Image result for ‫کردستان ایران‬‎

 

پاسدار “حسین رجبی”، فرمانده سپاه بیت المقدس سپاه پاسداران کردستان، روز ۱۱ آبانماه، در آستانه سفر وزیر کشور به این استان و به بهانه اعلام یک طرح فرمال استانی سپاه پاسداران با عنوان ” قرارگاه پیشرفت و آبادانی استانی ” نکاتی قابل توجه در عین حال کاملا” متناقض با ادعاهای تاکنونی اش را با خبرنگاران در سنندج در میان گذاشت.
مهمترین نکته این نمایش مطبوعاتی بحث در باره امنیت رژیم در کردستان که، سالهاست از آن بعنوان “وجود امنیت پایدار” نامبرده می شود، بود. “رجبی” با گشودن زبان انتقادی فریبکارانه از دولت روحانی در باره عدم همکاری با سپاه در مسائل امنیی و انسداد مرزها گفت : “دولت در این زمینه هیچ قدمی برنداشته … کردستان با این وضعیت خانه بدون حصاری است که هر کس می خواهد سرکی به داخل آن بکشد.” رجبی نگرانی و وحشت از رویدادهای پیش رو در کردستان را چنین بیان کرد : “کردستان طبیعت سر سبزی دارد که اگر افرادی با دید غیر تهدید نگاه کنند برای آنان قشنگ است اما از دید نیروهای حافظ مرز این طبیعت تهدیدهایی دارد” و سخنانش را این چنین پایان برد : “دشمنان ما که با اسلحه امنیت ما را تهدید می کنند هرکجا که آنها را پیدا کنیم می زنیم.”
سفر وزیر کشور به کردستان در روز پنجشنبه ۱۳ آبان حاشیه هائی داشت که در جای دیگر به آن خواهم پرداخت. به اصل موضوع برگردیم.
سالهای سال است که دو حوزه مسائل کارگری و رویدادهای کردستان بخش قابل توجهی از تحقیق و فعالیت رسانه ائی ام را برگرفته است. رویدادهای کردستان را از دوره رفسنجانی و “به اصطلاح دوره سازندگی” بشکل ویژه تری مورد توجه قرار داده ام. تلاش کرده ام نقش اشخاص و گروههای همکار و مجری سیاستهای رژیم در کردستان را چه در حوزه اداری و کشوری و چه در قلمرو نظامی و امنیتی را بشناسم و به جامعه معرفی کنم. این تحقیقات به دوره کارگزاری بهاالدین ادب، جلالی زاده، صمدی، عبدالله سهرابی و … در مجلس به این سو و استاندارانی چون محمد رضا رحیمی، عبدالله رمضان زاده، اسدالله رازانی، نجار و شهبازی و زاهدی و همکارانی چون بهرام ولدبیگی و سید هاشم هدایتی و مفتی زاده هائی که به خدمت رژیم در آمدند و در خدمتگزاری به تحکیم موقعیت این رژیم در کردستان سنگ تمام گذاشتند و مزدوران محلی متشکل در “سازمان پیشمرگان مسلمان ” که سالهای اخیر به”سازمان رزم سپاه پاسداران” تغییر نام داده اند، برمی گردد. نتیجه این تحقیقات جمع آوری هزاران صفحه مطلب و گزارش و نوشتن صدها مطلب و مقاله در باره رویدادهای کردستان را در برداشته است.
