خانوادۀ یکی از بهائیان زندانی به یکی از دوستان گفته بود این سال ها وقتی بهائیان در ایران به یکدیگر می رسند، گاه نقل و نبات گفتگویشان شوخی های همین بازی زندان و وثیقه است. مثلاً یکی به شوخی از مقدار وثیقۀ آزادی موقت عزیزش می گوید که ۱۰۰ملیون است، دیگری با ۵۰ میلیون بیشتر رکورد وی را می شکند و…

در چند سال اخیر چند صد ایرانی بهائی در شهرهای مختلف به ادارۀ اطلاعات جمهوری اسلامی احضار و بازجویی و بازداشت و محاکمه و زندانی شده اند و کتب و آثار و عکس های دینی و بعضی اموالشان چون کامپیوتر شخصی و امثال آن مصادره شده است. این امر به قدری عادی و زیاد شده که به یک بازی شبیه شده است! جمهوری اسلامی ایران چنان با بهائیان مشغول این بازی تکراری شده که گویا گمان نموده است یک بازی کامپیوتری است .

از دید ایشان شخصیت های منفی این بازی افراد مختلف بهائی از کودک و نوجوان و جوان و پیر و مرد و زن و وکلای مدافع و همسایگان منصف و مهربان ایشان از یک طرف، و شخصیت های مثبت آن ادارۀ اطلاعات و بازجوها و بازپرس ها و دادستان ها و قضاة و مسؤولین زندان ها از طرف دیگر می باشند! در این بازی در یک شهر چند بهائی را یکی یکی یا چند نفره احضار می کنند. همزمان طی مراسمی خاص برای تفتیش به منازلشان یورش می برند. سناریوی تفتیش خانه ها به صورت تصادفی فرق می کند و اعضای خانواده خیلی باید با تجربه و تمرین کرده باشند تا از تفتیش خانه شوکه نشوند! غارت وسایل خانه و پس ندادن آن ها هم که داستان خودش را دارد.

سپس بازجویی ها شروع می شود و به بهانه هایی همچون تبلیغ، یا تدریس یا تحصیل در علمی آزاد، یا مشارکت در تعلیم و تربیت کودکان، یا امور اقتصادی و کسب و کار، یا در ارتباط با مسائلی در مورد قبرستان های بهائی (معروف به گلستان جاوید) یا حتی ادامۀ افترائاتی همچون ضدّیت با اسلام و شرکت در تظاهرات عاشورای ۸۸ و توهین به امام حسین ع و انواع و اقسام اتهامات دیگر، از چند روز تا چند ماه در سلول های انفرادی حبس می کنند و سپس حسب المعمول از خانوادۀ متهمین وثیقه های چند ده میلیونی تا چند صد میلیون تومانی که بزحمت تهیه می شود می گیرند و سپس ایشان را آزاد می کنند تا بروند و منتظر وقت دادگاهشان شوند. میلیاردها تومان وثیقه برای چند صد بهائی منتظر زندان!

در این فاصله که خانواده های بهائی مزبور، معلّق در میان آسمان و زمین، نمی دانند کِی نوبت دادگاه عزیزشان می رسد، تدارک امور قبل از زندان را می بینند. آخر باید قرض ها را داد؛ فکر تأمین مخارج خانواده در ایّام زندان هم بود؛ اگر قرار باشد زندانی مادر خانواده باشد باید فکری هم برای ادارۀ بچه ها و خانه کرد؛ تازه باید دنبال وکیل هم گشت؛ وکیلی که جرأت کند از بهائی دفاع کند و پیه اعتراض و زندان احتمالی را هم به تن شریف خود بمالد! همسایگان عزیز مسلمان نیز که مات و مبهوت ناظر اوضاع همسایگان بهائی خود هستند، در حالی که خودشان نیز به شکلی دیگر اسیر مشکلات روزمره زندگی اند، اکثراً از ترس و نگرانی ایذاء دوستان نامهربان اطلاعاتی، کاری جز احساس همدردی نمی توانند بکنند.

