سوزش شلاق نه تنها برتن کارگران بلکه  روشنفکران، معلمان، دانشجویان و دیگر اقشار تحت ستم جامعه و برتن همه آزادی خواهان و اصلاح طلبان واقعی و همه آنانی که دل در گروی آرمانهای انسانی دارند احساس می شود بنابراین اتحاد وهمبستگی در برابر رفتار تب آلود ارتجاع  که ناشی از پارادوکس درماندگی در حل مشکلات است ضرورت می یابد.

به شوربختی  پیشگامانی می نگرم که با تازیانه اسلام سیاسی درشرق و با نام دمکراسی و آزادی درغرب مورد سرکوب وحشیانه  حکومتها قرار گرفته اند. سرمایه سالاران حاکم  دوقلو از شرق وغرب ارزشهای بهشت سرمایه داری  را به رخ می کشند اما کارگران آنرا “دیوارآهنین” ادغام شده در جهنمی می دانند که درسرکوب زحمتکشان تقسیم کار کرده اند. درایران کارگران معترض را باوحشیانه ترین شکل در ملاء عام زیر شکنجه شلاق قرار می دهند وبه  مجازات  جریمه  نقدی، حبسهای کوتاه وطویل مدت محکوم می کنند رهبران کارگری در سیاه چالها ی رژیم جان می سپارند تا در برابر رژیم “استبداد شرقی” سر تعظیم فرود آورند.

درترکیه و فرانسه، یونان، آلمان و انگستان ایتالیا و ایالات متحده آمریکا… حرکت حق خواهی کارگران زحمتکشان یدی وفکری مورد خشم  خدا وندگان یک درصد ی  قرار می گیرد. نغمه های شومی برعلیه  شوربختان  زحمتکش نواخته می گردد. کارگران را با دستان بی سلاح در برابر نبرد سرنوشت ساز بین مرگ و زندگی در مشکلات معیشتی غوطه ور شده  مورد تهاجم وحشیانه قرار می دهند  درمراسم شادی و جشن کارگری درخیابان ها توسط  مدعیان تمدن غرب با باطوم های برقی و مستبدان شرق با شکنجه شلاق داغ می شوند  فعالان کارگری با مزدوران تک تیرانداز ترور می گردند ساختمان اتحادیه کارگران به آتش کشیده می شود و اجساد سوخته شده به گورستان جمعی انتقال می یابند در جمهوری اسلامی خاوران می سازند و کارگر به دلیل مشکلات معیشتی خود سوزی و خود کشی می کند بدین گونه حاکمان سرمایه با “پارا دوکس ثبات” بی ثباتی را اجراء می کنند.

حاکمان سرمایه درغرب وشرق از کارگران هم کیش آقا زاده، از روشنفکران وازده از خانه پدری دستیارپرورش می دهند. دررسانه های جمهوری اسلامی، بی بی سی، سی ان ان، از جامعه سوسیالیستی “دیوارآهنین” می تراشند تا در تبلیغات زهرآگین رسانه ای ازقربانیان سناریوی  پیش ساخته شده قهرمان استخراج کنند و با تکثیر تصاویر آنان کادر مبلغ “نئوسوسیالیسم” به  سازند و به زحمتکشان القاء نمایند که  “تنها حکم الهی”  در زمین گزینه  سرمایه داری است!

اگر سرمایه داری تنها حکم تاریخ  است؟ این همه هیاهو برای چیست؟ ضرب شتم شلاق، اخراج و جریمه نقدی، یورش به محلهای کار وزندگی، بسیج نیروهای  مزدور و لباس شخصی ها در خیابان، تجهیزات مدرن ضد اعتصاب، ماشینهای  رنگ پاس وآب پاش و سلاح های شلیک گازهای اشک آور، گلوله های پلاستکی، باطوم های شوک برقی,پرونده سازی، تصویب قوانین ممنوعیت سازمانها، احزاب کارگری و کمونیستی، شناسائی وپیگرد روشنفکران دگر اندیش در فضای مجازی وغیر مجازی در دفاع از زحمتکشان آیا  این همه کینه و خشم ضرورت  می یافت؟

اما کارگران چه می گویند وچه می خواهند؟ که  درایران  به “اخلال در نظم و جلوگیری از فعالیت و تولید  ”متهم می شوند و در جریان اعتصاب هزاران تن بازداشت می شوند درتهران و شهرستانها کارگران به تحمل هزاران ضربه شلاق متهم می گردند. وتولید برخی از کارخانه ها زیرضربات شلاق قرار می گیرد وتعطیل می شود.

کارگران می گویند خصوصی‌سازی را متوقف کنید خواسته اعتصابیون کارگری و به توصیف آنها، “به تعدیل نیرو‌ی کار که عمدتا دارای قرارداد موقت هستند و کاهش دستمزد‌ها منجر خواهد شد زیرا کارفرمای بخش خصوصی به دنبال افزایش تولید با هزینه کمتر و سود بیشتر است “موردهای دیگر اصلاح قوانین کار وتامین اجتماعی را باید افزود تا دلیل عصبانیت ارتجاع با شلاق را دانست که تا حقوق طبقه کارگر ایران  زندگی و معیشت ناگوار آن ها به خوبی در معرض داوری قرار بگیرد. که باتغییر واصلاح قوانین کار و تامین اجتماعی، حق تشکل، افزایش دستمزد، تامین امنبت شغلی، دسترسی به بهداشت ودرمان، حق بازنشستگی، وموردهایی از این قبیل خواهد بود.

