بزنگاه فرصت_زمانه اکنون!، روشهای اشتباه ایرانگرایی و جهان روایی!، از سلطان اسماعیل تا اپوزیسیون و حتا بسیاری از مردم اکثریت!
در خلاص مطلبی قبلی، پس انبوه طمالب، در بخش بزرگی اش، نقد و تحلیل نظرات نظرمندان بوده است، با ارائه بررسی ها تاریخی و فرار و نشیب های حکمرانی، اشاره به مقاطع و بزنگاههای مهم تاریخی که حکم “فرصت_زمانه” بوده، آنانی در شرایط زمانی و مکانی، نخبگان تا حاکمان و عملان موثر بودند، تصمیمهای اشتباهی گرفتند، وقاعیت میدانی و عدم درک زمانه خویش، راه روش اشتباهی رفته اند، اینجا ممکن است نیات خیر داشته اند، اینکه منافع فردی هر کسی در تصمیمات و اقداماتش در نظر داشته باشد، امری طبیعی است، اما درک کند، اگر موجودیت زندگانی بشریت، در اجتماع است، چاره ای نیست خلاف منافع جمعی بلند مدت که گذر نسلی است، کاری نکند تا منافع فردی اش به خطر به افتد.
تصمیمات فردی، اگر محدود به حوزه فردی اش باشد، عواقب اشتباهش تا حدی محدود به همان حوزه میشود، اما وقتی شخص، در موقعیت فراتر حوزه فردی است، مصالح و منافع حوزه جمعی در آن است، باید لحاظ کند، تصمیم حکومت سلطان اسماعیل، معلوم شد در بهر سمی کردن مذهب شیعه امامیه، نه تنها به زیان خود او و جکومتش شد و که شکست بزرگ در جنگ چالدران و از ست رفتن بخش بزرگی مهمترین مناطقی که اگر حکومت محلی بودند که در نهایت سر که شایسته و لایق حکومت بر ایران بود، این ایرانگرایی آنها میان رفت و آنها واحد سرزمینی ایران با حکومت مرکزی صفوی یکی گرفتند (اشتباهی تا اکنون از همجوراها تا حکومتهای دور دست اشتباه میگیرند و یا تحت نفوذ محافلی این کار میکنند، تهدید به نابودی ایران و یا زیرساختهای مردم کاربر که خودشان میگویند اکثریت مخالف این حکومتند!) و تا مردم عادی در موقعیت حوزه های کوچکتر چون خانوداه و خاندان و کسب و کار و واحد صنفی و شرکت… هستند اقدام به نادیده گیری منافع اولیه و بدیهی حقوق بشری میگرند تا بیشترین نفع فردی ببرند، این بیشترین حد منفعت طلبی، که حد مشخصی تعریف نمیکنند!
بی حدی منفعت طلبی در حوزه فعالیت، یکی از بنیانهای مکشلات ایرانیان در این چند قرن اخیر بوده است، از انجا نهادهای مذهبی و حکومتی، بیشترین تاثیر داشتند و خود موجب بازتعریف ارزشهای اجتماعی و در عمل زیستی شده اند، اینکه فروکاستن هر چه بیشتر به حوزه های محدود از محلی گرایی تا خاندانها و آخرین کار فردگرایی بی حدی، نتیجه اش این فجایع سالهای اخیر است، نعصب و اصرار به فردگرایی بی حدی، و خود را حق مطلق پنداشتن چنین کی شود، اصول اخلاق که در حقیقت معنی در ارتباط و تنظیمات اجتماعی است، تنها دید خود حق مطلق پندار تعریف و اجرا کردن.
اقدامات یک دیکتاتوری مذهبی اقلیت، در فقرزایی عمدی و سیستماتیک، که با روشهای غارتگری و دزدسالاری و با روشهای رانت و قواین تبعیض آمیز از استخدام و گزینش ها- با نقض اصل بدیهی تفتیش عقیده که در همان قانون اساسی مملو اشتباه که در عمدتا احکام نامه و مجازاتهای اسلامی است- به همین ندرت اصلها که می دانید برای فریب آن ائتلاف لیبرال های اسلامگرا و التقاطی، گنجانده شده بود!
