خلاصه قضایا، بحث این است ۹۰% به اقلیت اسلامگرا بدهند یا مثلا ۲۵% به حکومت سکولار دمکراتیک که با کمک خارجی بیاد!

داستان مشروطیت هم بود که این زیر یوغ باج ۲۰% به نهاد روحانیت مدادند، به نحوی فرار میکردند، باید حکومت حامی اسلامگرایی میزان بیشتری حق از ثروت متعلق عموم و مزد و حقو مزایا حداقلی که کمتر از ۲۰% است، ۴۷ سال به باتلاق غارتگری ۹۰% افتادند! کلاه بردرای بزرگی نمیخواهند، اما به دلیل احکام مهلک و جرم تراشی ها، مجبورا اسلامی نمایی کنند، تا شاید از محل پارتی بازی و رانت، این اکثریت رخنه کنند به منابع که حقشان است.

مردم ساده دل، مدتها فریب خوردند، اکنون دیگر این فریب برملا شده، آنهایی هوش ساه داشتند وزدتر اصل قضیه متوجه شدند، در میان همراستایی تحریم خارجیان با برنامه فقرزایی حکومت، این تراژدی پایان بدهند، مساله برداشتن این کلاهبرداری بزرگ است.

تمامی پیشنهادهایی که طی این سالها شد برای رهایی از این انحطاط ها اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و… ، که کار به فروپاشی روابط عاطفی میان خانواده ها و دسوتان شده است، این رواج دزدسالاری حکومتی و مافیاها، به درون جامعه کشیده شده و این وضع قحطی ساختگی…
که اگر امریکا و غرب و غیره، بهانه هسته ای برای تحریم پیش نمیکشیدند، ین جماعت اقلیت، با انوع روشها شرایط برای ادامه این غارتگری ۹۰% ایحاد می کردند!

رئال پلتیک، مردم عدی بدون آنکه چندان هم با اطلاخات سیاسی آشنا باشند، در ضمیر ناخودآگاه و صحنه میدانی، متوجه شدند. مساله زندگی بدون رفع نیاز حداقلی مادی برای رفاه، اینجا حکومت اسلامگرا با زیست حداقلی به نقطه تقابل رسیده است.

چیزی که هنوز برخی نخبگان که درگیر اصطلاحات سیاسی و گذار مسالمت آمیز هستند و متوجه نمی شوند این قضیا را. طولانی تر شدن عمر این حکومت، بیشتر کشور در مراحل انحطاطها و نابودی نسل ها می برد. این بحث رئالیسم و ممکنات است.

این فرصت گذار طولانی شود یا از بین برود، باز چرخه غارتگری به شکل دیگری ادامه یابد. نسل Zنیز به عاقبت نسلهای قبلی دچار خواهند شد.

تمامی سودمندی اسلامگرا در قرون وسطا، این توهم بود که به اکثریت میرسد، اما خود اغلب غرب، دیگر با رنسانس  و سکولاریسم و سپس سکولار دمکراسی، کشورهای فقرشان به رفاه نسبی رسانده و دارای طبقه بزرگ متوسط شدند، بدون این ذخایر عظیم همگانی یاران، پس در دوران استعمار، آنها این اسلامگرایی نه تنها مزاحمش نشدند، بلکه در دهه ۱۹۷۰ ابزار مهار کمونیزم و نفوذ شوروی در کشوری مانند ایران دیدند، ما در سالهای بعد این کارد ضد کمونیزم، دسته خودش یعنی غربیان زخمی کرد!

آیا اکثریت قاطع مردمان ایران معاصر نزدیک (از اوخر قاجار/مشروطیت)، واقعا اسلامگرا هستند؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)