عاصمه جهانگیر حقوقدان و فعال حقوق بشر اولین زن از پاکستان بود که جایزه حق زندگانی که به نوبل الترناتیو مشهور است را از آن خود کرد. او وکیلی 64 ساله است. عاصمه بارها تهدید شده است چه از سوی دولت پاکستان چه از طرف بنیادگرایان مذهبی. در طول حیاتش با حمله در ملاء عام،  بازداشت خانگی به دلیل مبارزاتش علیه قوانین تبعیض آمیز ضد زن مواجه بوده است. او یکی از بنیانگذاران کمیسیون حقوق بشر در پاکستان است و به طور فعالانه دهه هاست که برای ترویج حقوق بشر و کمک به مردم و اقلیت های به حاشیه رانده شده جامعه شناخته شده است. او هدف خود را کمک به فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران، شاعران، نویسندگان ، وکلا و رهبران کارگری پاکستان اعلام کرده است. او بزودی قرار است به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران سازمان ملل متحد جای احمد شهید را بگیرد.
نگاهی به چند مصاحبه او در سال های اخیر  می تواند دید بازتری را درباره افکار و اندیشه های او درباره مسائل سیاسی و اجتماعی مرتبط با پاکستان و منطقه در اختیار مخاطبان قرار دهد. مصاحبه زیر  با  نشریه «دیلی استار» بنگلادش انجام شده است.


مصاحبه با  «دیلی استار» بنگلادش در مارس 2013

در آن سال عاصمه جهانگیر از دولت بنگلادش جایزه دوستان جنگ آزادیبخش را برای تلاش های پدرش و کمک به تسهیل روند استقلال بنگلادش دریافت کرد. ملک غلام جیلانی پدر او بود که به دلیل محکوم کردن جنایات و نسل زدایی ارتش پاکستان در بنگلادش در سال 1971 میلادی بازداشت و زندانی شد.

احساس شما پس از دریافت جایزه از طرف پدرتان چه بود؟ ابتکار عمل دولت ما برای قدردانی از دوستان خارجی مان را چگونه می بینید؟

بسیار احساساتی شدم ای کاش او اینجا بود. این تنها یک جایزه نبود بلکه فراتر از آن حس با هم بودن را به من داد. به گمانم ایده بسیار مثبت و بزرگوارانه ای بود.

چیزی از خاطرات زندگی تان در سال 1971 میلادی را به یاد می آورید؟

پدر من در پاکستان به عنوان یک خائن قلمداد شد و با او این گونه رفتار شد به من نیز به چشم فرزند یک خائن می نگریستند. اکنون من مفتخرم که منظور آنان از خیانت ایستادن برای دلیلی خوب و حرکت در مسیری درست بوده است و پدرم بازداشت شد.

آیا با هیچ مشکلی در کشورتان روبرو شدید؟

به هیچ وجه به مشکلات توجه نمی کردم. به نظرات مردمی که متعصب بودند اهمیتی نمی دادم. من زندگی ام را با صداقت و توجه به لزوم آزادی سپری کردم و به کسانی که به نفرت و رفتاری مستبدانه باور داشتند توجهی نداشتم.

آیا زمان آن نرسیده است که پاکستان برای اقداماتش در سال 1971 میلادی پاسخگو باشد؟

فکر می کنم دولت پاکستان از ارتش مان می ترسد. در غیر این صورت سیاستمداران باید راهی برای پرداختن به این موضوع پیدا می کردند. من می توانم امروز از شما عذرخواهی کنم و کار مشابهی را فردا نیز تکرار کنم. آن چه واقعا اهمیت دارد آن است که بتوانم به شما اطمینان دهم که نسل زدایی ها و جنایت هایی مشابه سال 1971 میلادی دیگر تکرار نخواهند شد.

آیا هیچ گونه پیام خاصی برای مردم بنگلاش دارید؟

من امیدوارم که بتوانیم گذشته را پشت سر گذاریم و از درس های آن برای آینده و در کنار هم بودن و برای سعادتمندی جنوب آسیا بهره ببریم.

