19 آوریل 1865 در صحن دادگاه آپوماتوکس در ویرجینیا، ژنرال جنوبی رابرت ف- لی رسماً تسلیم ژنرال یولیسس گرانت فرمانده ی ارتش شمالی یونیون شد. گمان می کردیم که این تاریخ نقطه پایانی بر بردگی شرم آور غرب بگذارد حال آن که این چنین نیست بخش اعظم سیاره ی ما و غرب در پیشاپیش آن در اشکال گونه گونی درباره ی بردگی جنسی میلیون ها انسان امروزه مدارا می کند. انسان هایی ضعیف، زنان و کودکان (ریچارد پائولین استاد جامعه شناس دانشگاه اوتاوا توجه ما را معطوف می کند به این که غالباً این افراد به اقلیت های قومی تعلق دارند و می افزاید: بسیاری از زنان با سرنوشت از پیش تعیین شده ی فاحشگی به دنیا می آیند.

bardegi jensi

در قبایل شمال تایلند وقتی یک دختربچه به دنیا می آید جشن می گیرند چون به دلّال ها فروخته خواهد شد و بلافاصله پول به جیبشان سرازیر خواهد شد. بسیاری دیگر کارشان به چرخه ی فحشا خواهد کشید چون در کودکی شان متحمل سوءاستفاده های جنسی در خانواده شده اند. پروفسور پائولین انتشار یک مجموعه شوک آور را نظارت کرده که در آن شماری از فرهیختگان آفریقایی و آسیایی همکاری کرده اند. تحت عنوان فحشا، جهانی شدنِ مجسم. (جک بوک؛ 249 صفحه – 21 یورو) که بر اساس آمار گزارش می دهد که دیگر صحبت از فحشا و تن فروشان موردی ندارد. باید دل این را داشته باشیم تا بدانیم که ما پیش روی یک برده داری اصیل قرار گرفته ایم. که با آن بخش عظیمی از جهان آزاد و جهانی شده ی ما مدارا می کند که دست کمی از جنوب ایالات متحده در دوره ی پیش از لینکن و جنگ انشعاب ندارد. در طول دهه ی نود فقط در جنوب شرقی آسیا این اقدام ، سی و سه میلیون قربانی را پوشش می داد یعنی سه برابر تمام تاریخ برده داری در آفریقا که کلاً در طول سه سده فقط یازده میلیون و نیم بودند و از کمی بیش از یک دهه گفتمان مشابهی هم برای کشورهای شوروی سابق و اروپای مرکزی و بالکان رخ داده است.

و چقدر مربوط به کودکان می شود؟

در سال 96 یک گزارش از مجمع اروپا حدود صد هزار کودک اروپایی شرقی را تخمین می زد که در غرب تن فروشی می کردند و بر اساس مطالعات قابل توجه که ساده هم نمی توان آمار موسسات پژوهش رسمی ای را که مخالفت می ورزند به دست آورد) یک پسربچه در طول یک سال به دو هزار مرد سرویس جنسی می دهد. در سال 2001 گزارشی از یونیسف که در یوکوهاما ارائه شده برآورد کرده بود که بیش از یک میلیون خردسال به ویژه ( و نه فقط دختربچه ها) در صنعت سکس به کار فحشا واداشته شده اند. محاسبه می شود که در سال 2004 این تعداد دو برابر شده باشند. در غرب سن تکلیف برای دختربچه ها 14 سال است.

شما می گویید که دشوار می توان ارقام را به دست آورد شاید به این دلیل است که در ارتباط با صنایع مربوط به  بِزِه زیستی است؟

آه نه. نه فقط به این دلیل. فحشا مستقیما بخشی از استراتژی های توسعه ی برخی دولت هاست. بسیاری از کشورهای آسیایی بالاجبار باید آن قرض مشهورشان را  ادا کنند و تایید صندوق بین المللی پول و وام های بانک جهانی را گرفته اند برای توسعه ی صنعتی خود  در امر جهانگردی و سرگرمی. ولی وجوه تمایز تغییر می کنند. در نپال زنان و کودکان مستقیما در بازار استانی و بین المللی نهاده می شوند بیش از همه در هند و هنگ کنگ بدون این که در روستایشان فحشا رشد کند. در تایلند نه؛ بازار محلّی به موازات بازارهای استانی و بین المللی رشد کرده است، به هر روی این کالاهای انسانی گرایش دارند به مهاجرت از استان هایی که تمرکز سرمایه ها در آن ها ضعیف است به جاهایی که در آن ها این تمرکز نیرومند است . تخمین می زنند که دو میلیون زن و دختربچه بنگلادشی از ده سال پیش قربانی این حمل و نقل به پاکستان اند و بیست هزار از سی هزار فاحشه در تایلند تبارشان بیرمانیایی است و صد و پنجاه هزار فاحشه از روسیه و فیلیپین و تایوان و تایلند در ژاپن مستقر شده اند.

و همه هم کشورهای آسیایی؛ پس در غرب چه؟

فحشا 5 درصد درآمد ناخالص سالیانه در هلند است و در ژاپن درصد آن میان یک تا 3 درصد است. صنعت پورنوگرافی در دانمارک از لحاظ اهمیت در مقام سوم است و توسعه ای صاعقه وار  در مجارستان یافته به گونه ای که این کشور را به یکی از مکان های بسیار ارزشمند برای تهیه ی فیلم های پورنو بدل کرده. در سوییس و آلمان زنان در زادگاه خود نمی توانند فاحشگی کنند در حالی که زنان مهاجر می توانند البته تنها بر خاک وطن و نه در خارج.

