%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c
​ امروز فوتبال ایران یکی از بزرگترین ها و تکرار نشدنی ترین چهره های خود را از دست داد. مرگ منصور خان پورحیدری تنها مرگ یک چهره ی ورزشی ی کوشا نبود. و مرگ او تنها مرگ یک مرد فرهیخته، مرگ یک مرد اهل اندیشیدن نبود. مرگ منصور پور حیدری برگ ننگین دیگری بر چهره ی جمهوری ی دزدان رقم زد. نگاهی ساده بیفکنید به بودن، هستی داشتن و زندگی او و بسنجید زندگی ی آن بزرگ مرد را با زندگی ی پُر از ننگ علی دنبه را. علی دنبه با افتادن به دنبال احمدی نژاد و شریکانش توانست بار خود را با کشیدن و نوشیدن ِ خون ِ مردم ایران ببندد. علی دنبه خودش کم بود و آنچه بار کرده و بُرده بود بس نبود که حضرت دنبه زاده را هم وارد بازی ی بچاپ، بچاپ کرد. اندکی پس از برتخت نشینی مموتی، آقای دنبه زاده توانست با سفارش ویژه ی اسفندیار رحیم مشایی و خود مموتی مبلغ بیست و پنج میلیارد تومن ناقابل از یکی از بانک های کشور وام بگیرد. اینک چندین سال از زمان بازپرداخت آن وام گذشته است، ولی دریغ از یک تک تومنی و یا یک تک ریالی بازپرداخت.

منصور خان پور حیدری هم می توانست از این گونه موقعیت ها برخودار شود. ولی او هرگز شرف خود را به زر دستگاه قدرت نفروخت و راه مردم را رفت و براستی در پدر معنوی باشگاه تاج (استقلال) بودن هرگز کم نگذاشت. داستان ها از مردانگی های او بسیار است.

زمانی که دچار سرطان شد و کارش به بیمارستان افتاد، یکی از همین پاسدار نوکیسه ها، حسین هدایتی، مثلا خیلی “آقایی” و “بزرگواری” نمود و پذیرفت که بخشی از هزینه ی درمان او را بدهد! اگر دار و دسته ی دکترک حسن روحانی کمی شرف می داشتند، دست کم برای ظاهرسازی ی و رنگ روغن زدن دیوارهای دکان کلید فروشی شان هم شده، می پذیرفتند که دولت هزینه ی بیمارستان پور حیدری را بپذیرد.

پس از آنکه مردم ایران در بهمن 57 خانه ی خود را بر سر خویش ویران کردند، تازه به قدرت رسیده گان در پی ی انحلال باشگاه تاج و ملاخور کردن دارایی های آن باشگاه برآمدند. منصور پور حیدری براستی از خود مایه ی بسیار گذاشت تا با دیگرگون کردن نام آن باشگاه از انحلال آن جلوگیری نماید. تاج شد استقلال تا از گزند نیش آخوند در امان ماند.

در نخستین باری که باشگاه تاج به قهرمانی ی آسیا رسید، منصور پور حیدری برای آن توپ می زد. در دوومین قهرمان آسیایی ی باشگاه تاج، وی سرمربی ی آن باشگاه بود. افتخارهایی که او با دستانی خالی برای ایران آورد کم نبود.

او در دوره ی دو ساله ای که سرمربی ی تیم ملی ایران بود، توانست قهرمانی ی بازی‌های آسیایی 1998 بانکوک را برای ایرانیان به ارمغان آورد و برای یک دم شادی به قلب ایرانیان نشاند.

روانش شاد و یادش گرامی باد

پ. مهرکوهی
چهارم نوامبر 2016، برابر با 28 اَمرداد 1332 توده ای.​

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)