انتخابات آتی پاکستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

من امیدوارم که برگزار شود. خشونت ها در جریان انتخابات زیاد خواهند بود چرا که احساسات مردم در آن هنگام اوج می گیرد. متاسفانه برگزاری انتخابات موجب ایجاد تنش هایی نیز می شود. در هر حال اما این گام مثبتی برای پاکستان است یک گام رو به جلو. امیدوارم این انتخابات ازادانه تر و منصفانه تر از انتخابات قبلی باشد چرا که ما رییس خوبی در کمیسیون انتخابات داریم که مورد احترام همگان است. در کمیسیون انتخابات در پنج سال گدشته اصلاحاتی صورت گرفته است. در نتیجه، من امیدوارم که انتخابات پیش رو بهتر از انتخابات مشابه قبلی باشد.

نظر شما درباره تشکیل دولت موقت در پاکستان برای نخستین بار چیست؟
بحث هایی مطرح شده اند که آیا باید دولت موقت تشکیل شود یا خیر. چرا که روند انتخاب و تشکیل این دولت در وضعیت مناسبی نیست و می تواند باعث افزایش سرخوردگی در میان مردم شود. دولت مشروعیت این را نخواهد داشت که با مردم صحبت کند چرا که نماینده آنان نخواهد بود. در نتیجه، این که چه عواملی باید در این راستا مدنظر قرار گیرند و این که تا چه اندازه امکان اجرایی شدن داشته باشد مسائلی هستند که هم چنان مشخص نشده اند و در نوعی حالت تعلیق به سر می برند.

موقعیت حزب مردم پاکستان (پاکستان پیپلز پارتی) و حزب مسلم لیگ در انتخابات چیست؟

به نظر من حزب مردم پاکستان خواهد باخت چرا که موقعیت سابق خود را از دست داده است و حزب مسلم لیگ وضعیت کمی بهتر از گذشته را خواهد داشت. این حزب توانسته مشارکت رای دهندگان بیش تری را در انتخابات به سوی خود جلب کند. این موضوع می تواند به نفع عمران خان نیز تمام شود. اما فکر نمی کنم شاهد مبارزه سیاسی سه طرفه باشیم و مبارزات انتخاباتی دو قطبی باقی خواهد ماند.

پیش بینی تان درباره آینده سیاسی عمران خان چیست ؟ آیا او وزنه سنگینی خواهد بود؟

او می تواند کرسی های لازم را برای ایجاد یک بن بست سیاسی کسب کند. من فکر نمی کنم که او بتواند دولت آینده را تشکیل دهد با این حال، تعداد کرسی لازم برای ایفای نقش به عنوان برهم زننده بازی را خواهد داشت. دستور کار او تنها بهره گرفتن از شرایط ایجاد شده ناشی از حکمرانی هر دو حزب اصلی کشور در سال های گذشته است او دستور کار ثابت و موثری را ارائه نداده است.

نظرتان درباره پرویز مشرف چیست ؟

او به خانه بازگشت که این خبر خوبی است. او می تواند موج های مقطعی و کوتاه مدتی را ایجاد کند با این حال، فکر نمی کنم که بتواند حمایتی را در داخل کشور از آن خود کند. حزب او در بی نظمی و آشفتگی به سر می برد. مردم ده سال حکمرانی پرویز مشرف و موارد فاجعه آمیزی چون رویدادهای بلوچستان را فراموش نکرده اند نکته دوم آن که تمام سیاست هایی که  اجرایی کرد اکنون علائم و پیامدهای خود را نشان می دهند. سیاست های او کمکی به سیاست و اقتصاد پاکستان نکردند.

پاکستان پس از انتخابات به کدامین سو خواهد رفت؟ آیا به نظرتان هیچ خطر جدی ای متوجه پاکستان نخواهد بود؟

از طریق این انتخابات ما به سوی تعمیق گذار دموکراتیک حرکت خواهیم کرد. معتقدم بسیاری از تصمیم گیری های سخت پیش روی دولت قرار خواهند داشت. تاکنون سیاستمداران نتوانسته اند تصمیمات دشوار را اتخاذ کنند چرا که آنان تحت نفوذ و تاثیرپذیری شدید و سنگین ارتش قرار دارند. برای مثال، رابطه با بنگلادش می تواند بهبود یابد و به سطح بهتری ارتقا پیدا کند اما برای تحقق این امر دولت پاکستان باید سیاست خارجی خود را تغییر دهد. این سیاست اکنون در گروگان دیکتاتوری نظامی است. به همین خاطر است که ما مرتکب خود آسیب زنی شده ایم و می شویم. اگر سیاست بازی را در قبال منطقه اتخاذ نکنیم در دو حوزه اقتصادی و اجتماعی ناکام خواهیم بود.

