تظاهرات ضد شاه

تظاهرات ضد شاه

توافق های پنهانی امریکا و آیت الله خمینی برای انتقال قدرت با مدیریت نهضت آزادی
ویرایش دوم*
به گیتی که کشتست فرزند را
دلیر و جوان و خردمند را
یکی داستان است پر آبِ چشم
دلِ نازک از رستم آید به خشم **

مجموعه ی عکس «جوخه ی آتش در ایران» کار جهانگیر رزمی برنده ی جایزه پولیتزر- 9 کرد و  یک زخمی روی برانکارد در میان یازده اعدامی بودند.

مجموعه ی عکس «جوخه ی آتش در ایران» کار جهانگیر رزمی برنده ی جایزه پولیتزر- 9 کرد و یک زخمی روی برانکارد در میان یازده اعدامی بودند.

۵. سرکوبِ خونین انقلاب و تسلط راستگرایان بر حکومت: پایان تقابل با غرب- تعادل و تعامل
سرانجام با ممنوعیت و سرکوب همه ی نیروهای انقلابی و ضدسلطنتی، نابود کردن پتانسیل انقلابی مردم در قتلگاه های جنگ و تکمیل روند گردش به راستِ حکومت در سال ١٣۶٧، در عرصه ی داخلی هم ثبات مطلوب دو طرف (غرب و حکومت اسلامی) با این اقدامات برقرار می شود:
• پذیرش صلح با عراق؛
• قتل عام هزاران زندانی سیاسی؛[47]
• وجه المصالحه شدن نیروهای مجاهدین با حمله ی بدون پشتوانه به غرب کشور و متلاشی شدن واحدهای نظامی شان (خالی کردن پشت جبهه ی مجاهدین توسط عراق و غرب علیرغم پشتیبانی های اولیه)؛
• برکناری و حصر آیت الله منتظری؛
• مرگ آیت الله خمینی و تشکیل حکومت هاشمی-خامنه ای؛
• کنترل و خنثی کردن کامل جناح چپ حکومت؛
• تعدیل اقتصادی و ورود به صندوق بین المللی پول برای پیوستن به سیستم سرمایه داری جهانی؛
• شروع «اختصاصی» سازی یا «خصولتی» کردن صنایع و بانک های ملی شده درجریان انقلاب به نفع مقامات حکومتی و موسسات و سازمان های تحت کنترل ولایت فقیه؛
• سیاست درهای باز متناسب با سوء استفاده ی مقامات حکومتی ضمن حفظ اقتصاد دوگانه؛
• خارج شدن عظیم ترین موسسات اقتصادیِ تحت کنترل ولایت فقیه از هرگونه مالیات و کنترل مجلس و دولت؛
• وارد کردن نیروهای امنیتی-نظامی به غارتگری های اقتصادی با امتیازات ویژه (معافیت از مالیات و کنترل دولت و مجلس) و ترک رقابت های معمول اقتصادی؛ ….
همه ی این اقدامات موجب می شود که غرب حکومت را قابل قبول بداند و آشکارا آغوش بگشاید. ضمن تداوم روابط پنهانی رژیم با امریکا، روابط اقتصادی و سیاسی با متحدین امریکا (انگلستان، اتحادیه اروپا، کانادا و استرالیا) به شدت افزایش می یابد- البته بدون کنترل و نظارت نهادهای انتخابی نظیر مجلس. روابط آنچنان حسنه است که جامعه ی جهانی دربرابر قتل عام هزاران زندانیان سیاسی کاملا سکوت می کند. همچنین رژیم این امکان را می یابد که با گسترش شبکه های اطلاعاتی اش و همکاری با سازمان های اطلاعاتی غرب، ترورهای مخالفین در خارج از کشور را بدون هیچ مشکل و پیامدی سازمان دهد.[48] تنها پس از رسوایی ترور رهبران کرد در رستوران میکونوس برلین[49]، اینگونه عملیات در اروپا و امریکا محدود می شود؛ ضمن آنکه کار اطلاعاتی در انواع پوشش های دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی-اسلامی، ضمن استفاده از نیروهای غیرایرانی، همچنان ادامه می یابد.
علیرغم پذیرش صلح با عراق، فاجعه ی برنامه ی سری و نظامی-امنیتی برای دستیابی به سلاح اتمی آغاز می شود و عملا سیاست «جنگ جنگ تا پیروزی»، در جنگی پنهان تداوم می یابد. تجاوز به افغانستان (سپتامبر2001 یا شهریور١٣٨٠) و به عراق (مارس 2003 یا فروردین ١٣٨٢)، نیروهای امریکایی و ناتو را برای استفاده از «گزینه های دیگر روی میز»[50] با ایران همجوار می کند. این جدی ترین هشدار به حکومت ایران بود. جمهوری اسلامی بلافاصله مذاکرات و هماهنگی های مستقیم با امریکا و ناتو را، برای تسهیل عملیات اشغال این دو کشور، آغاز می کند. جرج بوش و حزب جمهوریخواه، علیرغم تبلیغات پر سروصدا برعلیه ایران به عنوان یکی از «محورهای شرارت»، با همسنخ های ایرانی خود، یا همان خریداران پنهانی میلیاردها دلار تسلیحات (در دوران جنگ ایران وعراق)، به مدت سه سال بر سر میز مذاکرات نشستند. ضمن اینکه این حملات، درعمل، فرصتی برای تعامل پایدار با جمهوری اسلامی بود با دادن هدیه هایی بزرگ:
• حذف رژیم های دشمن ایران: صدام در عراق و طالبان در افغانستان؛
• تسهیل گسترش نفوذ و حضور نظامی-امنیتی ایران در این دو کشور همسایه؛
• خلع سلاح و انتقال عمده ترین نیروی ضد رژیم (شورای ملی مقاومت) در عراق ضمن تسهیل کشتار مجددشان.
این بار امریکا و غرب، با زمینه سازی برای معامله های جدید، تسخیر کامل و بازگشت ناپذیر بازارهای ایران را می خواستند- البته با اولویت دادن به گزینه ای با حداقلِ ریسک و هزینه: تعامل و همکاری به منظور استحاله ی قدرت حاکمی که جاده را برایشان صاف کرده درجهت نیازهای غرب.