زمان دادگاه می رسد. نه دفاع وکیل مدافع تأثیری دارد و نه توضیحات فرد بهائی. حکم از قبل از بالا معین شده است. اساساً خود بهائی بودن جرم است. اتهامات جعلی فوق همه سرپوشی بر آن است. اگر چنین نبود و بهائیان به خاطر عقاید دینی خود مورد ستم و حبس و تبعید و محرومیت از حقوق شهروندی نبودند، جمهوری اسلامی در این سی و سه سال میلیون ها جلد کتاب و نوار و عکس های دینی بهائی را از منازل بهائیان غارت نمی کرد!

خلاصه، یکی طبق مادۀ ٤٩۸، دیگری ٤٩٩، آن یکی ۵۰۰ و دیگری ۵۰۱، … و بعضی مخلوطی از مواد مزبور، به چند ماه تا بیست سال محکوم می شوند. خب پس از این نوبت بازی دادگاه تجدید نظر است. آن هم مثل دادگاه قبلی. زندان رفتن حتمی است. کم کم می بینی در یکی از زندان های شهر محل سکونت یا تبعیدگاه محبوسی، و خانواده هم هر هفته یا هر دو هفته یکبار در تدارک آمدن ملاقات و ادامۀ ماجرا…

از منظر جمهوری اسلامی، این بازی جدیدی است که ایشان در این چند سال اخیر برای بهائیان به راه انداخته اند تا به زعم خود آخرین تیرهای خلاص را پس از سه دهه ستم بر ایشان وارد سازند. بازی ای تکراری که همچون بازی های کامپیوتری طبق برنامۀ طراحی شده، مسیرهای مشخصی را طی می کند که همۀ آنها به تحکیم محرومیت های رنگارنگ سی و سه سالۀ بهائیان و از جمله زندان منتهی می شود. اطلاعاتی ها خیلی از این بازی خوششان می آید و دائم به تکرار آن مشغول اند!

امّا ایرانیان بهائی نیز آن را بازی می دانند امّا از منظری دیگر. بهائیان ایران که می دانند تمام این ستم ها را برای این می کشند که معتقد به دینی جدید پس از اسلام شده اند، کمر همّت و استقامت و صبر بسته اند تا اهداف آئینشان که از بین بردن کینه و نفرت و استقرار صلح و وحدت است بتدریج در ایران عزیز و جهان محقق گردد. از عجایب ماجرا در این راستا آن که، در عین تحمّل این همه ستم سعی دارند از وظایف معنوی و روحانی خود برای ایران عزیز و جهان غافل نمانند.

چون این وظایف و اهداف از ایمانی قلبی و دینی سرچشه می گیرد، ایشان تمام این ستم ها و غم ها را به سرور می چشند. ایشان با سروری درونی با این ستم ها مواجه می شوند و حتی گاه آن را به شوخی می گیرند.

خانوادۀ یکی از بهائیان زندانی به یکی از دوستان گفته بود این سال ها وقتی بهائیان در ایران به یکدیگر می رسند، گاه نقل و نبات گفتگویشان شوخی های همین بازی زندان و وثیقه است. مثلاً یکی به شوخی از مقدار وثیقۀ آزادی موقت عزیزش می گوید که ۱۰۰ملیون است، دیگری با ۵۰ میلیون بیشتر رکورد وی را می شکند و نفر دیگر به ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه می بالد! یکی از یک سال حکم زندان عزیزش می گوید، دیگری از پنج سال و ده سال…

آری، طعم تلخ همۀ مظالم را به سرور می چشند به این امید که در کنار سایر عزیزان ایرانی تحت ستم روزی را ببینند که ایران عزیز افتخار جهانیان است و به شایستگی برای رفاه و ایجاد صلح جهانی و وحدت عالم انسانی می کوشد. و باز از همین منظر است که حتی دشمنان خود را دشمن ندانسته، بل غافلانی می دانند که اگر می دانستند چنین نمی کردند. لذا کینه از ایشان به دل نمی گیرند؛ به خدا می سپارندشان تا مگر دریابند که بهائیان دوستان خیرخواه ایشان اند و علیرغم تمام ستم های وارده از طرف ایشان، دوستشان دارند و برایشان دعا می کنند.

قربان مظلومان و ستمدیدگان

نوید

٢٩/٩/۱۳۹۰

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)