبایی وآرامش نزدیک است
حقیقت دستور رهایی را به ماشه صادر می کند….
چهارشنبه, ۱۸ام شهریور, ۱۴۰۵