این روزها در حالی که بحث انتخابات در ایالات متحده در جریان است٬ رقابت آقای ترامپ٬ غنی و غنی زاده و زن آزار٬ با هیلاری کلینتون٬ یک سیاستمدار حرفه ای سناتور و وزیر امور خارجه سابق٬‌ تنگاتنگ است. خواندن یادداشت ها و نظرات بسیاری از دوستانی ایرانی و ایرانی الاصل نه تنها جالب بلکه هراسناک هم هست.

clinton

در یک طرف رقابت یک زن قرار دارد. زنی که همسر فرماندار و بانوی اول ایالات متحده بوده است، سپس سناتور انتخابی ایالت نیویورک شده و در دولت اول آقای اوباما به وزارت امورخارجه رسیده است. او جاه طلب است ولی بیش از ۳۰ سال است که در برابر افکار عمومی قرار دارد. هر حرکت و اشتباه او داستانی پرماجرا شده است، با این حال علیرغم این فشارها او در عرصه سیاست حاضر باقی مانده و منشا کارهای بزرگ و کوچکی هم بوده است که می‌توان برخی از آنها را خدمت به جامعه آمریکا دانست.

در سوی دیگر یک میلیاردر است که فرزند یک میلیاردر است. افتخار او در دوران جنگ ویتنام این است که خود را با یک بهانه پزشکی ظاهری از خدمت معاف کرده و بعد خاکریزش فاحشه‌خانه‌های نیویورک بوده است. ترامپ فخر می‌فروشد که علی‌رغم فعالیت زیادش در این عرصه، مبتلا به بیماری‌های مقاربتی نشده است. حتی در تسلیت گفتن به زنی که داغدار فرزندش است ترامپ ماجرای ایجاد مزاحمت برای او را با دقت تعریف می‌کند. ثروت او با استفاده از کارگران مهاجر و ارزان قیمت به دست آمده و او با بهانه‌های قانونی از پرداخت مالیات طفره رفته و حتی گزارش درآمدها و مالیات‌های خود را منتشر نکرده است. ناکید او بر توانایی‌های خارق العاده‌اش بیشتر شبیه خودستایی یک دیکتاتور استالینی مروج کیش شخصیت است.

خانم کلینتون هم ثروتمند است و متوسط ثروت و دارایی او ۳۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود. ولی شبکه پی بی اس ایالات متحده تخمین می‌زند که از سال ۲۰۰۷ او به اتفاق شوهرش نزدیک به ۱۴۰ میلیون دلار درآمد داشته‌اند. منبع اصلی این درآمد کتاب‌ها٬‌ سخنرانی در مجامع٬ مشاوره در طرح‌های توسعه و مشارکت در فعالیت‌های مختلف بوده است. نباید فراموش کرد که دریافت پول برای سخنرانی منحصر به خانم و آقای کلینتون نیست. آقای ترامپ نزدیک به یک میلیون دلار برای سخنرانی دریافت می‌کند. با این‌حال، ثروت خانواده کلینتون و فعالیت‌های گسترده بنیاد کلینتون و این واقعیت که بسیاری از ثروتمندان و دولت‌ها کوشیده‌اند با اهدای پول به بنیاد کلینتون به خانم کلینتون در هنگام وزارتش دسترسی پیدا کنند، به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید.
ترامپ میلیاردر است٬ ولی بیشتر یک پدرخوانده است تا یک فعال اقتصادی. او مهاجران غیرقانونی را برای کار در پروژه‌های ساختمانی‌اش استخدام می‌کند و وقتی که آنها تقاضای دستمزد برابر یا حقوقشان را می‌کنند به اخراج از آمریکا تهدیدشان می‌کند. معمولا ترامپ پولی را که به کارفرمایان و بنگاه‌های کوچک بدهکار است پرداخت نمی‌کند. بر خلاف تصور بسیاری، او حتی با سرمایه خود فعالیت اقتصادی نمی‌کند. مایکل کرانیش، خبرنگار واشنگتن و نویسنده کتاب «ترامپ افشاء شده» که ۲۰ ساعت با ترامپ مصاحبه کرده است می‌گوید ترامپ باور دارد فقط اسمش کافی‌است. در بسیاری از پروژه ها او به طرف‌هایش می‌گوید «من اسمم را می‌دهم روی ساختمان‌تان بگذارید، همه در کارتان سرمایه گذاری می‌کنند.» در واقع ترامپ نه برای صدها نفر بلکه فقط برای خودش درآمد ایجاد می‌کند. او نه کارآفرینی مانند استیو جابز است و نه حتی یک نوآور. او به هر قیمتی اسم خود را سرزبان‌ها نگه داشته است و از آن درآمد داشته است.

حالا دوستان زیادی هستند که اولی را رد می‌کنند و دومی را قابل اعتماد می‌دانند. اولی به نظر ایشان محصول سیستمی فاسد و سیاست زده است. دومی که خود فاسد است، به خاطر انتقاد از این سیستم ستودنی‌است. البته در این استدلال، فساد ترامپ تقصیر خودش نیست. این اشکال دارد که خانم کلینتون برای سخنرانی در مجامع پول دریافت کرده است و ثروتمند است ولی آقای ترامپ که فقط نامش را می‌فروشد و با حضور جنجالی و هیاهوی رسانه‌ای به اینجا رسیده، یک فعال اقتصادی‌ست. اولی نام و اعتبارش را با کسب رای مردم به دست آورده است و دومی با اشغال فضای عمومی در رسانه‌ها.
اینجاست که باید پرسید آیا ذهنیت‌ها و قضاوت‌ها جهان سومی نشده‌اند یا جهان سومی نمانده‌اند؟‌ آیا نباید حداقل از یک سلسله ارزش‌ها و استانداردها پیروی کرد و افراد را در قالب آنها دید؟ به‌نظر می‌رسد با انتخاب ترامپ آمریکا قرار است یک کشور در حال توسعه بشود. کشوری که در آن یک عمر فعالیت مفید فایده‌ای نخواهد داشت و یک نفر٬‌ که در اینجا یک زن است٬ قرار است مسوول همه اشتباهات سیستمی باشد که در آن هیچ‌وقت یک نفر به تنهایی کار خاصی نمی‌تواند بکند.

براستی این کدام قوه قضاوت است که در آن ترامپ منتقد سیستم و ساختار شکن است؟ پولداری خود شیفته که سال‌هاست خود را به واسطه داستان‌های جنسی و دروغ‌های مکرر مطرح نگه داشته، به سختی یک ساختار شکن است.
هیلاری کلینتون یک سیاستمدار جاه طلب است ولی فاسد نیست. جنجال‌های پیرامون او بیشتر ناشی از گسترده شدن دایره استانداردها و معیارها هستند و این واقعیت که او بر خلاف ترامپ٬ سفید پوست با موی نارنجی که نماد مرد سفیدپوست و گستاخ است٬ یک زن تحصیلکرده است که خود را با کار و فعالیت در دنیای مردان تعریف کرده است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)