مساله درک همزیستی طبیعی!، شرایط مشابه فعلی، بیش از ۲۰ سال پیش هم بود، تمامی کارهایی از پسا هفتم اکتبر شده،در پسا ۱۱سمپتامبر بود… سیاست تاخیر حل مساله ایران (دست کم یک سال پیش می شد قضیه وارد فاز استقرار دولت انتقالی کنند و نکردند!)، اینکه جهان مشهور به آزاد به رهبری امریکا و متحدانش…
دخالت دادن آماده نبودن شرایط تسلیم یا استحاله که با نام دیپلماتیک آبرومندانه توافق خوب از سوی دولتیان امریکا مطرح می شود، از همان ابتدای قرن ۲۱ معلوم بود، با شرایط موجود ماهیت حکومت فعلی ایران، ناممکن است، اما قسمت تلخ ماجرا همین است، ابرقدرتهای جهن آزاد را تا حد شبه مطلق احاطه کامل اطلاعاتی و آنالیز میگیرند و سخن از ضد واقعه ۷ اکتبر و پیش آن هم ۱۱ سپتامبر را همین بحث ضد واقعه گفتند!، اما نمیتوانند درک کنند، در اصل فرقی نمیکند که قضیه تئوری ضد واقعه و یا واقعه بون این بزنگاه های تاریخی، عواملی به وقع بزنگاه منجر می شود، چه ضد واقعه بدانیم و چه واقعه، نیروهای مخرب و نیروهای ضد مخرب، موجب ایجاد بزنگاه می شود.
عوامل منفعت طلبی فردگرایی چه در شکل یکایک مردم دار فروپای روانی و عاطفی و شستهای عمری و سلامتی و مالی و زسیتی که حقوق اولیه و بدیهی بشری شان موحب آسیب و هجمه قرار میگرد (حتا توسط هم نوعان طبقه خود که رنجهای شبیه بهم کشیدهاند!) تا غلبه ایدئولوژیک در روابط خانوادگی و دوستی ها، که منجر درگیری یا حتا تنها گذاشتن فرد، به دللی تبعیت برخی از افرادی خانواده نسبت فردی دیگر خانوده که بارها اثبات شده که این عقاید و ایدئولوژیها همگی بر اساس منافع فرقه ها ایجاد شده که منفعت گروهی داشته اند!
بجز منافع طبیعی زیستی، که اوجش در همزیستی است و عدم بازشناسی و تعرف قوق بشر برخلاف این منافع طبیعی زیستی و همزیستی، منجر به خلق و ابداع و برساختن ایدئولوژی های ضد طبیعی و ضد همزیستی می شود، کارکرد این نوع ایدئولوژیها کوتاه مدت است، در بلند مدت باز هین طبیعت زیستی فردی و همزیستی گروهی و اجتماعی ناچارند ایدئولوژی های ضد طبیعی را پس میزند، در این میان، پست سر، ویرانه ها و قربانیان و نسل های سوخته و حتا شبه نسل کشی های خاموش بجا مانده (قحطی ساختگی، تحریم هایی که اکثریت مردم و نه طبقه حاکمه عمدتا ضربه می زند، عدم باز گذاشن کانال کالاهای بشردوستانه، نشانه عدم درک طبیعت همزیستی است و غلبه منافع کوتاه مدت به اشکال بی رحمانه و… طرف های زشت کاری متقابل هم است.. که انحطاط خودشان به سمت فروپاشی احطاطی مردم عادی می کشانند!)، بازماندگان با وجداناهی آسیب دیه و خاطرات تلخ، ناچرا رنج تحمل کنند حتا اگر در اوج رفاه و سرخوشی باشند و یا با بازتعریف مجدد یک ایدئولوژی ضد طبعی دیگر، خودفریبی کنند.
چیزی نسلهای حاضر در این چهار سال شاهدش بودند، همان رخدادهای پسا ۱۱ سمتامبر است، قبل تر حمله رژیم بعثی عراق به کویت و…، تاخیرها به دلیل همین پندارهای کوتاه مدت منفعت طلبی و عدم درک و پذیرش همزیستی طبیعی است.
The Bottom Line with Mehdi Motaharnia: Ground War and a Very Turbulent Autumn
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.