زیرنویس ها
* در ویرایش دوم این تغییرات داده شده است: تقسیم به هشت عنوان فرعی، زیرنویس های جدید، ترجمه ی زیرنویس های انگلیسی، کامل تر کردن زیرنویس های قبلی و بازبینی بیشتر متن بدون تغییر محتوا. ویرایش اول در تاریخ اول فروردین ١٣٩٣ برابر با 21 مارس 2014 منتشر شده بود.
** از داستان رستم و سهراب شاهنامه ی فردوسی. کنایه ای از انقلاب و فرزندانش.
[47] در مورد قتل عام ها به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران مراجعه کنید:
فتوای مرگبار: قتل عام زندانیان 1367 ایران
همچنین به گزارش بنیاد عبدالرحمان برومند:
تحقیقی دربارۀ کشتار زندانیان سیاسی ایران در سال ١٣۶٧
و برای اطلاعات و جزئیات بیشتر به مقاله ی:
قتل عام تابستان ١٣۶٧- پایان کودتایی خزنده برای حذف گرایش چپ در انقلاب ۵٧
[48] از سال ١٣۵٧، مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران به حداقل ١۶٢ مورد قتل فراقضایی اعضای اپوزیسیون سیاسی رژیم در ١٩ کشور جهان مرتبط شده‎اند. این عملیات با وجود مغایر بودن با تمامی معیارهای قانونی ملی و بین‎المللی متبلور شد. سازماندهی و برنامه ریزی این عملیات در بالاترین ارکان دولت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. به گزارش های مرکز اسناد حقوق بشر ایران مراجعه کنید:
پناهگاهی نیست: عملیات جهانی ترور جمهوری اسلامی ایران
و:
محکوم توسط قانون: ترور برون مرزی مخالفان سیاسی
همچنین به فیلم مستند «جنایت مقدس» (Holy Crime) ساخته ی رضا علامه زاده مراجعه کنید:

[49] دکتر صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و مترجمشان نوری دهکردی از فعالان چپ با مقامات سوئدی برای کنگره جهانی احزاب سوسیالیست و سوسیال دمکرات در برلین بودند. آن ها در رستوران ایرانی میکونوس (Mykonos) قرارملاقاتی ضمن شام داشتند که در هفدهم سپتامبر 1992 (٢۶ شهریور ١٣٧١) ترور می شوند. جالب این است که درست قبل از ترور، نخست وزیر سوئد کارل بیلت از مقامات سوئدی (اینگمار کارلسون، مونا سالین و پیر شوری) تلفنی می خواهد که فورا برلین را ترک کنند و برای این ملاقات شام حاضر نشوند. بهانه این بوده که اوضاع اقتصادی سوئد وخیم است. این نشان می دهد که یا مقامات غربی از این ترور اطلاع داشته اند یا از طریق رابط هایشان در جمهوری اسلامی مطلع می شوند و برلین را ترک می کنند. دادگاه میکونوس حجت الاسلام علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت را به عنوان دستوردهنده ی ترور محکوم می کند و برایش حکم دستگیری بین المللی صادر می کند. حکم دادگاه حاکی از آن است که این ترور با اطلاع رفسنجانی و خامنه ای انجام شده است. دولت آلمان دو تن از عاملان اصلی ترور، کاظم دارابی و عباس رایل را پس از پنج سال آزاد کرده و به ایران و لبنان می فرستد.
ضمنا به این گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران مراجعه کنید:
قتل در میکونوس: تجزیه و تحلیل یک ترور سیاسی
اهمیت ترور میکونوس در این است که برای اولین بار حکومت جمهوری اسلامی و شبکه ی ترور آن در اروپا به طور وسیعی افشا و رسوا می شود؛ دست داشتن بلندپایه ترین مقاماتش در این ترورها مستند می شود و از آن پس رژیم وادار می شود که عملیات ترور در اروپا را متوقف کند. برای اطلاع بیشتر به این منابع مراجعه کنید:
فیلم مستند «ترور در برلین» (Terror in Berlin) ساخته ی «سینمای آزاد» به کارگردانی آرمان نجم:

مصاحبه ی پرویز دستمالچی با صدای امریکا با عنوان «ترور به نام الله»:

بررسی پرونده میکونوس در صفحه ۲ بی‌بی‌سی:

و به این کتاب نوشته ی پرویز دستمالچی یکی از جان به دربردگان ترور میکونوس (دانلود):
ترور به نام خدا-تروریسم حکومتی جمهوری اسلامی ایران
ترور-به-نام-خدا
پیش از آن نیز در ۲۲ تیرماه ۱۳۶۸، درست یکسال پس از قتل عام زندانیان سیاسی، رهبران حزب دمکرات کردستان، دکتر عبدالرحمان قاسملو و دکترعبدالله قادری آذر، درحالی که برای رسیدن به راه‌ حلی مسالمت آمیز با تنی چند از نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی در «وین، اطریش» به گفتگو برای صلح نشسته بودند، در عملیاتی دیگر ترور می شوند. ضمنن دکتر فیدل (فاضل) رسول از کردهای عراقی که مذاکرات در منزل وی انجام می شد نیز در این ترور کشته می شود. به گفته ی برخی اطرافیان قاسملو، او در ماه‌های آخرمعتقد بود که مساله کردستان راه حل نظامی ندارد. لازم به ذکر است این مقامات حزب دمکرات کردستان خواهان صلح و گشودن راهی برای فعالیت مسالمت آمیز در ایران بودند. دیگر ویژگی این رهبران تلاش پیگیرشان برای اتحاد نیروهای سیاسی اپوزیسیون بود. به این مصاحبه ی عبدالرحمن قاسملو با بی بی سی که درست یک ماه پیش از ترور وی انجام شده مراجعه کنید:

هر دو ترور میزان حیله گری و توطئه چینی مقامات جمهوری اسلامی را آشکار می کند. ضمن آنکه میزان ساده اندیشی و توهم یا خطرکردن و بی احتیاطی این رهبران کرد را در مورد ماهیت حاکمان جمهوری اسلامی و یا اعتمادشان به نفوذی ها را آشکار می کند. این توهم کماکان درمیان نیروهای اپوزیسیون تداوم یافته است درحالی که همان جنایتکاران حکومتی قدرت اصلی را در دست دارند.
درست قبل از ترورهای رهبران کرد، جمهوری اسلامی با اعزام نمایندگانی به خارج از کشور از جانب هاشمی رفسنجانی توهم آشتی ملی و گفتگو با اپوزیسیون را ایجاد کرده بود. همچنین با افراد میانه روی اپوزیسیون که دچار توهم در مورد ماهیت رژیم جمهوری اسلامی بودند مستقیمن تماس می گرفتند تا دام ترورها را با تبلیغ وسیع «گربه شد عابد و مسلمانا!» فراهم کنند. در اکثر ترورهای خارج از کشور، افراد نفوذی و خریداری شده در درون اپوزیسیون از مدت ها قبل به کار گرفته می شدند. در برخی موارد واسطه های غیرایرانی هم مورد استفاده قرار می گرفتند. در مذاکرات با رهبران کرد برخی کردهای عراقی (جلال طالبانی) احمدبن بلا از رهبران سابق الجزایر که روابطی هم با رژیم داشتند واسطه بودند.
دولت های غربی که دارای بده بستان های اطلاعاتی و از آن مهم تر منافع اقتصادی و امنیتی عظیمی بودند اغلب مرعوب باج گیری های جمهوری اسلامی می شدند و در رهایی و فراری دادن (با اسکورت رسمی تا پای هواپیمایِ) جنایتکارانی که مستقیمن در ترورها دست داشتند و پوشاندن نقش مقامات کلیدی رژیم (رهبر، ریاست جمهور، وزیرخارجه، وزیراطلاعات، فرمانده سپاه و سفرا) نقش مهمی داشتند. ضمن آنکه مجموعه ی این ترورها «ثبات» لازم و بدون مزاحمت را برای غارتگری های هرچه بیشتر با کمک رژیمی فاسد، جنایتکار و ضدملی فراهم می کرد.
[50] به زیرنویس 28 مراجعه کنید.

Iranians-who-were-killed-by-Islamic-republic-1

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)