در ترکیه هم کیش ایران نیزسرکوب کارگران سالهاست ادامه دارد. به دنبال فاجعه معدن سوما حادثه ایی که  بیش از ۷۰۰ معدنچی را در زیر زمین گرفتار کرد، دستکم ۲۷۴ کارگر کشته و ۱۰۰ نفر مفقود شده‌ بودند اتحادیه کارگران به اعتراض از وضعیت ایمنی کارگران وشرایط کاری خطرناک به اعتراض از خصوصی سازی بخش معدن با اعلام اینکه صاحبان این معادن خصوصی، به قدر کافی برای تامین امنیت معدنچیان بخاطر هزینه وکاسته شدن از سود شان سرمایه گذاری نمی کنند  یک روزاعلام اعتصاب نمودند که با سرکوب حاکمان ترکیه  مواجع گردیدند دمکراسی اسلامی نوع ترکیه، در جشن کارگری با گماردن ۲۴هزار ۵۰۰ پلیس و۱۲۰ ماشین آب پاش در سراسر استانبول  با شلیک گاز اشک آور و گلوله پلاستکی صد ها کارگر زخمی وچند نفرگشته و هزاران نفر بازداشت می گردند. سرکوب گسترده اعتراضات کارگری در اروپا و آمریکا درجشن کارگری وحرکت اعتراضی احقاق حقوق که با سرکوب مواجع گردیده اند تناقض نمایی دمکراسی  غرب را آشکار می سازد.

اخیرا دولت و حاکمان فرانسه به‌منظورِ بی‌اثر کردن و از بین بردنِ فعالیت‌های سندیکایی و خصوصی کردنِ خدمات درمانی و آموزشی و همچنین واکنش اعتراض‌آمیز بر ضدِ اِعمالِ ریاضت‌های اقتصادی درمقابل “خیزش شبانه” نیروی متحدی قرار گرفت که شبانه در میدان جمهوری  پاریس  گرد هم آمده اند. کارشناسان “خیزش متحد” را ناشی از بحران‌های سیستماتیکِ سرمایه‌داری می دانند که سیاست‌های نولیبرالی بر همهٔ شئونِ اروپا و ایالات‌متحده آمریکا مسلط است ومی خواهند برای رفع بحران بار را بر دوش کارگران و تهیدستان بیاندازند  و پرداختِ هزینه‌ها را به آنان تحمیل کنند بدین منظور مورد سرکوب حاکمان سرمایه قرار گرفته اند.

درواقعیت عینی جهان اعتراضات، اعتصابات سالانه کم وزیادی در کشورهای سرمایه داری  رخ می دهد. جنبش اعتراضی زیر چکمه های مدعیان آزادی و دمکراسی به شدت سرکوب می گردند. مجرمین با اتهام ناروا ی “اراذل واوباش” دستگیر و مجازات می شوند. اما روش واپس گرایان جمهوری اسلامی با ویژگی خاص “استبداد دینی” با تحقیرواهانت به مردم بنام “خس و خا شاک” با شلاق در ملاء عام همراه است که تابع هیچ توع ظابطه انسانی ونهادهای حقوق بشری نیست و بدون در نظرگرفتن عرف ظاهری حتی دیگر کشورهای سرمایه داری  صورت می گیرد نام “شکنجه شلاق” را “مجازات” می گذارند از دیدگاه اسلام در محاسبات اجرائی سخن می رانند وهزاران کتاب  مطلب آموزشی سرهمبندی می کنند که “نحوه اجرای شلاق و شدت ضربات” چگونه باید باشد. آموزش­های لازم به مأموران اجرای احکام می دهند و قاضی علاوه بر حضور در صحنه  بر نحوه اجراء ضربات محاسبه شده نظارت می کند تا درصد محاسبه شده شدت شلاق به درستی اجراء شود.

باید اعتراف نمود  دوران دوزخ و اوج گیری تازیانه بر گرده زحمتکشان سپری گردید تنها واپس گرایان تاریک اندیش می توانند تصوری بر خلاف آن داشته باشند. امروزدر کشورهای سرمایه داری پس از تخریب اتحاد شوروی و عقب نشینی سیستم جهانی سوسیالیست با “نبرد نو” آغاز گردید که با همه تفاوتهای سنتی در ذات خود دارای مضمون مبارزه طبقاتی است. این نبرد در برگیرنده طیف وسیع از روشنفکران وزحمتکشان شهری با  نام ها وجنبش های متفاوت در برابرستم اقتصادی و طبقاتی است امروز اوج مبارزات  مردم ایران در راس آن طبقه کارگر جدا از مجموعه جنبش جهانی نیست چاره جوئی جز همبستگی برای رهائی از ستم جز ادامه  پیکار، راه دیگری باقی نمی گذارد زیرا سوزش شلاق نه تنها برتن کارگران بلکه  روشنفکران، معلمان، دانشجویان و دیگر اقشار تحت ستم جامعه و برتن همه آزادی خواهان و اصلاح طلبان واقعی و همه آنانی که دل در گروی آرمانهای انسانی دارند احساس می شود بنابراین اتحاد وهمبستگی در برابر رفتار تب آلود ارتجاع  که ناشی از پارادوکس درماندگی در حل مشکلات است ضرورت می یابد.

م. چابکی ۲۸ خرداد ۱۳۹۵ برابر با ۱۷/۰۵/۲۰۱۶

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)