نفش ارتش در جریان انتخابات چگونه خواهد بود؟

ارتش طبق قانون هیچ نقشی جدای از لزوم حفظ نظم و تضمین اعمال قانون ندارد. با این حال، ارتشی ها مانورهایی را در طول برگزاری انتخابات خواهند داد و پس از آن همواره ائتلافی را تشکیل می دهند آن هم با در نظر گرفتن 13 منطقه قبیله ای فدرال و با هدف قرار دادن کرسی های مستقل تا نمایندگان مستقل را نیز به سوی خود جذب کنند. در نتیجه، آنان میزان قابل توجهی از کرسی ها را از آن خود خواهند کرد تا نمایندگان از ارتش حرف شنوی داشته باشند. تا به امروز ارتش حاضر نشده از نقش خود به عنوان تعیین کننده بازی عقب نشینی کند. گرفتن قدرت از ارتش پاکستان کار راحتی نخواهد بود. آنان در پشت پرده بازی گردان هستند و یا دست کم در برخی مواقع به طور علنی و با جلو آمدن به صحنه خودنمایی می کنند.

شما به منصب رییس دولت وقت اشاره کردید که مورد پشتیبانی حزب مردم پاکستان و مسلم می باشد چرا با این ایده موافق نیستید؟

در مراحل بسیار اولیه حزب مسلم لیگ نامی را ارائه کرده و حزب مردم پاکستان نیز اعتراضی نکرده است. نکته دوم آن که مسئولیت سرپرستی دولت موقت در زمانی که حزب عمران خان نیز در صحنه حضور دارد چالش ها را بیش تر می کند. من باور دارم که پذیرش چنین موقعیتی نمی تواند منصفانه باشد نه تنها از سوی من بلکه از سوی هیچ فرد دیگری.

بحران های زیادی وجود دارند نخستین آن ها خشونت ها هرروزه است. این موضوع می تواند کار را برای دولت موقت دشوار کند چرا که مجبور به بازداشت های گسترده خواهد شد. نکته دوم آن که مناطقی در پاکستان هستند که ممنوعه هستند و اجازه ورود به آن ها وجود ندارد. چگونه می توان با آنان مقابله کرد؟ نکته سوم آن که ما می خواهیم ملی گرایان بلوچستان نیز در انتخابات شرکت کنند. برخی از آنان از این موضوع سرباز زده اند. در میان آنان کسانی هستند که روحیه نظامی گری دارند. آنان تهدید کرده اند که برای جلوگیری از برگزاری انتخابات اقدامات مسلحانه را انجام خواهند داد. در نهایت آن که ما با بحران اقتصادی مواجه هستیم. سوزاندن خانه مسیحیان و حملات تروریستی روی داده که هر هفته اتفاق می افتند سبب می شوند تا این ضرورت احساس شود که افرادی باید پا پیش بگذارند که مردم به آنان اعتماد دارند.

نظرتان درباره بنیادگرایی در پاکستان چیست؟

ستیزه جویی مشکلی بسیار جدی برای پاکستان است و علاوه بر آن تعصب نیز مشکلی بزرگ برای ماست. این تعصب سبب اخلال در رشد ما شده است. این تعصب باعث گسترش حس ترس و ارعاب در جامعه پاکستان شده است. این موضوع سبب شده تا ما از سایر نقاط جهان متمدن جدا شویم. من فکر می کنم که نظامی گری مذهبی یکی از چالش های عمده ای است که پاکستان با آن مواجه است. در این کشور مناطقی وجود دارند که ارتش نمی تواند واردش شود.

ریشه بنیادگرایی در پاکستان را در چه می بینید؟ این پدیده تا چه اندازه در پاکستان عمق دارد؟

ریشه های آن عمیق است. بنیادگرایی مذهبی با حرارت و انرژی از سوی دولت ژنرال ضیاء الحق مورد حمایت قرار گرفت و سپس با قیم مابی دولت های بعدی تثبیت شد. بنیادگرایی در پاکستان خود را در موقعیتی می بیند که می تواند به هر سویی که خواست حرکت کند. بنیادگرایان مصون از مجازات هستند. آنان از سوی دولت در بسیاری از موارد محافظت شده اند و قادر به سازماندهی دوباره خود و ایجاد شبکه ای گسترده تر هستند.

