ز گهواره تا گور، دانش بجوی

دانشجویان و دانش‌آموزان عزیز، معلمان و استادان گرامی،

آغاز سال تحصیلی را به شما شادباش می‌گوییم.

شما نسل جوان ایران، در جایگاهی ایستاده‌اید که آینده خود و میهن را می‌توانید با اندیشه و عمل خویش دگرگون کنید. اما دانش، اگر به اندیشیدن، پرسیدن، نقد کردن و رهایی از پیش‌داوری نینجامد، چیزی جز انباشتن محفوظات نیست.

دانش با «چرا؟» آغاز می‌شود؛ با پرسش و تحقیق پیش می‌رود، با نقد و تجربه تصحیح می‌شود و انسان را از پذیرش کورکورانه رها می‌کند. عقل آزاد شرط دانش است و پرسشگری آغاز آزادی.

مدرسه و دانشگاه نباید کارخانه تولید مدرک و اطاعت باشند. جایگاه آموزش، پرورش انسان آزاد، آگاه، مسئول و صاحب حق است؛ انسانی که حقوق خود و دیگری را می‌شناسد، قدرت را نقد می‌کند، راه‌حل می‌جوید و در ساختن سرنوشت خویش و جامعه مشارکت می‌کند.

امروز نظام آموزشی ایران با مشکلات عمیقی روبه‌روست: از فشار هزینه‌های آموزشی و نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت، تا کمبود امکانات در مناطق محروم؛ از افت کیفیت آموزشی و اتکای گسترده بر محفوظات، تا محدود شدن فضای نقد و پژوهش. در کنار اینها، ترک تحصیل، فقر و پدیده کودکان کار، نشانه‌هایی از شکاف‌های اجتماعی و آموزشی‌اند که نمی‌توان از کنار آنها گذشت.

در دانشگاه نیز محدود کردن فضای اندیشه، محرومیت استادان و دانشجویان از فرصت‌های علمی و پژوهشی و برخورد با دانشجویان و استادانی که پرسشگر و منتقدند، با رسالت علم و دانشگاه ناسازگار است.

دانشگاه و مدرسه‌ای که پرسیدن در آن هزینه دارد، نمی‌تواند جامعه‌ای آزاد و خلاق بسازد.

اما مسئله تنها نقد وضعیت موجود نیست. پرسش اساسی این است: چه باید کرد؟

نسل شما باید از خود بپرسد چگونه می‌توان آموزشی ساخت که در آن هیچ کودکی به سبب فقر از حق آموختن محروم نشود؛ هیچ دانش‌آموزی برای پرسیدن تنبیه نشود؛ هیچ دانشجویی به سبب اندیشیدن و نقد کردن کنار گذاشته نشود؛ و هیچ معلم و استادی برای انجام وظیفه علمی خود مجبور به سکوت نشود.

شما تنها مصرف‌کنندگان دانش نیستید؛ نیروی محرکه تولید دانش، اندیشه و راه‌حل‌های تازه‌اید. شما می‌توانید در خانواده، مدرسه، دانشگاه و جامعه، تغییر را از اندیشه آغاز کنید و آن را به عمل اجتماعی تبدیل نمایید.

تغییر بنیادین، پیش از آنکه در ساختارها رخ دهد، در ذهن انسان آغاز می‌شود: در لحظه‌ای که انسان بر ترس غلبه می‌کند، می‌پرسد، می‌اندیشد، از تقلید فاصله می‌گیرد، حق خود و دیگری را می‌شناسد و مسئولیت انتخاب خویش را می‌پذیرد.

شجاعت، نترسیدن نیست؛ غلبه بر ترس است.

شجاع آن نیست که ترس را تجربه نمی‌کند؛ شجاع کسی است که اجازه نمی‌دهد ترس، او را از پرسیدن، اندیشیدن، دفاع از حق و پذیرش مسئولیت بازدارد.

هیچ انسانی نباید برده و رعیتِ هیچ انسان، قدرت، حزب، سازمان یا عقیده‌ای باشد.

هر انسان، پیش از هر تعلقی، صاحب حق و دارای کرامت است؛ باید آزاد بیندیشد، بپرسد، انتخاب کند و مسئولیت انتخاب خویش را بپذیرد.

ایرانی نیز باید شهروندی آزاد، آگاه و صاحب حق باشد؛ نه تابع و دنباله‌رو، بلکه انسانی مستقل که در تعیین سرنوشت خویش و جامعه‌اش نقش دارد.

آزادی بدون آگاهی پایدار نمی‌ماند و دانش بدون آزادی، به اطاعت و انقیاد فروکاسته می‌شود. از این‌رو، آینده ایران به نسلی نیاز دارد که نه دنباله‌رو، که پرسشگر؛ نه مطیع، که مسئول؛ نه رعیت، که شهروند باشد.

نسلی که بداند هیچ قدرتی فراتر از حق انسان نیست و هیچ حقیقتی از پرسش و نقد مصون نیست.

آینده ایران را کسانی خواهند ساخت که می‌اندیشند، می‌پرسند، بر ترس غلبه می‌کنند، مسئولیت می‌پذیرند و از حق آزادی خود و دیگران دفاع می‌کنند.

به امید سالی سرشار از دانش، آزادی اندیشه، آگاهی، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری.

مجامع اسلامی ایرانیان

۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ ، اول مهر ۱۴۰۵

استقلال آزادی عدالت اجتماعی

پاینده ایران

دبیرخانه مجامع اسلامی ایرانیان

دبیرخانه: dabirkhaneh@majame.com

وب‌سایت: https://www.majame.com


نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)