امثالهم نمیتوانیم نیتخوانی کنیم واقعا رفسنجانی یا خاتمی، پیشنهاد توزیع سهام بیش از صد میلیارد دلار اقای رفسنجانی در انتخبات گفت (که خامنه ایستها با عاملیت دولت احمی نژاد، سهام عدالت عملا آن ایده به انحراف کشاند، چون حکومت اسلامگرا کلیت ایران متعلق به نایب امام زمان و حق غنیمت حکومت تحت عناوین انفال و مصادرات در نهادهای آستان قدرس ها تا بنیادهای مختلف و ستادها…)، حتا حاضر نشدند حق تعلق همان سهام ناچیز طرح سهام عدالت، به مردم نداستند، نوعی منت گذاشتن از متعلقات حکومت اسلامی به عنوان بخشش بود که از محل سود این سهام، مالیکیت انتقال شودف هیمن جهان بینی و تفکرات ضد حقوق بشری، عملا بار وش اتشابه توزیع شد و میلیونها تن ایرانی محروم شدند با وجودی جزء اقشار فرودست بودند و آنهایی از بالاترین امتیاز چون کارمندان و کارگرانی تحت پوشش حق قانون کار و بیمه تامین اجتماعی بودند و حتا ثروتمندانی که طی این سالها با فررا مایلاتی و فعالیت مخفی درامدزایی و سوءاستفاده از رانتها… سهام عدالت گرفت، چرا که میخواستند خودشان فقیرنمایی کنند!
بحث استحاله امروز دارند تبلیغ میکنند، القائاتی که باز دارند تاثیرگذاری مردمان ایران و حتا از درون رژیم حاکم، که حفظ منافع حوزه های فردگرایی بی حدی (وقتی بحث الیگارشی است که هر گروه الیگارشی حکم فردگرایی بی حدی میشود).
وقتی اساس مشکلات انحطاط های امروزی اکثریت مردمان- که بخشی ازش اجبار شرایط و تاثیر حاکمان و همین الیگارشی ها و باندهای مافیایی و- منجر به آسیب زدنهای ناشی فروپاشی روانی فردی بخشی اشتباهات انجام میشود و خود را مملو از منفذ زنگانی اش می شود به طوری سوءاستفاده گران، با بی رحمی اقدام به دزدی و کلاهبرداری می کنند، همین اشتابهات در سطح گروههای باندی و الیگارشی نیز است، بی حدی منفعت طلبی، منجر به این می شود هر چیزی ابزار ریاکاری و با سوءاستفاده هوش سیاه، توجیه گر ستم و تا جنایت علیه دیگران می شود، مشکل استحاله گری که از راه تامین الیگارشی های که بی حدی فردگرایی دارند، اینکه تا ۹۰% ثروت فعال (و نه ان چند ده هزار میلیارد دلار نهفته) که شرایط قبل از تحریمها اخیر، اعم داراییها تا درآمدها، مجموعا به بیش یک تریلیون دلار برآورد میشود، باز بی حدی فردگرایی همین است، که با وجود پیشنهاد “عدالت توزیعی” مکرر طی این سالها، حتا در حد یک خط، در برنامه ها و سخنان خودشان نمی گویند، این حقیقت است از عدم درک و پذیرش این پیشنهاد، که از ذاتی بی مسئولیت پذیری است که طی چند دهه اخیر، امری رایج شده، تقریبا همه، از دیگران خواست مسئولیت پذیری هستند و اما خودشان کمترین مسئولیت پذیری داشته اند، در حالی قدرت و ثروت و موقعیت در دستان اینان بوده است.
اگر واقعا ابرقدرتها منطقه و جهانی مشهور به جهان آزاد، آنها دچار این خطای بی حدی منفعت طلبی شوند، با تعلل در اجرای تغییر رژیم- حالا تحت اسم استحاله یا براندازی- از براز تهید نابودی ایران و زدن زیرساختهای مردم کاربر و عدم ایجاد کانال تبادل کالاهای بشردوستانه طی این سالها به صورت رسمی و سیستمی گرفته تا عدم تاکید بر حق “عدالت توزیعی” بعنوان یکی حقوق اولیه و بدیهی حقوق بشر و عامل ایجاد و استقرار و تضمین و تدوام حکومت هماهنگ با نظم جهان آزاد که در ماهیت دمکراسی سکولار تعریف شده است، همین را در مدعیان اپوزیسیون تا آنهایی از درون این رژیم متوجه اشتباه حکمرانی شده اند.
سه اساس گذار (سکولار دمکراسی+حقوق بشر+عدالت توزیعی). | گذار به سکولار دمکراسی مبتنی بر حقوق بشر و عدالت توزیعی در القاگران محفلی و لولوی لانچریسم!
آیا اکثریت قاطع مردمان ایران معاصر نزدیک (از اوخر قاجار/مشروطیت)، واقعا اسلامگرا هستند؟ | اسلامگرایی | انحطاط | تظاهر | زدن سر اختاپوس
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.