طوفان بنیان کنی در راه است. که نه با جابجائی  افراد در مجالس و  نه با  تحقیر و تهمت  به زندانیان سیاسی – عقیدتی و خانواده های آنان ونه به شلاق بستن کارگران  و جوانان  جلو این سیل بنیان کن را می توان گرفت و در مجموع  نشان از حاکمیتی را دارد که از سایه خود هراسناک است . …
همه تلاش های رژیم ایجاد رعب و حشت است که عاجزانه  از ادامه حیات خود می ترسد. خامنه ای امروز در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت:«دشمن در تلاش است تا گسل های داخلی را فعال و تبدیل به زلزله کند».

تردیدی نیست که چنین اعمال  غیر انسانی نمی تواند وجود یک اختلاف ریشه دار در درون حاکمیت  جمهوری اسلامی را پنهان کند.  خامنه ای همه وقت تقلا می کند  محیلانه  سخنانی را ارئه دهد که سرپوشی  برای خیانت های رژیم باشد. اما مردم بدرستی خدعه گری اورا درک کرده و دم خروس را از لابلای قسم حضرت عباس بیرون می کشند. وی   امروز  وحشت  رژیم  «فقاهتی » را  از زلزله اجتماعی قابل انتظار بار دیگر  برملا نمود .او در سخنان خود اظهار داشت: «دشمن قصد ایجاد زلزله در کشور دارد» و« آمریکایی‌ها اعم از دولت، کنگره و کاندیداهای ریاست جمهوری آینده، مدام زیاده‌خواهی و تهدید می‌کنند و مواضع و تهدیدهای آنها در مقطع فعلی همچون دوره قبل از توافق است».

خامنه ای گفت: «دشمن در سه سطح بین المللی، منطقه ای و داخلی طراحی هایی برای حکومت اسلامی دارد که در سطح بین المللی ادامه اتهام زنی ها، در سطح منطقه ای از میان برداشتن موانع تحقق نقشه های خود و در سطح داخلی فعال کردن گسل ها است».

آنچه که در این روزها  از سخنرانی در مزارخمینی تا بازتاب سخنان خامنه ای در صحن مجلس شورای اسلامی  مطرح می شود، موید تعمین اختلافات موجود است که خود ناشی از فساد گسترده در تمام حلقه های حاکمیت ،عدم لیاقت و کارآیی و ضعف مدیریت و بی برنامگی گردانندگان رژیم از سویی وخیانت آشکار به آماج های انقلاب مردمی بهمن ماه  ۱۳۵۷ از سوی دیگر است.    بحران کنونی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محصول وجود دولت در دولت و حکومت در حکومت ، که خود زاییده جریان های گوناگون سیاسی دارای پایگاه های طبقاطی گوناگون  است.

بعد از گذشت سال‌ها اعمال تحریم‌های مخرّب توسط کشور امپریالیستی، که به دلیل سیاست‌های نابخردانهٔ ولی فقیه و برگماردگان او که به ملّت ما تحمیل شده بود، پس از گذشت ماه ها ازتوافق‌نامهٔ «برجام» و عمل طرف‌های مقابل به تعهدات اعلام شده از دیدگاه رژیم ولایت فقیه، دوران پسا «برجام» (از منظر اقتصادی) نقطه‌عطفی در روند کوشش برای تخفیف بحران سیاسی-اجتماعی و کاهش دشواری‌های بسیار شدید اقتصادی  است و مسائلی همچون تشدید بیکاری و فقر و محرومیت، رانده شدن جامعه به سمت انفجار اجتماعی، و نقطه عطفی در روند تلاش دولت برای دستیابی به «رشد اقتصادی شتابان» ارزیابی می‌شد.

آمریکا با جمع بندی سیاست ها در سال ۲۰۱۵، حاکمان جمهوری اسلامی را «بزرگترین پُشتیبان تروریسم در جهان» خوانده و جام زهر خورده های طلبکار را نااُمید کرد ناگفته روشن بود که سیاست‌های کلان اقتصادی رژیم ولایت فقیه، که همان سیاست‌های نولیبرالی دیکته شده توسط صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی است، نمی‌تواند معضلات اقتصاد بیمار کشور ما را حل و برطرف کند.

آنچه که حاکمان چمهوری اسلامی در این یا آن شکل بر آن پای می فشارند، همان فاکتوری است که تحریمهای بانکی، تجاری و تسلیحاتی ایالات مُتحده را زیربنا دارد.  سران رژیم « ولایت فقیه» به گونه طلبکارانه اُمید داشتند پس از عقب کشیدن از محور تنش هسته ای، این محور دیگر بُحران خارجی، نادیده گرفته شود و  “برجام” بر آن سرپوش بگذارد.

امروز دیگر کمتر کسی را می توان یافت که با تجربه رویدادهای گذشته به این باور دیرینه نرسیده باشد که با ادامه رژیم «ولایت فقیه» حرکت به سمت تحولات  بنیادین و پایدار و استقرار جامعه مدنی، آزادی و عدالت اجتماعی ممکن نیست. اکنون زمان آن فرا رسیده است که به موازات کوشش برای اتحاد هر چه گسترده تر مردم در رویارویی با دیکتاتوری «ولایت فقیه»، مبارزه هدفمندی را برای سازماندهی مشخص مبارزات خلق ها وایجاد نهادهای ضرور برای تضمین تداوم وگسترش جنبش پایه ریزی کرد.مردم ما خواهان حاکم شدن بر سرنوشت خویش هستند  و بر جمهوریت حکومت خود پای می فشارند. «ولایت فقیه» تنها اهرم و توجیهی است که روحانیون برای ادامه حاکمیت سیاسی خود در دست دارد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)