به مناسبت اظهارنظر اخیر فرمانده سپاه و تنش های ظاهری سپاه و دولت روحانی در کردستان لازم است به چند نکته اشاره بکنم. اولا” مطابق اسناد و مدارک موجودکلیه جناحهای جمهوری اسلامی “اصطلاح طلب حکومتی و دنباله چه هایشان در کردستان”، “محافظه کاران وابسته به سپاه و مزدبگیرانشان” و “دولت به اصطلاح تدبیر و امید روحانی و سرسپرده هایشان” و پیشاپیش آنها “سپاه پاسداران و دستگاههای اطلاعاتی” نقش یکسانی در سرکوب و تحمیل زندگی فلاکتبار اقتصادی بعنوان مادر تمام آسیب های اجتماعی به مردم کردستان داشته اند و دارند. هر جناحی دست بالا را داشته چپاول و غارت منابع طبیعی و استمار وحشیانه نیروی کار کارگران و مردم زحمتکش کردستان از اولویت هایش بوده است. طبیعتا” سپاه پاسداران و فرماندهان این نیرو سهم بر اصلی این چپاول بوده اند. ثانیا” هرگونه انتقاد سپاه پاسداران از دولتهای تاکنونی در مسائل مربوط به کردستان و اخیرا” دولت حسن روحانی ریاکاری محض است. سهم سپاه در تشدید وخاومت اوضاع و از هم گسیختگی زندگی صدها هزار خانواده مردم کردستان بیشتر از هر جناح دیگری در حاکمیت است. ثالثا” پروژه برقراری امنیت پایدار در کردستان که برای تحقق آن سپاه پاسداران و سایر نیروهای مسلح رژیم و همکارانشان از روی جنازه هزاران انسان مبارز، انقلابی و مقاوم کردستان عبور کردند و زندگی ها را به تباهی کشاندند پروژه ای در انحصار سپاه پاسداران است. پروژه ائی که سالهاست آن را جار می زنند اما افسانه ائی بیش نیست. مرده به دنیا آمد و به تلنگری بند است. “رجبی” و سایر فرمانده هان سپاه در کردستان با وجود اینکه سالهاست از برقراری مطلق امنیت پایدار سخن می گوید اما بر متن این رجزخوانی یاوه گونه هر بار نگرانی خود از بابت شکنندگی این امنیت را نمی توانند پنهان کنند. نگرانیهای رجبی و سایر سران سپاه که قدرت بلامنازع در مناطق کردنشین را در اختیار دارند اخیرا” جای خود را به وحشت و هراسی آشکار داده است. بطوریکه رجبی در اظهارنظر اخیرش بجای وجود امنیت پایدار در کردستان خانه را بدون حصار ارزیابی می کند و حتی از طبیعت زیبای کردستان در هراس است.
واقعیت این است خطراتی که، موقعیت جمهوری اسلامی در کردستان را بشدت تهدید می کند در آنسوی مرزها نیست. سوق دادن نگاهها به آنسوی مرزها ترفندی شکست خورده و کارتی سوخته است. موقعیت رژیم از درون با مخاطره جدی روبروست. از جانب کارگرانی که زیر حداقل دستمزد حقوق می گیرند. از جانب هزاران جوان بیکاری که در چارچوب موجودیت این رژیم آینده ای برای خود متصور نیستند. مردمی که به شغل کولبری روی آورده اند و جان را در گرو نان گذاشته اند. هزاران هزار زن محروم و ستمدیده، هزاران خانواده دارای زندگی زیر خط مطلق فقر، هزاران خانواده ائی که جوانانشان در پی سیاستهای رژیم و سپاه پاسداران به مصیبت اعتیاد گرفتار شده اند. دهها هزار خانواده و بستگان جانباخته گان صفوف احزاب سیاسی اپوزسیون کردستان، اعدام شده گان و قربانیان جنایتهای رژیم در کردستان همه و همه تهدیدات جدی علیه موجودیت این رژیم اند. اینها آن تهدیداتی هستند که خواب را از چشمان “رجبی” و سایر مقامات رژیم در کردستان ربوده است. جمهوری اسلامی و کارگزارانش سالهای سال است که متوجه این واقعیت تلخ اند که موجودیتشان در کردستان به موئی بند است. بی دلیل نیست که “رجبی” حاکم مطلق در کردستان پی در پی به دستگاههای اداری و کشوری در باره وخامت اوضاع اقتصادی مردم و پیامدهای آن برای رژیم در کردستان هشدار می دهد.
تهدید احزاب و فعالین سیاسی در آنسوی مرزها شکست خورده ترین ابزار مهار خشم فروخورده مردم کردستان علیه رژیم است. جمهوری اسلامی دشمن مردم کردستان است. پرونده وجود امنیت پایدار رژیم در کردستان سالهاست مختومه اعلام شده، حصار اشغال خانه مردم کردستان توسط جمهوری اسلامی دیر یا زود فرو خواهد ریخت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)