تاکنون چگونه با بنیادگرایی مبارزه کرده اید؟

امروز تعداد بیش تری از مردم در پاکستان درباره آثار مخرب بنیادگرایی برای جامعه ما به بحث و تبادل نظر می پردازند. افکار عمومی زمانی از طالبان حمایت می کرد اما امروز علیه آن موضع گیری می کند. به طور آشکار، مردم دیگر نمی توانند حمایت اخلاقی از طالبان انجام دهند. ارتش و پلیس زمانی که ستیزه جویان به آنان حمله می کنند مشغول دفاع هستند. علاوه بر این، در برخی موارد گفت و گوهایی نیز با شبه نظامیان صورت می گیرد.

جامعه مدنی، رسانه ها و احزاب سیاسی در این میان چه نقشی ایفا می کنند؟

احزاب سیاسی اکنون تصمیم گیری برای اجماع جمعی در این باره را آغاز کرده اند. با این حال، آنان می ترسند. جامعه مدنی به طور طبیعی می خواهد که مصونیتی شامل حال شبه نظامیان نشود. با این وجود، در همان حال افراد عضو در گروه های حقوق بشری بر این باورند که حتی اعضای گروه های ستیزه جو نیز باید از حقوقی برخوردار باشند و برخورد با آنان به طور مناسب و طبق روندهای حقوقی و قانونی صورت گیرد. آنان می گویند که نباید صرفا ستیزه جویان را متهم کرد و رفتاری خارج از چارچوب قانون را با آنان داشت نباید آن ها را شکنجه کرد و باید با ناپدید شدن آنان و ربایش شان مخالفت کرد.

رسانه ها به دو گروه تقسیم شده اند بخشی از رسانه ها هستند که ستیزه جویان را توجیه می کنند و در مقابل رسانه هایی قرار دارند که به طور کامل رفتار آنان را محکوم می کنند. آنان دائما به موضوع عدم مدارای مذهبی می پردازند.

ارتش و سازمان های اطلاعاتی در این باره چه نقشی ایفا می کنند؟

آن چه من در روزنامه های پاکستان می خوانم این است که ارتباطاتی میان آنان با ستیزه جویان وجود دارد.  آنان از سیاست “طالبان خوب و طالبان بد” استفاده می کنند. از نظر آنان مادامی که حمله ای از سوی ستیزه جویان علیه ارتش صورت نگیرد از نظر آنان این مووع قابل تحمل است و در قبال انان مدارا صورت می گیرد. ما از آن چه در نهادهای تصمیم گیری اطلاعاتی و نظامی کشورمان می گذرد باخبر نیستیم و اعتمادی به آنان نداریم.

آیا از این مسائل درسی برای بنگلادش به منظور مقابله با بنیادگرایی دارند؟

ممکن است قطبی شدن جامعه وجود داشته باشد. امکان وجود اختلافات وجود دارد و انتقاد نیز باید صورت گیرد اما رهبران سیاسی باید بر سر مسائلی از جمله لزوم مقابله با بنیادگرایی با یکدیگر اجماع نظر داشته باشند. باید این اجماع حاصل شود که نمی توان به نام مذهب و با توجیهات مذهبی درصدد کشتار مردم برآمد. باید به فرهنگ مصون نگهداشتن کسانی که مرتب قتل می شوند پایان داد. دیگر نباید اجازه مصونیت به کسانی را داد که به مردم به نام مذهب آسیب می رسانند و یا مردم را تهدید می کنند. نکته سوم آن که ستیزه جویان را باید از سیاست دور نگه داشت. این بزرگترین درسی است که بنگلادش می تواند از پاکستان بیاموزد.

نظرتان درباره استفاده ابزاری از مذهب در سیاست بنگلادش و پاکستان چیست ؟

مسلمانانی وجود دارند اما فکر نمی کنند که دولت باید به آنان بگوید که مسلمان باشید. هر کسی باید خودش درباره پاسخگویی به خداوند تصمیم گیرنده باشد این هم فراتر از پاسخگویی به سیاستمداران فاسد و یا رهبران دینی فاسد است فارغ از این که آن فرد مسلمان خوبی باشد یا نه. من فکر می کنم در این مسیر، می توان انعطاف پذیری بیش تری در عرصه سیاست بوجود آورد سیاستی که اکنون در گروگان مذهب گرایی است امری که برای سلامت اجتماعی جامعه مناسب نیست. زمانی که ایده یا برای عرضه به مردم وجود ندارد عده ای از مذهب بهره برداری می کنند.

