در آمریکا هنوز ساختار سیاسی و اجتماعی این کشور نتوانسته با نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری هشتم نوامبر که منجر به پیروزی «دونالد ترامپ» در مقابل رقیب دموکرات خود شد، کنار بیاید. بعد از شوک اولیه و اعتراضات خیابانی در بسیاری از شهرهای مهم و با اکثریت دموکرات علیه انتخاب ترامپ که بازخورد اجتماعی نیمی از جامعه آمریکایی تلقی می‌شد، هم‌اکنون مرحله دوم مخالفت‌ها در عرصه سیاسی از سوی نهادهای ملی و سیاست‌مداران نگران هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات البته با انگیزه متفاوت وجود دارد؛ آنان تلاش می‌کنند رئیس‌جمهوری منتخب را زیر فشار قرار دهند.
هرچند که در تمامی طول این کارزار انتخاباتی، حزب دموکرات و کمپین خانم «هیلاری کلینتون» بر طبل نزدیکی ترامپ به روسیه می‌کوبیدند، اما در هفته‌های اخیر یک حرکت هماهنگ و برنامه‌ریزی‌شده در جریان است تا حداقل «بیمه‌نامه حفظ وضع موجود» را از دونالد ترامپ برای تعهد و وفاداری به سیاست‌های کلان آمریکایی و به‌خصوص نزدیک‌شدن به روسیه اخذ کند. این احساس وحشت از سوی سیاست‌مداران سنتی هر دو حزب به‌خصوص بعد از بعضی اظهارات جنجال‌برانگیز ترامپ درباره «تغییر در دکترین سیاست خارجی آمریکا برای تلاش‌نکردن این کشور برای سرنگونی دولت‌ها» و انتخاب بسیاری از شخصیت‌های منتقد سیاست‌های جاری و تا حدودی نزدیک به «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهوری روسیه، برای تصدی مناصب کلیدی نظامی، امنیتی و سیاسی شتاب بیشتری به خود گرفته است.
در هفته گذشته با افشای گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) درباره نقش روسیه در هک ایمیل‌های حزب دموکرات و تأیید تأثیرگذاری مسکو بر این دور از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در روزنامه «واشنگتن‌پست»، روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی شد. این روزنامه در نهم دسامبر در گزارش مبسوطی از نتیجه تحقیقات سیا در تأیید نقش عوامل مرتبط با کرملین در هک ایمیل‌های هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات که بعدا اسناد تقلبات و اعمال نفوذ رهبران حزبی در بین دموکرات‌ها را برای افشاگری در اختیار سایت «ویکی‌لیکس» قرار داد، تنش را به بالاترین سطوح در ساختار سیاسی و نهادهای اطلاعاتی کشور کشاند.
استدلال سازمان سیا، دولت «باراک اوباما» و حزب دموکرات بر این پایه استوار است که هکرهای روسی مرتبط با کرملین با هک سایت‌ها و اشخاص مهم سیاسی کشور توانستند به اطلاعات درونی هر دو حزب دسترسی پیدا کنند و از این اطلاعات فقط برای تخریب وجهه حزب دموکرات و هیلاری کلینتون استفاده کردند تا راه برای پیروزی دونالد ترامپ هموار شود.
نکته جالب دراین‌میان که می‌تواند اهداف پشت پرده این سناریو را تا حدودی نشان دهد، همنوایی رهبران ارشد هر دو حزب با این قضیه است؛ درحالی‌که طبق معمول باید جمهوری‌خواهان در حمایت از دونالد ترامپ موضع‌گیری می‌کردند. به گزارش آسوشیتدپرس به‌نقل از «اریک شولتز»، سخنگوی کاخ سفید، «این بررسی که از سوی سازمان‌های اطلاعاتی انجام می‌شود، به‌طور گسترده فعالیت‌های سایبری مخرب در زمان انتخابات را بررسی خواهد کرد». این در حالی بود که بلافاصله این گزارش به شدت با عکس‌العمل ستاد انتخاباتی و شخص ترامپ مواجه شد. ترامپ در مصاحبه با «فاکس‌نیوز»، با «مضحک»خواندن گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا درباره نقش هکرهای روسی در انتخابات آمریکا، این گزارش را رد کرد. رئیس‌جمهوری تجارت‌پیشه با کنایه به سازمان سیا و مخالفان خود، گفت: «آنان (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) نمی‌دانند روسیه یا چین دست به این کار می‌زنند یا اینکه فرد دیگری از جایی در دنیا روی تخت خود این کار را انجام می‌دهد».