جداً پذیرش چنین چیزهایی ناراحت کننده است.

به همین دلیل است که دستیابی به ارقام و منابع برای پژوهش دشوار است. در کانادا وقتی رجوع می کنید به یک موسسه ی ملّی پژوهش های اجتماعی خود را مواجهه با دیواری لاستیکی می بینید و این خود دال بر این است که در ارتباطات رسمی در امر جهانی شدن  میان قیمت ها و عایدات بانگ صنعت سکس هرگز شنیده نمی شود. با این همه بسیار مهم است. در سال 2002 گردش پول ناشی از فحشا حدوداً شصت میلیارد یورو بوده اند و رقم مربوط به پورنوگرافی 52 میلیارد بوده. می توانم همین طور ادامه بدهم.

ما چگونه به چنین رشد سرگیجه آوری در چنین پدیده ای رسیده ایم؟

همه چیز با جنگ کره و ویتنام آغاز شد. در هر دو دولت آمریکا تسهیلاتی را برای سربازان ایجاد کرد (یعنی فاحشه خانه هایی دولتی همچون مراکز سکس واقعی و خاص). اول در کره و بعدتر در تایلند در آغاز جنگ ویتنام در تایلند بیست هزار فاحشه وجود داشتند و با جنگ تبدیل شدند به چهارصدهزار نفر. وقتی که آمریکایی ها عقب نشینی کردند دولت تایلند پولهایی را برای سازماندهی توریسم جنسی برای نظامیان دریافت کرد.chase manhattan bank دو میلیون دلار وام داد و بعد به شکرانه ی فن آوری های جدید ارتباطی و تسهیلات مسافرت این صنعت بدل شد به توریسم توده ها. در حال حاضر محاسبه می کنند که تعداد فاحشگان در تایلند به دو میلیون نفر می رسد که سی و سه درصد آن کم سن و سالند. پس همه چیز از تبعات جنگ است. جنگ و فحشا تحمیلی اند. نه فقط از امروز. می توانید به ایلیاد مراجعه کنید مگر در تروا ده سال جنگ نکردند برای یک زن ربوده شده . شاه آگاممنون، فرمانده یونانیان کرئیسیده را از پدر راهبش می دزد و با تهدید به او می گوید که او را به خانواده اش باز نخواهد گرداند چون باید در بستر او بماند.

این طور که به نظر می رسد به رغم رشد تصاعدی ای که لازمه ی جهانی شدن است همیشه اینچنین بوده پروفسور پائولین!

نه . از ده هزار سال قبل به این سو اینچنین است. یعنی از زمانی که جوامع پدرسالار شده اند و شهرها و بازار به وجود آمده اند. ولی تاریخ بشر بر روی زمین دوازده میلیون سال عمر دارد.

البته اگر شما بازگردید به انسان نئاندرتال بله ولی ما در کل آداب و رسوم او را نمی شناسیم.

ما آداب و رسوم مربوط به جوامع بدوی را که توانسته ایم مطالعه کنیم می شناسیم سرخپوستان آمریکای شمالی فاحشگی نمی کرده اند اما سرخپوستان آمریکای جنوبی می کرده اند چون در آن جا شهرها بوده اند.

به هر حال گرچه با فن آوری مدرن وضع بدتر شده ولی این یک داستان خیلی قدیمی است.

بله چنین است چون برخی انحرافات روانشناختی مردانه در جامعه ی بازاری و پدرسالار به وجود آمده. مشتری معمولاً یک مرد است که از سکس (با زنان و معشوقگان) برافروخته است . ولی درباره ی زنان بد فکر می کند. یک زن که قبلا فاحشه بود به من گفت به من نگاه هم نمی کردند فقط می خواستند فاحشه را در من ببینند فهمیدید؟ زن خراب هوسباز و بد.

فهمیدم و به نظرم همواره هم خروج از آن دشوارتر می شود.

می توان با حذف مشتریان بر فحشا غالب شد. با نبود تقاضا عرضه هم پایان می یابد و روی این مساله  اندیشه های فمینیستی و بسیاری دیگر دارند توافق حاصل می کنند. جریمه ی مشتریان حتا در مصوبه ی مجلس پالرمو هم در سال 2001 پیش بینی شده.

من هم موافقم. ولی هرگز ندیده ام مشتریان جریمه شوند. لااقل در کشور خودم.

می دانم. در ایتالیا حتا مراکز هیچ سازی هم هستند که در آنجا فاحشگان با خشونت تصاحب می شوند. فقط بیست روز لازم است برای هیچ سازی و غلبه بر یک زن.

و مشتریان در بانک ها و در ارتش ها هستند.

و در مافیا و در شرکت های چند ملیتی توریسم قوانینی وضع می کنند و دیگران را به ملاحظه ی آنها وا می دارند. این را هم می دانم. با این همه برای تنبیه مشتریان هشتاد درصد سوئدی ها موافقند و در سوئد دیگر فحشا وجود ندارد حتا در کره ی شمالی هم چنین است.

دو کشور خاص و هر یک به شیوه ی خویش

توقع ندارم که مقاومتی در کار نباشد به همان ترتیبی که در ایالات متحده هم در الغاء برده داری بود. پس یک جنگ خونبار انجام شد. الان هم همه چیز می تواند رخ بدهد. ولی امروز و فردا جامعه ای که بخواهد خود را متمدن بنامد باید به اینجا برسد .آدمیزاد برای کالا شدن به دنیا نیامده؛ آن هم چنین کالایی.

برگرفته از روزنامه ی کورریه ره دلّا سه را.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)