چگونه می توان با این موضوع مقابله کرد؟

این موضوعی است که باید با صبر و البته صراحت بیش تر درباره آن سخن گفت نه آن که با شیوه های مزورانه از آن یاد شود. سازمان های مذهبی ممنوعه و یا احزاب سیاسی عملکردی معکوس خواهند داشت. گفت و گود در بنگلادش باید میان گروه های مختلف آغاز شود.

وضعیت افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی از آن کشور را چگونه می بینید؟

فکر نمی کنم که عقب نشینی کامل صورت گیرد. نیروهایی هنوز هم در افغانستان حضور دارند که در عملیات شرکت می کنند. طبیعی است که خشونت در افغانستان جریان خواهد داشت و هر بازیگری در آن نقش دارد. این امر می تواند وضعیت را برای افغانستان به منظور فرارفتن از دوران حکومت طالبان دشوارتر سازد.

این موضوع چه تاثیری بر روی شرایط پاکستان خواهد گذاشت؟

خروج نیروهای امریکایی تاثیر عمده ای بر پاکستان می گذارد بدان خاطر که پناهجویان بازگشت به پاکستان را آغاز خواهند کرد. این موضوع در شرایطی روی می دهد که اقتصاد ما وضعیت شکننده ای دارد این وضعیت منجر به افزایش حملات در درون پاکستان از ناحیه وزیرستان شمالی و افغانستان خواهد شد. اکنون طالبان افغانستان و پاکستان شبکه و ارتباطات گسترده تری را با یکدیگر دارند. در صورتی که به این موضوع توجه نداشته باشیم با مشکلات بیش تری مواجه خواهیم شد.

ایران را چگونه می بنیید؟ موضع پاکستان در قبال ایران چگونه است؟

دولت ما تفاهم نامه ای را با ایران درباره خط لوله گاز امضا کرده است در حالی که امریکا با این موضوع مخالفت کرده است. هر آن چه که در راستای منافع پاکستان است را باید انجام دهیم. ما نمی توانیم در راستای منافع و خواسته های امریکا حرکت کنیم.

در ایران به هیچ وجه دموکراسی به معنای واقعی آن وجود ندارد. مردم در ایران احساس می کنند که به خواسته های بی توجهی می شود. من منتقد وضعیت زندانیان سیاسی در ایران هستم. ما می دانیم که وضعیت ازادی بیان در ایران جالب نیست و رفتار با زنان را نیز می بینیم. رویه های انتخاباتی نیز چندان قانونی نیستند. به عنوان یک فعال حقوق بشر نمی توانم دولت ایران را دولتی قلمداد کنم که حقوق بشر را رعایت می کند. در مقابل، ایران همسایه ماست و  می خواهیم سعادت و خوشبختی مردم ایران و زندگی آزادانه آنان را ببینیم. ما دوست نداریم هیچ نیروی خارجی ای ایران را تهدید نظامی و فیزیکی کند.

چشم انداز روابط پاکستان و امریکا را چگونه می بینید؟

زمانی که کسی می گوید این یک ازدواج بد است من حرف او را می پذیرم. ما نمی توانیم از امریکا جدا شویم و از سوی دیگر نمی توانیم با آن ها هم زندگی کنیم. صدای بسیار تند و تیزی علیه امریکا وجود دارد. جناح راست علیه امریکا است. با این حال، فعالان حقوق بشر از موضعی دیگر به خصوص درباره ناپدید شدن های متهمان پس از حادثه یازدهم سپتامبر منتقد سیاست های امریکا هستند. با این حال، باید این واقعیت را بپذیریم که امریکا تنها ابر قدرت در جهان است. بعنوان یک کشور باید با امریکا تعامل داشته باشیم ما نمی توانیم صرفا از امریکا دور شویم.

 

در همین زمینه: مصاحبه «عاصمه جهانگیر» با سایت «قنطره» در دسامبر سال 2014 میلادی : «همه محدودیت‌ها مبتنی بر مذهب هستند»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)