این برخورد از سوی ترامپ که برای اولین‌بار یک نفر در کسوت ریاست‌جمهوری آمریکا با صراحت گزارشات نهادهای اطلاعاتی این کشور را زیر سؤال برده و به تمسخر می‌گیرد، برای الیگارشی سیاسی حاکم بسیار سخت و تحمل‌ناپذیر تلقی شد. به‌همین‌دلیل موج سهمگین‌تری از سوی رهبران ارشد کنگره از هر دو حزب به راه افتاد و «پل رایان» رئیس‌ جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان و «میچ مکانل»، رهبر اکثریت جمهوری‌خواه در سنا، به‌صراحت خواهان پیگیری و بررسی نقش به‌اصطلاح مخرب روسیه در کارزار انتخاباتی کشور شدند.
این آنارشی و هرج‌ومرجی که هم‌اکنون در بالاترین سطوح سیاسی در واشنگتن جریان دارد و حتی بسیار فراتر از رقابت‌های دوحزبی مألوف در ساختار سیاسی آمریکا است، به‌خوبی نشان می‌دهد سیستم، نهادها و الیگارشی حزبی در صدد مهار یک پدیده و موج خارج از چارچوب وضع موجود هستند که در آینده می‌تواند بسیاری از معادلات از پیش برنامه‌ریزی‌شده را دگرگون کند. آنان به‌جد تلاش می‌کنند غول جادو را به چراغ علاءالدین بازگردانند؛ حتی به بهای پذیرفتن بسیاری از هزینه‌های سیاسی و اعتباری که می‌تواند جایگاه آمریکا را به‌شدت تضعیف کند.
همین که همه این سیاست‌مداران در این روزها از نقش روسیه در افشای ایمیل‌های حزب دموکرات و تأثیر تعیین‌کننده بر انتخابات آمریکا سخن می‌گویند و به تعبیری ساده، کشور خود را در حد یک مستعمره می‌دانند که مهم‌ترین دشمن آن فقط با یک نقشه نرم‌افزاری و اینترنتی می‌تواند مسیر سیاسی آن را تغییر و به میل خود تنظیم کند، خود حاوی پیام بسیار مهمی است.
این در حالی است که تاکنون هیچ سیاست‌مداری و حتی حزب دموکرات درباره افشای ایمیل‌های درباره تقلب‌ها و اعمال نفوذ کمیته مرکزی و رهبران آن برای تخریب شخصیت «برنی سندرز» در جهت پیروزی کلینتون در انتخابات دور مقدماتی که اتفاقا به اثبات هم رسیده است، حتی یک کلمه سخن نگفته‌اند.
اینکه در کشورهای غیردموکراتیک افشاگران رسوایی‌های مقامات از سوی رهبران مجازات شوند، شاید تا حدودی قابل درک باشد اما در جوامعی که ادعای دموکراسی و شفافیت اطلاعات را دارند این وضعیت یک «طنز تلخ سیاسی» است که ظاهرا امروز کسی در آمریکا دغدغه آن را ندارد. آنچه امروز در بالاترین سطوح سیاسی آمریکا می‌گذرد حتی به بهای بی‌اعتبارکردن نظام سیاسی و جامعه به‌اصطلاح دموکراتیک، در راستای حفاظت از ساختار سیاسی و وضع موجود در چارچوب جنگ سردی است که امروز به راه افتاده و واشنگتن احساس می‌کند ترامپ می‌تواند در این برنامه اخلال ایجاد کند.
از آنجا که ترامپ نیز تا به امروز تسلیم این پروپاگاندای سیاسی الیگارشی حاکم نشده است، به نظر می‌رسد چالش‌های او با سیستم و ساختار حکومتی به‌ویژه در زمان معرفی کاندیداهای تعیین‌شده او برای تصدی پست‌های وزارتی و مقامات دولتی به کنگره تشدید هم خواهد شد. بنابراین از هم‌اکنون نباید مسیر تحولات و چیدن مهره‌های ترامپ را براساس وابستگی او به حزب جمهوری‌خواه به‌عنوان اکثریت کنگره تمام‌شده تلقی کرد و به نظر می‌رسد بسیاری از رهبران و نمایندگان در هر دو حزب، در انتخاب بین دفاع از سیستم و همکاری با رئیس‌جمهوری منتخب، جانب سیستم را خواهند گرفت.
اردشیر زارعی‌قنواتی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)