اعلام وجود یک شبکه‌ی مخفی مرکب از پزشکان و راهبه‌گانی که نوزادان را بلافاصله پس از تولد آنها ربوده و به خانواده های دیگر فروخته‌اند بار دیگر خاطرات سیاه تاریخ معاصر اسپانیا را زنده کرده است. در چند سال اخیر بیش از ۱۰۰۰ نفر به دادگاه ها شکایت برده و خواستار یافتن اثری از دختران و پسران، و خواهران و برادران گمشده‌ای شده‌اند که زمانی به دروغ خبر مرگ آنها به مادرانشان ابلاغ شده است. آنتونیو اینیستا Antonio Iniesta در میدان پوئرتا دِل سُل Puerta del Sol در کنار پوستر بزرگی ایستاده است که بر روی آن عبارت، «کودکان ربوده شده bebes robados» به چشم می زند. هدف او انعکاس هرچه گسترده تر جستجو برای برادر گمشده‌ی خود است. اینیستا موفق شده است مدارک بیمارستانی مادر خود در سال ۱۹۵۷ را بررسی کرده و روی تناقض یادداشت ها و دست نویس های آن انگشت بگذارد. در یک جای این مدارک عنوان شده که جنین مرده به دنیا آمده و در جای دیگر به «گمراهی اجتماعی» خانواده‌ی نوزاد اشاره شده است. منظور از عبارت اخیر، «فقر خانوادگی و تاثیرات منفی آن بر بهزیستی کودک» است.

* دیکتاتوری فرانکو و آغاز جریان نوزاد ربایی

نوزاد ربایی در اسپانیا در سال ۱۹۳۹ و به دنبال پیروزی فرانکو و دیکتاتوری او آغاز شد. تحقیقات سه سال پیش بالتازار گارزُن Baltasar Garzon قاضی اسپانیایی روشن کرده است که در آن دوره نوزادان را به زور از زندانیان زن کمونیست جدا می کردند و تعداد چنین کودکانی تا سال ۱۹۵۰ به سی هزار نفر رسیده است. ناتالیا هون-کوئرا Natalia Junquera، روزنامه نگار، میگوید کودک ربایی در راستای ایجاد تغییرات اجتماعی‌از بالا و به ابتکار روانشناسی بنام والهو-نَهِیرا Vallejo-Najera بنیاد گرفت. این شخص آموزش های خود را در دهه‌ی ۱۹۳۰ در آلمان نازی فرا گرفته بود. این روانشناس مادران چپ گرا را خطرناک می دانست و بر این اعتقاد بود که «این مادران در خود تخم مارکسیسم را می پرورند و این ایدئولوژی به نوبه‌ی خود در نوزادانی که با چنین مادرانی بزرگ میشوند نُضج خواهد گرفت.»
این جریان تا سالها پس از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵ همچنان ادامه یافت. بنا به برخی گمانه ها رقم نوزادان ربوده شده تا سیصد هزار (۳۰۰۰۰۰) می رسد. این آدم ربایی ها اینطور توجیه می شد که گویا بهتر است این کودکان در خانواده های ثروتمند، محافظه کار، و باایمان کاتولیک بزرگ شوند. چنین خانواده هایی حاضر بودند برای هر بچه تا بیست و پنج هزار دلار ($۲۵,۰۰۰) بپردازند.
هون-کوئرا Junquera می گوید، «برای ربودن نوزادان یک دکتر لازم بود و یک راهبه. آنها بودند که در مقام خدا نشسته و تصمیم می گرفتند چه کسی لایق بچه داشتن است و چه کسی نیست.»
خواهر یوسِفا گارسیا ویها Josefa Garcia Veiga مدیر مرکز سانتا ایزابل Santa Isabel برای زنان بی سرپرست، از معدود راهبه هایی است که حاضر به شکستن سکوت در این باره شده است. این راهبه که در مستند تلویزیونی «کودک مرا پس بده، Devolvedme A Mi Hijo » به گفت و گو در این خصوص تن در داده بود ادعای جدا سازی زوری کودکان از مادران را رد می کرد. او در همانجا سوگند و عهد سکوت خود را مطرح کرده و گفته بود که به هیچ وجه حاضر نخواهد شد مدارک پزشکی نوزادان ربوده شده را تسلیم مقامات کند، حتی اگر پای مرگ و زندگی یکی از همان افراد در میان باشد. یکی از کودکان ربوده شده نیاز حیاتی به یافتن مادر و روشن کردن سوابق ژنتیک-بیولوژیک خود دارد تا شاید بتواند بیماری ارثی-نادر خود را درمان کند. خواهر یوسِفا در فیلم مستندی که سال پیش ساخته شده بود صراحتا اعلام کرده بود، «من حاضر نیستم چیزی بگویم. ما مجاز به شکستن عهد خود با این مادران نیستیم، چه به بهانه‌ی سلامتی فرزند چه به هر دلیل دیگر.»

* در جستجوی حقیقت، و پیوند دوباره

اولین دادخواست علیه یکی از خواهران مقدس در همین سال جاری تسلیم دادگاه شده است. در آوریل گذشته در همانحالی که خواهر ماریا گومِز Maria Gomez داشت در مقابل قاضی شهادت می داد، جمعیتی از مادران در بیرون دادگاه فریاد می زدند، « بچه‌ی من کجاست. . . ؟ بچه‌ی من کجاست. . . ؟» خواهر گومِز که هشتاد ساله است اتهام دخالت در ربودن پیلار آلکالده Pilar Alcalde در سال ۱۹۸۲ را رد می کند. آلکالده با کمک فِیس-بوک و خوش شانسی بالای فردی موفق شده است با مادر واقعی خود پیوند دوباره برقرار سازد. این خبر به یکباره سد های سکوت را شکست و بار دیگر باعث زنده شدن خاطرات ناخوشایند زنان از بخش های زایمان و رفتارهای مرموزانه‌ی برخی افراد در آنجا شد.
از آن زمان «رادیو ملاقات دوباره Radio Te Encontrare» به صدای کودکان ربوده شده مبدل شده است و روز به روز افراد بیشتری به آن تلفن می کنند و به بازگویی داستان زندگی خود می پردازند. وجه اشتراک تمام این داستان ها یک چیز است: مادران فقیر و اکثرا بی شوهر از دیدن نوزاد خود پس از تولد محروم شده‌اند، و گورهای ادعایی فرزندان آنها خالی بوده است. این رادیو را ویسِنته اولایا Vicente Olaya خبرنگار اِل پائیس El Pais تاسیس کرده است. مادر او نیز مانند بسیاری دیگر هرگز متقاعد نبوده است که دختر او پس از تولد درگذشته باشد. او می گوید، «ادعا می کنند که خواهر من بلافاصله پس از تولد مرده است در حالیکه نوزاد او را هیچوقت نشان او نداده بودند. این سئوال بر انگیز نیست که نه جسدی از او به جا مانده باشد نه گوری. هیچ مدرک دیگری نیز در دست نیست چرا که ادعا می شود که آرشیو های زیر نظر خواهران مقدس در همان دهه‌ی ۱۹۸۰ از بین رفته‌است.
امروز بیش از ۲۰ اتحادیه با هم زیر شعار «اینها بچه های ما هستند» متحد شده و به دنبال یافتن عزیزان خود هستند. این اتحاد نه تنها به دنبال دادخواهی بلکه بدنبال حقیقت یابی و پرتو افشانی بر یک دوره‌ی تاریک و مخفی تاریخی نیز هست.

* Sylvia Poggioli
تیترها از مترجم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)